تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 05:05 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 11 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
🔶️ صدای پای هیولای فاشیسم #عمادالدین_باقی ✍️قتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم است که دیگر هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که آیا جنایت از نوع تروریستی…🔷️ توضیح و تکمله ای درباره یادداشت پیرامون مرگ رجب زاده✍️ پیرو بعضی از کامنتها درباره یادداشت قبلی تاکید میکنم که در یادداشت مورد اشاره کوشش بر این بوده که قضاوتی درباره خود قتل صورت نگیرد و با توجه به اینکه نخستین بار خبر این حادثه را اکانتهای سیاسی مخالف حکومت با تعبیرات 《قتل مداح حکومتی》 و... منتشر و از سلاخی کردن، دفاع کردند و در مقابل نیز، عدهای از موضع دفاع از حکومت، با شهید خواندن وی، نسخه کشتن و انتقام و اعدام را پیچیدند و دو طرف، موضوع را کاملا سیاسی کردند تا میوه ان را بچینند، هدف اصلی من فراتر از این موضوع و نفی توسل به خشونت و انتقام بود و اینکه نفی اعدام، نفی مجازات نیست و مجرم هر که باشد باید طبق اصول دادرسی عادلانه محاکمه و مجازات شود.و اما در مورد ماهیت پرونده آقای رجبزاده (که به دلیل روشن نبودن حقیقت ماجرا از به کار بردن هرگونه پیشوند و پسوندی برای نام او خودداری شد) همانطور که اشاره کرده بودم باید منتظر بررسیهای پلیس و اعلام نظر آن به عنوان نهاد کارشناسی باشیم هرچند متاسفانه گاهی در مورد بعضی از پروندهها چنان فضاسازیهای سنگینی صورت میگیرد که پلیس هم قادر به شفاف سازی نیست. در این مورد خاص امید است حقیقت ماجرا به طور شفاف اطلاع رسانی شود. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
🔶️ صدای پای هیولای فاشیسم#عمادالدین_باقی✍️قتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم است که دیگر هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که آیا جنایت از نوع تروریستی بوده یا منازعات شخصی یا ناموسی؟ ولی نتیجه هرچه باشد، عاملان جنایت را از مجازات 《با رعایت تمام اصول دادرسی عادلانه》 مصون نمی دارد زیرا نفی اعدام، نفی مجازات نیست. افزون بر آن، تمام اکانت های خارج نشین که مبادرت به تایید و تشویق این سلاخی کردند طبق قوانین همان کشورها مرتکب فعل مجرمانه شده اند. چنین افرادی حتی برای کشورهای میزبان خود نیز خطرناک هستند چنانکه تاکنون چند ادم ربایی و قتل در خارج از کشور مانند قتل دکتر مسجودی در کانادا و مرتضی صادقی در هامبورگ را مرتکب شده اند.رسانه های فارسی برون مرزی که با تکرار لقب "مداح حکومتی" برای حمیدرضا رجب زاده و یا طرح احتمالاتی مانند دخالت وی در حوادث دیماه ۱۴۰۴ و یا انجام امر به معرف و نهی از منکر توسط وی، سعی در عادی سازی و سفیدشویی جنایت دارند و به این ترتیب مسیر تشدید خشونت را هموار می کنند باید پاسخگو باشند. فارغ از هر دلیل و انگیزه ای در این قتل، نفس سلاخی کردن و انتشار فیلم جنایت در کانال های خاصی در خارج کشور و شادی کردن برای آن و عادی سازی جنایت، خودش جرم مستقلی به شمار می رود. اگر هرکس خودش شاکی و قاضی و مجری خشن ترین مجازات شود دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد.