
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 45 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/23 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 45 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
از کودکی پناهِ دلم مشهدِ تو بوددستِ نیازِ من به سوی گنبدِ تو بود#رضا_شریفی@joureh
محمد عربی آبروی هر دو سراستکسی که خاک درش نیست خاک بر سر اوشنیدهام که تکلم نمود همچو مسیحبدین حدیث لب روحپرور اوکه من مدینهٔ علمم، علی درست مراعجب خجسته حدیثیست! من سگ در او#هلالی_جغتایی@joureh
از درون آشفته و ظاهر چو کوهی استواررنج ها این گونه ما را سخت بار آوردهاند#شیدا_صیادی_پور@joureh
ما بودیم و اندوهی مدام که گاه در پسِ تبسمی کوتاه از یادمان می رفت...#سیدعلی_صالحی@joureh
دست بر دار از دلم دیوانه می خواهی چه کارهمنشینی با دل ویرانه می خواهی چه کاردر شبستانی چنین متروک و بی شمع و چراغشور بخشی های این پروانه می خواهی چه کارزخمها در سینه دارم از قضای روزگارعشق را از کنج این ویرانه می خواهی چه کاراستخوان سوز است بودن در هوای بی کسیاز تن فرسوده ی من شانه می خواهی چه کاربال پروازم شکستند و دهانم دوختندعاشق گنگ و ز خود بیگانه می خواهی چه کارشد حقیقت پایمال و در دلم شوری نمانددیگر از من قصه و افسانه می خواهی چه کارساغر و مینا شکست و میکده بر چیده شدگو که از ساقی می و پیمانه می خواهی چه کارآتشی افتاده در جنگل درختان سوختنددر میان دود و آتش لانه می خواهی چه کار #اقبالبنیعامریان@joureh
یا به کنار من درآ تا بروم به خواب خوش ..یا به خیال خود بگو ، تا رود از مقابلم !!#سروش_اصفهانی@joureh
" دوش دیدم که ملائک..." نه! غلط کرده ملکمن خودم موی تو را بوسه زدم شانه زدم#م_هاشمی_هخا@joureh
بریدم از همه عالم کسی چه میدانَدکه من به گوشهی خلوت چه عالمی دارم...#سیمین_بهبهانی@joureh
نبوَد عجب که دشمن بر حال ما بگرید هر سنگدل که باشد بر مبتلا بگریدچون آهِ من برآید ، چرخ از فَزَع بلرزد چون اشکِ من بیفتد ابر از حیا بگریدهر جا که هست پیری در تکیهای بموید وآنجا که هست میری بر متّکا بگریددر حلقهای که گویی ذکرِ مصیبت مابیگانه گر درآید بر آشنا بگریدگر وحشتِ دل ما بر وحش و طیر خوانیاین بر زمین بنالد وآن بر هوا بگریدسر درون ما را با شمع اگر نمایی هم در خلا بسوزد هم برملا بگریدمن ماجرای دیده بر چهره مینویسمور مدعی بخواند این ماجرا بگریدکو همدمی موافق تا رخ به خون بشویدیا مخلصِ حقیقی تا بیریا بگریدچشم عمادِ بیدل از گریه گر شود خون عیبش مکن در این غم بگذار تا بگرید#عماد_فقیه_کرمانی @joureh
تا سیب گونه ات بنوازد نگاه راآدم چگونه سر نسپارد گناه را؟حالم شبیه شانه ی بیچاره ای ست کهدر لابه لای موی تو گم کرده راه راهر چند گفته اند که بوسیدنت خطاستتوجیه می کند لب تو ؛اشتباه راچشم تو بس که جاذبه دارد، عجیب نیستعمری خدا به دور تو گردانده ماه راحالم بد است٬ مثل گدایی که سالهاستچشمش گرفته دختر یک پادشاه رامن در نماز غرق که باشم بغیر تو؟!اسمت می آید "" اشهد ان لا اله"را #حسین_زحمتکش@joureh
تو را بی وقفه می خواٖهم،بدون هیچ پسوندی که اما و اگر در عشق ،شکِّ بین اعمال است ..#آرش_صحبتی@joureh
. دلم یک استکان چایِ بدون درد میخواهددلم آن را که با من اینچنین تا کرد میخواهداز آن روزی که دور افتادم از آغوش پر مهرشدلم گرمایی از آغوش خاک سرد میخواهد!مرا پروردی و آخر رها کردی در این پاییزکدامین باغبان بستان خود را زرد میخواهد؟مرا با درد ویرانی چهکار آخر؟ تو میدانی...جنون، مجنونِ رسوای بیابانگرد میخواهدفراق، آوارگی، حسرت، ستم، سیگار، تنهاییکشیدم تا که فهمیدم صبوری مرد میخواهدغزل کوتاه اما درد من دنباله دارد، آهدلم یک استکان چای بدون درد میخواهد#سعید_فارس@joureh
