ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریمبا اینهمه مستی، از تو هشیارتریمتو خونِ کَسان خوری و ما خونِ رَزانانصاف…
انتشار: 2026/08/09 18:53 UTCدریافت: 2026/08/16 04:24 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 04:24 UTC
ای صاحب فتوا، ز تو پرکارتریمبا اینهمه مستی، از تو هشیارتریمتو خونِ کَسان خوری و ما خونِ رَزانانصاف بده، کدام خونخوارتریم؟- خیام
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 6 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — از آنِ ما!
بیشتر آدمها به انگیزهی بیشتری نیاز ندارن؛ به سیستم و محیط بهتری نیاز دارن. رفتار ما خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم تحتتأثیر شرایط و محیط اطرافمونه، نه صرفا اراده و انگیزهی خودمون.:(Wood & Neal, 2007)• پس فقط به خودت نگو «باید بیشتر انگیزه داشته باشم». شرایطی بساز که انجام دادن کاری که میخوای، برات راحتتر بشه و اگر برات ممکنه در کنارش از حمایت آدمهای دیگه هم استفاده کن.
یه ویدئو میدیدم در مورد اهمیت نوشتن. از مسائل سادهی ریاضی شروع کرد و بعد رسید به مسائل پیچیدهتر. برای مسائل ساده، مثلا ۴+۶، بدون نیاز به نوشتن میتونی توی ذهنت به جواب برسی؛ اما وقتی مسئله پیچیدهتر میشه، گاهی نیاز داری بنویسیش تا بتونی حلش کنی. پس اگر…وقتی مینویسی، سرعت پردازش و قدرتی که فکر برای آسیبرسوندن بهت داره رو پایینتر میاری. وقتی با ذهنت تنها هستی، میتونی توی زمان خیلییی خیلی کوتاه به هر چیز منفی و ناخوشایندی که توی ذهنت هست فکر کنی و خودت رو آزار بدی. ولی وقتی سعی میکنی همون افکار رو روی کاغذ بیاری، سرعت نوشتن با دست با سرعت افکار توی ذهن یکی نمیشه و این روند کندتر میشه. پس نوشتن خیلی خیلی بهتر از تنها موندن با افکار توی سرمونه. 🌱
یه ویدئو میدیدم در مورد اهمیت نوشتن.از مسائل سادهی ریاضی شروع کرد و بعد رسید به مسائل پیچیدهتر. برای مسائل ساده، مثلا ۴+۶، بدون نیاز به نوشتن میتونی توی ذهنت به جواب برسی؛ اما وقتی مسئله پیچیدهتر میشه، گاهی نیاز داری بنویسیش تا بتونی حلش کنی.پس اگر برای حل کردن مسائل پیچیدهتر نیاز داری بنویسیشون، چرا نباید همین کار رو با افکارت هم بکنی. افکارت بهمراتب پیچیدهتر از ۲+۴ یا ۳+۷ هستن؛ بااینحال، حتی یک مسئلهی سادهی ریاضی هم ممکنه مغزت رو به جایی برسونه که نیاز پیدا کنی اون رو روی کاغذ بیاری. و دقیقا همین کاریه که نوشتن روزانه انجام میده. کمک میکنه احساسات پیچیده، هیجانها و تجربههات رو بهتر بفهمی و سر و سامون بدی. کمک میکنه کمی از افکارت فاصله بگیری و بهجای اینکه مدام توی ذهنت بالا و پایینشون کنی، از بیرون بهشون نگاه کنی. میتونی هر چیزی رو که توی سرت میگذره بریزی روی کاغذ و کمکم شروع کنی به فهمیدنش.پس اگر تا حالا جدی بهش فکر نکردی، شاید وقتشه نوشتن روزانه رو شروع کنی؛ مثلا هر روز صبح فقط پنج دقیقه. ببین چه تأثیری روی خودت میذاره.
مادرم دعا کرد ولی من طاقتش را نداشتم شاهد آن عجز و لابه به درگاه خداوند باشم، آنهم برای کسی که بعد از تحمل آنهمه درد و رنج میبایست در شانزده سالگی جان میداد. هیچچیز بیمنطقتر و ظالمانهتر از این نیست که بمیری پیش از آنکه چنان غرق گناه شوی که مستحق مرگ باشی… به نظرم گاهی که مردم میگویند همهچیز میگذرد نمیدانند از چه حرف میزنند… گذشتهی واقعی در خود محصور شده و هیچ یاد و خاطرهای از خود به جا نمیگذارد. - زیر تیغِ ستارهی جبار؛ هِدا مارگلیوس کووالی
مراقبت؛ ریشه و عصارهٔ کیفیت است. حلقهای که کیفیت، هنر و تکنولوژی رو به هم وصل میکنه، همین مفهوم «مراقبت» یا اهمیت دادنه. وقتی به کاری که میکنی، از نوشتن یک متن ساده گرفته تا تعمیر یک قطعهٔ صنعتی واقعاً اهمیت بدی و برات ارزشمند باشه، «کیفیت» خودبهخود متولد میشه. بیکیفیتی در دنیای امروز، دقیقاً محصول همین بیتوجهی و حس گسستگی عاطفی انسان از کاریه که انجام میده.