کشتن و "خون به خون شستن" به مثابه راه حل نهایی، از هر طرف که باشد حاصلی جز نفرت و خشم و کشتن بیشتر و در نهایت جنگ داخلی نخواهد داشت. بنابراین همه باید روش حذف و کشتن را طرد کنند. تمام کسانی که به سرکوب و اعدام حکومتی اعتراض دارند اگر این جنایت را قاطعانه محکوم نکنند بی صداقتی شان در آن اعتراض هم محرز می شود و سکوت شان نوعی همنوایی و حتی تشویق نسبت به این هیولای مخوف خشونت است.سیستم حکومتی نیز باید فراتر از شناسایی و مجازات این تبهکاران به این پرسش رسیدگی کند که چرا افرادی از همین جامعه که سن آنها نیمی از عمر حکومت است و در دامن جمهوری اسلامی تربیت شده اند به این مرحله از قساوت رسیده اند؟ راه جلوگیری از تکرار این فجایع و کور کردن چرخه خشونت، پاسخ علمی به این پرسش و اصلاح روندهایی است که احتمال بروز و تکرار این حوادث را رقم می زند.به ویژه توجه به آمار بالای قتل که موجب امار بالای احکام قصاص شده و بررسی پرونده ها نشان می دهد درصد بالایی از قتل ها که اصولا رسانه ای نمی شوند نیز محصول خشم است، ضرورت اقدامات فوری برای مهار و کنترل خشم و خشونت را مبرم می سازد. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
⭕️️ ۷ اکتبر ایرانی!؟#عمادالدین_باقی✍️ اصالت صلح، موافق کسب آمادگی برای دفاع در برابر تجاوز است نه به پیشواز جنگ رفتن. پس از یک موج سنگین تهدید و جابجاییهای نظامی آمریکا و اسراییل که همه دنیا انتطار شدیدترین حملات نظامی به ایران را داشتند، سه روز پیش ترامپ ناگهان اعلام کرد دستور توقف عملیات گسترده ای علیه ایران را داده است زیرا ایران و برخی از کشورهای منطقه از او چنین درخواستی کرده اند. بلافاصله خبرگزاری مهر تحت عنوان《اولین واکنش ایران: ادعای ترامپ دروغ است!》به نقل از مسئولینی که نام شان را ذکر نکرده ضمن دروغگو خواندن ترامپ آورده است: «اگر مواجهه اجتنابناپذیر شود، میدان نبرد تعیینکننده خواهد بود و در آن زمان، همه خواهند فهمید که چه کسی قدرت را در دست دارد و چه کسی کلام نهایی را خواهد گفت». این موضع اگر فقط یک واکنش سیاسی تلقی شود مشکل خاصی ایجاد نمی کند اما اگر دنباله همان گفتمانی باشد که یک چهره شاخصش گفت: «انقدر باید بجنگیم تا پیروز شویم، فکر توافق را سرتان بیرون کنید»، یا آن مجری صداوسیما که گفت: «به درک که دنیا حرف ما را قبول نمیکند و علیه ما بسیج میشود، تا ابد با آنها میجنگیم!» خطرناک می شود. جنگ ابدی خلاف عقل و شرع و انسانیت است. کسانی هستند که به هزینه تباهی جان و امنیت و آسایش مردم، شعار جنگ طلبانه می دهند. اینکه ترامپ هم رجزخوانی های موهن انجام می دهد توجیه کننده چنین رفتاری نیست. دنیا ترامپ را میشناسد. یک مقام عالی رتبه نظامی از کشورهای همسایه به دولتمردان ایرانی گفته است به بلوفها، تهدیدها و توهینهای ترامپ اعتنا نکنید و مسیر خودتان را بروید.هر عاقلی میداند که در برابر یک رئیس جمهور دیوانه و جنگ طلب در راس مجهزترین ارتش دنیا باید عاقلانه و هوشیارانه رفتار کرد. اینکه گفته شود اگر به میدان نبرد بیایید خواهید فهمید چه کسی قدرت دارد، رفتار یک گروه چریکی است نه یک دولت که تامین امنیت و حراست از جان و اموال شهروندان تا حد امکان، رفاه اجتماعی، تقویت بنیه دفاعی، پاسداری از صلح، بازسازی و تعامل سازنده با جهان باید در اولویت وظایف آن باشد.