از چشمِ تو افتادم و باز از تو سرودمنفرین به دلم، هرچه کنی، باز هواییست#عرفان_دادگرنیا@joureh
جانِ من! با آن که خاص از بهرِ کشتن آمدی... ساعتی بنشین که عمرِ جاودان گویم تو را#هلالی_جغتایی@joureh
گاهی میانِ خلوتِ جمع،یا در انزوای خویش،موسیقیِ نگاهِ تو را گوش میکنم!وز شوقِ این محال،که دستم به دستِ توست،من جای راه رفتنپرواز میکنم ...#فریدون_مشیری@joureh
فراق الأحبة أشد من الموت. «فِراق محبوبان از مرگ سختتر است.» #امیرالمومنینعلیهالسلام@joureh
تو به هر طریق خواهی بکُش و بریز خونمکه حلال کردم اما، نه به تیغ بیوفایی ...#صفای_شیرازی@joureh
کیستم؟ یک تکه تنهایی!#مهدی_اخوان_ثالث@joureh
و گریز از تو بیفایدہ است؛تو در من ریشہ دواندهاے، مثلِ جنگ در خاورمیانه..!#مناف_احدی@joureh
گر گمان داری که هجران کمتر از مرگ است، نیست... #فیاض_لاهیجی@joureh
زنی با چشم های قهوه ای جامانده در جانمخیالش با من است اما حواسش را نمی دانمزنی که چشم او از شعر سعدی سردرآوردهو من هر شب برای دیدن او شعر می خوانمچه بی رحمانه مویش را به روی شانه می ریزدو من در حسرتش مانند موهایش پریشانمبه بی خوابی این دیوانه قانع نیست چشمانشسرم را داده در دستم به دنبال بیابانممداوم می شمارم، چندمین دیوانه اش هستمکه امشب باخیالش می سپارم لب به قلیانمنمی دانم برایش چندمین مردم که می میرماز این زیبایی افراطی اش گاهی هراسانمنمی خواهم کنار دیگری پیدا کنم او را توافق کرده ام با این زن جامانده در جانم#علی_صفری@joureh
وقتی که رفتی تقریباً همهچیز را با خود بردی..#چارلز_بوکفسکی@joureh
تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیستتسلی دادن این فاجعه، میخانه می خواهد...#سجاد_رشیدی_پور@joureh
رفتنت چیزی به جز امواج طوفانی نداشتسیل سرکش شد نبودت غیر ویرانی نداشتبعد از این کمکم به فکر روزهای آخرمشعرهای دفترم هم با تو همخوانی نداشتمن هنوزم مینویسم در میانِ نبضِ شبقلب من جز عشق تو ناخوانده مهمانی نداشتعشق، یعنی با تو حتی درد هم زیبا شودبیتو دنیا طعمِ یک لبخندِ بارانی نداشتمن به هر راهی زدم مغلوب عشقت میشدمعشق بیتو راه بود، اما خیابانی نداشتدوستت دارم…همین جمله تمامِ شعرِ منشعرمن جز تو عزیزم، بند پایانی نداشت#مصطفی_کنگاوری@joureh
در کنارت حال من خوب است حتی در خیالدل خوشم من با همین خواب و خیالات محالمویِ مشکی،چشم مشکیِ،روسری هم مشکی استروزگارم را همیــن ها کرده مانند زغالشب موهای تو یلداست چه زیبا شده استماه کامل وسط این شب طولانی سالپاکیت نام تــو را روزی زبانزد می کنــدتوشبیه چشمه هایی صاف و شفاف وزلالاخم را باور کنـم یا مهــــربانی هات رااخم هایت خنده هارا می برد زیر سوال#امیرسهرابی@joureh
معنی بغضِ گلوگیر ؛ که میدانی چیست ؟ حسرت و آه و من و دلهره در تنهاییست...#سیدمحمداتکالی@joureh
بی تو بودن را تمام شهر با من گریه کرددوست با من هم صدا نالید دشمن گریه کردجای جای بی تو بودن را در آن تنگ غروبآسمانی ابر با بغضی سترون گریه کردبا هزاران آرزو یک مرد مردی پر غرورمثل یک آلاله در فصل شکفتن گریه کرداین خبر وقتی که در دنیای گل ها پخش شدنسترن در گوشه ای افسرد لادن گریه کردوسعت تنهایی ام را در شبستان غزلشاعری با فاعلاتن فاعلاتن گریه کردگریه یعنی انفجار بغض یعنی درد عشقبارها این درد را در چاه بیژن گریه کردیک زمان حتی تو هم در مرگ من خواهی گریستمثل سهرابی که در سوگش تهمتن گریه کرد#محمد_سلمانی@joureh
تا نشد رسوای عالم کس نشد استاد عشقنیم رسوا عاشق، اندر فن خود استاد نیست#میرزاده_عشقی@joureh
