چند رباعیشوکا (۲)شوکا، شوکا سرِ قرارم شوکادر غمهایم ادامه دارم شوکاگیسویت را طناب کن صبحدمیآویزان…
انتشار: 2026/08/01 22:27 UTCدریافت: 2026/08/15 02:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:03 UTC
چند رباعیشوکا (۲)شوکا، شوکا سرِ قرارم شوکادر غمهایم ادامه دارم شوکاگیسویت را طناب کن صبحدمیآویزان کن به روی دارم شوکاشوکا، شوکا راز نهانم شوکازیبایی تو کرد عیانم شوکادیگر چه نیازیست به این قاب، که ماندتصویر تو در میان جانم شوکاشوکا، شوکا پُر از امیدی شوکادنبال خیال من دویدی شوکاگفتم که درِ بسته میان من و توستدادی تو به دست من کلیدی شوکاشوکا، شوکا بهار آمد شوکاگل با نفست ببار آمد شوکاحالا که صدای سرخوشیها برخاستباید با تو کنار آمد شوکاشوکا، شوکای سرفرازم شوکادر کفر نگاه توست رازم شوکازیبایی تو ریخت در آیینهی منانگار که دیر شد نمازم شوکاشوکا، شوکا صدای غمها شوکاعشق از دل و دیده کرد رمها شوکاحالا باید که در هوایی سنگینبنشینم با زیاد و کمها شوکاشوکا، شوکای مهربانی شوکابر سفرهی ما نماند نانی شوکااز یاد زمین و آسمانها رفتیمماند از من و تو مگر نشانی شوکا؟ شوکا، شوکای داستانها شوکاما را ببر از دل زمانها شوکااز هیچ طرف، هیچ نیامد خبریاز رستم جان، میان خوانها شوکاادامه دارد. شعبان کرمدختمرداد ۱۴٠۵بابلسرکانال شعر من@karamdokht



