اخلاق گفت و گو (۲)عبدالرسول عمادی دموکراسی اخلاقی گفتیم که عملی اخلاقی است که عقل سلیم بشری آن را خ…
انتشار: 2026/08/09 01:45 UTCدریافت: 2026/08/15 02:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:16 UTC
اخلاق گفت و گو (۲)عبدالرسول عمادی دموکراسی اخلاقی گفتیم که عملی اخلاقی است که عقل سلیم بشری آن را خوب بپندارد. یعنی پس خوب و بد یکعمل، نسبی است و به شرایط و به تشخیص اجماع عمومی بستگی دارد؟ این بحث دراز دامنی است که فلسفه اخلاق هیچگاه نتوانسته حرف آخر را در مورد آن بزند زیرا کلمات "خوب"و "بد" واژه هایی کلی هستند اما ما همیشه در مورد مفاهیم جزئی یعنی رفتارهای جزیی آدمیان که تابعی از شرایط عمل آنهاست صحبت می کنیم. ممکن است کسی بگوید:" اگر چیزی خوب است همیشه خوب است و اگر بد است هم همیشه بد است" اما این فقط عبارتی دلخوش کننده است و تنها آرزو و خواسته ماست که دوست داریم کلیاتی دست نخورده داشته باشیم ولی ما در جهانی زندگی می کنیم که رفتارها به شدت به شرایط مرزی خود وابسته هستند و این شرایط مرزی رفتارهاست که در نهایت معلوم می کند رفتاری را باید انجام داد با نباید انجام داد.آیا اراده ما برای انجام عمل، آزاد است؟شرط اخلاقی بودن یک رفتار انتخابی بودن آن است یعنی فرد باید حق انتخاب از میان چند رفتار محتمل را داشته باشد تا بتوان گفت او واجد اختیار است و آنگاه چون بر مبنای اختیار خود دست به اقدام زده است عمل او را می توان در ترازوی اخلاق نهاد و سنجید و ارزیابی اخلاقی کرد.بحث جبر و اختیار هم سابقه ای به درازای تاریخ تفکر دارد. همین که ما یک عمل را تابعی از شرایط انجام آن عمل می کنیم تلویحا به نوعی جبر گردن گداشته ایم! جبر شرایط برخی پزوهش های علمی دقیق در حوزه علوماعصاب نشان داده اند که ما حتی در حصار جبر مغز خود نیز قرار داریم و آزمایشات نشان داده اند که وقتی ما تصمیم به اقدامی می گیریم و اراده خود را به انجام آن قطعی کرده و دست به اقدام می زنیم مغز ما قبل از اراده ما تصمیم خود را گرفته بوده است و ما عامل اجرای تصمیم مغز در یک فرآیند بیولوژیک هستیم نه چیز دیگر.البته هنوز تحقیقات در این حوزه های دقیق علمی که در مقیاس های میکروسکوپی و کوانتومی به فعالیت های مغز می پردازند ادامه دارد و در این باره سخن آخر گفته نشده است و علم هیچگاه هممدعی سخن آخر نیست.بنابر این می توانیم به همان حرف معروف مولانا دل خوش باشیم که بر مبنای آن ما دارای اختیار هستیم.این کهگویی این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیار است ای صنم بین خودمان و بین الله می دانیم که وقتی می خواستیم اینکار را که انجامش دادیم انجام دهیم می توانستیم کارهای دیگری بکنیم و تصمیم های دیگری بگیریم و نگرفتیم و این تصمیم را گرفتیم و خودمان را مسئول تصمیم خودمان می دانیم.در سندهایی که افراد بر مبنای آنها تعهدی می دهند یا خرید و فروشی انجام می دهند نوشته می شود که من از سر طوع و رغبت و دون الاکراه و الاجبار این کار را می کنم و سپس این نوشته را امضا می کنیم تا بگوییم که ما کاملا دارای اختیار بوده ایم و جبر و اجباری در کار نبوده است.پس ما وجود اراده آزاد و اختیار و انتخاب را مفروض می گیریم و گرنه مجبور می شویم کلا بحث اخلاق را تعطیل کنیم زیرا هیچ ماشینی که تحت اجبار کاری بکند موضوع بحث عمل اخلاقی نیست."باید و نباید"و "خوب و بد" و "وظیفه"حال سوال دیگری مطرح می شود و آن ایناست که وقتی ما از عمل اخلاقی صحبت می کنیم آیا از باید و نباید اعمال حرف می زنیم یا از خوب و بد آن ها؟چون ظاهر قضیه این است که اگر از باید صحبت کنیم دیگر اختیاری نمی ماند تا از آن اخلاق زاییده شود!اگر انجام عملی مشمول باید قرار گیرد یعنی این که شرایط انجام آن عمل را الزامی کرده است و بخواهیم یا نخواهیم مجبور به انجام آن عمل هستیم.ممکن است من بگویم من بدون اکراه و اجبار این معامله را انجام می دهم، این ملک را می فروشم یا این تعهد را به گردن می گیرم اما آیا شرایط مرا محبور به انجام آنعمل نکرده است؟من می توانستم این عمل را انجام ندهم و گونه ای دیگر رفتار کنم اما این ظاهر امر است و واقعیت این است که این شرایط و اوضاع و احوال من است کهمرا مجبور به انجام این عمل کرده است و حالا این سوال پیش می آید که حالا که شرایط مرا به این نتیجه رسانیده که باید این عمل را انجام بدهم این عمل عمل خوبی هم هست؟یعنی آیا" باید" مربوط به یک عمل تضمین کننده "خوب" بودن آن عمل نیز هست. به عبارت دیگر بین " باید" و "خوب" در انجام اعمال تناظر یک به یک برقرار است یا بایدی بودن یک عمل چیزی است و خوب بودن آن چیزی دیگر.؟@haftjoosh
