📹 زندگی در طبیعت ایران کارگردان : #حامد_مهریزیزادهبه بهانه سالمرگ زندهیاد دکتر #غلامعلی_بسکی (۸ بهمن ۱۳۱۰ سبزوار - ۲۳ امرداد ۱۳۹۸ گنبدکاووس) پزشک و هوادار محیطزیست«غلامعلی بسکی» نامور به «بابا بسکی» در روستای بِسک سبزوار زاده شد. پس از تحصیلات متوسطه در سبزوار، برای تحصیل پزشکی به دانشگاه تهران گام نهاد و در ١٣٤٥ تخصص جراحی زنان از دانشگاه تهران دریافت کرد.در همان سال ۱۳۴۵ بيمارستان و زايشگاهی را در شهر گنبدکاووس تأسیس کرد و پس از آن در ۱۳۴۹ زندگی شهری را رها و به جنگلهای گلستان پناه برد و به مرور تبدیل به یک گیاهخوارِ مطلق شد و زندگیِ خود را وقفِ دفاع از محیط زیست و تبلیغِ گیاهخواری کرد.این طبیب طبیعت دوست، هرچه داشت رای فعالیت های محیط زیستی و امور خیریه، وقف کرد و با شور و هیجان مثال زدنی به دفاع از طبیعت بی زبان برخاست، از تهدیدها و زیادهخواهی انسان و تلاشش برای نابودی هستی سخن میگفت.پزشک سبزاندیش، سفارش ابوالحسن خرقانی را اجرا کرد و نشان داد برای کمک به همنوع نباید از ایمانش پرسید و متاثر از جهانبینی ایرانی به طبیعت پناه برد.روانش شاد🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
به بهانهٔ ۲۶ مرداد؛زادروز وزیر دانشپرور و دورانساز، وزیرِ فرهنگِ ما؛ زندهیاد استاد علیاصغر خان حکمتمحمدرضا شفیعی کدکنی:در غربالی كه ذهنِ من از مردانِ بزرگ قرن بیستم ایران، در عرصهٔ فرهنگ كرده است ایرج افشار یكی از دانههای دُرشتی است كه در كنار علّامة قزوینی، سیّدحسنِ تقیزاده، محمدعلی فروغی، علیاصغرِ حکمت، ابراهیم پورداود، علّامه شیخ آقابزرگ تهرانی، بدیعالزمان فروزانفر، سیداحمد كسروی، اقبال آشتیانی، پرویز ناتلخانلری، غلامحسین مصاحب، علیاكبر دهخدا، صادق هدایت، ملكالشعراء بهار و نیما یوشیج قرار میگیرد.مجلهٔ بخارا، شمارهٔ ۸۱، ۲۵ فروردین ۱۳۹۰محمدرضا شفیعی کدکنی:شادروان علی اصغر حکمت (۱۲۷۲-۱۳۵۹) آن وزیرِ دانشپرور و دورانسازِ ما...در هرگز و همیشهٔ انسان، صفحهٔ ۱۵۶#علی_اصغر_حکمت#محمد_علی_فروغی#ایرج_افشار🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
#نوای_ماندگار🎼🎶 خداحافظ ای جوانی من زندهیاد بانو #الههبه بهانه سالروز درگذشت بانو الهه(۱۳۱۳ تهران - ۲۴ امرداد ۱۳۸۶ تهران) شعر : زندهیاد بانو #سیمین_بهبهانیآهنگ : زندهیاد #نصرالله_زرینپنجهخداحافظ ای جوانی من، شادمانی من، یار نیمهراهمخداحافظ ای که سایه صفت، همچنان ز پیات میدود نگاهمز دل دیگر سرخوشی مجو، زان که هستیام با تو میرودتهی از می مانده این سبو، شور و مستیام با تو میرودببین چه کردی، ز نقره گردی، به تار گیسوی من زدیفغان ز دردم، بگو چه کردم، که پنجه بر روی من زدیز دیدهی من گرچه میگریزی،به چشم دلم همچنان عزیزیببین ز پیات، نگاه مرا،کنون که روی، برای خدا آهستهترز حسرت و سوز و ساز من،نشانه داردشب آرام🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
دیر یا زود این عذاب ای جان به پایان میرسدشاد باش! این رنجِ بیپایان به پایان میرسدگرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکستسرو میماند ولی توفان به پایان میرسدزنـدگـی بـر مـردمِ آزادەی بیآرزو،سخت میگیرد؛ ولی آسان به پایان میرسدداستان شمع با آتش روایت شد؛ ولیعاقبت با دیدەی گریان به پایان میرسدسیل آه خلق سدّ ظلم را خواهد شکستقصۀ تاریخ بیسلطان به پایان میرسد ✍️ #فاضل_نظری🆔 @shahname_yazd
✅ ✅ ✅#اشا_در_بینش_زرتشتیکی از واژگان کلیدی، سپند و برجسته در پیام زرتشت واژه اشاست.این واژه در اوستا به گونه "اَشَه" نیز آمده که در جهان مادی به چمار((معنی) قانون(داد)، هنجار و پیراستگی و آراستگی(نظم)، وسامان درست می باشد.هماهنگ با این واژه در گویش وزبان پارسی یک واژه ویژه را نمی توان یادآوری وجایگزین کرد.پژوهشگران گاهی به واژه راستی، درستی، پاکی و هنجارمندی اشاره می کنند که همه اینها می تواند درست باشد.اشوزرتشت که بسیار ازین واژه در پیام خود " گات ها" به آن پرداخته است این ویژگی را به اهورامزدا(دانایی وآگاهی هستی مند) وابسته می داند و بیان می کند که تمام هستی از آغاز تا انجام برپایه اشا پدیدار شده و همچنان دنبال خواهد شد.