زنی با چشم های قهوه ای جامانده در جانمخیالش با من است اما حواسش را نمی دانمزنی که چشم او از شعر سعد…
انتشار: 2026/07/29 12:20 UTCدریافت: 2026/08/07 00:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 00:30 UTC
زنی با چشم های قهوه ای جامانده در جانمخیالش با من است اما حواسش را نمی دانمزنی که چشم او از شعر سعدی سردرآوردهو من هر شب برای دیدن او شعر می خوانمچه بی رحمانه مویش را به روی شانه می ریزدو من در حسرتش مانند موهایش پریشانمبه بی خوابی این دیوانه قانع نیست چشمانشسرم را داده در دستم به دنبال بیابانممداوم می شمارم، چندمین دیوانه اش هستمکه امشب باخیالش می سپارم لب به قلیانمنمی دانم برایش چندمین مردم که می میرماز این زیبایی افراطی اش گاهی هراسانمنمی خواهم کنار دیگری پیدا کنم او را توافق کرده ام با این زن جامانده در جانم#علی_صفری@joureh