امیدوارم تصمیم سازان این نکته را دریابند و اشتباه کسانی که ۷ اکتبر را آفریدند (هرچند ۷ اکتبر یک واکنش غریزی در برابر بیش از ۲۰ سال سرکوب و محاصره غذایی و دارویی و...توسط اسرائیل بود) تکرار نکنند. ما نیازمند رفتار دوراندیشانه، هوشمندانه و مبتنی بر منافع ملی هستیم نه واکنش غریزی. به نظر میرسد برخی با عقاید چریکی و آخرالزمانی دنبال غزه سازی ایران هستند و هر آن ممکن است با اقداماتی غافلگیرانه و خودسرانه کشور را در مسیر جنگی ویرانگرتر بیندازند. باید این گروه مشکوک را متوقف کرد وگرنه سرنوشت شومی را برای ایران رقم خواهند زد. از نشانه های این جریان، فضاسازیها علیه مذاکرات و تفاهمنامهای است که با اجماع مقامات سیاسی و نظامی شکل گرفته است و همه دنیا میدانند که بیشتر بندهای آن به سود ایران بوده است. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله@emadeddinbaghi
🔥جنایت میناب، لامرد و اینک قشم#عمادالدین_باقی✍️ پس از جنایت هولناک میناب که دنیا را تکان داد و همچنین جنایت لامرد که برای نخستین بار از موشکهای حاوی هزاران ساچمه در یک منطقه مسکونی استفاده شد، روزنامه نیویورک تایمز تحقیقی انجام داده و از یک جنایت در قشم پردهبرداری میکند. هر چند در دهها نقطه دیگر در ایران نیز جنایات مشابهی رخ داده که هنوز توسط رسانهها مورد واکاویهای دقیق قرار نگرفتهاند.نیویورک تایمز با بررسی فیلم، عکس و تصاویر ماهوارهای گزارش داده که آمریکا یک بمب ۲۰۰۰ پوندی (حدود ۹۰۷ کیلوگرمی) را که از بزرگترین بمبهای متعارف آمریکا است روی خانه ای در محله مسکونی در چاهتنگو جزیره قشم انداخته و در نتیجه آن یک راننده تاکسی به نام قیصر جعفری، همسرش زهرا و سینا فررند ۲ ساله آنها کشته شده و دو نفر دیگرشان که جان سالم به در بردهاند در بیمارستان به سر میبرند و ساکنان حدود ۲۰ خانه در مجاورت محل حادثه اواره شده اند. نیویورک تایمز مینویسد هیچ نشانهای از وجود تأسیسات نظامی در نزدیکی این خانه و یا گزارشی مبنی بر تلفات نظامی ناشی از این حمله — که مقامات ایرانی معمولاً آن را اعلام میکنند — نیافته و شواهد موجود پرسشهایی را درباره اهداف ایالات متحده و دلیل استفاده از چنین مهمات سنگینی مطرح میکند. فرماندهی مرکزی ایالات متحده که صبح پنجشنبه خبر حمله به اهدافی در جنوب ایران را اعلام کرده بود، اظهار داشت که در حال بررسی گزارشهای مربوط به تلفات غیرنظامیان است؛ با این حال، به پرسشهایی درباره هدف اصلی حمله، نوع مهمات بهکاررفته یا اقدامات احتیاطی صورتگرفته برای محافظت از غیرنظامیان پاسخی نداد. کاپیتان تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی، گفت: «ما از گزارشها مطلع هستیم و آنها را بررسی میکنیم».