موریکه در مصرع پایانی شعر خود با عنوان «دربارهی یک چراغ» میگوید: «اما آنچه زیباست، خرم و سعادتمند در خود خویش میدرخشد» بنابراین زیبایی صفتی نیست که بهمثابهی چیزی تزیینی به هستندهها افزوده شود. زیبایی یکی از والاترین شیوههای هستی است، در اینجا یعنی ازـخویشـبرآمدن و ظهور محض.*اما آیا روزگار ما پر از چیزهای زیبایی نیست که در آنها، نهتنها خبری از خرمی و سعادتمندی نیست که زیبایند چون ویرانند. زیبایند چون خرابند. زیباییشان در هالهای از تاریکی زیباست. اکنون پرسشی پیش میآید: آیا دوگونه زیبایی داریم؟ زیبایی سعادتمند و زیبایی ظلمانی؟ یا نه، تنها زیبایی آن است که در خود خویش، خرم و سعادتمند است و آنچه امروز ادعای زیبایی دارد، زیبایی کذابیست که افسونمان کرده است؟ زیبایی سمّی شفاف و خوشرنگ که در کنارش چیزی جز پژمردگی و مرگ نمیروید؟*اصل بنیاد. جلسهی هفتم. هایدگر. ترجمهی طالب جابری