
کانال اطلاع رسانی دکتر غلامرضا کریمیدانشیار روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی ارتباط با ادمین: @Ghnhmbt
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 14 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/09
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 14 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
روزنامه اعتماد :: ايران؛ معمار نظم جديد هرمز مصاحبه با دکتر غلامرضا کریمی استاد دانشگاه خوارزمی، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ص۲ share.google/SHn5p4aiwTerks6yf%D8%B1%D9%8… اعتماد :: ايران؛ معمار نظم جديد هرمز مصاحبه با دکتر غلامرضا کریمی استاد دانشگاه خوارزمی، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ص۲ share.google/SHn5p4aiwTerks6yf
اشتباه محاسباتی شود، جنگ فرسایشی خواهیم داشت مصاحبه خبرگزاری فرارو با دکتر غلامرضا کریمی۱۵ مرداد ۱۴۰۵ share.google/Ri6gq0Wp3ntyUNUFF @ayandeibehtarاشتباه محاسباتی شود، جنگ فرسایشی خواهیم داشت مصاحبه خبرگزاری فرارو با دکتر غلامرضا کریمی۱۵ مرداد ۱۴۰۵ share.google/Ri6gq0Wp3ntyUNUFF @ayandeibehtar
مشروطه و آرزوهای بر زمین ماندهغلامرضا کریمیامروز یکصدوبیستمین سالگرد صدور فرمان مشروطيت در ۱۴مرداد ۱۲۸۵ است. ايرانيان، پس از سالها استبداد كوشيدند رابطهاي تازه ميان مردم، قدرت و قانون برقرار كنند تا از استبداد رهایی یافته و جایگاهی براي قانون، مجلس، مسئوليت حكومت، مشاركت مردم و آزادي بيان در زندگي سياسي و اجتماعي خود پیدا کنند اما این نهضت، بسرعت با موانعی بزرگ مواجه شد و در طول بیش از یک قرن، وقوع چندین نهضت و انقلاب دیگر هم نتوانست تمامی موانع را برطرف کند. مشابه این نهضت در خیلی از کشورها در مدت زمان کوتاهی به بار نشسته و ثمرات آن را مردمشان چشیدهاند ولی در ایران این نهال شاید بدلیل طولانی شدن دوره گذار که دهها عامل داخلی و خارجی در آن تاثیرگذار بودند، هنوز میخواهد در همین مرحله بماند و انگار از در مسیر بودن لذت میبرد! هرگز مداخلات ویرانگر روسیه و بریتانیا و بعدها امریکا را در ناکام ماندن مشروطه نمیتوان انکار کرد اما بستر اختلافات داخلی برای موثر شدن این مداخلات خارجی را هم نمیتوان نادیده گرفت. زمانی که در مجلس دوم، رقابت سياسي به دشمني، اختلاف به حذف و گفتوگو به تهمت و خشونت تبديل شد. كساني كه روزي در برابر استبداد ايستاده بودند، اينبار به جاي استبداد، يكديگر را هدف گرفتند. دشمن خارجي هنوز پشت دروازهها بود، اما بخشي از نيروهاي داخلي، رقيب سياسي را به مساله اصلي كشور تبديل كرده بودند. تاريخ عينا تكرار نميشود، اما منطقهاي تاريخي ميتوانند تكرار شوند. هنگامي كه هر جريان خود را تنها صاحب حقيقت ميداند و حضور رقيب را نه يك حق سياسي، بلكه خطري براي كشور معرفي ميكند، راه از قانون به آشوب و از آزادي به اقتدارگرايي باز ميشود. امروز نيز ايران در ميانه فشار و تهاجم خارجی و وجود اختلافات عمیق جریانات سیاسی در يكي از دشوارترين مقاطع تاريخي خود قرار دارد. اما با همه فرازها، شكستها و بازگشتها، هنوز امیدها برای نهادینه شدن آرمانهای مشروطه پررنگ است و آرزو میکنیم با کنشگری و عاملیت جمعی صاحبان خرد و دارندگان رویکرد میانه و خشونتپرهیز در پرتو خردورزی، انسجام ملی و مسئولیتپذیری همگانی، کشور را از این گذرگاه سخت تاریخی عبور دهند و روزی مشروطه به همه آرمانهاي خود برسد.با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت هفتم_ روایت آخر از فراز بینالحرمینغلامرضا کریمی مرداد ۱۴۰۴ یکی از توفیقات ارزشمند این سفر، چند روز اقامت و خدمت در موکب المصورین واقع در بینالحرمین بود؛ موکبی که با رویکردی فرهنگی، روزانه حدود هزار قطعه عکس از زائران ثبت، چاپ و بهصورت رایگان به آنان اهدا میکرد. این اقدام، فراتر از یک خدمت ساده، تلاشی برای ثبت ماندگار خاطره زیارت و خلق یادگاری ارزشمند از حضور در جوار بارگاه نورانی حضرت ابوالفضل العباس (علیهالسلام) بود. در طبقه چهارم این موکب، فضایی ویژه برای عکاسی طراحی شده بود؛ نقطهای که چشماندازی کمنظیر به گنبد و منارههای حرم حضرت عباس (علیهالسلام) داشت. زائران در جایگاهی قرار