اکتشاف و بهره برداری عبدالرسول عمادی این دو واژه از واژگان آشنا در حوزه مهندسی نفت است! مهندسان نفت…
انتشار: 2026/08/08 00:48 UTCدریافت: 2026/08/15 02:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:16 UTC
اکتشاف و بهره برداری عبدالرسول عمادی این دو واژه از واژگان آشنا در حوزه مهندسی نفت است! مهندسان نفت یا مهندسی اکتشاف خوانده اند و یا مهندسی بهره برداری. وقتی با قرائنی احتمال می رود که در یک حوزه جغرافیایی نفت وجود دارد شروع به حفاری می کنند ممکن است به آن برسند. اگر نرسند در جای دیگری زمین را می کاوند و آن قدر اینچرخه را پی می گیرند تا بالاخره به نفت می رسند، وقتی رسیدند فرایند اکتشاف را پایان می دهند و از آن پس مشغول انتفاع و بهره برداری می شوند. آنجا یکپایانه نفتی می شود و از آن پس بهره برداران بی دغدغه اکتشاف به مکیدن این شیره زمین مشغول می شوند. ما در همه عرصه های زندگی این دو کارکرد را داریم یا در حال اکتشاف هستیم یا بهره برداری یا هر دو یا هیچ کدام! این بحثی در حوزه اخلاق است.می گویند در نمایشنامه بزرگ هستی ما هم تماشاگریم هم بازیگر.، بازیگری ما در زندگی هم خودش دو جنبه دارد که یکی اکتشاف است و دیگری انتفاع. انتخاب رشته تحصیلی و رسته شغلی یک فرآیند اکتشاف است. اکتشاف این که از میان رشته های مختلف به کدام رشته علاقه مندیم و کدام رشته با استعداد و توانایی ما تناسب دارد و چون از میان رشته ها یکی را انتخاب کردیم از انپس بر همان رشته متمرکز می شویم و مرحله اکتشاف به پایان می رسد و دوران انتفاع آغاز می گردد.گاهی تغییر رشته می دهیم و گاهی هم هیچ رشته ای را به پایان نمی بریم از بس که به همه رشته ها علاقه مندیم و از بس که هیچ رشته ای چنگ چندانی به دلمان نمی زند. گاهی در عمر چندین بار تغییر شغل می دهیم و از آن با افتخار هم حرف می زنیم و از رزومه سنگین خود کیف هممی کنیم. برای ازدواج گزینه های متعددی را بررسی می کنیم و وقتی به نتیجه رسیدیم بررسی گزینه ها را متوقف می کنیم و فرایند زندگی مشترک از خواستگاری تا تشکیل زندگی مشترک و فرزند آوری و آرامش با هم بودن پی گرفته می شود. اکتشاف کی پایان می یابد؟ آیا مهندسان نفت تا ابد فرایند اکتشاف را ادامه می دهند؟ یعنی اگر به یک میداننفتی یا گازی رسیدند به هوای یک میدان وسیع تر این حوزه را رها می کنند و به اکتشاف در نقطه دیگری می پردازند؟ اگر اینکار را با وسواس پی بگیرند هیچگاه مرحله اکتشاف پایان نمی یابد و دوران بهره برداری فرا نمی رسد. ما هم در زندگی به حد معقولی از اکتشاف نیاز داریم. بی هوا وارد یک رشته تحصیلی نمی شویم.بررسی نکرده و نسنجیده ازدواجنمی کنیم و مرحله تحقیق را بیهوده نمی انگاریم اما اگر در کار تحقیق وسواس به خرج بدهیم و افراطی باشیم نه هیچ رشته ای برای تحصیل انتخاب می کنیم و نه هیچ شریکی برای زندگی مشترک. مفهوم قناعت در زندگی از جهتی هم ناظر به رعایت نسبت معقولی میان اکتشاف و انتفاع است. ما به اکتشاف منابع درآمدی برای زندگی می پردازیم. مالی به دست می آوریم تا به زخم های زندگی بزنیم و مرهمی می یابیم تا دردهای آن را دوا کنیم اما هیچ دردمندی تمام عمر را صرف جمع آوری مرهم های مختلف نمی کند و درد را تحمل نمی کند به امید این که روزی همهمرهم های جهان را یکجا حمع کرده باشد. آن روز نمی آید و او در عین دردمندی جهان را وداع می گوید. مفهوم پس انداز و بازنشستگی هم ناظر به نسبتی میان اکتشاف و بهره بردری است. ما در زندگی در زمان اشتعال به کار به ترکیبی از اکتشاف و بهره بردای مَشغول هستیم.درآمدی به دست می آوریم (اکتشاف) ، بخشی از آن را خرج می کنیم ( بهره برداری ) و بخشی از آن می ماند برای وقتی که فرایند اکتشاف کلا پایان می یابد و تا آخر عمر آنچه می ماند بهره برداری است. برخی از ما تصور می کنیم که تا پایان عمر موظف به کشف حوزه های درآمدی هستیم و یادمان می رود که این درآمدها به قصد انتفاع بوده است نه انبار داری! و خسته از اکتشاف بی پایان می میریم. برای یک اکتشاف کننده افراطی در حوزه درآمد اصل بر یافتن درآمدهای جدید است. دیگران کاشتند و ما نخوردیم ما بکاریم و دیگران بخورند! این اخلاق افراط در اکتشاف گری بهره برداری از عمر و فرصت را برای همیشه به حالت تعلیق در می آورد. ماکتاب هایی داریم که حسرت خواندنشان را به دل داریم و با ولع بسیار کتاب های جدیدی به آنها اضافه می کنیم تا زندانی بشوند و هیچ گاه خوانده نشوند. املاکی داریم که ضریب بهره برداری از آنها اگر نه صفر ولی بسیار پایین است.دوستانی یافته ایم اما آنها را فریز کرده ایم برای روز مبادا و این روز هیجگاه نمی آید و ناگهان یا ما می میریم و یا آنها و حسرت بک هم نشینی با دل سیر با آنها به دلمان می ماند. مسافرت هایی را در ذهن داریم که هیچگاه نمی رویم چون در فرایند اکتشاف درگیریم و هنوز زمان بهره برداری نرسیده است و نمی رسد.