✔️ یک نکته قابل توجه این است که رسانه ها و مطبوعات آمریکا، رکن چهارم دموکراسی به شمار می آیند و از چنان استقلال و اقتداری برخوردارند که میتوانند در میانه جنگ، تخلفات و جنایات حکومت این کشور را آزادانه مورد تحقیق قرارداده و منتشر کنند._📜متن کامل گزارش نیویورک تایمز با جزییات و تصاویر_Visuals Suggest U.S. Dropped 2,000-Pound Bomb on Home in Iran, Killing 3The weapon, one of the largest in the U.S.’s arsenal, struck a house in a heavily populated area, according to a Times analysis.By Christiaan TriebertSanjana Varghese and Christoph KoettlJuly 31, 2026https://www.nytimes.com/2026/07/31/world/middleeast/us-iran-bomb-mk84-qeshm-island.html?unlocked_article_code=1.2FA.0k23.D7PIOZw-qsD5&smid=tw-share📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
🔶️ رای محکومان به اعدام را انتشار دهید✔️فرصت اعاده دادرسی را سلب نکنید🎬 برش کوتاهی از یک گفتگوی دوساعته درباره اعدام های اجرا شده یا در دست اجرا است که در تاریخ ۷خرداد۱۴۰۵ توسط پانوراما انجام شده است. 🔹️تکه های کوتاه جدا شده که در شبکه های اجتماعی منتشر می شوند مفید است اما وافی به مقصود نیست. برای مثال در متن کامل گفتگو، ارتکاب جرم توسط محکومان نفی نشده بلکه مجازات اعدام بعضی از آنها بر خلاف اصل قرآنی و حقوق بشری و حقوقی تناسب جرم و مجازات قلمداد شده است. ویدئوی کامل این گفتگو را در آپارات یا یوتیوب میتوانید ببینید که همزمان در تلگرام و اینستاگرام هم منتشر شده است.فایل صوتی کامل را در "رادیو پانوراما" در پلتفرمهای کستباکس و اپلپادکست گوش کنید.دیدن این گفتگو در آپارات نیاز به فیلترشکن نداردلینک آپارات👇https://www.aparat.com/v/ijw01gm 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
اختلاف مشرب میان آقای خمینی و منتظری"بدون شک اختلاف وجود داشته است، اختلافها هم اختلافهای جدی بوده است، اختلافها هم اختلاف در خلق و خو، و منش و شخصیت، هم در تفکر و مشرب فکری. در خلق و خو به خاطر همین تفاوت زیستی و تربیتی آنها، و در مشرب هم به دلیل اینکه بالاخره امام خمینی پیش از اینکه فقیه بشود عارف بود، اصلاً شهرت او شهرت عرفانی بود، بعد شاگرد مرحوم شاهآبادی بود و شیفته محیالدین عربی بود. این مشرب عرفانی، مشرب مرید مرادی و «لا دین لمن لا شیخ له» است. بعدا مرحوم آیتالله مطهری و آیتالله منتظری ایشان را کشیدند در عالم فقه و فقاهت و امثال اینها. اما مشرب آقای منتظری برعکس است. ایشان به جای اینکه با شاهآبادی شروع کند با بروجردی شروع کرده است. یعنی فقیه بود، قانونگرا و حقوقدان بود به اصطلاح. مشرب عرفانی و مشرب فقهی، اقتضائات فکری و فتوایی آن و هم اقتضائات عملی آن، با یکدیگر فرق میکند. بعد از انقلاب، اولین نقطهای که تجلی کرد، این اختلاف مشرب بود. آقای منتظری به شدت ارزشگرا بود. بعد معتقد بود که اصلاً مأموریت ما دفاع از ارزشها است و این بحثی هم که آن زمان هم مطرح بود که امام علی اگر قدرت را حفظ میکرد بهتر بود یا اینکه قدرت را از دست بدهد به خاطر دفاع از آن ارزشها و بعد هم سرنوشت دنیا و اسلام این طوری بشود. آقای منتظری میگفت که حضرت علی(ع) به این دلیل علی شده است که پای دفاع از ارزشها ایستاد. یعنی ارزشها را فدای قدرت نکرد. امام خمینی نگاهش این بود که به هر حال حفظ حکومت مهم است، حفظ حکومت اصل است. منتهی این اختلافات، دلیل کافی نبود برای اتفاقاتی که بعداً افتاد. اینها بیشتر اختلافات فکری و اجتهادی بود که بین همه علمای دیگر هم وجود داشت. منتهی یک بخشی از آن اصطکاکهای عملی پیش میآمد، بالاخره یک مسئولیتهایی آیتالله منتظری داشتند و مراجعاتی هم به ایشان میشد و یک جاهایی دچار اصطکاک میشدند. این اصطکاکها هم به نظرم نمیتوانست عاملی باشد برای اتفاقات سال 68. به نظر من عامل سومی که مؤثر بود همین جریانهایی بودند که میخواستند از این اختلافات طبیعی، بهرهبرداری کنند و در واقع لانه گزیدند در این شکافها و اختلافهای نظری که وجود داشت."