اخلاق گفت و گو (۴)عبدالرسول عمادی گفتیم که رفتاری اخلاقی است که برخاسته از اراده آزاد و انتخابی باش…
انتشار: 2026/08/09 01:48 UTCدریافت: 2026/08/15 02:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:16 UTC
اخلاق گفت و گو (۴)عبدالرسول عمادی گفتیم که رفتاری اخلاقی است که برخاسته از اراده آزاد و انتخابی باشد و عقل سلیم درست بودن آن را تصویب کند.انسانی که فارغ از قید و بند های آفاقی و انفسی رفتاری را که برخاسته از عرف عقلا درست تر است به انجام می رساند انسانی اخلاقی است. رفتار اخلاقی همپای توسعه اخلاق در جامعه، شخصیت خود فرد را نیز ارتقا می بخشد.و اما گفت و گو!گفت و گو چیست؟ تا بعد ببینیم این رفتار یا گفتار در چه صورتی عملی اخلاقی است.خواهیم دید گه گفت و گو خود عملی اخلاقی است و اگر در گفت و گو خلاف اخلاق پنهان یا آشکاری اتفاق بیفتد گفت و گو را تغییر ماهیت می دهد و گفت و گو در چنین صورتی دیکر گفت و گو نیست و جنگ است! ظاهرش هر چند باشد گفت وگو غیر جنگ از گفت و گوی خود مجو!گفت و گو یا مذاکره یا دیالوگ نوعی سخن.گفتن است منتها سخنگفتنی طرفینی و یک جور بازی زبانی است که دو طرف در آن مشارکت دارند.گفت و گو هر چه دقیق تر صورت گیرد انسانی تر و اخلاقی تر است و از ویژگی های اختصاصی انسان است.گفت و گو فارسی، مذاکره عربی و دیالوگ انگلیسی آست و هر سه بر یک فرآیند دلالت دارند.گفت و گو میان دو طرف اتفاق می آفند. هر گاه طرفینگفت و گو یک دیگر را به رسمیت بشناسند و با هم بر سر میز گفت و گو بنشینند فرایند گفت و گو شروع می شود.نقطه مقابل گفت و گو از سویی واگویه یا تکلم وحده یا مونولوگ است که سخنگفتن یک طرفه است.در مونولوگ گویی برای خود سخنی را تکرار می کنیم یا مخاطب تنها باید شنونده باشد و منتظر باز خوردی از سوی او نیستیم.نقطه دیگر در مقابل گفت و گو همهمه است. همهمه یعنی سخن گفتن مغشوش همگانی. وقتی که آداب گفت و گو را نمی دانیم یا می خواهیم گفت و گو شکل نگیرد.امامحسین علیه السلام تلاش می کرد با وجدان سپاهیانکوفه گفت و گو کند و آنها همهمه می کردند تا گفت و گو شکل نگیرد.چرا گفت و گو لازماست؟گفت و گو ایجاد تفاهم می کند یعنی دو طرف با گفت و گو یکدیگر را درک می کنند و در اثر این ادراک توافق می کنند و با توافق جامعه انسانی مبتنی بر مشارکت تشکیل می شود و قوام می یابد.گفت و گو زبان را توسعه می دهد و در بازی زبانی معنا آفریده می شود. انسان از رهگذر گفت و گو دنیایی از معانی تازه خلق می کند و اگر گفت و گو نبود مهارت های کلامی و زبانی و ارتباطی شکل نمی گرفت.هنگامی که دو طرف از گفت و گو طفره بروند یا مهارت گفت و گو را نداشته باشند مسائل فی مابین آنها را جنگ حل و فصل می کند.پس نقطه مقابل مذاکره جنگاست.جنگ راه حل مسائل در قانون جنگل است و مذاکره راه حل مسائل در جامعه انسانی است.در جنگ یکی از طرفین باید نابود شود تا فرایند به پایان برسد.در مذاکره و گفت و گو مسائل بدون خسارت حل و فصل می شود و در پایان فرایند گفت و گو دو طرف برنده خارج می شوند.گفت و گو اکسیری است که برای خاتمه جنگ ها و رسیدن به توافق در نهایت باید بدان متوسل شد.هر چه فرهنگگفت وگو بیشتر شکل بگیرد فرهنگ مخاصمه و جنگطلبی کم رنگ تر می شود.فرهنگ هایی که مروج گفت و گو هستند انسانی ترند و به میزانی که تمایل به گفت و گو بیشتر می شود انسان و جامعه اخلاقی تر و انسانی تر می شود و به میزانی که تمایل به جنگ بیشتر باشد جامعه انسانی به جنگلی از حیوانات شباهت پیدا می کند.اما گفت و گو در چه شرایطی اتفاق می افتد و با طرفین گفت و گو باید چه شرایطی را رعایت کنند تا آنچه میان آن دو می رود را بتوان گفت و نامید؟ گاهی جنگ خود را در لباس گفت و گو ظاهر می کند و یا طرفین در مذاکره نیز قصد جنگیدن دارند و هدف آنها از گفت و گو نه کشف حقیقت از منظر تضارب آرا و نظرات و حصول توافق و کشف حقیقت بلکه منظور اسکات خصم و نشاندن او بر سر جایش به هر شکل ممکن و بای نحو کان است.روشی که سوفسطاییان ترویج می کردند و به فراگیران چگونگی غلبه در بحث و ساکت کردن طرف مقابل را یاد می دادند. روش سوفسطاییان بر این هدف استوار بود که باید در بحث غالب شد به هر روشی که می شود.در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد طاعت از دست نیاید گاهی باید کرد در مقابل سوفسطاییان که سفسطه همبر گرفته از نام آنهاست و سفسطه زبان بازی و بهره گیری از خلاءهای زبانی، منطقی و معنایی برای عالب شدن است سقراط است که گفت و گو را راه کشف حقیقت می داند و نه روش غالب شدن به هر طریق ممکن.چه ویژگی هایی لازم است در طرفین بحث وجود داشته باشد و چه رویکردی باید از سوی دو طرف اتخاذ شود تا صحنه از جنگو صبعیت و درگیری و یقه گیری پاک شود و گفت و گو آغاز شود و ادامه یابد؟@haftjoosh