میگرفتند که در قاب تصویر، میان دو مناره دیده میشدند و تصویری ماندگار از این حضور معنوی برای آنان ثبت میشد. افتخار ما نیز خدمت در همین بخش بود؛ جایی که هر لبخند و هر تصویر، روایتگر خاطرهای از زیارت اربعین میشد. موقعیت استثنایی این موکب در قلب بینالحرمین، امکان مشاهده همزمان دو حرم مطهر حضرت عباس (ع) و حضرت امام حسین (ع) را فراهم میکرد. از ارتفاع ساختمان، چشمانداز کامل بینالحرمین در ساعات مختلف شبانهروز پیش روی خادمان و زائران قرار داشت؛ منظرهای که با حضور پیوسته زائران، جلوهای متفاوت از شور، ایمان و حرکت جمعی را به نمایش میگذاشت. از همین نقطه، عبور هیئتهای عزاداری در بینالحرمین که از مناطق مختلف عراق میآمدند بهخوبی قابل مشاهده بود. هر هیئت با نمادها، آیینها و سنتهای خاص خود وارد بینالحرمین میشد و بخشی از تنوع فرهنگی این اجتماع عظیم را به تصویر میکشید. حضور شترها، اسبها، پرچمهای بزرگ، نمادهای آیینی و شیوههای متفاوت عزاداری، نشان میداد که هر منطقه، هویت فرهنگی خود را در این مراسم حفظ کرده و در عین حال، در یک حرکت بزرگ و مشترک سهیم شده است. در میان این هیئتها، دسته بنیعامر که از بصره به کربلا میآید، از شناختهشدهترین و باشکوهترین دستههای عزاداری است. این هیئت با جمعیتی گسترده، نظم مثالزدنی و نمادهای ویژه، هر ساله توجه بسیاری از زائران را به خود جلب میکند. همچنین هیئت حجی جمعه نیز با حمل نمادهای آیینی، از جمله سازهای بزرگ به شکل کشتی، جلوهای متفاوت و ماندگار از فرهنگ عزاداری مردم عراق را به نمایش میگذارد. اربعین، صرفاً یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه از منظر علوم اجتماعی، یکی از بزرگترین گردهماییهای داوطلبانه جهان به شمار میرود. حضور میلیونها انسان از ملیتها، زبانها و فرهنگهای گوناگون در فضایی مبتنی بر همدلی، خدمترسانی و مشارکت اجتماعی، این رویداد را به پدیدهای قابل مطالعه در حوزههای جامعهشناسی، مردمشناسی، مدیریت اجتماعی، ارتباطات و حتی علوم سیاسی تبدیل کرده است. صرفنظر از باورهای دینی افراد، این اجتماع عظیم بهعنوان یک واقعیت اجتماعی، ظرفیتهای فراوانی برای پژوهش و تحلیل در ابعاد مختلف دارد.آنچه در این سفر برای من اهمیت داشت، صرفاً روایت یک تجربه زیارتی یا ثبت جلوههای آیینی اربعین نبود. این مسیر، تلاشی برای رهایی از محدودیتهای نگاههای از پیشتعیینشده نیز بود؛ اینکه انسان در مطالعه جامعه، تنها اسیر موقعیت، طبقه یا محیط فکری خود نماند. یکی از رسالتهای علوم اجتماعی و انسانی، گشودن امکان گفتوگو با جهانهای متفاوت اجتماعی است؛ نه تسلیم شدن در برابر «دیکتاتوری واقعیت» و نه زندانی ماندن در چارچوب گروه و طبقهای که به آن تعلق داریم. برای من، پرداختن به اربعین نیز تلاشی در همین مسیر بوده است؛ کوششی برای فاصله گرفتن از محدودیتهای فضای صرفاً دانشگاهی و برقراری گفتوگو با واقعیتی که در بستر یک تجربه دینی و مردمی شکل میگیرد. هدفم هرگز تثبیت یا ترویج قرائتی خاص از دین یا دفاع از نوعی بنیادگرایی نبوده، بلکه تلاش کردهام نوری بر این واقعیت اجتماعی بزرگ بیفکنم؛ واقعیتی که در پرتو اربعین، ابعاد انسانی، اجتماعی و مذهبی آن درهم تنیده است و ظرفیت گستردهای برای فهم، تأمل و پژوهش دارد. اکنون با پایان این سفر، تلاش شد بخشی از مشاهدات، تجربهها و خاطرات اربعین در قالب این مجموعه یادداشتها ثبت و با همراهان این صفحه به اشتراک گذاشته شود. بیتردید هیچ نوشتهای توان توصیف کامل حالوهوای این مسیر را ندارد، اما اگر این روایت توانسته باشد گوشهای از عظمت، معنویت، فرهنگ خدمت و شکوه این حرکت جهانی را به تصویر بکشد، به هدف خود نزدیک شده است. تا سفری دیگر و روایتی دیگر🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
