❤️ نمایش رقص کاروان و حضور زنان بر صحنهی نمایش عمومی در ایران🖍سوما نگهدارینیاسال ۱۹۴۶، بر صحنهی…
انتشار: 2026/08/10 08:04 UTCدریافت: 2026/08/15 07:02 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 07:02 UTC
❤️ نمایش رقص کاروان و حضور زنان بر صحنهی نمایش عمومی در ایران🖍سوما نگهدارینیاسال ۱۹۴۶، بر صحنهی یک تئاتر عمومی در تهران، سه زن به نامهای نِستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا برای اجرای رقصی با عنوان کاروان ظاهر شدند. این اجرا نقطهی عطفی در تاریخ حضور زنان بر صحنهی نمایش در ایران به شمار میآمد؛ چرا که تا پیش از آن، حضور زنانی از اقشار متوسط و تحصیلکرده در فضای عمومی تحت عنوان رقصنده، عملاً ممکن نبود اما اجرای نمایش رقص کاروان در واقع واکنشی بود به قرنها دگردیسی، حذف و استحالهی بدن که ریشه در اعماق تاریخ ایران داشت.تاریخ رقص در ایرانِ پیش از اسلام، با آیینهای مذهبی و درباری گره خورده بود. بر اساس پژوهشهای روبن گالاسیان و شواهد باستانی، رقصندگان در دوران ساسانی و هخامنشی جایگاه والایی داشتند و بدن زنانه، نمادی از باروری و ایزد بانوانی چون آناهیتا بود. اما با گذر زمان و تغییرات کلان مذهبی و اجتماعی، رقص از یک آیین جمعی و قدسی به سرگرمیهای محصور در دربار سلاطین یا اندرونیها تقلیل یافت. این روند در عصر قاجار به دوگانگی پیچیدهای رسید؛ از یک سو رقصندگانِ برگزیده در حرمسراها برای شاه و زنان حرم در فضایی بسته میرقصیدند و از سوی دیگر، گروههای لوطی و مطربهای دورهگرد در جشنها و عروسیها به اجرای رقص و حرکات موزون مشغول بودند.در این میان، غیبتِ فیزیکی زن در فضای عمومی، منجر به پدیدار شدنِ بدنهای جایگزین شد. 🌸افسانه نجمآبادی، تاریخنگار، استدلال میکند که جامعهی آن دوران را میتوان جامعهای همجنساجتماعی (Homosocial) دانست که در آن، فضای عمومی عمدتاً در سیطرهی مردان بود. این الگو به دنیای نمایش نیز تسری یافت؛ بهطوری که بسیاری از رقصندگانِ گروههای مطرب، پسران رقاص، بودند که با پوشیدن لباسهای خاص و آرایش زنانه، در قهوهخانهها و خیابانها اجرا میکردند. این پسران که به مهارتهای آکروباتیک و زیباییشان شهرت داشتند، در واقع نقشِ زن را بر عهده میگرفتند تا جای خالیِ بدنِ زنانه را در تماشای عمومی پر کنند. ✅این در حالی بود که در فضای خصوصی، زنان برای زنان میرقصیدند؛ رقصندگانی که مهارتهای فنی و آکروباتیکشان خیرهکننده بود و نقاشیهای بهجامانده از آن دوران، آنها را در وضعیتهای نمایشی دشوار و متعادلکننده نشان میدهد. با این حال، به رغم این مهارتهای ستودنی، رقص نه یک هنر بلکه نوعی پیشهوری تلقی میشد.رقصندگان که اغلب از گروههای اقلیت، فرودست یا کولیها بودند، به لحاظ اجتماعی در طبقات پایین نگاه داشته میشدند و واژهی رقاصه به مرور باری تحقیرآمیز به خود گرفت. 🟡آنتونی شِی این وضعیت را با اصطلاح رقصهراسی (Choreophobia) توصیف میکند؛ نوعی ترس و بدگمانیِ عمیق که ریشه در لایههای مذهبی داشت و رقص را نهتنها به دلیل پیوند با بزم، بلکه به خاطر پتانسیلش در دور کردن انسان از معنویت، ناپسند میشمرد.با آغاز دوران پهلوی اول و پروژهی مدرنیزاسیون، تلاش شد تا با کشف حجاب، حضور فیزیکی زن در فضای عمومی بازتعریف شود. اما در دهههای بعد این حضور در نسبت با رقص زنان بار دیگر با چالش روبرو شد. در دههی ۱۹۴۰ در کافههای مرکز تهران و لالهزار، رقص موسوم به کابارهای رواج یافت که در آن زنان در همراهی با گروه موسیقی برای مشتریان در فضای بستهی کافهها و بارها میرقصیدند.اگرچه این رقصندگان زن جسارتِ حضور بر صحنه را داشتند، با این حال در نگاهِ حاکم و ذهنیت سنتی آن زمان، بدنِ آنها صرفاً به کالایی برای لذتِ مردانه تعبیر میشد. همین امر باعث شد تا زنانِ طبقات متوسط و تحصیلکرده، برای حفظِ شأن اجتماعی خود، از رقص در عرصهی عمومی دوری بجویند.🌸در چنین فضای غبارآلودی بود که نستا رمضانی، هایده احمدزاده و ویلما پروتیوا با اجرای نمایش رقص کاروان، تلاش کردند زبانِ بدن برای رقص زنان را تغییر دهند.✒️نستا رمضانی در توصیف واکنش تماشاگران مینویسد که آنها در ابتدا با نوعی سکوتِ سنگین به اجرا مینگریستند، چرا که حرکات ما بسیار کند و انتزاعی بود و با انتظار آنها از رقص، که معمولاً با شادی و شور همراه بود، تفاوت داشت. او دربارهی نگاهِ مردانِ حاضر در سالن که با ذهنیتِ دیدنِ رقصهای لرزشی به تئاتر آمده بودند، میگوید: آنها انتظار داشتند ما برایشان طنازی کنیم، اما ما با بدنی منقبض و نگاهی که به دوردست خیره شده بود، به آنها فهماندیم که این صحنه، جایِ دیگری است.#بدن_زن#تاریخ_زنان 📎ادامه مطلب ✈️@Zane_Ruz_Channel