عمادالدین باقی محقق و فعال حقوق بشر@lotfi_mojtaba
دنباله مقاله: تجربه آن سالها باید ما را به این نتیجه رسانده باشد که حضور وکیل از آغاز دادرسی، امکان دفاع آزادانه، استقلال مرجع رسیدگی و رعایت کامل حقوق متهم، نه امتیاز، بلکه ارکان عدالت قضاییاند.در نهایت «لباس شخصی» همه تاریخ نیست؛ تنها قطعهای از پازل تاریخ معاصر ایران است. همانگونه که روایت پرونده حزب توده ضروری است، روایت دیگر رخدادهای پیش و پس از انقلاب، سالهای جنگ، پروندههای مهم سیاسی و امنیتی و دیگر فراز و فرودهای آن دوران نیز ضروری است. تاریخ زمانی روشنتر میشود که همه قطعات آن، در کنار یکدیگر دیده شوند، نه آنکه هر قطعه جای کل تصویر را بگیرد.شاید ارزش واقعی «لباس شخصی» نیز همین باشد که دوباره باب گفتوگو را درباره یکی از مهمترین پروندههای تاریخ معاصر باز کرده است.اگر این گفتوگو با اسناد، استدلال و انصاف ادامه یابد، هم حقیقت بیشتر آشکار خواهد شد و هم راه بر تحریف تاریخ بسته میشود. حقیقت، نه از راه سکوت به دست میآید و نه از راه پیشداوری؛ بلکه در پرتو گفتوگو، نقد و دادرسی منصفانه است که خود را آشکار میکند. https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1719803📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
«لباس شخصی» میان روایت، تاریخ و عدالت«لباس شخصی» دوباره باب گفتوگو را درباره یکی از مهمترین پروندههای تاریخ معاصر باز کرد.۱۴۰۵/۰۵/۰۳به گزارش جماران، سعید خلیلی-کارشناس حوزه قضایی «لباس شخصی» را میتوان از منظرهای هنری، روایی، بازیگری و تکنیکی نقد کرد؛ اما اینها حوزه تخصص من نیست. آنچه برای من اهمیت دارد، نسبت این فیلم با حقیقت تاریخی و دادرسی عادلانه است. زیرا این فیلم، بیش از آنکه صرفاً یک اثر سینمایی باشد، روایتی از یکی از حساسترین مقاطع تاریخ معاصر ایران است.پیش از هر نقدی، باید از اصل ساخت چنین فیلمهایی دفاع کرد.جامعهای که گذشته خود را روایت نکند، ناگزیر روایت دیگران را خواهد پذیرفت. ما به بازخوانی پروندههایی مانند حزب توده نیاز داریم و چه بهتر که این بازخوانی با زبان سینما انجام شود؛ زبانی که از هر کتاب و گزارش تاریخی اثرگذارتر است. اگر ما اسناد، استدلالها و روایتهای مستند خود را عرضه نکنیم، دیگران روایت خود را در حافظه تاریخ ثبت خواهند کرد. از این رو، اصل پرداختن به این موضوع، اقدامی ارزشمند و ضروری است. اما همین اهمیت، مسئولیت سازندگان را نیز سنگینتر میکند. هرچه موضوع تاریخی حساستر باشد، روایت آن نیز باید مستندتر، منصفانهتر و دقیقتر باشد؛ زیرا فیلم تاریخی، فقط یک اثر هنری نیست، بلکه در شکلگیری حافظه جمعی یک ملت نیز نقش دارد. «لباس شخصی» از نظر فضاسازی، بازسازی دهه شصت و ایجاد تعلیق، فیلمی قابل قبول است؛ اما نقد اصلی من نه به کیفیت ساخت، بلکه به مبنای روایت آن بازمیگردد.