🧊کولرمان دیگر نمیکولرد!امروز هم مثل دیروز، هوا گرم بود. روبروی کولر نشستم و بسی فحش بارانش کردم که…
انتشار: 2026/08/12 13:53 UTCدریافت: 2026/08/14 13:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 13:57 UTC
🧊کولرمان دیگر نمیکولرد!امروز هم مثل دیروز، هوا گرم بود. روبروی کولر نشستم و بسی فحش بارانش کردم که چرا نمیکولرد. آخر حدود پنج سالی میشود که انگار جانی برای فوت کردن ندارد. پوشالهایش را هم عوض کردیم، اما تف هم بیرون نمیدهد. انگار هر تابستان کمی بیشتر از تابستان قبل، میلنگد.یک لحظه به صدایش گوش دادم. آرام بود. صدای جیر جیر پرههایش شنیده میشد. انگار نهایت سعیاش را کرده بود تا بادی بهمان برساند. دلم برایش سوخت. به پیری میمانست که کمرش خم شده اما هنوز جان میکند تا پیش زن و بچهاش کم نیاورد. چه کولر خوبی. از حرفهایم پشیمان بودم. آخر مگر سگ توی این هوا دوام میآورد که این کولر بیچاره دوام بباورد؟! تازه مگر کم ازش کار کشیدهایم؟ تا جایی که یادم میآید، همیشه همین کولر گوشهی پشت بام بوده.حس ترحم سرتاپایم را گرفت. رفتم دکمههایش را پایین زدم که استراحت کند؛ خودم به جهنم!بهاره عبدی.@cafee_art..