وداع چون تو نگاری نه كار آسان استهلاک عاشق مسكين ِ فراق جانان است#خواجه_همام_الدین@joureh
یک مشت تردیدم که در باور نمیگنجماز بس گمم روی زمین دیگر نمیگنجمپس میزند حتی قطار زندگی من را پُربارم و در کوپهی آخر نمیگنجمتهماندهی بغض غریب فصل پاییزمآنقدر سنگینم که در آذر نمیگنجمتا بینهایت میبرم اندوه رفتن راسیلام که در این چشمهای تر نمیگنجمحجم وسیع خاطرات داغ و پرشورم سر میروم دیگر درون سر نمیگنجمهر تکهام آهنگ جنگ تازهای داردصدها منام در قاب یک پیکر نمیگنجموا ماندهام مابین پرسشهای بیپاسخیک مشت تردیدم که در باور نمیگنجم#مریم_ناظمی@joureh
یکطرف دل بود و یک سو منطق و من بیقراردل هوایی بود و منطق" عاصی از این روزگاردل چنان میخواست که منطق حریف آن نبودوای اگر از کف رَود عقلی که شُد بیاختیارجمع را با حاصل یک تَن که میسنجی نکوستاو که دل را داده میفهمد جهان یعنی نگارعاشقی هم کار هرکس نیست باور کُن رفیقدل به این کار آمده ، از دل چه باید انتظار؟عقل میگفتش که دل باید بیاندیشد کمیدل به احساسش ولی دارد همیشه ابتکارعاقلان" دل در قُمار عشق مستی میکندمنعِ شرع و عرف و دین اینجا ندارد اعتبار#حمید_رضا_یگانه@joureh
کسی که یک نفس آسودگی ندید، منم...#عارف_قزوینی@joureh
تمام جستجوهایم به دنبال تو می گردد... #ناصر_پروانی@joureh
زخمی از خاطرهها باش ولی پیر نشواز خودت اینهمه در آینه دلگیر نشوخط نزن قصهی پیشانی خود را با آهخیره بر رخوت تکراری تصویر نشومیله در میله غلط کرده تو را پس بزندهیچ راضی به حصار و غل و زنجیر نشوهی نده دل به دل ثانیههایی که گذشتزودباور که "برای تو شده دیر" نشوچشم امید به خورشید بدوز و مهراسچون گل یخزده از جان خودت سیر نشویال و کوپال پریشان مده بر باد ای شیراز بلندای جهان، خسته سرازیر نشوگرچه دنیا به تو بد کرد، صبوری کن بازاینهمه دلزده از بازی تقدیر نشواشک من واژه شد و دفتر من خیس غزلهرچه میخواست دلت باش ولی پیر نشو#شهرادمیدری@joureh
کَمَر خَم کرد هرکس بُرد، بارِ عشق را بر دوش…!جوان شد پیر، گُل شد سربه زانو، بید شد مجنون…!#فاضل_نظری@joureh
مغرور مَشو بخود که اصل من و توگردی و شراری و نسیمی و نَمیست😢#ابوسعید_ابوالخیر@joureh
روزِ نخست، شعرِ تَرَم را گذاشتم..چیزی نداشتم، هنرم را گذاشتم!چیزی نداشتم ولی آنروز، دوستانسرمایه خواستند، سَرَم را گذاشتم!از درد و داغ، تا سخنی رفت بینِ ماگفتی: شریک؟! من جگرم را گذاشتم!بارِ گران به گُردهی یاران روا نبود،مردانه آمدم کمرم را گذاشتم!غیر از شرف نداشتم و با کمالِ میل،میراثِ مانده از پدرم را گذاشتم!اکنون زِ راهِ پیش دریغت مباد، منپُلهای امنِ پشتِ سَرَم را گذاشتم!#حسین_جنتی@joureh
تا جان بود به تن ز تو دل برنمیڪنماول قسم به جان تو وانگه بهجان دل#طالب_آملی@joureh
بیا مخفی کن از چشم حسودان چشم مستت رابکش بر صورتم یکبار دیگر باز دستت رابه رسمِ عاشقی، دور از نگاهِ سردِ این مردمبنوشان از میِ مینای خود باده پرستت رااگر دنیا به سازِ ما نمیرقصد، چه غم دارد؟خدا هم دوست دارد کافرِ در بند و بستت رابه جانِ من گره خوردهست تارِ گیسوانِ تونلرزان بیش از این با خندهای، عهدِ الستت راتمامِ جادهها را خط کشیدم زیرِ پای توکه شاید گم کنی در این بیابان، راهِ شستت رادگر «ساقی» نمیگوید که دنیا بیوفا باشداگر پنهان کنی در جامِ چشمت، هرچه هستت را#مصطفی_کنگاوری@joureh
میشد از رفتنت گذشت اماجان در اندازههای پایم نیست...#علیرضا_آذر@joureh
تا با هزار ناز کنی یک نظر به ماما یک دل و هزار تمنّا نشستهایم...#فریدون_مشیری@joureh
گر برون آرند جانم را زِ خلوتگاهِ دلنیست ممکن جانِ من، کَز دل برون آرم تو را#هلالی_جغتایی@joureh