امروزه با کمک دانش دریافته ایم که از کوچکترین ذره ها با نیروی سازگار(مثبت= پُروتون) و ناسازگار(منفی =الکترون) ماده، پدیدار شده و هرگاه نیاز باشد مانند کارکرد خورشید می تواند به انرژی های گرما و روشنایی نیز برسد.اشا یا هنجار درستی که در هستی روان(جاری) است هیچگاه به بی هنجاری نخواهد رسید چون هستی با بی هنجاری متلاشی خواهد شد.آنچه از پدیدار شدن اشا دریافته ایم همکاری و تلاش دو نیروی همگون و ناهمگون(متضاد) است که از آغاز هستی همزاد بوده اند همچنان هستی را دنبال می کنند. مانند کشش ورانش-- تز وآنتی تز-- کنش و واکنش-- نیروی پذیرش و رانش(جذب ودفع) همه دست به دست هم داده تا هستی وآنچه درآن می بینیم، پایدار بماند.در این راستا آنگاه که مرتوگان(بشر) با خرد خویش بر زمین پای گذاشته است، با هوشمندی ودانشی که پیوسته فراخواهد گرفت.به سازندگی، نوشدن وسازندگی خواهد رسید.چنانکه مرتوگان از غارنشینی به پیشرفت کنونی در جهان دست یافته است.در بینش زرتشت، مرتوگان هنگامی در جهان شایستگی دارند که در پرتو اشا گام بردارند وگرنه از خرد خویش بهره نگرفته و نادانی را پیشه کرده اند.سعدی برای دست یافتن مرتوها(مردم) به "هنجار اشا" چه گویا و زیبا بیان کرده است:ابر وباد و مَه وخورشید فلک درکارند/(پیروی از اشا)تا تو (مَرتو= انسان) نانی به کف آری و به غفلت نخوری/همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار/شرط انصاف نباشد که فرمان نبری.این حکیم ایرانی نیز سرپیچی از هنجارراستی را شایستگی مرتوها نمی داند!سرود ارزشمند وکوتاهی در هات ۲۷ یسنا که پیش درآمد گاتای زرتشت است آمده که "اِشِم وُهو" نام دارد. این سرود که در سرایش اوستا بارها بر زبان می آید، جان مایه بینش اشوزرتشت برای پیوستن به هنجار اشا می باشد.در برگردان سرود:آمده که اشا بهترین است."وََهیشتِم اَستی"(وَه= به) وَهیشتم= بهترین)گونه ای اشا که می تواند در جان و روان مرتوگان پدیدار و پویا گردد که(اَشاوَهیشتا= اَردیبهشت)نه تنها او را هویت راستی و درستی وپاکی ببخشد بلکه ویژگی هایی که درگذر گاهداد(تاریخ) مرتوگان به سود خود و دیگران گزینش کرده برسد.به ویژه فروتنی-- پارسایی-- از خود گذشتگی-- پیمانداری-- نوگرایی-- سازندگی-- دهشمندی و خدمتگزاری به دیگران تا خود و همگی به خوشبختی دست یابند.چون به دنبال برگردان این سرود می خوانیم که گزینش اشاوهیشتا مرتوگان را به" اوشتا" خواهد رسانداوشتا به چمار روشن روانی، خوشبختی، آسایش وآرامش است.برای پیوستن به اشا؛به نمونه ای گویا اشاره می کنیم.چنانکه گمان کنیم که همه ذرات هستی نوازنده گونه ای ساز موسیقی باشند و با هنجار اشا که در ساختار خویش دارند. همچون ابر وباد ومَه و خورشید فلک هم در هستی سازهای گوناگون و همه دلنواز را می نوازند. که کوک شده "گئوش اوران" (روان هستی) می باشد.دگر گونی(تفاوت) مرتو در این است که با خرد خود می تواند ساز خویش را چنانچه مایل باشد، با ساز هستی هماهنگ می کند و بیگمان پروانه دارد تا کوک ساز خود را دلخراش وآزار دهنده نیز جابجا کند.اشوزرتشت در بند نهم ازهات سی از یسنا(گات ها) می فرماید:ای مزدا(دانش وآگاهی) خواستاریمتا ما نیز از رهروان راه اشا باشیم.از کسانی که زندگی را تازه میکنند جهان را نُو می سازند.وپیوسته با "اشا" هماهنگ گردیم.گفتنی است در سرود کوتاه "هَمازوربیم" که در بخشی از نیایش روزانه جای گرفته نیز چنین آمده است:همازوربیم(هم پیوند و پیماندار باشیم)همازور هَما اشو بیم( در پرتو اشا وهنجارگرایی با هم هماهنگ باشیم)هم کرفه کرفه کاران بیمدور از وناه و وناه کاران بیم...با ثواب کاران همراه گردیم و از گناهکاران دوری گزینیم..."اشو"نامی برگرفته از اشا بوده و به کسانی داده می شود که پیرو راه اشا باشند. راستی ونیکی در اندیشه، خوبی و اثربخشی در گفتار، درستی وسازندگی در کردار داشته باشند.اشوزرتشت با همین ویژگی ها آراسته شده که اشوزرتشت نام دارد.رهروان اَشا همگی "اَشََوَن" نام دارند.✍️ زندهیاد موبد#کورش_نیکنامدرگاه#زرتشت_و_مزدیسنان@zoroaster33🆔 t.me/ShahnamehToosi