فرهاد قنبریسقوط فرهنگی غربحال و هوای اروپا تا همین چند دهه پیش به شدت نخبهپرور و فرهنگساز بود و ه…
انتشار: 2026/08/09 21:41 UTCدریافت: 2026/08/13 05:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 05:21 UTC
فرهاد قنبریسقوط فرهنگی غربحال و هوای اروپا تا همین چند دهه پیش به شدت نخبهپرور و فرهنگساز بود و هر کس که چند سالی گذرش به اروپا میافتاد، دیگر آن آدم سابق نمیشد و با حجم عظیمی از تمدن و فرهنگ بشری آشنا میگشت. اروپای تا همین چند دهه پیش اروپای فلسفه و خردورزی و رواداری و هنر بود و عموم مهاجران و اذهانی که اندک گشودگی به جهان داشته و ذهن جویای زیبایی و حقیقتی داشتند را وادار به پوست اندازی کامل و فهم دوبارهای از جهان میکرد.این مسئله به وضوح در روشنفکران نسل اول (عصر قاجار) و روشنفکران نسل دوم (عصر پهلوی اول) و بخش بزرگی از روشنفکران نسل سوم (عصر پهلوی دوم) ایرانی که گذرشان به فرنگ افتاده است، قابل مشاهده است.بسیاری از روشنفکران مشروطه تحت تاثیر فرهنگ و اندیشه پویای حاکم در جوامع اروپایی به مدافعان پرشور آزادی و رواداری و تساهل و وطندوستی تبدیل شدند و عموم آنها پس از بازگشت به کشور منشاء و مبداء خدمات بسیاری شدند و بخش بزرگی از هدایت فکری نهضت بزرگ مشروطه مرهون زحمات و خدمات این همین روشنفکران برگشته از اروپا بود.اما حال و هوای این سالهای (به ویژه دو دهه اخیر) غرب به واسطه سلطه همه جانبه گفتمان های خردستیز و هوچیگر (تحت لوای پستمدرنیسم و چپ نو و..) که با انقلاب ارتباطات و قدرت و تبلیغات وسیع رسانهای تقویت میشود، به شدت سطحی، احمقساز و سُفلهپرور است.نمود این گفتمان های سطحینگر و خردستیز را امروز در همه شئونات اجتماعی و فرهنگی جوامع غربی (سقوط آزاد در عرصه موسیقی، سینما، ادبیات، فلسفه، سیاست، اخلاق و...) به سهولت قابل مشاهده است.یکی دیگر از نمودهای سقوط فکری-فرهنگی جوامع غربی-اروپایی در دهههای اخیر را میتوان در کردار و گفتار و رفتار اپوزسیون و به اصطلاح فعالین سیاسی ایرانی ساکن غرب مشاهده کرد. اگر روزگاری کسی از ایران پاهایش به غرب میرسید و مدتی پس از نفس کشیدن در آن اتمسفر به انسان دیگری تبدیل میشد، اما حالا هر کسی که به هر دلیلی از ایران میرود و مدتی تحت تاثیر جریان اصلی رسانه و تبلیغات جوامع غربی قرار میگیرد به فردی به مراتب احمقتر، جاهلتر و متوهمتر و عموما فحاشتر و خشنتر و بیفرهنگتر تبدیل میشود.@kharmagaas