واقعیت آن است که آینده عراق نه با حذف جریان صدر قابل تصور است و نه با واگذاری همه معادلات کشور به یک جریان سیاسی. آنچه عراق امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد، تقویت نهادهای قانونی، افزایش آگاهی عمومی، توسعه فرهنگ گفتوگو، کاهش نگاههای افراطی و شکلگیری دولتی کارآمد و فراگیر است؛ دولتی که مشروعیت خود را از قانون، مشارکت مردم و کارآمدی بگیرد، نه صرفاً از قدرت خیابان یا نفوذ جریانهای سیاسی. در آستانه اربعین حسینی، شناخت این واقعیتهای سیاسی و اجتماعی برای زائران و علاقهمندان به تحولات عراق اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا عراق امروز، افزون بر جایگاه ممتاز مذهبی، یکی از پیچیدهترین صحنههای سیاسی جهان اسلام است و فهم تحولات آن، بدون شناخت جریانهایی مانند صدر، تصویری ناقص از این کشور ارائه خواهد داد 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت ششمقدرتیابی مقتدی صدر؛ نفوذی فراتر از صندوق رأیغلامرضا کریمی مرداد۱۴۰۵ روایتی مشهور، هرچند بدون پشتوانه تاریخی و سند معتبر، نقل میکند که پس از گسترش نفوذ و محبوبیت امام علی(ع)، معاویه روزی اندوهگین و نگران بود. عمرو عاص وارد شد و از او پرسید: «چرا اینقدر پریشان و مضطربی؟» معاویه پاسخ داد: «علی را مردی میبینم که در شجاعت، عدالت، دانش و تقوا بر دیگران برتری دارد. نمیدانم چگونه میتوان با او مقابله کرد.» در ادامه روایت آمده است که عمرو عاص گفت: «اگر نمیتوان با فضیلت او مقابله کرد، از نقطهضعف مردم استفاده کن؛ از جهل آنان. تا زمانی که مردم حقیقت را نشناسند، تبلیغات، شایعه و وارونهنمایی واقعیت میتواند آنان را از حق دور کند. مردمی که آگاه باشند، فریب نمیخورند؛ اما جهل، راه را برای تسلط بر افکار عمومی هموار میکند.» اگرچه این روایت از نظر تاریخی مستند نیست، اما بهخوبی بیانگر یکی از واقعیتهای جوامع در حال توسعه، بهویژه در بخشی از جهان اسلام است؛ جوامعی که ضعف مطالعه، کمرنگ بودن تفکر نقادانه، ناآگاهی سیاسی و دینی و غلبه احساسات بر عقلانیت، زمینه را برای ظهور و گسترش جریانهای تندرو، پوپولیستی و گاه انحرافی فراهم میکند. در چنین فضایی، شخصیتها و جریانهایی که بتوانند احساسات عمومی را بسیج کنند، گاه بیش از نهادهای رسمی قدرت، بر سرنوشت کشورها اثر میگذارند. عراق پس از سقوط رژیم بعث، نمونهای قابل تأمل از این واقعیت است. یکی از مهمترین و اثرگذارترین جریانهای سیاسی و مذهبی این کشور، جریان صدر به رهبری مقتدی صدر است. اگرچه این جریان در مقاطعی از حضور در انتخابات یا تشکیل دولت کنارهگیری کرده، اما این به معنای خروج از عرصه قدرت نیست. برعکس، جریان صدر همچنان یکی از مهمترین بازیگران سیاست عراق محسوب میشود و نفوذ آن در بسیاری از تصمیمات کلان این کشور قابل مشاهده است. قدرت این جریان تنها در تعداد کرسیهای پارلمان خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی بسیج خیابانی، شبکه گسترده دفاتر مذهبی و اجتماعی، نفوذ در میان اقشار کمبرخوردار، حضور در بدنه برخی نهادهای اجرایی و امنیتی و همچنین تأثیرگذاری بر روند انتخاب نخستوزیر و برخی وزرا ریشه دارد. به همین دلیل، حتی در دورههایی که صدر رسماً از سیاست کنارهگیری اعلام کرده، هیچ دولت عراقی نتوانسته نقش و وزن اجتماعی او را نادیده بگیرد. این پدیده، البته مختص عراق نیست. در بسیاری از کشورهای اسلامی، گروههایی با گرایشهای تند یا پوپولیستی، اگرچه الزاماً اکثریت جامعه را نمایندگی نمیکنند، اما به دلیل انسجام تشکیلاتی، سرمایه اجتماعی، بهرهگیری از احساسات دینی و هویتی و توانایی سازماندهی هواداران، میتوانند بر فضای سیاسی کشور تأثیرات عمیقی بر جای بگذارند. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا جریان صدر تا این اندازه در عراق نفوذ دارد و میلیونها نفر همچنان از آن حمایت میکنند؟ پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل تاریخی، اجتماعی و سیاسی جستوجو کرد. نخست، پیشینه خاندان صدر که بهویژه با شخصیت آیتالله سید محمدصادق صدر، برای بخش قابل توجهی از شیعیان عراق نماد مبارزه با رژیم صدام و دفاع از محرومان به شمار میرود. این سرمایه تاریخی، پس از شهادت او، به سرمایه اجتماعی فرزندش منتقل شد. عامل دوم، حضور گسترده جریان صدر در میان طبقات ضعیف و مناطق کمبرخوردار عراق است. این جریان توانسته است با ایجاد شبکههای اجتماعی، مذهبی و خدماتی، پیوندی عاطفی و مستمر با بدنه جامعه برقرار کند؛ پیوندی که صرفاً سیاسی نیست، بلکه ریشه در هویت مذهبی و اجتماعی هواداران دارد. عامل سوم، ضعف ساختار دولت عراق و ناکارآمدی بسیاری از احزاب سنتی است. هرگاه دولت در ارائه خدمات، تأمین