اشتباه محاسباتی شود، جنگ فرسایشی خواهیم داشت مصاحبه خبرگزاری فرارو با دکتر غلامرضا کریمی۱۵ مرداد ۱۴…
انتشار: 2026/08/06 19:02 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
اشتباه محاسباتی شود، جنگ فرسایشی خواهیم داشت مصاحبه خبرگزاری فرارو با دکتر غلامرضا کریمی۱۵ مرداد ۱۴۰۵ share.google/Ri6gq0Wp3ntyUNUFF @ayandeibehtarاشتباه محاسباتی شود، جنگ فرسایشی خواهیم داشت مصاحبه خبرگزاری فرارو با دکتر غلامرضا کریمی۱۵ مرداد ۱۴۰۵ share.google/Ri6gq0Wp3ntyUNUFF @ayandeibehtar
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — آیندهای بهتر (غلامرضا کریمی)
روزنامه اعتماد :: ايران؛ معمار نظم جديد هرمز مصاحبه با دکتر غلامرضا کریمی استاد دانشگاه خوارزمی، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ص۲ share.google/SHn5p4aiwTerks6yf%D8%B1%D9%8… اعتماد :: ايران؛ معمار نظم جديد هرمز مصاحبه با دکتر غلامرضا کریمی استاد دانشگاه خوارزمی، شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵، ص۲ share.google/SHn5p4aiwTerks6yf
مشروطه و آرزوهای بر زمین ماندهغلامرضا کریمیامروز یکصدوبیستمین سالگرد صدور فرمان مشروطيت در ۱۴مرداد ۱۲۸۵ است. ايرانيان، پس از سالها استبداد كوشيدند رابطهاي تازه ميان مردم، قدرت و قانون برقرار كنند تا از استبداد رهایی یافته و جایگاهی براي قانون، مجلس، مسئوليت حكومت، مشاركت مردم و آزادي بيان در زندگي سياسي و اجتماعي خود پیدا کنند اما این نهضت، بسرعت با موانعی بزرگ مواجه شد و در طول بیش از یک قرن، وقوع چندین نهضت و انقلاب دیگر هم نتوانست تمامی موانع را برطرف کند. مشابه این نهضت در خیلی از کشورها در مدت زمان کوتاهی به بار نشسته و ثمرات آن را مردمشان چشیدهاند ولی در ایران این نهال شاید بدلیل طولانی شدن دوره گذار که دهها عامل داخلی و خارجی در آن تاثیرگذار بودند، هنوز میخواهد در همین مرحله بماند و انگار از در مسیر بودن لذت میبرد! هرگز مداخلات ویرانگر روسیه و بریتانیا و بعدها امریکا را در ناکام ماندن مشروطه نمیتوان انکار کرد اما بستر اختلافات داخلی برای موثر شدن این مداخلات خارجی را هم نمیتوان نادیده گرفت. زمانی که در مجلس دوم، رقابت سياسي به دشمني، اختلاف به حذف و گفتوگو به تهمت و خشونت تبديل شد. كساني كه روزي در برابر استبداد ايستاده بودند، اينبار به جاي استبداد، يكديگر را هدف گرفتند. دشمن خارجي هنوز پشت دروازهها بود، اما بخشي از نيروهاي داخلي، رقيب سياسي را به مساله اصلي كشور تبديل كرده بودند. تاريخ عينا تكرار نميشود، اما منطقهاي تاريخي ميتوانند تكرار شوند. هنگامي كه هر جريان خود را تنها صاحب حقيقت ميداند و حضور رقيب را نه يك حق سياسي، بلكه خطري براي كشور معرفي ميكند، راه از قانون به آشوب و از آزادي به اقتدارگرايي باز ميشود. امروز نيز ايران در ميانه فشار و تهاجم خارجی و وجود اختلافات عمیق جریانات سیاسی در يكي از دشوارترين مقاطع تاريخي خود قرار دارد. اما با همه فرازها، شكستها و بازگشتها، هنوز امیدها برای نهادینه شدن آرمانهای مشروطه پررنگ است و آرزو میکنیم با کنشگری و عاملیت جمعی صاحبان خرد و دارندگان رویکرد میانه و خشونتپرهیز در پرتو خردورزی، انسجام ملی و مسئولیتپذیری همگانی، کشور را از این گذرگاه سخت تاریخی عبور دهند و روزی مشروطه به همه آرمانهاي خود برسد.