فرهاد قنبریآکواریوم رسانهها انسان «عصر ارتباطات» نسبت به انسانهای گذشته اطلاعات بیشتری دارد. او می داند که آمریکا چند ایالت دارد، مساحت انگلیس چقدر است، بازیگران فلان سریال چه میزان دستمزد دریافت کرده، قیمت شلوار و ساعت فلان فوتبالیست چقدر است و فلان باریگر فوتبال و هالیوود از چندمین پارتنر خود جدا شده است. او ساعت های متمادی، وقت خود را در اینترنت و شبکه های اجتماعی مانند تلگرام، اینستاگرام و یوتیوب صرف می کند و مطالب مختلفی را میخواند و در برخی زمینهها اطلاعات عمومی بالایی دارد اما همین فرد در حوزه فرهنگ و هنر و اجتماع و سیاست انسانی به غایت فاقد بینش و جهانبینی و سواد اجتماعی است.اکثریت اطلاعات و آگاهی انسان عصر ارتباطات در حوزه ها و زمینه هایی است که هیچ نتیجه ای جز اتلاف وقت و انرژی ندارد. انسان غرق در دنیای مجازی، مطالبی را دنبال کرده و می خواند که به جای اینکه حاوی اندیشه و شناخت در حوزه های فرهنگی، هنری، علمی و اجتماعی و.. باشد، مطالب سطحی و بی ارزش یا «اطلاعات بیهوده است». مطالبی در زمینه رنگ موی فلان بازیگر سینما، مدل ماشین فلان فوتبالیست، نحوه رفتار فلان سلبریتی با همسرش، خیانت فلان خواننده پاپ و یا اینکه فلان بازیگر سینما با چه لباس و مدل مویی در اسکار و کن حاضر شد، فلان بازیگر از همسرش جدا شد، فلان لات انتقام مرگ فلان لات را گرفت، فلان فوتبالیست ساعتش را چند صدهزار دلار خرید و...،امروزه اغلب مخاطبان این رسانه،ها بازیگران هالیوود، بازیگران سینمای کشور، خوانندگان پاپ و رپ، فوتبالیست های داخلی و خارجی و جزئیات زندگی تک تک آنها را با وسواس و دقت کامل دنبال کرده و می دانند اما همین افراد در مواجهه با مفهوم هنر یا چیستی هنر هیچ پاسخ درخور اعتنایی ندارند.👈 ما انسانهای عصر ارتباطات می توانیم خود را غرق در شبکههای اجتماعی و رسانههای زرد و شبکههای تلویزیونی کرده و زندگی خوانندگان پاپ و فوتبالیستها و بازیگران هالیوود و سلبریتی ها و فیلمها و سریالها بیمایه را دنبال کنیم و بدونه اندک اندوختهِ معرفتی، در جهانی کوچک و پر از عقده و خودنمایی و کینه و نفرت و دروغ برای این و آن سیاستمدار و ورزشکار و بازیگر سینما یقه پاره کنیم و در این دور باطل تا آخر عمر غوطه ور بوده و به اطلاعات بیهوده خود بیفزاییم و یا اینکه با فاصله گرفتن از این منجلابی که هر روز خود را با صورت و آرایشی جدید عرضه میکند، دریچه های ذهنی خود را رها کرده و به اندیشه خود پر و بال دهیم تا بر زیباترین و خوشبوترین رُسته های تاریخ فکر و اندیشه و هنر بشری بنشیند.👈 ما انسانهای قرن بیست و یکم میتوانیم، اوقات فراغت و آسودگی خود را به کل به رسانهها و وراجیهای بی سروته تلویزیونی و اینستاگرامی واگذار کنیم و یا در عالمی فراسوی این جهان به غایت ملالانگیز که چیزی جز دلالی و هوسبازیهای سطحی و لودگی را به رسمیت نمیشناسد، به جهانهایی سرک بکشیم که ارزش زیستن را دوچندان کرده و لذت و سرمستی دائمی را به انسان میبخشد.👈 ما انسانهای این قرن (هر چند سخت) میتوانیم، ارتباط خودمان را بزرگترین هنرمندان و متفکرانی که تاریخ بشریت به خود دیده است حفظ کرده و با مراجعه به آثار و اندیشههای آنها در فضای روحی و ذهنیی متفاوت از عصر رسانهزده خود زندگی کنیم.👈 اینکه تا آخر عمرمان فلان فوتبالیست و فلان بازیگر و فلان خواننده پاپ را اسطوره زندگی خود بدانیم و حواشی زندگی آنها را دنبال کرده و با دیدن و عکس گرفتن و جمع کردن امضای آنها در پوست خود نگنجیم و تا آخر عمر در این مرداب دنبال صید ماهی باشیم، یا اینکه تن به دریا بزنیم و به دنبال شاه ماهی های کف اقیانوس ها برویم، بستگی به خودمان دارد. اما باید این سخن فروغ فرخزاد را به خاطر داشته باشیم که:«هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد، مرواریدی صید نخواهد کرد»@kharmagaas