فیلم از همان آغاز، یک فرض را به عنوان واقعیت میپذیرد؛ اینکه حزب توده در آستانه اجرای کودتا بوده است. در حالی که این ادعا، خود نیازمند اثبات است. با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آن روزگار، محبوبیت نظام پس از انقلاب، فضای ناشی از جنگ و انسجام ساختار قدرت، وقوع یک کودتای موفق از سوی حزب توده چندان باورپذیر به نظر نمیرسد. بعید است حزبی با سابقه حزب توده یا حتی اتحاد شوروی، چنین برآوردی از واقعیت ایران آن روز داشته باشند.در مقابل، فیلم یک امتیاز مهم نیز دارد؛ بازداشتها، بازجوییها و فضای امنیتی سالهای نخست انقلاب را، دستکم آنگونه که سازندگان فهمیدهاند، بیپرده به تصویر میکشد و قضاوت را به مخاطب میسپارد. همین ویژگی سبب میشود فیلم، صرفاً به یک روایت بسته و تبلیغاتی تقلیل پیدا نکند.اما از همینجا پرسش حقوقی آغاز میشود. ستون اصلی روایت بر اعترافاتی استوار است که در قالب اعترافات تلویزیونی به افکار عمومی عرضه شد؛ اعترافاتی که نه در یک دادرسی علنی و مستقل و نه با تضمین کامل حقوق متهمان مورد ارزیابی قرار گرفت. در حقوق و فقه، اعتراف زمانی ارزش اثباتی دارد که آزادانه، قانونی و در چارچوب دادرسی منصفانه بیان شده باشد. بنابراین، دشوار است که چنین اعترافاتی به تنهایی بتواند بار اثبات اتهامی به سنگینی «قصد کودتا» را بر دوش بکشد.افزون بر این، فیلم میان مفاهیمی مانند نفوذ، جاسوسی، فعالیت سیاسی و کودتا مرز روشنی ترسیم نمیکند. حتی اگر وجود شبکههای اطلاعاتی یا ارتباط برخی اعضای حزب با شوروی را مفروض بدانیم ــ که شخصاً اصل نفوذ و جاسوسی برخی افراد را دور از ذهن نمیدانم ــ این امر به خودی خود دلیل بر طراحی یا قصد کودتا نیست. در حقوق، هر اتهام باید با ادلهای مستقل و متناسب با همان اتهام اثبات شود.نکته دیگری که در تحلیل این فیلم نباید از آن غفلت کرد، سرنوشت خود فیلم است. «لباس شخصی» حدود هفت سال اجازه اکران عمومی نداشت. همین واقعیت نشان میدهد که سازندگان نیز با محدودیتها و حساسیتهای جدی روبهرو بودهاند و نمیتوان از آنان انتظار داشت همه آنچه را میاندیشند، بیپرده بیان کنند.شاید به همین دلیل بتوان برخی صحنهها را دوگونه خواند؛ هم به عنوان روایت رسمی و هم به عنوان بازنمایی فضایی که مخاطب را به داوری مستقل فرامیخواند.این نکته، دو قرائت متفاوت از فیلم را پیش روی ما میگذارد. در یک قرائت، فیلم نتیجه را از پیش پذیرفته و سپس شواهد را در خدمت آن قرار داده است. در قرائت دیگر، محدودیتهای هفتساله اکران و فضای سختگیرانه تولید، باعث شده است سازندگان نتوانند همه آنچه را میاندیشند، آشکارا بیان کنند و بخشی از قضاوت را به مخاطب بسپارند.اینکه کدام برداشت به واقعیت نزدیکتر است، پاسخی قطعی ندارد و هر بیننده باید خود درباره آن داوری کند.فیلم، ناخواسته، نکته مهم دیگری را نیز یادآوری میکند؛ تجربه نظام قضایی سالهای نخست انقلاب. حکومت تازه تأسیس بود و نهادهای قضایی نیز تجربه امروز را نداشتند. طبیعی است که در آن شرایط، کاستیها و خطاهایی در فرایند دادرسی رخ داده باشد. اما اگر آن کاستیها در آن مقطع تا حدی قابل فهم بود، امروز دیگر هیچ توجیهی برای تکرار آنها وجود ندارد.ادامه مقاله در صفحه بعد
