❤️ نود دقیقه تا فروپاشی اسطورهٔ «زن احساساتی/مرد منطقی»🖍پرستو فرخی روایت مردسالارانه میگوید زنان ا…
انتشار: 2026/07/21 07:28 UTC
❤️ نود دقیقه تا فروپاشی اسطورهٔ «زن احساساتی/مرد منطقی»🖍پرستو فرخی روایت مردسالارانه میگوید زنان احساساتی، غیرمنطقی و فاقد کنترل بر خویشتن هستند و مردان نماد عقلانیت و خودکنترلی هستند اما واقعیت شبِ مسابقه نشان میدهد که مردان به دلیل ناتوانی در کنترل هیجانات خود، دست به خشونت میزنند و سیستم مردسالار با برچسبِ احساساتی بودن زنان، این بحران عمیق عدم خودکنترلی مردانه را پنهان میکند.کلیشههای جنسیتی همواره زنان را به دلیل ابراز عواطف (مانند گریستن یا بیان عواطف) متهم به «عدم کنترل بر خود» میکنند. اما آمار هولناک خشونت خانگی پس از مسابقات فوتبال (که بر اساس پژوهشهای دانشگاهی در انگلستان، با باخت تیم ملی تا ۳۸ درصد و حتی با برد آن تا ۲۶ درصد افزایش مییابد) نشان میدهد که بیثباتی عاطفی و عدم کنترل بر رفتار در شدیدترین و ویرانگرترین شکل خود، در میان مردان رخ میدهد و ناتوانی در مدیریت هیجان ناشی از یک بازی ورزشی، به شکل «خشونت فیزیکی افسارگسیخته» علیه شریک زندگی بروز میکند. 🟡این امر نشان میدهد که برچسب «عقلانیت مردانه» تا چه حد یک برساخت اجتماعی است که رفتارهای به شدت غیرعقلانی و تکانهای مردان را نادیده میگیرد.در سنت فلسفی غرب و تفکر پدرسالار، همواره یک مرزبندی جنسیتی میان «عقل» (که به مردان منتسب میشود) و «احساس» (که به زنان منسوب و نشانهی ضعف دانسته میشود) وجود داشته است. اما فلسفه و نظریه فمینیستهای کلاسیک (مانند ژان گریمشو) همواره به ما یادآوری میکنند که مرزبندی میان «عقل» و «احساس» جنسیتبندی شده است.وقتی مردی پس از باخت یا حتی برد تیم محبوبش دست به خشونت خانگی میزند، رفتاری به غایت «احساسی»، تکانهای و وحشیانه را به نمایش میگذارد. ✒️اما نکته فمینیستی اینجاست: چرا این فورانِ کنترلنشدهی احساساتِ مخرب (خشم و خشونت) هرگز به عنوان «ضعف عاطفیِ مردانه» برچسب نمیخورد؟ خشم، پرخاشگری و میل به ویرانگری معمولاً در جامعه به عنوان «احساسات» طبقهبندی نمیشوند، بلکه تحت عناوینی چون «شور و تعصب ورزشی» یا «تخلیه انرژی» تطهیر میشوند.جامعه مردسالار، خشم مردانه را تحت عناوین مقبولی چون «عرق ملی»، «تعصب ورزشی» یا «تخلیه هیجان طبیعی» صورتبندی میکند. در مقابل، اگر زنی در موقعیتی مشابه واکنشی عاطفی نشان دهد، آن را نشانهی «عدم ثبات هورمونی یا روانی» میدانند. ✅این تحلیل فاش میکند که تعریف خودِ واژهی «احساسات» در دستان قدرت پدرسالار است؛ خشم مخرب مردانه هنجار تلقی میشود، اما ابراز عواطف زنانه، انحراف از عقلانیت.استناد به خشونت شبهای مسابقه مردان نشان میدهد که: 🌸اولاً، مردان نیز به شدت تحت تأثیر احساسات (خشم، سرخوردگی، غرور جریحهدار شده) قرار دارند. 🌸ثانیاً، در حالی که ابراز احساسات زنان معمولاً صلحآمیز و ارتباطی است، ابراز احساسات مردان در این بافتار، سلطهجویانه، تخریبی و متکی بر زورِ فیزیکی است. بنابراین، مقصر دانستن زنان به عنوان جنس «احساساتی و بیثبات»، فرافکنی ساختاری برای پنهان کردن بیثباتی خطرناک رفتاری در رفتارهای مردانه است.خانه برای زنان همواره فضایی امن نبوده است. شب مسابقه فوتبال، ورزش بهانهای میشود تا مرد، ناکامی اجتماعی یا ورزشی خود را از طریق بازتولید سلطه در خانه جبران کند. بنابراین خانه تبدیل به مکانی برای تخلیه «سرخوردگیهای مردانه» میشود. در این سازوکار، زن نه یک انسان همتراز، بلکه ابزاری برای بازیابی غرور جریحهدار شدهی مرد است. این رفتار، فاحشترین شکل بیثباتی و فقدان خودکنترلی و ناتوانی در مدیریت بحرانهای شخصی است.جامعه ترجیح میدهد فوتبال را یک سرگرمی خانوادگی و هیجانانگیز نشان دهد و خشونتِ پس از آن را نادیده بگیرد.یکی از اصول فمینیسم، فروپاشیدن مرز میان «حوزه عمومی» (ورزشگاه، مسابقه، جامعه) و «حوزه خصوصی» (خانه) است. پدرسالاری به مرد این حق نانوشته را میدهد که کنترل از دست رفته بر جهان بیرون را با اعمال کنترل و خشونت بر شریک جنسی/عاطفی خود در خانه بازپس بگیرد. کلیشهای که زنان را ضعیف و احساساتی میداند، معمولاً آنها را به کنج خانه هدایت میکند تا تحت حمایت «مرد عاقل و حامی» باشند. 🌸پدیده خشونت خانگی در شبهای فوتبال نشان میدهد که:خانه ناامنترین مکان برای زنان است و مرد که قرار بود طبق قرارداد اجتماعی پدرسالاری «حامی» باشد، خود عامل اصلی تهدید جانی است.تنش موجود در حوزه عمومی (باخت فوتبال در استادیوم) مستقیماً به جغرافیای تنِ زن در حوزه خصوصی سرریز میشود.این موارد نشان میدهند که چگونه ساختار مردسالاری برای سرپوش گذاشتن بر این ناامنیِ سیستماتیک، جای شاکی و متهم را عوض میکند؛ با بازتولید مداوم افسانهی «زنان ضعیف و احساساتی که نیاز به کنترل و سرپرستی دارند»، تلاش میکند تمرکز را از روی «مردانی که قادر به کنترل خشم بدوی خود در برابر یک بازیِ ۹۰ دقیقهای نیستند» بردارد.این واقعیت، استانداردهای دوگانه جامعه مردسالار را عیان میکند. این پدیده ثابت میکند که خشونت، شکلی کاملاً بدوی و مهارنشده از ابراز احساسات (خشم و ناکامی) است. انتساب صفت «بیثباتی عاطفی» به زنان، مکانیزمی دفاعی برای انحراف افکار عمومی از خشونتهای سیستماتیک، غیرعقلانی و کنترلنشدهای است که در خصوصیترین فضاهای جامعه (خانهها) جریان دارد.#کلیشه_جنسیتی#خشونت_علیه_زنان #خشونت_مردان_علیه_زنان 📎مطالعه بیشتر ✈️ @Zane_Ruz_Channel
