❤️ استاد معظم و تعرض منظم🪧قدرت، خشونت سیستماتیک و فریاد زنانه 🖍 شیوا عاملیراد شفیعیقدرت، صرفاً با…
انتشار: 2026/07/22 07:45 UTC
❤️ استاد معظم و تعرض منظم🪧قدرت، خشونت سیستماتیک و فریاد زنانه 🖍 شیوا عاملیراد شفیعیقدرت، صرفاً با اعمال عریانِ خشونت بقای خود را تضمین نمیکند؛ قدرت، پیش از هر چیز «روایت» میسازد. قدرت نهادی تعیین میکند چه کسی حق سخن گفتن دارد، روایت چه کسی واجد «ارزش صدق» و باورپذیری است، چه کسی باید در جایگاه متهم بنشیند و چه کسی از این امتیاز ساختاری برخوردار است که خود را در هالهای از بیگناهی بازتولید کند. از همین رو، خشونت جنسی هرگز در لحظه وقوع آزار منجمد نمیشود؛ بلکه در تمام سازوکارهای ثانویهای امتداد مییابد که هدفشان بازگرداندن زنان معترض به همان لایههای تاریک سکوت است؛ سازوکارهایی که از بیاعتبارسازی نظاممندِ روایت آسیبدیدگان آغاز میشود، با درهمشکستن حریم امنیتِ هویت و حمله به شبکههای حمایتیشان ادامه مییابد، و با جابهجایی جایگاه شاکی و متهم، به بازسازی اقتدار فروپاشیده آزارگر میانجامد.✒️آنچه امروز در دانشگاه کردستان شاهد آن هستیم نه یک فضای رقابت میان چند همکار دانشگاهی است و نه صرفاً مجموعهای از جنجال در شبکههای اجتماعی. آنچه پیش چشم ماست، جراحی زنده و عریانِ یک مکانیسم است؛ مکانیسمی جامعهشناختی که نشان میدهد خشونت علیه زنان، رویدادی منفرد نبوده، بلکه یک «رابطه قدرت ساختاری» است که در تاروپود نهاد، زبان، مناسبات اجتماعی و تداومِ ساختارِ قدرت در دورانِ پس از دادرسی، خود را بازتولید میکند.در پروندهٔ جمال محمدی، استاد جامعهشناسی دانشگاه کردستان، شماری از دانشجویان زنِ این دانشگاه، روایتِ زیستهٔ خود از آزار جنسی را بیان کردند و شجاعتِ ایستادن و شکایت کردن را به جان خریدند. آنان با آگاهی از هزینههای سنگین روانی، استیگمای اجتماعی و مخاطرات حرفهای، دیوارِ سکوت را شکستند و جزئیات تجربه تروماتیک خود را در اختیار نهادی گذاشتند که بر اساس تعریفِ ساختاری و کارکردِ اساسیاش، مکلف به صیانت از آنان و میبایست مأمنِ آنان میبود.هرکس که با روانشناسیِ تروما و پویاییشناسی آزار جنسی آشنا باشد، میداند که در یک زیستجهانِ مردسالار، هیچ زنی بدون پرداخت باجهای گزاف روانی و اجتماعی لب به اعتراض نمیگشاید.آسیبدیدگانِ آزار، پیش از هراس از اثباتِ حقوقی واقعه، با اضطراب فلجکننده واکنش خانواده، قضاوتِ سرکوبگر جامعه، فروپاشی روابط بینفردی و تهدیدهای امنیتی دستوپنجه نرم میکنند. اقدام به شکایت برای این زنان، عبوری دوباره و خودخواسته از چرخدندههای همان ترومای نخستین بود؛ نوعی بازخوانیِ دردناک که شجاعتی فراوان میطلبید.اما پرسش انضمامی این نیست که چرا هیئت تجدیدنظر رسیدگی به تخلفات اداری، حکم اخراج جمال محمدی را نقض و او را تبرئه کرد. برای بخش آگاه جامعه، زنان مبارز و فعالان این حوزه، با در نظر گرفتن کارنامه نهادهای رسمی در بازتولید خشونتهای ساختاری علیه زنان، این تصمیم نه مایه شگفتی بود و نه میتواند کمترین نسبتی با حقیقت یا عدالت داشته باشد. ✅گرهگاه اصلی و هولناک مسئله، مرحله پس از این تصمیم است: پس از اعلام نتیجه رسیدگی، چه بر سر زنانی آمد که به این سازوکار رسمی اعتماد کردند؟ آیا امنیت روانی و فیزیکی آنان حفظ شد؟ آیا نقض نظاممند محرمانگی اطلاعات و افشای محتوای پرونده با هیچ مسئولیتی مواجه شد؟ و آیا نهادی که دیروز از این زنان میخواست روایت خود را بیان کنند، امروز ارادهای برای حفاظت از آنان در برابر انتقامجویی نمادین آزارگر دارد؟🌸نهادی که وظیفه داشت این گزارشها را بشنود، سنجشگری کند و در مسند قضاوت بنشیند، در تمام سطوحِ تصمیمگیریاش ساختاری مطلقا هژمونیک و مردانه داشت. تکنوکراتها و مدافعان وضع موجود ممکن است استدلال کنند که «عدالت، جنسیت نمیشناسد» و ترکیب جنسیتی یک کمیته، تغییری در فرآیند کشف حقیقت ایجاد نمیکند. اما این کورجنسیِ تعمدی، یکی از بنیادیترین سننِ نقادی اندیشهٔ فمینیستی را نادیده میگیرد. مسئله انحصار است: وقتی تمامِ ابزارهایِ تفسیر، تولیدِ معنا و دادرسی در انحصار یک جنس قرار میگیرد، تجربهٔ زیستهٔ زنان ناگزیر در چرخدندههای همان ساختارِ مسلط مردانه، مسخ و بیاعتبار میشود.#metoo#من_هم#آزار_جنسی #زنان_دانشجو #زنان_دانشگاه 📎ادامه مطلب ✈️@Zane_Ruz_Channel
