گورستانِ معناهای زندگیروزگاری معنای زندگی برایم درس خواندن بود.کارنامهای بهتر، مرا به اوج میرساند…
انتشار: 2026/08/02 21:01 UTCدریافت: 2026/08/15 05:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:08 UTC
گورستانِ معناهای زندگیروزگاری معنای زندگی برایم درس خواندن بود.کارنامهای بهتر، مرا به اوج میرساند و احساس میکردم یک قدم به زندگی نزدیکتر شدهام.آن معنا، روزی که از دانشگاه فارغالتحصیل شدم، بیهیاهو به پایان رسید.بعد، کار معنای زندگی شد.هر صبح با این شوق از خواب بیدار میشدم که طرحی نو دراندازم، کاری متفاوت انجام دهم و در میدان رقابت، جایگاه بهتری پیدا کنم.چند سال بعد، استقلال مالی و جدا شدن از خانه پدری، معنای تازهای به زندگی داد.بعد نوبت ازدواج رسید.بعد، پدر شدن.هر کدام مدتی مرا به زندگی متصل میکردند و بعد، آرامآرام جای خود را به معنای دیگری میدادند.سالهای اخیر بیشتر از همیشه از خودم پرسیدهام:اگر هیچکدام از اینها معنای نهایی زندگی نبودند، پس چه بودند؟روزی با خودم گفتم:اگر بنیاد فرهنگ زندگی بتواند انسانهای بیشتری را در مسیر فهم عمیقتر زندگی، میانسالی و رابطه همراه کند، شاید این همان رسالتی باشد که زندگی از من خواسته است.اما بعد با خودم اندیشیدم:اگر روزی حادثهای پیش آمد، اگر دیگر نتوانستم این مسیر را ادامه دهم، اگر بنیاد راه خودش را بدون من ادامه داد، آن معنا چه خواهد شد؟همانجا بود که فهمیدم حتی رسالت نیز اگر به یک نقش، جایگاه یا توانایی گره بخورد، ممکن است روزی به گورستان معناهای قبلی بپیوندد.کمکم دریافتم بیشتر معناهایی که در طول زندگی برای خود ساخته بودم، تاریخ انقضا داشتند.هر کدام تا ایستگاهی همراهم بودند و بعد، آرام در گورستان معناهای زندگی دفن شدند.شاید خطای من این بود که همیشه میخواستم معنای زندگی را در مقصدی پیدا کنم که هنوز به آن نرسیده بودم.امروز دیگر کمتر از خودم میپرسم:به کجا خواهم رسید؟بیشتر گوش میدهم که زندگی امروز چه چیزی از من میخواهد.گاهی پاسخ را در رؤیایی مییابم.گاهی در تخیلی که رهایم نمیکند.گاهی در گفتوگویی کوتاه.گاهی در رنجی که ناگهان مقابلم میایستد.همان، مقصود امروز من میشود؛ همان چیزی که مرا صبح از خواب بیدار میکند، به حرکت وامیدارد و به کار امروز معنا میدهد، حتی اگر ندانم فردا به کجا خواهم رسید.شاید زندگی بیش از آنکه سفری برای رسیدن باشد، تمرینی برای همراه شدن با همین مقصودهای هر روزه است.و امروز اگر بخواهم همه آنچه را که در این سالها آموختهام، و می تواند توشه راهی برای ادامه مسیرم در نیمه دوم عمر محسوب شود، در یک جمله خلاصه کنم، میگویم:زندگی را مقصد پیش نمیبرد؛ مقصود پیش میبرد. در واقع معنای زندگی در سفر زندگی نهفته است و نه رسیدن به جایی و یا چیزی خاص