🤍 لذّتِ غیابهمیشه پُرسشهایی در جان ما پَرسه میزنند، مثل سربازانی که هرگز از جنگ برنمیگردند.یا مث…
انتشار: 2026/08/08 15:49 UTCدریافت: 2026/08/12 00:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 00:12 UTC
🤍 لذّتِ غیابهمیشه پُرسشهایی در جان ما پَرسه میزنند، مثل سربازانی که هرگز از جنگ برنمیگردند.یا مثل بعضی غمها که عینِ بوی باراناند. نمیبینیشان، اما ناگهان تمامِ هوای کاهگلیِ اطرافت را پُر میکنند. میآیند و آرام در جانت مینشینند.یا مثل عطری عجیب که از دیوارها میگذرد و منتظر است تا دری به درون تنهایی باز شود، به خانهای که سالهاست کسی در آن زندگی نمیکند، اما هنوز پردههایش تکان میخورند و روی میزی رنگ و رو رفته، هنوز فنجانی مانده است در آرزوی کسی که دیگر برنمیگردد. آدمی، ایدریغا آدمی!همین قصیدهی کوتاه در قالبِ سنگ، که قافیههایش را، باد با خود میبَرد و وزنش را خاک از بَر خواهد کرد.مثل بعضی دلها که غبارستان یادها و رازها و آوازهایند، مزارستانی آرام و پرحوصله، که گاهبهگاه در ردیفهای آن پرسه میزنیم و در احتمالِ گریه، از خود میپرسیم:کِی بود آخرین بار؟...#عبدالحمید_ضیایی#اقلیم_هشتم @abdolhamidziaei