فرهاد قنبریزامبیهای مهاجر◀️ رفتار و گفتار و شیوه کنشگری بخشی از ایرانیان مقیم خارج، انگاره ذهنی ب…
انتشار: 2026/08/09 21:38 UTCدریافت: 2026/08/13 05:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 05:21 UTC
فرهاد قنبریزامبیهای مهاجر◀️ رفتار و گفتار و شیوه کنشگری بخشی از ایرانیان مقیم خارج، انگاره ذهنی بسیاری از مردم در مورد «فرار نخبگان» را بهم ریخت و نشان داد که بسیاری از مهاجران نه تنها نخبه و قشر برگزیده جامعه نبودند بلکه از احمقترین اقشار جامعه بودند که اتفاقا خروج آنها از کشور را باید به عنوان یکی از کارکردهای مثبت حکومت ارزیابی کرد.◀️ اما ریشه این میزان پریشانی و بددهانی و توهین و یاوهگویی و نژادپرستی و جنایتستایی این جماعت لمپن در کجاست؟ آیا نه این است که به ادعای خود در جهان آزاد زندگی میکنند و با دستمزد یک روز میتوانند گوشی موبایل برند خریده و بهترین خودروهای جهان را سوار شده و در بهترین خانهها و ویلاها سکن گزیده و شب و روز خود را مشغول خوشگذرانی باشند؟ حال چه دلیلی دارد که آدمی با اینهمه لذت و رفاه و خوشگذرانی اوقات تفریح خود را ول کرده و به حمال بیمواجب پرچم اسرائیل تبدیل شده و در کوچه و خیابانهای اروپا و آمریکا مشغول حمایت از جنایات اسرائیل باشد؟۱- شرایط سخت پذیرش، سختگیری های کشور مقصد، بیگانگی فرهنگی و روند فرسایشی مهاجرت باعث میشود که بخش پررنگی از مردم قید مهاجرت را بزنند و عموم افرادی که پییه چنین چیزی را به تن میمالند عموما افراد جاهطلبی هستند که برای رسیدن به هدف خود حاضر به انجام هر کاری هستند. به این دلیل عموم مهاجران (نه همه آنها) برشی از جامعه ایران نیستند، بلکه از جاهطلبترین و خودخواهترین و گاهی وقیحترین قشر جامعه هستند. جماعتی که بینایی بیشتر از نوک دماغ خویش را ندارند و در دنیای برساخته شده توسط رسانههای اسراییلی به حیات انگلوار خود ادامه ادامه میدهند.۲- اکثر این دست پناهندگان و مهاجران از طبقه متوسط و متوسط بالای جامعه بوده و در ایران هم درآمد و زندگی و خانه و خودروی نسبتا خوبی داشتند اما تحت تاثیر تبلیغات رسانهها تصور میکنند که در اروپا و آمریکا و استرالیا همه سفیدپوستان دست به سینه در فرودگاه منتظرند تا فلانی از ایران قدم رنجه فرماید تا او را بر شانههای خود نشانده و به خانه ویلایی و دیسکو و بار هدایت کنند. حال وقتی فردی با چنین ذهیتی راهی غرب شده و پس از مدت کوتاهی متوجه میشود که چنین خبرهایی نیست و برای زنده ماندن باید کار و فعالیت اقتصادی (آن هم در پایینترین سطوح اجتماعی مانند کارگری در رستورانها و پرستاری و شستشوی سالمندان و...) کند دچار یاس و افسردگی میشود. (در مواردی هم وطن فروشی را به عنوان شغل راحت با مزایای عالی برمیگزیند)۳- بخش بزرگی از این عصبانیت و پرخاش سلبریتی ها و اقشار ثروتمند فراری نه به خاطر وضعیت سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه بلکه در ریشه در سبک زندگی شان دارد. پارتیهای آنچنانی و روابط متعدد و بدمستیهای شبانه و کوک و علف و...، شاید برای یک مدت کوتاه و از دور جذاب باشد اما پس از مدتی به شدت باعث دلزدگی شده و بیمعنایی و افسردگی شدیدی را به افراد تحمیل میکند. عموم این افراد پوچی بیمعنایی زندگی خود از نه از چشم سبک زندگی لاآبالی و مصرفگرایانه خود، بلکه از چشم فلسطین و حزبالله میبییند و از لج جمهوری اسلامی و نیروهای مورد حمایت آن، به حمال نمادهای یهودی بدل شدهاند.۴- حال و هوای این سالهای (به ویژه دو دهه اخیر) غرب به واسطه سلطه همه جانبه گفتمان های خردستیز و هوچیگر (تحت لوای پستمدرنیسم و پست مارکسیسم) که با انقلاب ارتباطات و قدرت و تبلیغات وسیع رسانهای تقویت میشود، به شدت سطحی، احمقساز و سُفلهپرور است. نمود این گفتمان های سطحینگر و خردستیز امروز در همه شئونات اجتماعی و فرهنگی جوامع غربی (سقوط آزاد در عرصه موسیقی، سینما، ادبیات، فلسفه، سیاست، اخلاق و...) به سهولت قابل مشاهده است. کنشگری اپوزسیون ایرانی مقیم غرب نیز یکی دیگر از نمودهای سقوط فکری-فرهنگی جوامع غربی-اروپایی در دهههای اخیر است. تا روزگاری پیش اگر کسی از ایران پاهایش به غرب میرسید و مدتی پس از نفس کشیدن در آن اتمسفر به انسان دیگری تبدیل میشد، حالا هر کسی که به هر دلیلی از ایران میرود و مدتی تحت تاثیر جریان اصلی رسانه و تبلیغات جوامع غربی قرار میگیرد به فردی به مراتب متعصبتر، تکبعدی تر، جاهلتر و متوهمتر و عموما فحاشتر و خشنتر و بیفرهنگتر تبدیل میشود. @kharmagaas