📚هشتمین توافق ناموفق!#عمادالدین_باقی✍️آخرین شماره مجله تجارت فردا (شماره ۶۳۹ مورخ ۲۷ تیر ۱۴۰۵) را دیدم. هرچند همه مطالب آن در حیطه مطالعات من نبود اما در مجموع مطالب خواندنی زیادی داشت. مقاله 《جریمه چاقی》 به یکی از معضلات مهم اجتماعی پرداخته و رابطه آن با اقتصاد را بیان می کند یا پرونده《جغرافیا چگونه توازن قدرت را دگرگون میکند》.پرونده 《در دام استهلاک》 نشان میدهد فقط با بحران سالمندی جمعیت روبرو نیستیم بلکه صنعت سالمند، پیری سرمایه، ناوگان فرسوده حمل و نقل، انرژی کهنسال، فرسایش سرمایه اجتماعی از بخشهای دیگر استهلاک اقتصادی-اجتماعی را تشکیل میدهند.یکی دیگر از پروندههای خوب آن تحت عنوان 《توافقهای ناتمام》به این پرسش میپردازد که: چرا توافقهای مهم به نتیجه پایدار نمیرسند؟ و نشان میدهد که فقط تفاهمنامه اخیر ایران و آمریکا به نام 《تفاهم اسلام آباد》 در ۱۴۰۵ نیست که ناکام مانده بلکه در دهههای اخیر این هشتمین توافق یا تفاهم ناکام است. قرارداد ایران و عراق معروف به قرارداد الجزایر در ۱۳۵۴، بیانیه الجزایر میان ایران و آمریکا (۱۳۵۹)، توافق سعدآباد( ۱۳۸۲)، توافق پاریس( ۱۳۸۳)، بیانیه تهران( ۱۳۸۹)، توافق موقت ژنو (۱۳۹۲)، برجام (۱۳۹۴).در پاسخ به این پرسش، دلایلی همچون چپ گراییهای عصر جنگ سرد و غرب ستیزی و امریکا ستیزی و آثار بعدی آن، تبدیل به هویت شدن "مبارزه محوری" و فقدان اندیشه و تمرین صلح، تبدیل موضوع به بخشی از رقابتهای سیاسی داخلی و استفاده ابزاری از آن که منجر به نادیده گرفتن منافع ملی شده، تفوق نگاه ایدئولوژیک بر سیاست داخلی و خارجی از جمله دلایل و عوامل ناکامی توافق ها ذکر شده اند اما به نظر می رسد که به فراخور اهمیت پرسش، جا دارد بیش از آن دربارهاش گفتگو و پاسخ یابی شود و همچنین نقش رفتار خود قدرت های غربی در به وجود آمدن جریان غرب ستیزی هم نادیده گرفته نشود. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهhttp://ble.ir/emadeddinbaghi
در مقاله ای با عنوان: «مجازات اعدام در ایران، آثار و راهکارها» در روزنامه اعتماد، شنبه ۱۹مهر۱۴۰۴: 《هر دیدگاهی که داشته باشید (چه موافق اعدام چه مخالف اعدام) واقعیت این است که محکومان به اعدام، یک انسان اند، یک حشره یا موجود منفرد و ایزوله نیستند. آنها حتی گناهکار و مجرم که باشند انسانی هستند که خانواده و خویشان و بستگانی دارند. کافیست به مجلس ختم هر کدام از آنها بروید که عدهای را سوگوار میبینید. وقتی تعداد اعدامها زیاد میشود، جمعیت سوگواران به طور تصاعدی افزایش پیدا میکند و آثار انکارناپذیری در سطح جامعه میگذارد، به ویژه اگر بستگان و اطرافیان و شهروندان، نسبت به احکام صادره و اجرا شده قانع نشده باشند، روحیه انتقام را در جامعه پرورش میدهد.متاسفانه اعدامها بالا گرفته و حکومت نیز گویی توجه ندارد که هر کدام از این افراد خانواده و خویشانی دارند و اگر راهی و بهانه ای پیدا شد که کسی را اعدام نکنند ترجیح دارد.》https://www.etemadonline.com/tiny/news-740992📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقیhttps://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بلهble.ir/emadeddinbaghi