در این مقاله، روایت رایج از مهدی بازرگان بهعنوان مخالف همیشگی مبارزهٔ مسلحانه بررسی میشود. خاطرات…
انتشار: 2026/08/18 21:13 UTCدریافت: 2026/08/20 09:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 09:20 UTC
در این مقاله، روایت رایج از مهدی بازرگان بهعنوان مخالف همیشگی مبارزهٔ مسلحانه بررسی میشود. خاطرات نزدیکان و اعضای اولیهٔ مجاهدین خلق نشان میدهد که بازرگان نهتنها بر شکلگیری فکری این سازمان تأثیر گذاشت، بلکه از برخی اقدامات و مبارزات آنان نیز حمایت معنوی و مالی کرد؛ چهرهای بسیار متفاوت با تصویر مسالمتجویانهای که بعدها از او ساخته شدقسمت اول:یکی از تصاویر تثبیتشده از مهدی بازرگان این است: سیاستمداری معتدل، قانونگرا و مصالحهجو که در عصر افراط و اسلحه، همواره مخالف مبارزهٔ مسلحانه بود و میکوشید جوانان انقلابی را از خشونت بازدارد.آنچه درست است این است که مهدی بازرگان در سالهای پس از استقرار جمهوری اسلامی، در انتقاد از این حکومت، عمدتاً در چارچوب قوانین همان رژیم و بهصورت مسالمتآمیز رفتار میکرد و طرفدار مبارزهٔ خشونتپرهیز بود؛ اما این تصویر را نمیتوان به همهٔ دوران فعالیت سیاسی او، بهویژه سالهای پیش از انقلاب ۵۷، تعمیم داد. بازرگان در همهٔ دوران فعالیت سیاسی خود یک «مبارز مسالمتجو» نبود.برای اثبات «مسالمتجویی» بازرگان معمولاً به جملهٔ مشهور او در دادگاه نظامی استناد میشود:«ما آخرین کسانی هستیم که از راه قانون اساسی به مبارزهٔ سیاسی برخاستهایم...»یا در روایتی دیگر:«ما آخرین گروهی هستیم که با زبان قانون با شما صحبت میکنیم.» [۱]اما بخش مهمی از همان کسانی که قرار بود با «زبان دیگری»، یعنی مبارزهٔ مسلحانه، با حکومت محمدرضاشاه مبارزه کنند، از زیر عبای مهدی بازرگان و نهضت آزادی بیرون آمده بودند: سازمان مجاهدین خلق.محمد حنیفنژاد، سعید محسن و علیاصغر بدیعزادگان، بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق، از نسل جوان فعالان مذهبی و ملی بودند که ارتباط نزدیکی با محیط نهضت آزادی داشتند و با تعلیمات فکری آن جریان رشد کرده بودند. خود بازرگان نیز بعدها بنیانگذاران مجاهدین را جوانان رادیکال مرتبط با نهضت آزادی معرفی میکرد. [۲]کتابهای بازرگان؛ منابع آموزشی نسل نخست مجاهدینآثار مهدی بازرگان، در کنار نوشتههای محمود طالقانی و یدالله سحابی، از مهمترین منابع مذهبی مورد مطالعهٔ مجاهدین اولیه بود.کتابهایی مانند راه طیشده، عشق و پرستش، مسئلهٔ وحی و اسلام؛ مکتب مبارز و مولد در همان محیط فکری خوانده میشد که بعدها بنیانگذاران مجاهدین از درون آن، دستگاه ایدئولوژیک خود را ساختند.تراب حقشناس، از اعضای اولیهٔ مجاهدین خلق و بعدها از بنیانگذاران سازمان پیکار، در انتقال این ادبیات فکری به جهان عرب نیز نقش داشت. مجاهدین جزوهٔ راه انبیا، راه بشر را تحت تأثیر راه طیشده مهدی بازرگان نوشته بودند.دامنهٔ نفوذ این دستگاه فکری به آموزش داخلی مجاهدین محدود نماند. به روایت لطفالله میثمی، در سال ۱۳۵۳ بهرام آرام به او گفته بود که تراب حقشناس راه انبیا، راه بشر را به عربی ترجمه کرده و این متن به دست معمر قذافی رسیده است.قذافی پس از خواندن آن چنان تحت تأثیر قرار گرفته بود که گفته بود: «هرچه اینها پول میخواهند به آنها بدهید.»این نکته از آن جهت اهمیت دارد که راه انبیا، راه بشر یکی از متون بنیادی ایدئولوژیک مجاهدین و متأثر از راه طیشده مهدی بازرگان بود. در نتیجه، دستگاه فکریای که مجاهدین اولیه با تأثیرپذیری از بازرگان ساخته بودند، نهفقط برای تربیت نیروهای داخلی، بلکه در مناسبات و معرفی سیاسی سازمان در جهان عرب نیز مورد استفاده قرار میگرفت. [۳]در روایتهای مربوط به آموزشهای نخستین سازمان نیز از علاقهٔ شدید سعید محسن، از بنیانگذاران مجاهدین خلق، به آثار بازرگان و مطالعهٔ مکرر آنها سخن گفته شده است.بنابراین، رابطهٔ مجاهدین اولیه با بازرگان در این حد نبود که چند جوان انقلابی اتفاقاً چند کتاب او را نیز خوانده باشند. بخشی از دستگاه فکریای که آنان با استفاده از آن میکوشیدند میان اسلام، علم، تکامل اجتماعی و مبارزه ارتباط برقرار کنند، مستقیماً از سنت فکری بازرگان، طالقانی و سحابی تغذیه میکرد.اما رابطهٔ مهدی بازرگان با این نسل، بسیار فراتر از حوزهٔ کتاب و اندیشه بود.این بار که به زندان آمدی، دست خالی نیا!یکی از مهمترین روایتها دربارهٔ مناسبات شخصی بازرگان و محمد حنیفنژاد را محمدمهدی جعفری نقل کرده است.جعفری میگوید حنیفنژاد این ماجرا را شخصاً برای او تعریف کرده بود.پس از آزادی از زندان در سال ۱۳۴۲، حنیفنژاد هنگام خداحافظی با بازرگان دربارهٔ آیندهٔ مبارزه با او صحبت میکند. به روایت جعفری، بازرگان در پایان به حنیفنژاد میگوید:این بار که آمدی به زندان، دست خالی نیا.و همزمان دست خود را به شکل هفتتیر درمیآورد؛ اشارهای روشن به رفتن به سوی مبارزهٔ مسلحانه. [۴]✅@behzadmehrani77