امنیت یا مبارزه با فساد ناکام بوده، جریانهایی مانند صدر فرصت یافتهاند تا خود را به عنوان مدافع مردم و منتقد وضع موجود معرفی کنند و بر دامنه نفوذ خود بیفزایند. در کنار این عوامل، شخصیت کاریزماتیک مقتدی صدر، توانایی او در تغییر تاکتیکهای سیاسی، بهرهگیری از نمادهای مذهبی و ملیگرایانه و فاصلهگذاری مقطعی با بازیگران خارجی، موجب شده است که حتی مخالفانش نیز نقش تعیینکننده او را در معادلات عراق انکار نکنند. با این حال، این میزان نفوذ هم فرصتهایی برای عراق ایجاد کرده و هم مخاطراتی جدی. از یک سو، جریان صدر توان بسیج بخش مهمی از جامعه شیعه را دارد و میتواند در حفظ ثبات یا کاهش تنشها نقشآفرین باشد؛ اما از سوی دیگر، هرگاه رقابتهای سیاسی به خیابان کشیده شود یا تصمیمات کلان کشور بیش از حد به اراده یک جریان وابسته گردد، ثبات سیاسی، روند دولتسازی و توسعه عراق با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
حضور در منزل و ملاقات با یکی از نیروهای حشدالشعبی که در مراسم تشییع رهبری شهید مجروح شده بود
قسمت پنجم | شبی در موکب عراقیهاغلامرضا کریمی مرداد ۱۴۰۵بعد از زیارت حرم مطهر امیرالمؤمنین حضرت علی (ع)، اقامه نماز و دیدار کوتاهی با تعدادی از اعضای خانواده و دوستان در صحن حرم، راهی کربلا شدیم. گرمای هوا بسیار شدید بود و امکان اینکه تمام مسیر را پیاده طی کنیم، وجود نداشت. بخشی از راه را پیاده رفتیم و بخشی دیگر را با وسیله نقلیه ادامه دادیم تا اینکه به حوالی عمود ۱۰۰ رسیدیم.نزدیک غروب، بسیاری از عراقیها کنار مسیر میایستادند و با احترام از زائران دعوت میکردند شب را در حسینیه یا منزلشان بمانند. این دعوتها کاملاً صمیمانه و همراه با تکریم بود.موکبی که شب را در آن اقامت داشتیم چند کیلومتر از مسیر اصلی فاصله داشت و توسط یکی از بزرگان اهل بصره ساخته شده بود. او امکانات مناسبی فراهم کرده بود تا تنها در همین ایام اربعین، از زائران امام حسین (ع) پذیرایی کند. نکتهای که برایم بسیار جالب بود، این بود که هیچ تفاوتی میان زائران قائل نمیشدند. برای آنها مهم نبود کسی چه شغلی دارد یا چه جایگاهی در جامعه دارد؛ همه مهمان امام حسین (ع) بودند و همه به یک اندازه احترام میدیدند. در آن حسینیه، خرمای تازه عراقی هم برایمان آوردند. طعم آن خرما، برای من خاطرهانگیز بود و حس و حال خرمای تازه زادگاهم را دوباره زنده کرد. در آن شب، فرصت خوبی پیش آمد تا درباره مسائل مختلف عراق و منطقه گفتوگو کنیم. بحثها از روابط ایران و عراق شروع شد و به موضوعاتی مانند جایگاه و نفوذ مقتدی صدر، وضعیت جریانهای سیاسی عراق، آینده محور مقاومت و تأثیر سیاستهای آمریکا در منطقه کشیده شد. در میان حاضران، دیدگاههای متفاوتی وجود داشت. برخی از حامیان جریان صدر بودند، برخی به حزب الدعوه گرایش داشتند و عدهای هم از دولت وقت حمایت میکردند. طبیعی بود که درباره ایران هم پرسشهای زیادی مطرح شود؛ اینکه شرایط داخلی ایران چگونه است، آیا سیاستهای منطقهای ایران تغییری خواهد کرد و حمایت از محور مقاومت در آینده به چه سمتی خواهد رفت. نگاه های متفاوتی وجود داشت. بعضی معتقد بودند حمایت ایران از گروههای مقاومت برای امنیت و ثبات منطقه ضروری است، اما عدهای هم بر این باور بودند که دخالتهای ایران به ضرر عراق تمام شده است. همین تفاوت دیدگاهها باعث شد گفتوگوها تا ساعتها ادامه پیدا کند و برای من، فرصتی باشد تا از نزدیک با نگاههای متفاوت افراد موثر عراقی آشنا شوم. همچنین ملاقاتی با یکی از نیروهای حشد الشعبی که در مراسم تشییع رهبری شهید مجروح شده بود داشتم. صبح روز بعد، دوباره وارد مسیر پیادهروی شدیم. چیزی که بیش از هر چیز توجه مرا جلب میکرد، ارادت خالص مردم عراق به امام حسین (ع) بود. پیر و جوان، زن و مرد، با تمام توان در خدمت زائران بودند و این خدمت را نه از روی وظیفه، بلکه از روی عشق انجام میدادند.