کنار بیقراریهای پنهان خودت آرامگره بگشای از زلف پریشان خودت آرامبرو تا ناکجا آبادهایی که نمیدانیب…
انتشار: 2026/07/23 15:53 UTCدریافت: 2026/08/15 02:03 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:03 UTC
کنار بیقراریهای پنهان خودت آرامگره بگشای از زلف پریشان خودت آرامبرو تا ناکجا آبادهایی که نمیدانیبخوان تنهاییت را در بیابان خودت آرامچه میجویی میان اینهمه خاکستر خاموشغمت را جمع کن در زیر باران خودت آرامشب است و رنگ تاریکی گرفته دور و برهایتچراغی تازه روشن کن در ایوان خودت آرامکجایت میبرد این نقش ویرانی که میبینیسرت را پُر کن از تصویر سامان خودت آرامبه سمت هرچه میخواهی، به سمت روزگاری نوبرو از متن آشوب فراوان خودت آرامتو و دریا دلیها در کویر این اتّفاقی نیستبیا بیرون از امواج خروشان خودت آرامچو شمعی که زبانش سوخت، با سوز دلت بنویسنشانیهای خود را بر دل و جان خودت آراماگرچه تازه شد زیبایی تو در غزل آغازبرو سمت نگاه رو به پایان خودت آرامشعبان کرمدختتیر ۱۴٠۵بابلسرکانال شعر من@karamdokht


