قسمت پنجم | شبی در موکب عراقیهاغلامرضا کریمی مرداد ۱۴۰۵بعد از زیارت حرم مطهر امیرالمؤمنین حضرت علی…
انتشار: 2026/07/31 16:39 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
قسمت پنجم | شبی در موکب عراقیهاغلامرضا کریمی مرداد ۱۴۰۵بعد از زیارت حرم مطهر امیرالمؤمنین حضرت علی (ع)، اقامه نماز و دیدار کوتاهی با تعدادی از اعضای خانواده و دوستان در صحن حرم، راهی کربلا شدیم. گرمای هوا بسیار شدید بود و امکان اینکه تمام مسیر را پیاده طی کنیم، وجود نداشت. بخشی از راه را پیاده رفتیم و بخشی دیگر را با وسیله نقلیه ادامه دادیم تا اینکه به حوالی عمود ۱۰۰ رسیدیم.نزدیک غروب، بسیاری از عراقیها کنار مسیر میایستادند و با احترام از زائران دعوت میکردند شب را در حسینیه یا منزلشان بمانند. این دعوتها کاملاً صمیمانه و همراه با تکریم بود.موکبی که شب را در آن اقامت داشتیم چند کیلومتر از مسیر اصلی فاصله داشت و توسط یکی از بزرگان اهل بصره ساخته شده بود. او امکانات مناسبی فراهم کرده بود تا تنها در همین ایام اربعین، از زائران امام حسین (ع) پذیرایی کند. نکتهای که برایم بسیار جالب بود، این بود که هیچ تفاوتی میان زائران قائل نمیشدند. برای آنها مهم نبود کسی چه شغلی دارد یا چه جایگاهی در جامعه دارد؛ همه مهمان امام حسین (ع) بودند و همه به یک اندازه احترام میدیدند. در آن حسینیه، خرمای تازه عراقی هم برایمان آوردند. طعم آن خرما، برای من خاطرهانگیز بود و حس و حال خرمای تازه زادگاهم را دوباره زنده کرد. در آن شب، فرصت خوبی پیش آمد تا درباره مسائل مختلف عراق و منطقه گفتوگو کنیم. بحثها از روابط ایران و عراق شروع شد و به موضوعاتی مانند جایگاه و نفوذ مقتدی صدر، وضعیت جریانهای سیاسی عراق، آینده محور مقاومت و تأثیر سیاستهای آمریکا در منطقه کشیده شد. در میان حاضران، دیدگاههای متفاوتی وجود داشت. برخی از حامیان جریان صدر بودند، برخی به حزب الدعوه گرایش داشتند و عدهای هم از دولت وقت حمایت میکردند. طبیعی بود که درباره ایران هم پرسشهای زیادی مطرح شود؛ اینکه شرایط داخلی ایران چگونه است، آیا سیاستهای منطقهای ایران تغییری خواهد کرد و حمایت از محور مقاومت در آینده به چه سمتی خواهد رفت. نگاه های متفاوتی وجود داشت. بعضی معتقد بودند حمایت ایران از گروههای مقاومت برای امنیت و ثبات منطقه ضروری است، اما عدهای هم بر این باور بودند که دخالتهای ایران به ضرر عراق تمام شده است. همین تفاوت دیدگاهها باعث شد گفتوگوها تا ساعتها ادامه پیدا کند و برای من، فرصتی باشد تا از نزدیک با نگاههای متفاوت افراد موثر عراقی آشنا شوم. همچنین ملاقاتی با یکی از نیروهای حشد الشعبی که در مراسم تشییع رهبری شهید مجروح شده بود داشتم. صبح روز بعد، دوباره وارد مسیر پیادهروی شدیم. چیزی که بیش از هر چیز توجه مرا جلب میکرد، ارادت خالص مردم عراق به امام حسین (ع) بود. پیر و جوان، زن و مرد، با تمام توان در خدمت زائران بودند و این خدمت را نه از روی وظیفه، بلکه از روی عشق انجام میدادند.البته در کنار این صحنههای زیبا، نکتهای هم به چشم میآمد. برخی از موکبهای ایرانی که توسط سازمانها و نهادهای دولتی اداره میشدند، برای تعدادی از زائران این احساس را ایجاد میکردند که حضور دولت بیش از حد پررنگ است. به نظرم اگر این حمایتها به شکل نامحسوستری انجام میشد و بیشتر رنگ و بوی مردمی داشت، فضای معنوی اربعین بهتر حفظ میشد. البته باید انصاف داد که از نظر تعداد و گستردگی، موکبهای مردمی عراق همچنان سهم اصلی خدمترسانی به زائران را بر عهده دارند و قابل مقایسه با موکبهای ایرانی نیستند. اما هنوز بخش مهمی از این سفر باقی مانده بود؛ اتفاقاتی که در ادامه مسیر تا کربلا، نگاه من را به پیادهروی اربعین عمیقتر کرد... 🌐 با کانال آیندهای بهتر همراه شوید@ayandeibehtar

