قسمت سوم | از ایلام تا عبور از مرز مهرانغلامرضا کریمی در ادامه سفر، به شهر ایلام رسیدیم. ایلام با و…
انتشار: 2026/07/30 03:23 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
قسمت سوم | از ایلام تا عبور از مرز مهرانغلامرضا کریمی در ادامه سفر، به شهر ایلام رسیدیم. ایلام با وجود اینکه از استانهای کمتر برخوردار کشور به شمار میرود، زیباییهای طبیعی و ظرفیتهای گردشگری قابل توجهی دارد و شایسته توجه بیشتری است. البته به واسطه مسیر اربعین، طی سالهای اخیر زیرساختهای حملونقل این استان توسعه خوبی پیدا کرده و این موضوع بهوضوح در جادهها قابل مشاهده است. فرصتی پیش آمد تا چند ساعتی در شهر قدم بزنم و از بازار ایلام دیدن کنم. هرچند ساختمانهای نوساز، فروشگاههای مدرن و کالاهای بهروز در شهر دیده میشد، اما در مجموع فضای بازار همچنان حالوهوایی سنتی داشت و از نظر رونق اقتصادی، آنگونه که انتظار میرفت، پررنگ نبود. یکی از نکاتی که برایم جالب بود، سبک زندگی مردم، بهویژه دختران و جوانان شهر بود. برخلاف تصور رایجی که شاید درباره تفاوت سبک زندگی میان پایتخت و شهرهای کوچکتر وجود داشته باشد، احساس کردم این فاصله نسبت به گذشته بسیار کمتر شده و شباهتهای فرهنگی بیشتر از تفاوتها به چشم میآید. آن شب مهمان یکی از دوستان بودم. قبل از رفتن، برای خرید شیرینی وارد یکی از شیرینیفروشیهای شهر شدم. از صاحب مغازه پرسیدم: «ایلام هم مثل بعضی شهرها بالا و پایین شهر دارد؟ اینجا جزو مناطق مرفهنشین است؟» او با لبخند جواب داد: «ایلام آنقدر بزرگ نیست که بالا و پایین شهر داشته باشد. تقریباً همه جای شهر شرایط مشابهی دارد.» همین پاسخ کوتاه، تا حدی وضعیت اجتماعی شهر را برایم روشن کرد. صبح زود، راهی مرز مهران شدیم. جاده ایلام به مهران نسبت به سالهای گذشته بسیار استاندارد و مناسب شده بود. مسیر، هم از نظر کیفیت راه و هم از نظر امکانات، شرایط خوبی داشت و مشخص بود برای تردد میلیونی زائران، سرمایهگذاری قابل توجهی انجام شده است. هرچه به مهران نزدیکتر میشدیم، تعداد خودروهای پارکشده بیشتر میشد. پارکینگهای بزرگ، محوطههای خالی، حیاط ادارات و حتی بسیاری از فضاهای باز شهر، پر از خودروهایی بود که صاحبانشان راهی زیارت شده بودند. زائران خودروهای خود را در شهر پارک میکردند و با اتوبوسهایی که از قبل پیشبینی شده بود، به سمت مرز میرفتند. در مرز نیز امکانات مناسبی برای عبور زائران فراهم شده بود. سایهبانهای متعدد و مسیرهای سرپوشیده باعث میشد گرمای هوا کمتر زائران را آزار دهد و روند عبور با آرامش بیشتری انجام شود. اما نکتهای که بیش از هر چیز توجهم را جلب کرد، تفاوت موکبهای امسال با سال گذشته بود. سال قبل، موکبهای ایرانی با انواع غذا، میوه، پنیر، نوشیدنی و پذیراییهای متنوع از زائران استقبال میکردند؛ اما امسال بیشتر موکبها تنها آب یا نان لواش توزیع میکردند و از آن پذیراییهای گسترده خبری نبود. این تفاوت کاملاً محسوس بود و بهخوبی نشان میداد که فشارهای اقتصادی تا چه اندازه بر زندگی مردم اثر گذاشته است. افزایش تورم، کاهش قدرت خرید و مشکلات معیشتی، حتی در خدمترسانی داوطلبانه مردم در مسیر اربعین نیز خود را نشان میداد؛ موضوعی که نمیشد به سادگی از کنار آن گذشت. عبور از مرز مهران، برخلاف تصور، با سرعت و نظم خوبی انجام شد. گیتهای متعددی در دو سوی مرز فعال بودند و نیروهای عراقی با احترام و خوشرویی زائران ایرانی را راهنمایی میکردند تا به ونها و خودروهایی برسند که مسافران را به نجف، کربلا، کاظمین و سامرا منتقل میکردند. البته زیرساختهای طرف عراقی هنوز با امکانات طرف ایرانی قابل مقایسه نبود و نظم کمتری دیده میشد. حتی تا آخرین نقطه خروج از مرز، خادمان ایرانی همچنان مشغول خدمترسانی بودند. با این حال، مهماننوازی مردم عراق نیز کاملاً محسوس بود و تلاش میکردند زائران را با احترام و روی خوش راهنمایی کنند. با عبور از مرز، فصل تازهای از این سفر آغاز شد؛ از اینجا به بعد دیگر وارد سرزمین عراق شده بودیم و خاطرات متفاوتی در انتظارمان بود.🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar

