طرح دیدگاه فوق ، عکس العمل های متفاوتی را برانگیخت ، از این رو دعوت برخی دوستان برای تبیین نظریه را…
انتشار: 2026/08/18 14:54 UTCدریافت: 2026/08/22 12:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 12:50 UTC
طرح دیدگاه فوق ، عکس العمل های متفاوتی را برانگیخت ، از این رو دعوت برخی دوستان برای تبیین نظریه را پذیرفته و در یک نشست مجازی پس از ارائه توضیحِ دیدگاه ، به گفتگو با آنان در این باره پرداختم . اینک آن توضیح و تبیین همراه با آن گفتگوها ارائه میشود. قسمت ، به تبیین و توضیح نظریه اختصاص دارد و در قسمت دوم به سوالات و اشکالات پاسخ داده شده است . امید است این تلاشها برای دستیابی به فهم بهتر از شریعت و نزدیک تر شدن به عدالت مفید باشد .
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- موسسه مفتاح کرامت · تطابق دقیق — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۱۰
- محمد سروش محلاتی · تطابق دقیق — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۱۵
- کانال نو اندیشی دینی کیان · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۵۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — کانال نو اندیشی دینی کیان
فرهاد قنبری کدام روشنفکر؟⏺ به این سخنان دکتر شفیعی کدکنی با تامل بنگریم:«از میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا آقاخان کرمانی بگیر تا سید حسن تقیزاده و دکتر ارانی و بهار و نیما یوشیج و صادق هدایت و ذبیح بهروز، ولی در مجموع آنها را به دو گروه تقسیم میکنم:الف. روشنفکرِ « نمیخواهم »ب. روشنفکر ِ «چه میخواهم »متأسفانه جامعهٔ عقل گریزِ ما همیشه به «روشنفکران نمیخواهم» (امثال صادق هدایت) بها داده است و از «روشنفکر چه می خواهم» (امثال سیدحسن تقی زاده و دکتر ارانی) با بی اعتنایی و گاه نفرت یاد کرده است.ولی آنها که سازندگان این سرزمیناند بیشتر همان «روشنفکران چه میخواهم»اند، چه ارانی باشد و چه تقی زاده. در ایران برای این که شما مصداق روشنفکر نمی خواهم شوید کافی است که از مادرتان قهر کنید و بگویید «خورشتِ بادمجان رادوست ندارم» و یک عدد رمان پست مدرن کذایی و یا چند شعر جیغ بنفشِ بیوزن بیقافیه و بیمعنی («احمدایِ» مُدرن) هم در این عوالم مرتکب شوید و به تمام کائنات هم بد و بیراه بگویید و دهن کجی کنید ولی روشنفکر چه میخواهم شدن بسیار دشوار است و «خربزه خوردنی» است که حتی پس از مرگ هم باید «پای لرز» آن بنشینید.از نکات عبرت آموز یکی هم این است که فرنگی جماعت نیز، برای روشنفکران نمیخواهم ما همیشه کف زدهاند.(از کتاب با چراغ و آینه)⏺ حقیقتا این سخنان دکتر کدکنی را باید با آب طلا نوشت. برای اثبات این مدعا کافی است به صفحات فعالان سیاسی و اجتماعی و ادبی و فرهنگی در در شبکههای اجتماعی نگاه کنیم تا بهتر متوجه شویم که این جامعه به شدت «روشنفکر نمی خواهم» را به روشنفکر دردمند (روشنفکر چه می خواهم) که دنبال ژست و پز روشنفکری نیست و دغدغه اش باز کردن دری به روی مشکلات این سرزمین است، ترجیح میدهد.هنوز بخش بزرگی از جامعه ما تفاوت میان وراجان و یاوهبافان و سرایندگان سخنان بیسروته با روشنفکران را نمیداند و نهایت کنش سیاسیِ روشنفکر متعهد و دغدغه مند را متلکپرانی و تمسخر و چند فحش رکیک به حاکمان و یک کاسه کردن همه با گفتن: «گوربابای همشون» و «خودتون میدونید و مملکتتون» و «سگ زرد برادر شغاله» و امثالهم میداند.در این مملکت چند مسیر ساده روشنفکری وجود دارد.اول اینکه پای رو پا انداخته، ریش و سبیل لنینی و کلاه چگوارایی گذاشته، سیگار و علف و بنگی به لب گرفته و ملقمه ای از شعر شاملو و «نئولیبرال- نئولیبرال» کردنهای متمادی و اَدا و اَطوارهای شبهسینمایی یا تکرار جملات بیسروتهی که به اسم شعر چاپ می شوند و یا متلک پراکنان خُنُک توییتری را راستِ کار خود کرد تا در هر جمع و محفلی به اسم منتقد ادبی و فعال سیاسی و کنشگر فرهنگی و آوانگارد در صدر قرار گرفت.شیوه دیگر (که بیشتر مد امروز است) قدیسسازی از پهلوی و فحاشی به مارکس و لنین و تکرار مداوم گزاره احمقانه «چپ هرگز نفهمید» و توهین به تمام هنرمندانی که کوچکترین گرایشی به جریان چپ داشتهاند و در نهایت سفیدشویی دلقک پهلوی و توجیه و حمایت از جنایتکارانی چون ترامپ و نتانیاهو به بهانه مخالفت با جریان چپ.شیوه دیگر تظاهر به روشنفکری در پیش گرفتن زندگی انگلوارِ بدون هرگونه شعور اجتماعی است. این روش هم نهایت قهوه و سیگار و کمی سرخوردگی اجتماعی و دو جمله مانند «در زندگی زخم هایی هست» از صادق هدایت و «پرنده مردنی است» از فروغ فرخزاد (فیلمهای بهمن فرمانآرا را به خاطر بیاوریم) و چند جمله بریده از بِکت و کافکا را می طلبد و یا چند بریده جمله از عهد عتیق و درآوردن اَدای شوریدگی ابوسعید ابوالخیر و مولوی و تلفیق آنها با «کییر کیگارد» را. (از حمید هامون تا شخصیت درخت گلابی و پری و در کل آثار مهرجویی که تیپ مورد علاقه این دست روشنفکران است)این گونه کنشگریها اگر با چند روز سابقه بازجویی و زندان هم همراه شود که نور علی نور است و به آنی ژست اپوزسیون و روشنفکر دغدغه مند و شجاع و نترس و شهرت رسانهای و محبوبیت اجتماعی به همراه دارد. (به خاطر داشته باشیم از درون این جریانات نه تنها آبی برای این مردم و مملکت نگون بخت گرم نخواهد شد، بلکه در بسیاری موارد جامعه را نیز با خود به قهقرا هدایت خواهد کرد)👈 در سوی دیگر روشنفکران واقعی، بیحاشیه و دغدغه مند این مملکت از مینوی و فروزانفر تا باستانیپاریزی و زرینکوب و ریاحی و زریاب و اسلامیندوشن و ژاله آموزگار و کدکنی و امثالهم که همه هم و غمشان سربلندی و اعتلای نام ایران بوده است، قرار دارند.جامعه ما برای توسعه و قرار گرفتن در مسیر درست، نه به تقلید از این سینمای ضدملی و فاقد هرگونه شعور و تعهد اجتماعی نه به این جریانهای حمال صهیونیسم که همیشه در فضای خیالی و به شدت ضدوطنی سیر کرده است و نه این اَداهای مبتذل «ابزود-معتاد»های دانشکدههای هنر و علوم اجتماعی، بلکه به الگو گرفتن از روشنفکران دغدغهمندی چون دهخدا و ایرج افشار نیازمند است.@kharmagaas
Ⓜ️ چرا ایدئولوژیاندیشی اینقدر جذاب است و چه چیزی از ما میگیرد؟مصطفی ملکیان در سخنرانی معرفی و بررسی کتاب قدرت بیقدرتان، یکی از توصیههای اصلی واتسلاف هاول را چنین بیان میکند: «بههیچوجه ایدئولوژیک نباشیم»؛ یعنی ذهن خود را گشوده نگه داریم و از تعصب، جزم، جمود و پیشداوری فاصله بگیریم.اما چرا ایدئولوژیاندیشی، با وجود این خطرها، میتواند برای انسان جذاب باشد؟▫️انسان در جهانی پیچیده، مبهم و غیرقابلپیشبینی زندگی میکند. ذهن ما معمولا از بلاتکلیفی خوشش نمیآید و در بسیاری از افراد، نیازی برای رسیدن به پاسخهای روشن و قطعی وجود دارد؛ انسان در چنین وضعیتی ممکن است با سرعت بیشتری یک توضیح را بپذیرد و پس از یافتن آن، تمایل داشته باشد همان پاسخ را حفظ کند.ایدئولوژی میتواند دقیقا همین نیاز را پاسخ دهد؛ برای جهان پیچیده، نقشهای نسبتا ساده فراهم میکند؛ میگوید چه چیزی درست است، چه چیزی غلط است، مشکل از کجاست و راهحل چیست.▫️مشکل اما از جایی آغاز میشود که نقشه را با خودِ واقعیت اشتباه بگیریم.در این حالت، بهجای اینکه باورهایمان را با واقعیت و شواهد اصلاح کنیم، ممکن است شواهد را طوری تفسیر کنیم که باورهایمان حفظ شوند. ▫️پژوهشهای روانشناسی ایدئولوژی نیز نشان دادهاند که جزماندیشی، نیاز به قطعیت و استدلال انگیزهمند میتوانند با شیوه پردازش اطلاعات و موضعگیریهای ایدئولوژیک ارتباط داشته باشند.اما ایدئولوژی فقط به انسان "پاسخ"نمیدهد؛ گاهی به او "هویت" هم میدهد.وقتی یک عقیده با "منِ" فرد گره میخورد، نقد آن عقیده ممکن است دیگر صرفا نقد یک گزاره تلقی نشود؛ بلکه ناخودآگاه شبیه حمله به خودِ فرد تجربه شود. از اینجا تغییر عقیده دشوارتر میشود.▫️از سوی دیگر، باور مشترک میتواند احساس تعلق ایجاد کند. انسان فقط نمیخواهد بداند "چه چیزی درست است"؛ میخواهد بداند "من به کجا تعلق دارم؟"در نتیجه ممکن است بهجای اینکه ابتدا بپرسیم آیا این ادعا درست است؟ ناخودآگاه بپرسیم این حرف را چه کسی میزند؟ از خودیهاست یا از دیگریها؟ و بعد درباره درست یا غلط بودنش تصمیم بگیریم.یکی از هزینههای مهم ایدئولوژیاندیشی همینجاست؛ عقیدهای که قرار بود ابزار فهم جهان باشد، ممکن است به فیلتری تبدیل شود که جهان را فقط به شکل سازگار با خودش به ما نشان میدهد.▫️اما باید مراقب یک اشتباه دیگر هم باشیم؛ داشتن باور محکم، لزوما ایدئولوژیاندیشی نیست. انسان میتواند باورهای عمیقی داشته باشد و در عین حال بگوید ممکن است اشتباه کنم.ذهن باز، ذهنی نیست که هیچ باوری ندارد؛ ذهن باز، ذهنی است که باورهای خودش را قابل بازبینی میداند.▫️جزمیت و انعطافناپذیری را نباید ویژگی انحصاری یک جریان فکری دانست؛ در سطوح مختلف ایدئولوژیک، انسانها میتوانند درگیر سوگیری، استدلال انگیزهمند و اطمینان بیش از حد به درستی باورهای خود شوند.آدم متفکر میگوید: با توجه به شواهدی که اکنون دارم، این را درستتر میدانم.اما ذهن ایدئولوژیک میگوید: این درست است؛ بنابراین هر چیزی که با آن ناسازگار باشد، باید غلط باشد.اولی از باور برای فهمیدن جهان استفاده میکند؛ دومی ممکن است جهان را وادار کند با باورش سازگار شود.در آخر این پرسش را مطرح میکنیم: شما از باورهایتان برای فهمیدن جهان استفاده میکنید، یا باورهایتان بهجای شما درباره جهان تصمیم میگیرند؟📌منابع: ۱. ملکیان، مصطفی. سخنرانی بررسی و معرفی کتاب قدرت بیقدرتان، اثر واتسلاف هاول.2. Kteily, N. S., & Brandt, M. J. (2025). Ideology: Psychological Similarities and Differences Across the Ideological Spectrum Reexamined.3. Chao, M. M., & Chiu, C.-Y. Epistemic Functions of Culture.4. Jost, J. T. et al. (2009). Political Ideology: Its Structure, Functions, and Elective Affinities.@JameahiBehtarBesazim
🔴«محمدرضا حکیمی دربارهٔ ایران امروز چه میگوید؟»🔴 استاد سروش محلاتی: فاصله عمیقی میان آموزههای «الحیات» با واقعیت جامعه ایران وجود دارد🔴دیدگاههای علامه حکیمی درباره «تساوی» و «مالکیت» به نظریه و فتوا تبدیل شود🔴فرشاد مومنی: فقر در ایران پدیدهای ساختاری است🔴سیاستهای اقتصادی نادرست، طبقات متوسط را قربانی کرد🔴زائری: برخی تریبونها دچار توهم «مخاطبپنداری» و گفتوگو با مخاطب فرضی هستند 🔴کرامت انسانی؛ نقطه آغاز گفتوگوی دین با نسل جدید⬅️مراسم بزرگداشت پنجمین سالگرد درگذشت علامه محمدرضا حکیمی با عنوان «محمدرضا حکیمی دربارهٔ ایران امروز چه میگوید؟» عصر روز گذشته با سخنرانی آیت الله سروش محلاتی، دکتر فرشاد مومنی و حجت الاسلام و المسلمین زائری در موسسه دین و اقتصاد برگزار شد. ⬅️آیتالله سروش محلاتی در این مراسم با اشاره به آثار علمی استاد محمدرضا حکیمی گفت: استاد محمدرضا حکیمی آثار علمی فراوانی در طول نیمقرن بهجا گذاشته است. این آثار، علاوه بر اینکه حکایت از اطلاعات و دانش استاد دارد، از دردمندی ایشان نیز حکایت میکند.⬅️در این کتاب بحث میشود که فاصله طبقاتی موجه نیست و برای این موضوع، آیات و روایات مطرح میشود، اما در شهر خودمان با فاصلههای فاحش مواجه هستیم. در کتاب، فراوان درباره این موضوع بحث میشود که در جامعه اسلامی، فقیر و محتاج وجود ندارد، ولی ما در پیرامون خود، انسانهای نیازمند فراوانی میبینیم.🔴دکتر فرشاد مؤمنی به بازخوانی «میراث فکری محمدرضا حکیمی و نسبت آن با نیازهای امروز ایران» پرداخت.وی اظهار کرد: انتخاب این موضوع، در واقع ناظر بر یک مسئله حیاتی است؛ مسئلهای که در سطوحی، چه در سطح حکومتگران و چه در سطح جامعه، درباره آن توافق وجود دارد و آن این است که بخش اعظم انتظارات و وعدههایی که در قالب جمهوری اسلامی شکل گرفته بود، محقق نشده است.مؤمنی ادامه داد: از آنجا که عنوانی که برای نظم جدید انتخاب شد و ادعا این بود که قرار است بر اساس موازین اسلامی عمل کنیم، یک پرسش بسیار حیاتی نیز در اینجا موضوعیت پیدا میکند و آن این است که آیا ما بر اساس موازین اسلامی عمل کردیم و دچار این مشکلات و بحرانها شدیم، یا اینکه اتفاقاً هرجا حادترین و جدیترین مشکلات ظهور کرده، دلیل اصلی آن، عمل نکردن به آن چیزی بوده که قرآن و اسلام گفتهاند؟fa.shafaqna.com/news/2340447/
«فسادکاری دینورزان چرا؟»🖍بهروز مرادیچرا برخی دینورزان فسادکاری و خیانت در امانت میکنند، زمینی را به ناحق غصب میکنند، بیتالمال را به غارت میبرند، اختلاس میکنند، سرمایههای ملّی را به تاراج میبرند، مملکت را غارت میکنند، به تحصیل مال نامشروع میپردازند و علیرغم شهرت به دینداری، مرتکب فسادهایی از این دست میشوند و با دروغگویی سعی میکنند فسادکاری خود را پنهان یا توجیه نمایند، درحالیکه دین به صراحت همهی این فسادکاریها را ممنوع نموده است؟در پاسخ به این پرسش، نویسندهی این مکتوب، ۵علت اساسی زیر را محتمل میداند:١. دینورزی ریامحورانهدرون بعضی از دینورزان، خالی از ایمان حقیقی به خداوند و عاری از باور راستین به ارزشهای دین است و آنان از موضع ریاکارانه تظاهر به دینداری میکنند تا نانی به کف و مالی به چنگ و سِمَتی به دست آورند و منافع دنیوی خود را تأمین کنند.دینورزی اینان "ریامحورانه" است و در کردارشان تعهدِ عمیق و پایبندیِ اصیل نسبت به ارزشهای دینی ندارند و ممکن است در راه رسیدن به منافع و اهداف خود دست به هر فسادی بزنند. آنها ممکن است به ریا وارد دستگاه مدیریت جامعه بشوند و شبکههای فساد و غارت بسازند تا از آن طریق به غارت مملکت بپردازند.٢. دینورزی خودمحورانهگاه دینورزان آنچنان دچار خودشیفتگی میباشند که خود را برتر از آنی میبینند که اصول و ارزشهای دینی را در عمل و در جریان زندگی و در جنبههای مختلف رفتاری رعایت کنند. دینداری این گروه "خودمحورانه" است و در دینداری، منیّت فربه آنان مانع از آن میشود که تسلیم خدا و متعهد به تعالیم پیامبران و یعنی "مسلمان" باشند. ایمان در وجود اینان آنچنان سطحی است که به کردارشان سرایت نمیکند. این یعنی اینکه آنان آنچنان در بند و اسیر خودشانند که این اسارت نمیگذارد در عمل و کردار بندگی خدا را مراعات نمایند. در مقام عمل، این خواستههای دل و هواهای نفس و برترنمایاندن خود به چشم همهی دیگران رفتار نمایشی آنها را میسازد.اخلاص و تقوا در وجود آنان ریشه نمیزند و درنتيجه آنها بین خودشان و هرچیز دیگر حتی ارزشهای دینی، خودشان و برترجلوهدادنِ خودشان را انتخاب میکنند. ارجحداشتنِ خود بر همه چیز از سوی اینان ممکن است باعث شود هر چیزی را قربانی و فدا کنند حتی دین را.٣. دینورزی احکام_محورانهتلقی بعضی از دینورزان از دینداری عبارت است از رعایت احکام و انجام شعائر و اجرای شریعت و برگزاری یکسری مراسم در جریان زندگی روزمره یا در مناسبتهای خاص، بدون آنکه درون اینان، ایمان امنیتزا و رعایت امانتها و پایبندی به اصول درستکاری و تقوای مهارکننده، درونی شده باشد. دینداری اینان "احکام_محورانه" و مناسکگرایانه است و تصور میکنند دین از آنان تنها همین رعایت احکام و شریعت و شعائر و برگزاری مراسم و مناسک را طلب میکند و بهزعم آنان قرار نیست که دینداری از آنها وجودهایی درستکار و دستپاک و راستگو و پایبند به حق و رعایت حلالخواری و نجابت و صلح و مهر بسازد. ۴. دینورزی فاسقانهفسق همان نفاق غیرعامدانه و ناآگاهانه است. گاه افرادی چنان از درک پایینی از حق و تلقی مخدوشی از حقیقت و فهم نادرستی از دین و شناخت اشتباهی از قرآن دارند که از معنا و ماهیت دقیق کردار و گفتار و پندار خود بیاطلاعاند و درنتيجه رفتاری انجام میدهند که تصور نمیکنند با مسلمانی در تضاد باشد. مثلاً ممکن است سلیقهی خود را به دیگران تحمیل کنند و ندانند دین، تحمیل را ممنوع نموده است.۵. دینورزی ایدئولوژیکمحورانهگاه دینداران از دین ابزاری برای حکومت میسازند و دین و ارزشهای آنرا قربانی منافع نظام سیاسی میکنند. برای اینان پاسداشت حق و تحقق انسان مورد نظر دین اهمیتی ندارد و آنچه مهم است حفظ و بقای حکومت است. سخن آخر تنها "دینداریِ تقوامحورانه" است که فرد را از چنان قدرت مهار و کنترل خود برخوردار میسازد که او از قدرت مقاومت اخلاقی در شرایط مختلف برخوردار میگردد و خطاهای بزرگ مرتکب نمیشود و از مسیر درستکاری و راستی و راستگویی و امانتداری و پاکدستی و زندگی عاری از فساد بیرون نمیرود و ایمان و تقوای او در عملش جاری و وی را هدایت میکند. دینداریِ او بر آگاهی و شناخت از باطن قرآن استوار است.علیرغم وجود گسست در اجزای تشکیلدهندهی وجود افراد در این ۵ رویکرد انحرافی، شخصیت مؤمنانِ دارای رویکرد تقوامحور، یک کُلِ یکپارچه بر اساس توحید است،یعنی اینکه پندار و گفتار و کردار و نفس و ذهن و احساس و درون و بیرون و نیّت و عمل و ظاهر و باطن چنین کسانی به طور نسبی از وحدت برخوردار است و عملکرد آنها حول محور رعایت حق و درستکاری و راستی و راستگویی در مسیر خیر به جریان افتاده و با منظور خداوند از زندگی همجهت گردیده است. ٣٠ امرداد ١۴٠۵
♦️سالگرد علامه محمد رضا حکیمی✅ موضوع:غنا در متن ،فقیر در شهر📆 پنجشنبه ۲۹مردادماه ۱۴۰۵ ساعت۱۷📍 تهران، ، موسسه الحیاه و موسسه مطالعات دین و اقتصاد @mohammadsorooshmahallati