البته در کنار این صحنههای زیبا، نکتهای هم به چشم میآمد. برخی از موکبهای ایرانی که توسط سازمانها و نهادهای دولتی اداره میشدند، برای تعدادی از زائران این احساس را ایجاد میکردند که حضور دولت بیش از حد پررنگ است. به نظرم اگر این حمایتها به شکل نامحسوستری انجام میشد و بیشتر رنگ و بوی مردمی داشت، فضای معنوی اربعین بهتر حفظ میشد. البته باید انصاف داد که از نظر تعداد و گستردگی، موکبهای مردمی عراق همچنان سهم اصلی خدمترسانی به زائران را بر عهده دارند و قابل مقایسه با موکبهای ایرانی نیستند. اما هنوز بخش مهمی از این سفر باقی مانده بود؛ اتفاقاتی که در ادامه مسیر تا کربلا، نگاه من را به پیادهروی اربعین عمیقتر کرد... 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت چهارم | از مرز تا نجف؛ مهماننوازی که فراموش نمیشودغلامرضا کریمی بعد از عبور از مرز، وارد خاک عراق شدیم و مسیرمان را به سمت نجف ادامه دادیم. امکان این وجود داشت که با خودروهای سواری به نجف برویم، اما ترجیح دادم اتوبوس را انتخاب کنم. دلیلش هم این بود که فرصت بیشتری برای مشاهده رفتار مردم، ارتباط با زائران و آشنایی نزدیکتر با فضای سفر فراهم میشد؛ موضوعی که هم برای علاقه شخصیام و هم از نظر علمی برایم جذاب بود. همه مسافران اتوبوس ایرانی بودند. مسیر مرز تا نجف حدود چهار تا پنج ساعت طول کشید و در بین راه، اتوبوس برای استراحت و صرف غذا در یکی از موکبها توقف کرد. همان لحظهای که از اتوبوس پیاده شدیم، صحنهای دیدیم که واقعاً تأثیرگذار بود. صاحب موکب میگفت هر روز یک گوسفند و دو دیگ بزرگ برنج آماده میکند و از زائران پذیرایی میکند. نکته جالب این بود که بسیاری از این خانوادهها با وجود شرایط مالی نهچندان مناسب، بخش قابل توجهی از دارایی خود را صرف خدمت به زائران میکنند و این کار را افتخار بزرگی برای خود میدانند. در تمام مسیر مرز تا نجف، تقریباً همه موکبها عراقی بودند و موکب ایرانی به چشم نمیخورد. مردم عراق، از کودکان گرفته تا سالمندان، کنار جاده میایستادند و با اصرار از رانندگان اتوبوسها و خودروها میخواستند برای پذیرایی توقف کنند. این میزان اشتیاق به خدمترسانی، واقعاً کمنظیر بود و کمتر میتوان نمونهای مشابه آن را در جای دیگری از دنیا مشاهده کرد. عشق و ارادت مردم عراق به حضرت اباعبدالله الحسین(ع)، وصفکردنی نیست. بسیاری از آنها با وجود سختیهای اقتصادی و حتی زندگی در شرایط فقر، معتقدند هر هزینهای که برای خدمت به زائران انجام دهند، به برکت امام حسین(ع) جبران خواهد شد. این یک باور عمیق دینی است که در رفتار و سبک زندگی آنها بهخوبی دیده میشود و شایسته احترام است.در کنار این مهماننوازی، وضعیت زیرساختهای عراق نیز قابل توجه است. با توجه به اینکه پیش از این، هم در دوران حکومت صدام و هم پس از آن، چندین بار به عراق سفر کرده بودم، این فرصت را داشتم که تغییرات این کشور را در سالهای مختلف مقایسه کنم. هرچند تلاشهایی برای توسعه انجام شده، اما هنوز سرعت پیشرفت زیرساختها و مدیریت شهری آنگونه که انتظار میرود، چشمگیر نیست. بخش زیادی از کالاهای مورد نیاز مردم، از خودرو و مواد غذایی گرفته تا تجهیزات صنعتی و کشاورزی، از کشورهای مختلف مانند چین، ژاپن، کره جنوبی، اروپا، ترکیه، عربستان و ایران وارد میشود. همین موضوع نشان میدهد که ایجاد زیرساختهای تولید، اشتغال و درآمد پایدار هنوز با چالشهای جدی روبهرو است. از سوی دیگر، وجود فساد در بخشهایی از ساختار سیاسی عراق نیز روند توسعه را با کندی مواجه کرده است. سرانجام وارد شهر نجف شدیم. نجف، در مقایسه با بسیاری از مناطق مسیر، چهرهای توسعهیافتهتر دارد. حضور میلیونها زائر در طول سال باعث شده امکانات شهری و خدماترسانی در این شهر گسترش پیدا کند. توسعه حرم مطهر امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) نیز در سالهای اخیر بسیار گسترده و قابل توجه بوده و از همان بدو ورود، این تغییرات بهخوبی به چشم میآید. اما ورود به نجف، آغاز فصل تازهای از این سفر بود؛ شهری که هر کوچه و هر قدمش، روایت دیگری برای گفتن داشت... 