فرهاد قنبریابتذال شرآلکساندر سولژنیتسین نویسنده روسی زمانی که زندانی گولاکهای استالین بود در خاطرا…
انتشار: 2026/07/29 10:51 UTCویرایش: 2026/08/01 00:04 UTCدریافت: 2026/08/02 04:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 04:42 UTC
فرهاد قنبریابتذال شرآلکساندر سولژنیتسین نویسنده روسی زمانی که زندانی گولاکهای استالین بود در خاطرات خود می نویسد:«درست زمانی که بر آن حصیر پوسیده زندان دراز کشیده بودم در درون خودم نخستین جنبش های خیر و نیکی را حس کردم. تدریجا بر من آشکار شد که خط جدا کننده خیر از شر از میان دولت ها یا از میان طبقات، یا از میان احزاب سیاسی نمی گذرد بلکه درست از میان قلب هر فرد می گذرد، از میان قلب همه انسانها»👈 حال تصور کنیم چه می شود، اگر در یک جامعه این خط جدا کننده میان امور خیر و شر معنای خود را از دست داده باشد؟ چه میشود اگر جامعه ای دیگر توان داوری میان خیر و شر و از آن بدتر تشخیص خیر و شر را از دست داده باشد؟ چه می شود اگر نوری که از میان قلب های انسانها می گذرد و معیاری برای تشخیص و تمایز امور نیک و زشت است، روشنایی خود را از دست داده باشد؟ چه می شود اگر انسانها چون ربات بی روح، غلام حلقه به گوش دیگران شده و هر جنایتی را مرتکب شوند؟👈 هانا آرنت معتقد بود كه شر بنيادی هنگامی بروز می یابد كه انسان از گفتگوی با خويشتن خويش ناتوان باشد. آرنت معتقد بود مردم در روزگار مدرن معنای زندگی را از دست دادهاند و به بنبست پوچی يا معنای كاذب زندگی رسيدهاند يا به بیان بهتر از خود بیگانه شده اند. به عقیده او تمامی اين مسائل موجب شده است نوع خاصی از شر در روزگار مدرن شکل بگیرد که آن را «ابتذال شر» میخواند. آرنت که در محاکمه آدولف آیشمن (از تئورسینهای نازیسم) شرکت کرده بود بعدها کتابی در مورد محاکمه آیشمن نوشت و او را نه هیولایی عجیب با خصائص شیطانی بلکه انسانی کاملا معمولی دید که وجدان خویش و توانایی تشخیص نیک و بد را از دست داده است.هانا آرنت گناه اصلی آیشمن را ناتوانی از اندیشیدن میدانست: «هرچه بیشتر به او گوش میدادند، آشکارتر میشد که ناتوانی او در سخن گفتن همبستگی نزدیکی با ناتوانی او در اندیشیدن داشت؛ یعنی اندیشیدن از نظرگاه کسی دیگر»آرنت معتقد بود که آیشمن انسانی کاملا معمولی بود. درست مانند انسانهای معمولی دیگر که ندای درونیشان خاموش است و هیچگاه با پرسش وجدان مواجه نمی شوند.👈 مخاطب دائمی رسانه تروریستی چون «سیمای آزادی» یا «اینترنشنال» و «منتو» و یا دنبالکنندگان صفحات مجازی آنها به واسطه عوامل مختلف (هوش پایین، ناآگاهی تاریخی، کمسوادی، فضاسازی شبهروشنفکران و...) به مانند امثال آیشمن کمکم توان تشخیص خوب و بد یا شنیدن ندای وجدان درونی خود از دست داده و فاجعهبارتر آنکه توان انجام گفتگو با خویشتن را ندارند و در شرایط بحران، خالی از هرگونه ندای درون و وجدان، به انجام هر کنش وحشیانهای مبادرت میورزند.انجام اعمال هولناکی چون قتل دسته جمعی و آتش زدن جنازه به صرف مخالفت با نظام سیاسی مصداق "ابتذال شر" است که آرنت از آن سخن میگوید.و درست در همینجاست که ما با شنیدن خبر چنبن اقدامات سبعانه و خشنی، منتظر دیدن یک قاتل سریالی هولناک هستیم، اما مرد میانسال تکیده یا نوجوان خجالتی و لاغراندامی (به مانند آیشمن) را مشاهده میکنیم که شاید در تصورمان جرات و توان کشتن یک سوسک را هم ندارند.@kharmagaas
