✍️ درباره کتاب " زیر پرچم خدا "نوشته محمد آکریم علمدار قسمت دوم کتاب، هم داستان است و هم داستان نیس…
انتشار: 2026/07/21 23:04 UTCویرایش: 2026/08/01 00:10 UTCدریافت: 2026/08/15 03:14 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:14 UTC
✍️ درباره کتاب " زیر پرچم خدا "نوشته محمد آکریم علمدار قسمت دوم کتاب، هم داستان است و هم داستان نیست، نویسنده گویی از همان ابتدا قصد داشته که حاصل سفرش را در اختیار خوانندگانش قرار دهد به همین دلیل با جزئیات و دقت بسیار همه چیز را ضبط کرده و سفرنامه اش را نوشته است:"یک بطری خالی آب آشامیدنی را مچاله کردم و دادم به کمک راننده تا آن را بگذارد بین دریچه و سقف اتوبوس، باز کردن دریچه همان و هجوم برف و سرما همان . . . "گاهی هم فیلسوف می شود:" به گمانم اگر پای خوردن و پس دادن در میان نبود گمانم هیچ مشکلی حتی جنگ در دنیا وجود نداشت "از وضعیت عراق هم می نویسد انباشت زباله در مسیر، مغازه ها، پلیس، جاده، لهجه عراقی، ریخت خانه های عراق، بازی کودکان ، غذاها، میوه جات، دستفروش ها، حتی از همسفرانش، حضور یا غیبت آنان، بیماری خود یا همسفران و غیره. این جزئیات نویسی کار را به جایی می کشاند که نوعی وسواس را هم میتوان در آن مشاهده کرد:" در میان کارت ها کارت اتاق ۳۰۵ را روی پیشخوان رسپشن پیدا کردم، آن را برداشتم و رفتم که بروم به اتاقم، ولی نمیدانم که چه مشکلی پیش آمده بود که در باز نمی شد و پشت سر هم با eror مواجه میشدم پس از دو سه دقیقه تلاش و سر و ته کردن کارت و وررفتن با دستگیره بالاخره موفق شدم در را باز کنم و نیاز به حضور مسئولین هتل نشد "راست آنکه خواننده به طور طبیعی طالب آن است که هر پاراگرف یا جمله ای که نویسنده در کتابش آورده را همراه با هدفی و پیوندی با سایر ماجراها ببیند، به عنوان مثال همین باز نشدن در که با این جزئیات نوشته شده می توانست مقدمه ای باشد برای اتفاقات بعدی مثلا: - اتاق را اشتباهی رفته است و پس از بازکردن در با ماجرایی دیگر درگیر میشود - داخل اتاق ماجرایی در حال روی دادن است - کسی به عمد قفل را دستکاری کرده - و . . .اما بعد از اتمام ماجرا و این که هیچ چیز خاصی نبوده ، اینگونه جزئیات نویسی شاید زائد به نظر برسد. اگرچه ارائه اطلاعات دقیق از مسیر و جغرافیای عراق در این کتاب از نقاط قوت آن است.ادامه دارد ایرج احمدی هزاوه @irajahmadihezave #هزاوه_روستا_امیرکبیر_قائم_مقام