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت سوم | از ایلام تا عبور از مرز مهرانغلامرضا کریمی در ادامه سفر، به شهر ایلام رسیدیم. ایلام با وجود اینکه از استانهای کمتر برخوردار کشور به شمار میرود، زیباییهای طبیعی و ظرفیتهای گردشگری قابل توجهی دارد و شایسته توجه بیشتری است. البته به واسطه مسیر اربعین، طی سالهای اخیر زیرساختهای حملونقل این استان توسعه خوبی پیدا کرده و این موضوع بهوضوح در جادهها قابل مشاهده است. فرصتی پیش آمد تا چند ساعتی در شهر قدم بزنم و از بازار ایلام دیدن کنم. هرچند ساختمانهای نوساز، فروشگاههای مدرن و کالاهای بهروز در شهر دیده میشد، اما در مجموع فضای بازار همچنان حالوهوایی سنتی داشت و از نظر رونق اقتصادی، آنگونه که انتظار میرفت، پررنگ نبود. یکی از نکاتی که برایم جالب بود، سبک زندگی مردم، بهویژه دختران و جوانان شهر بود. برخلاف تصور رایجی که شاید درباره تفاوت سبک زندگی میان پایتخت و شهرهای کوچکتر وجود داشته باشد، احساس کردم این فاصله نسبت به گذشته بسیار کمتر شده و شباهتهای فرهنگی بیشتر از تفاوتها به چشم میآید. آن شب مهمان یکی از دوستان بودم. قبل از رفتن، برای خرید شیرینی وارد یکی از شیرینیفروشیهای شهر شدم. از صاحب مغازه پرسیدم: «ایلام هم مثل بعضی شهرها بالا و پایین شهر دارد؟ اینجا جزو مناطق مرفهنشین است؟» او با لبخند جواب داد: «ایلام آنقدر بزرگ نیست که بالا و پایین شهر داشته باشد. تقریباً همه جای شهر شرایط مشابهی دارد.» همین پاسخ کوتاه، تا حدی وضعیت اجتماعی شهر را برایم روشن کرد. صبح زود، راهی مرز مهران شدیم. جاده ایلام به مهران نسبت به سالهای گذشته بسیار استاندارد و مناسب شده بود. مسیر، هم از نظر کیفیت راه و هم از نظر امکانات، شرایط خوبی داشت و مشخص بود برای تردد میلیونی زائران، سرمایهگذاری قابل توجهی انجام شده است. هرچه به مهران نزدیکتر میشدیم، تعداد خودروهای پارکشده بیشتر میشد. پارکینگهای بزرگ، محوطههای خالی، حیاط ادارات و حتی بسیاری از فضاهای باز شهر، پر از خودروهایی بود که صاحبانشان راهی زیارت شده بودند. زائران خودروهای خود را در شهر پارک میکردند و با اتوبوسهایی که از قبل پیشبینی شده بود، به سمت مرز میرفتند. در مرز نیز امکانات مناسبی برای عبور زائران فراهم شده بود. سایهبانهای متعدد و مسیرهای سرپوشیده باعث میشد گرمای هوا کمتر زائران را آزار دهد و روند عبور با آرامش بیشتری انجام شود. اما نکتهای که بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد، تفاوت موکبهای امسال با سال گذشته بود. سال قبل، موکبهای ایرانی با انواع غذا، میوه، پنیر، نوشیدنی و پذیراییهای متنوع از زائران استقبال میکردند؛ اما امسال بیشتر موکبها تنها آب یا نان لواش توزیع میکردند و از آن پذیراییهای گسترده خبری نبود. این تفاوت کاملاً محسوس بود و بهخوبی نشان میداد که فشارهای اقتصادی تا چه اندازه بر زندگی مردم اثر گذاشته است. افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و مشکلات معیشتی، حتی در خدمترسانی داوطلبانه مردم در مسیر اربعین نیز خود را نشان میداد؛ موضوعی که نمیشد به سادگی از کنار آن گذشت. عبور از مرز مهران، برخلاف تصور، با سرعت و نظم خوبی انجام شد. گیتهای متعددی در دو سوی مرز فعال بودند و نیروهای عراقی با احترام و خوشرویی زائران ایرانی را راهنمایی میکردند تا به ونها و خودروهایی برسند که مسافران را به نجف، کربلا، کاظمین و سامرا منتقل میکردند. البته زیرساختهای طرف عراقی هنوز با امکانات طرف ایرانی قابل مقایسه نبود و نظم کمتری دیده میشد. حتی تا آخرین نقطه خروج از مرز، خادمان ایرانی همچنان مشغول خدمترسانی بودند. با این حال، مهماننوازی مردم عراق نیز کاملاً محسوس بود و تلاش میکردند زائران را با احترام و روی خوش راهنمایی کنند. با عبور از مرز، فصل تازهای از این سفر آغاز شد؛ از اینجا به بعد دیگر وارد سرزمین عراق شده بودیم و خاطرات متفاوتی در انتظارمان بود.🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت دوم | توقفی کوتاه در حمیل، تأملی بلند درباره جامعه ایرانغلامرضا کریمی، مرداد ۱۴۰۵ گرمای شدید هوا اجازه نمیداد بدون توقف مسیر را ادامه دهیم. حوالی ظهر، در شهر حمیل توقف کرده و وارد رستورانی در مرکز شهر شدیم. صاحب رستوران پیرمردی ۷۸ ساله بود. گفتوگوی کوتاهی را آغاز کردیم، اما صحبت آنقدر شیرین شد که چند ساعت کنار هم نشستیم.از جوانیاش گفت؛ اینکه پیش از انقلاب حدود شصت روز برای کارگری به عراق رفته بود و درآمد خوبی هم به دست آورده بود. تعریف میکرد که در روزهای آخر اقامتش تصمیم گرفته همراه دوستانش به زیارت مرقد حضرت علی(ع) برود. قبل از حرکت استخاره کرده بود، اما استخاره خوب نیامده بود. با این حال، به زیارت رفته بودند و هنگام خروج از حرم توسط پلیس عراق دستگیر و از کشور اخراج شدند.