. دلم یک استکان چایِ بدون درد میخواهددلم آن را که با من اینچنین تا کرد میخواهداز آن روزی که دور…
انتشار: 2026/08/02 13:24 UTCدریافت: 2026/08/13 22:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 22:00 UTC
. دلم یک استکان چایِ بدون درد میخواهددلم آن را که با من اینچنین تا کرد میخواهداز آن روزی که دور افتادم از آغوش پر مهرشدلم گرمایی از آغوش خاک سرد میخواهد!مرا پروردی و آخر رها کردی در این پاییزکدامین باغبان بستان خود را زرد میخواهد؟مرا با درد ویرانی چهکار آخر؟ تو میدانی...جنون، مجنونِ رسوای بیابانگرد میخواهدفراق، آوارگی، حسرت، ستم، سیگار، تنهاییکشیدم تا که فهمیدم صبوری مرد میخواهدغزل کوتاه اما درد من دنباله دارد، آهدلم یک استکان چای بدون درد میخواهد#سعید_فارس@joureh