با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت هفتم_ روایت آخر از فراز بینالحرمینغلامرضا کریمی مرداد ۱۴۰۴ یکی از توفیقات ارزشمند این سفر، چند روز اقامت و خدمت در موکب المصورین واقع در بینالحرمین بود؛ موکبی که با رویکردی فرهنگی، روزانه حدود هزار قطعه عکس از زائران ثبت، چاپ و بهصورت رایگان به آنان اهدا میکرد. این اقدام، فراتر از یک خدمت ساده، تلاشی برای ثبت ماندگار خاطره زیارت و خلق یادگاری ارزشمند از حضور در جوار بارگاه نورانی حضرت ابوالفضل العباس (علیهالسلام) بود. در طبقه چهارم این موکب، فضایی ویژه برای عکاسی طراحی شده بود؛ نقطهای که چشماندازی کمنظیر به گنبد و منارههای حرم حضرت عباس (علیهالسلام) داشت. زائران در جایگاهی قرار میگرفتند که در قاب تصویر، میان دو مناره دیده میشدند و تصویری ماندگار از این حضور معنوی برای آنان ثبت میشد. افتخار ما نیز خدمت در همین بخش بود؛ جایی که هر لبخند و هر تصویر، روایتگر خاطرهای از زیارت اربعین میشد. موقعیت استثنایی این موکب در قلب بینالحرمین، امکان مشاهده همزمان دو حرم مطهر حضرت عباس (ع) و حضرت امام حسین (ع) را فراهم میکرد. از ارتفاع ساختمان، چشمانداز کامل بینالحرمین در ساعات مختلف شبانهروز پیش روی خادمان و زائران قرار داشت؛ منظرهای که با حضور پیوسته زائران، جلوهای متفاوت از شور، ایمان و حرکت جمعی را به نمایش میگذاشت. از همین نقطه، عبور هیئتهای عزاداری در بینالحرمین که از مناطق مختلف عراق میآمدند بهخوبی قابل مشاهده بود. هر هیئت با نمادها، آیینها و سنتهای خاص خود وارد بینالحرمین میشد و بخشی از تنوع فرهنگی این اجتماع عظیم را به تصویر میکشید. حضور شترها، اسبها، پرچمهای بزرگ، نمادهای آیینی و شیوههای متفاوت عزاداری، نشان میداد که هر منطقه، هویت فرهنگی خود را در این مراسم حفظ کرده و در عین حال، در یک حرکت بزرگ و مشترک سهیم شده است. در میان این هیئتها، دسته بنیعامر که از بصره به کربلا میآید، از شناختهشدهترین و باشکوهترین دستههای عزاداری است. این هیئت با جمعیتی گسترده، نظم مثالزدنی و نمادهای ویژه، هر ساله توجه بسیاری از زائران را به خود جلب میکند. همچنین هیئت حجی جمعه نیز با حمل نمادهای آیینی، از جمله سازهای بزرگ به شکل کشتی، جلوهای متفاوت و ماندگار از فرهنگ عزاداری مردم عراق را به نمایش میگذارد. اربعین، صرفاً یک آیین مذهبی نیست؛ بلکه از منظر علوم اجتماعی، یکی از بزرگترین گردهماییهای داوطلبانه جهان به شمار میرود. حضور میلیونها انسان از ملیتها، زبانها و فرهنگهای گوناگون در فضایی مبتنی بر همدلی، خدمترسانی و مشارکت اجتماعی، این رویداد را به پدیدهای قابل مطالعه در حوزههای جامعهشناسی، مردمشناسی، مدیریت اجتماعی، ارتباطات و حتی علوم سیاسی تبدیل کرده است. صرفنظر از باورهای دینی افراد، این اجتماع عظیم بهعنوان یک واقعیت اجتماعی، ظرفیتهای فراوانی برای پژوهش و تحلیل در ابعاد مختلف دارد.آنچه در این سفر برای من اهمیت داشت، صرفاً روایت یک تجربه زیارتی یا ثبت جلوههای آیینی اربعین نبود. این مسیر، تلاشی برای رهایی از محدودیتهای نگاههای از پیشتعیینشده نیز بود؛ اینکه انسان در مطالعه جامعه، تنها اسیر موقعیت، طبقه یا محیط فکری خود نماند. یکی از رسالتهای علوم اجتماعی و انسانی، گشودن امکان گفتوگو با جهانهای متفاوت اجتماعی است؛ نه تسلیم شدن در برابر «دیکتاتوری واقعیت» و نه زندانی ماندن در چارچوب گروه و طبقهای که به آن تعلق داریم. برای من، پرداختن به اربعین نیز تلاشی در همین مسیر بوده است؛ کوششی برای فاصله گرفتن از محدودیتهای فضای صرفاً دانشگاهی و برقراری گفتوگو با واقعیتی که در بستر یک تجربه دینی و مردمی شکل میگیرد. هدفم هرگز تثبیت یا ترویج قرائتی خاص از دین یا دفاع از نوعی بنیادگرایی نبوده، بلکه تلاش کردهام نوری بر این واقعیت اجتماعی بزرگ بیفکنم؛ واقعیتی که در پرتو اربعین، ابعاد انسانی، اجتماعی و مذهبی آن درهم تنیده است و ظرفیت گستردهای برای فهم، تأمل و پژوهش دارد. اکنون با پایان این سفر، تلاش شد بخشی از مشاهدات، تجربهها و خاطرات اربعین در قالب این مجموعه یادداشتها ثبت و با همراهان این صفحه به اشتراک گذاشته شود. بیتردید هیچ نوشتهای توان توصیف کامل حالوهوای این مسیر را ندارد، اما اگر این روایت توانسته باشد گوشهای از عظمت، معنویت، فرهنگ خدمت و شکوه این حرکت جهانی را به تصویر بکشد، به هدف خود نزدیک شده است. تا سفری دیگر و روایتی دیگر🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
واقعیت آن است که آینده عراق نه با حذف جریان صدر قابل تصور است و نه با واگذاری همه معادلات کشور به یک جریان سیاسی. آنچه عراق امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد، تقویت نهادهای قانونی، افزایش آگاهی عمومی، توسعه فرهنگ گفتوگو، کاهش نگاههای افراطی و شکلگیری دولتی کارآمد و فراگیر است؛ دولتی که مشروعیت خود را از قانون، مشارکت مردم و کارآمدی بگیرد، نه صرفاً از قدرت خیابان یا نفوذ جریانهای سیاسی. در آستانه اربعین حسینی، شناخت این واقعیتهای سیاسی و اجتماعی برای زائران و علاقهمندان به تحولات عراق اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا عراق امروز، افزون بر جایگاه ممتاز مذهبی، یکی از پیچیدهترین صحنههای سیاسی جهان اسلام است و فهم تحولات آن، بدون شناخت جریانهایی مانند صدر، تصویری ناقص از این کشور ارائه خواهد داد 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar
قسمت ششمقدرتیابی مقتدی صدر؛ نفوذی فراتر از صندوق رأیغلامرضا کریمی مرداد۱۴۰۵ روایتی مشهور، هرچند بدون پشتوانه تاریخی و سند معتبر، نقل میکند که پس از گسترش نفوذ و محبوبیت امام علی(ع)، معاویه روزی اندوهگین و نگران بود. عمرو عاص وارد شد و از او پرسید: «چرا اینقدر پریشان و مضطربی؟» معاویه پاسخ داد: «علی را مردی میبینم که در شجاعت، عدالت، دانش و تقوا بر دیگران برتری دارد. نمیدانم چگونه میتوان با او مقابله کرد.» در ادامه روایت آمده است که عمرو عاص گفت: «اگر نمیتوان با فضیلت او مقابله کرد، از نقطهضعف مردم استفاده کن؛ از جهل آنان. تا زمانی که مردم حقیقت را نشناسند، تبلیغات، شایعه و وارونهنمایی واقعیت میتواند آنان را از حق دور کند. مردمی که آگاه باشند، فریب نمیخورند؛ اما جهل، راه را برای تسلط بر افکار عمومی هموار میکند.» اگرچه این روایت از نظر تاریخی مستند نیست، اما بهخوبی بیانگر یکی از واقعیتهای جوامع در حال توسعه، بهویژه در بخشی از جهان اسلام است؛ جوامعی که ضعف مطالعه، کمرنگ بودن تفکر نقادانه، ناآگاهی سیاسی و دینی و غلبه احساسات بر عقلانیت، زمینه را برای ظهور و گسترش جریانهای تندرو، پوپولیستی و گاه انحرافی فراهم میکند. در چنین فضایی، شخصیتها و جریانهایی که بتوانند احساسات عمومی را بسیج کنند، گاه بیش از نهادهای رسمی قدرت، بر سرنوشت کشورها اثر میگذارند. عراق پس از سقوط رژیم بعث، نمونهای قابل تأمل از این واقعیت است. یکی از مهمترین و اثرگذارترین جریانهای سیاسی و مذهبی این کشور، جریان صدر به رهبری مقتدی صدر است. اگرچه این جریان در مقاطعی از حضور در انتخابات یا تشکیل دولت کنارهگیری کرده، اما این به معنای خروج از عرصه قدرت نیست. برعکس، جریان صدر همچنان یکی از مهمترین بازیگران سیاست عراق محسوب میشود و نفوذ آن در بسیاری از تصمیمات کلان این کشور قابل مشاهده است. قدرت این جریان تنها در تعداد کرسیهای پارلمان خلاصه نمیشود، بلکه در توانایی بسیج خیابانی، شبکه گسترده دفاتر مذهبی و اجتماعی، نفوذ در میان اقشار کمبرخوردار، حضور در بدنه برخی نهادهای اجرایی و امنیتی و همچنین تأثیرگذاری بر روند انتخاب نخستوزیر و برخی وزرا ریشه دارد. به همین دلیل، حتی در دورههایی که صدر رسماً از سیاست کنارهگیری اعلام کرده، هیچ دولت عراقی نتوانسته نقش و وزن اجتماعی او را نادیده بگیرد. این پدیده، البته مختص عراق نیست. در بسیاری از کشورهای اسلامی، گروههایی با گرایشهای تند یا پوپولیستی، اگرچه الزاماً اکثریت جامعه را نمایندگی نمیکنند، اما به دلیل انسجام تشکیلاتی، سرمایه اجتماعی، بهرهگیری از احساسات دینی و هویتی و توانایی سازماندهی هواداران، میتوانند بر فضای سیاسی کشور تأثیرات عمیقی بر جای بگذارند. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا جریان صدر تا این اندازه در عراق نفوذ دارد و میلیونها نفر همچنان از آن حمایت میکنند؟ پاسخ را باید در مجموعهای از عوامل تاریخی، اجتماعی و سیاسی جستوجو کرد. نخست، پیشینه خاندان صدر که بهویژه با شخصیت آیتالله سید محمدصادق صدر، برای بخش قابل توجهی از شیعیان عراق نماد مبارزه با رژیم صدام و دفاع از محرومان به شمار میرود. این سرمایه تاریخی، پس از شهادت او، به سرمایه اجتماعی فرزندش منتقل شد. عامل دوم، حضور گسترده جریان صدر در میان طبقات ضعیف و مناطق کمبرخوردار عراق است. این جریان توانسته است با ایجاد شبکههای اجتماعی، مذهبی و خدماتی، پیوندی عاطفی و مستمر با بدنه جامعه برقرار کند؛ پیوندی که صرفاً سیاسی نیست، بلکه ریشه در هویت مذهبی و اجتماعی هواداران دارد. عامل سوم، ضعف ساختار دولت عراق و ناکارآمدی بسیاری از احزاب سنتی است. هرگاه دولت در ارائه خدمات، تأمین امنیت یا مبارزه با فساد ناکام بوده، جریانهایی مانند صدر فرصت یافتهاند تا خود را به عنوان مدافع مردم و منتقد وضع موجود معرفی کنند و بر دامنه نفوذ خود بیفزایند. در کنار این عوامل، شخصیت کاریزماتیک مقتدی صدر، توانایی او در تغییر تاکتیکهای سیاسی، بهرهگیری از نمادهای مذهبی و ملیگرایانه و فاصلهگذاری مقطعی با بازیگران خارجی، موجب شده است که حتی مخالفانش نیز نقش تعیینکننده او را در معادلات عراق انکار نکنند. با این حال، این میزان نفوذ هم فرصتهایی برای عراق ایجاد کرده و هم مخاطراتی جدی. از یک سو، جریان صدر توان بسیج بخش مهمی از جامعه شیعه را دارد و میتواند در حفظ ثبات یا کاهش تنشها نقشآفرین باشد؛ اما از سوی دیگر، هرگاه رقابتهای سیاسی به خیابان کشیده شود یا تصمیمات کلان کشور بیش از حد به اراده یک جریان وابسته گردد، ثبات سیاسی، روند دولتسازی و توسعه عراق با چالشهای جدی مواجه خواهد شد.
حضور در منزل و ملاقات با یکی از نیروهای حشدالشعبی که در مراسم تشییع رهبری شهید مجروح شده بود