با خنده میگفت: «ما که به زیارت حضرت علی(ع) رفته بودیم، چرا کمک نکرد که گرفتار پلیس نشویم؟» این جمله را با همان سادگی و صداقتی بیان میکرد که هنوز بعد از چند دهه، خاطره آن روزها را برایش زنده نگه داشته بود.اما برای من، جذابترین بخش گفتوگو چیز دیگری بود. هرچه صحبت جلوتر میرفت، متوجه شدم این پیرمرد، برخلاف ظاهر ساده و زندگی روستاییاش، اطلاعات قابل توجهی از مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور دارد. تحلیل میکرد، مثال میآورد و حتی درباره برخی تحولات منطقهای نظر میداد.از او پرسیدم این اطلاعات را از کجا به دست میآورد. گفت بیشتر شبها برنامههای شبکه ایران اینترنشنال را دنبال میکند. با این حال، نکتهای که توجهم را جلب کرد این بود که در کنار انتقادهایی که به وضعیت کشور داشت، در دفاع از ایران، استقلال کشور و مخالفت با هرگونه مداخله خارجی، بهویژه از سوی آمریکا، موضعی کاملاً روشن و قاطع داشت.این گفتوگو بار دیگر یک واقعیت را برایم روشنتر کرد؛ اینکه جامعه ایران را دیگر نمیتوان با تقسیمبندیهای ساده تحلیل کرد. تصور رایجی وجود دارد که اگر کسی رسانهای خارج از کشور را دنبال میکند، الزاماً در همه موضوعات همسو با آن رسانه فکر میکند، اما واقعیت جامعه بسیار پیچیدهتر از این است. افراد ممکن است منبع خبری متفاوتی داشته باشند، از عملکرد برخی مسئولان انتقاد کنند، خواهان اصلاحات جدی در شیوه اداره کشور باشند، اما در عین حال، نسبت به امنیت ملی، تمامیت ارضی و استقلال ایران حساسیت بالایی داشته باشند.این پیچیدگی را فقط در حمیل ندیدم. یک هفته قبل نیز در سفری به مناطق مرکزی ایران، با افراد مختلفی همصحبت شده بودم. نتیجه آن گفتوگوها نیز تقریباً همین تصویر را نشان میداد. فارغ از تفاوتهای فکری و سیاسی، یک نقطه مشترک در میان بسیاری از مردم دیده میشد؛ اینکه ادامه روند فعلی اداره کشور را کافی نمیدانند و معتقدند برای عبور از مشکلات، اصلاحات جدی در شیوه حکمرانی و مدیریت کشور ضروری است.آنچه برای من اهمیت داشت، خودِ این مطالبه بود؛ مطالبهای که محدود به یک قشر، یک شهر یا یک جریان سیاسی خاص نیست. هرچه دامنه گفتوگوها گستردهتر میشود، بیشتر میتوان دریافت که بخش قابل توجهی از جامعه، با وجود تفاوت دیدگاهها، در ضرورت اصلاح برخی رویهها اشتراک نظر دارند. شاید مهمترین چالش امروز، نه تشخیص این مسئله، بلکه شنیدن این صداها و تبدیل آنها به تصمیمهای مؤثر در عرصه حکمرانی باشد.آن روز، از رستوران کوچک حمیل فقط با رفع خستگی بیرون نیامدم؛ احساس میکردم چند ساعت گفتوگو با یک پیرمرد، پنجرهای تازه برای فهم لایههای پنهان افکار عمومی ایران پیش رویم باز کرده است.🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
سفر عشق- قسمت اولاز تهران تا ایلام؛ جادهای که حرفهای زیادی برای گفتن داشتغلامرضا کریمی سفر اربعین سال ۱۴۰۵، بار دیگر فرصتی فراهم کرد تا راهی کربلا و نجف شویم. از همان لحظهای که از تهران حرکت کردیم، حال و هوای جاده متفاوت بود. هرچه به سمت کرمانشاه و ایلام پیش میرفتیم، تعداد خودروهایی که با پرچمها و نمادهای عاشورایی راهی مرزهای مهران و خسروی بودند، بیشتر میشد. همین صحنهها از همان ابتدای سفر، حس و حال خاصی به جاده میداد.تا نزدیکی همدان، مسیر تقریباً بدون مشکل طی شد؛ اما از همان حوالی، یکی از سختترین بخشهای سفر شروع شد. چندین کیلومتر قبل از ورود به همدان، ترافیک سنگینی شکل میگرفت و این وضعیت تا چندین کیلومتر بعد از خروج از شهر هم ادامه داشت.وقتی اطراف را نگاه میکردم، در کنار خودروهای زائران، تعداد زیادی نیسان و خودروهای باری هم در حال تردد بودند. به نظر میرسید مسیر عبور زائران با تردد خودروهایی که نیازهای روزمره شهر را تأمین میکنند، در هم آمیخته است و همین موضوع باعث ایجاد یکی از بزرگترین گرههای ترافیکی این مسیر شده است. این اتفاق، با وجود جایگاه تاریخی و اهمیت شهر همدان، خاطره خوشی برای زائران باقی نمیگذارد.در بسیاری از شهرهای بزرگ، برای چنین مشکلی راهحل سادهای وجود دارد؛ ایجاد کمربندی تا خودروهای عبوری بدون ورود به داخل شهر، مسیر خود را ادامه دهند. نمونه موفق آن را در تهران دیدهایم. سالها پیش، خودروهایی که از سمت قزوین به سمنان میرفتند، مجبور بودند از کنارگذرهای کرج و تهران عبور کنند، اما با احداث بزرگراه غدیر، این مشکل تا حد زیادی برطرف شد و امروز خودروها بدون ورود به شهرهای کرج و تهران، مسیر خود را ادامه میدهند.به نظر میرسد همدان هم به چنین مسیری نیاز دارد؛ موضوعی که در کرمانشاه تا حد زیادی حل شده است. کمربندی مناسب این شهر باعث شده خودروها بدون درگیر شدن با ترافیک شهری، به راحتی مسیر خود را به سمت مرز ادامه دهند.بعد از کرمانشاه، شرایط جاده کاملاً متفاوت میشود. هرچه به ایلام نزدیکتر میشویم، کیفیت بزرگراهها بیشتر به چشم میآید. مسیرهای عریض و مناسب باعث شده حجم بالای زائران راحتتر به سمت مرز حرکت کنند و این موضوع، یکی از نقاط قوت این منطقه به شمار میرود.البته در کنار این پیشرفت، این سؤال هم به ذهن میرسد که ای کاش توسعه استان ایلام فقط به جادهها و حملونقل محدود نباشد. این استان ظرفیتهای زیادی دارد و شایسته است در سایر بخشها نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد تا مردم آن هم از ثمرات این توسعه بهرهمند شوند.مسیر اربعین، بهویژه در استانهای کرمانشاه و ایلام، دیگر فقط یک جاده نیست؛ مسیری است که هر سال میلیونها زائر از آن عبور میکنند و تأثیر زیادی بر زندگی مردم این مناطق گذاشته است.اما این فقط آغاز سفر بود. هنوز به مرز نرسیده بودیم و اتفاقات جالبتری در ادامه مسیر انتظارمان را میکشید...🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
«اعتماد» در گفتوگو با غلامرضا كريمي بررسي ميكندحمله زمینیکماحتمالترین و پرخطرترینگزینهدوشنبه ۲۹ تير ۱۴۰۵share.google/gCyUDWDg3oP9WSmeS كشورهاي حاشيه خليجفارس در برابر بحران كنوني «در موقعيتي بسيار دشوار و عملا غيرقابل تحمل گرفتار شدهاند.» آنها به «كشورهاي خط مقدم جنگ» تبديل شدهاند؛ جنگي كه آغازگرش نبودند، اما هزينههاي سنگين اقتصادي و امنيتياش را ميپردازند، زيرا موشكها و پهپادهاي ايراني كه پايگاههاي امريكا را هدف قرار ميدهند، زيرساختهاي غيرنظامي و انرژي اين كشورها را نيز در معرض تهديد قرار داده و سرمايهگذاريهاي ميليارديشان را با پهپادهاي چند هزار دلاري آسيبپذير كرده است.عزم كشورهاي منطقه براي كاهش وابستگي و مديريت بهتر ريسكهاي مسدود شدن اين تنگه است و اگر ايران اين تغيير را در محاسبات راهبردي خود جدي نگيرد، در بلندمدت ممكن است جايگاه سنتياش در ژئوپليتيك انرژي خليجفارس با چالش جدي روبهرو شود. 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar«اعتماد» در گفتوگو با غلامرضا كريمي بررسي ميكندحمله زمینیکماحتمالترین و پرخطرترینگزینهدوشنبه ۲۹ تير ۱۴۰۵share.google/gCyUDWDg3oP9WSmeS كشورهاي حاشيه خليجفارس در برابر بحران كنوني «در موقعيتي بسيار دشوار و عملا غيرقابل تحمل گرفتار شدهاند.» آنها به «كشورهاي خط مقدم جنگ» تبديل شدهاند؛ جنگي كه آغازگرش نبودند، اما هزينههاي سنگين اقتصادي و امنيتياش را ميپردازند، زيرا موشكها و پهپادهاي ايراني كه پايگاههاي امريكا را هدف قرار ميدهند، زيرساختهاي غيرنظامي و انرژي اين كشورها را نيز در معرض تهديد قرار داده و سرمايهگذاريهاي ميليارديشان را با پهپادهاي چند هزار دلاري آسيبپذير كرده است.عزم كشورهاي منطقه براي كاهش وابستگي و مديريت بهتر ريسكهاي مسدود شدن اين تنگه است و اگر ايران اين تغيير را در محاسبات راهبردي خود جدي نگيرد، در بلندمدت ممكن است جايگاه سنتياش در ژئوپليتيك انرژي خليجفارس با چالش جدي روبهرو شود. 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
غلامرضا کریمی، استاد روابط بین الملل در گفتگو با فرارو:آیا جنگ تمام عیار ایران و آمریکا اجتناب ناپذیر شده است؟انتظار میرود با ادامه وضعیت موجود؛ جنگ گستردهای میان ایران و آمریکا شکل بگیرد.مذاکره کنندگان ایرانی، به لحاظ افکار عمومی اعلامی کشور در موضع اقلیت و ضعف قرار گرفتند. همین موضوع باعث تشدید تنشها شد.احتمال ورود اسرائیل به جنگ نیز وجود دارد و شاید حملات زیرساختی باشد. طرفین میخواهند تا حدی به جنگ ادامه دهند که تابآوری طرف مقابل مختل و ناچار به عقبنشینی شود.لینک مصاحبه@fararunews