تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 06:37 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
Admin:@M_Hanioo_Donyrt...یه یهودی که به زبان فارسی توییت میذاره
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 129 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
هر چی بیشتر میگذره بیشتر میفهمم واقعا مرد باید رابطه رو نگه داره یعنی در واقع رابطهای طولانی میشه که مرد بخواد طولانی شه.
والا نمیدونم تابستونه پی ام اسه افسردگیه یا کلا زندگيمه
ببخشید، دیگه نمیتونی با ما بگردی چون "به پارتنرت خیانت کردی". بیاید اینو نرمالایز کنیم.
برد رو اونی کرد که با کرونا مرد
اگه بخوام از میزان حروم زادگی اکسم براتون بگم اینجوریه که اگه در حال سکس هم مچش و میگرفتی پا میشد میگفت نه اونجوری که تو فکر میکنی نیستشغل جدیدم توشویی، روشویی و خدمات واژنه.
مرده و زنده تو گاییدم حس و حال زندگیی کردنوازم گرفتی
خداروشکر LEVEI عمل کردنی نیست
زندگی یه طوری شده که روزای کاری بیشتر از روزای تعطیل خوش میگذره
اگه فکر میکنی دسته گل گرونه ، تو به شغل نیاز داری نه دوست دختر💬 imkhalifaa
میگم کهشبی که فهمیدین بهتون خیانت شده رو چجوری گذروندین؟من بعد از 5 سال رابطه امشب تجربش کردمحس میکنم تموم استخونام يجا خورد شده !راهی هس؟
خدایا، همه چیز را به تو واگذار میکنم...به تو واگذار میکنم آنان که مرا در دستبستهترین و بیدفاعترین حالاتم گیر انداختند و چشمان تو را دور دیدند و تا میتوانستند آزارم دادند.آنان که بد گفتند، بد کردند، بد تا کردند و برای من بد خواستند.آنان که کاری به کارشان نداشتم اما گره در کار و زندگیام انداختند و تو دیدی که میتوانستم تلافی کنم، اما نخواستم.به تو واگذار میکنم و به زندگی برمیگردمخواستی گذشت کن، خواستی تلافی،خواستی ببخش، خواستی فقط از دل من در بیاور تمام اندوهی را که ناروا در جهانم کاشتند و ترکهای عمیقی که روی قلبم گذاشتند.از اینجا به بعدش با تو. تو بهتر از من صلاح بندههای خودت را میدانی.هانی
نمیدونم چرا بعضیا فکر میکنن هرکی تو سختی و فقر زندگی کرده، حتماً آدم شریفیهشرافت هیچ ربطی به طبقه اجتماعی یا سطح رفاه آدمها نداره.یه نفر میتونه در اوج ثروت، شریف و باوجدان باشه و یکی هم میتونه در فقر، آدم خوبی نباشه.یا برعکساین تقدیس فقر و بدبختی واقعاً بیمعنیه.
شرم از جایی شروع میشه که آدم کمکم باور میکنه مشکل، رفتارش نیست؛ وجودشه. کودک وقتی مدام تحقیر، مقایسه یا طرد میشه، به این نتیجه نمیرسه که «اشتباه کردم»؛ نتیجه میگیره که «من اشتباهم». و سالها بعد هم، با همون باورِ قدیمی زندگی میکنه.
جرات میخواست شبیه به من بودنجرات میخواست با بال های شکسته پرواز کردن جرات می خواست باریشه های از خاک بیرون زده سبز ماندن و ایستادن و سایه بان شدن جرات می خواست بی پناه بودن و پناه شدن جرات میخواست با قایق شکسته دل را به دریا زدن واز عمق آب نهر اسیدن.... جرات میخواست من باشى وشيشه باشی و ناگریز به مقابله باسپاهی از آهن باشی...جرات می خواست
توجه کردید دیالوگ بین آدما تکراری شده همه دارن از گرونی ریلزای اینستا و کاهش وزنو ، فيلروبوتاکس و باشگاه حرف میزنن خیلی دلم میخواد ازین فضا فاصله بگیرم مثلاً آنه باشم در روستای گرین گیبلز یا حنا دختری در مزرعه يا باب اسفنجی ته اقیانوسهانی
پسری که به اینستاش میرسه و عکسای شیتان پیتان میگیره كابوس منه پسر اصلا نباید بدونه اینستا چیه اینستاش باید مثل پیرمردای ۸۰ ساله باشهاصلا چه معنی داره مرد از اینستاگرام استفاده کنه
بدتدین کاری که میتونید با یه نفر انجام بدید، بی توجهی کردن و گوست کردنشه.به نظرم آدمهای نابالغ اینکار میکنن. بدترین کاره توی کار، رابطه، روابط دوستانه، اصلا هر چیزی نکنید اصلا کار بالغانه ای نیست.
یک انسان باید به کدامین درجه از ابتذال رسیده باشد که کاملا هوشیارانه و هدفمند برای تزریق اندوه و بغض به زندگی آدم دیگری برنامه ریزی کند؟ آدمی باید به کدامین حد از تباهی رسیده باشد که لبخندهاش در اشک دیگران باشد و شادی هاش در آزار دادن آدم ها؟نه این که کم از جور روزگار میکشیم!!!! نه این که کم خسته ایم از تکایوهای ناگزیر برای خلاصی از سخت گیری های زمانه!!!! همینمان کم بود که به روان همدیگر هم زخم بزنیم و ته مانده ی آرامش هم را خط خطی کنیم...هانی
این زاویه ی فک چی بود افتاد به جون مردم ؟همه دارن لوزی و مربع میشن...
میرم بخوابم، رسم دنیا که عوض شد بیدارم کنید.هانی
گرده کانالمون میدونید چجوریه؟ 😁۸ ساله یه جمع از رفیقای مجازیه؛یه گپ گلچین از دختر و پسرای محصل، عاقل، کتابخون، هنرمند و حرفهای که سالهاست کنار همیم، باهم شوخی میکنیم، حرف میزنیم و رفیقیم 🤍اگه دوست داشتی، بیا تو گروه کانالمون، شاید تو هم یکی از رفیقای قدیمیمون شدی 😁🌱
چی بگم لابد قسمت اینه زندگی کونم بزاره.
با خنده به مادرم میگم، دلت نمیسوزه من گیر پولم سنگین، بعد تو یه چس از هزار میلیارد ارث منو نمیدی؟ برگشته میگه بزرگترین اشتباه یک زن، سوختن دلش برای یک مرد هست، خدافظ.
جمله ای که باید پین اش کنی:"خودباوری به خودباروری میرسه"|لوکوموتیو|
کمتر از ۴۵ روز دیگه پاییزهبارون میبارههوا خنک میشه میریم قهوه میخوریمدووم بیار...!
هیچوقت با این موضوع دراز نکردن پا جلو بزرگتر و درک نکردم میخوام دراز کنم خون جریان پیدا کنه نمیخوام بکنمش تو کون کسی کههانی
۹۰ درصد داروهای روانی که تا الان خوردم یکی از عوارضشون افزایش اشتها بوده. الان هم که دارم همونا رو ترک میکنم یکی از عوارض ترکشون افزایش اشتهاست. کاش دانشمندان یه بارکی اعلام کنن توپُر دوست دارن خیال همه راحت شه دیگه.
واقعا نه دنیا دار مکافاته، نه جهنم رفتن کسی اون دنیا به درد الان من میخوره.هانی
این شدت کمر دردهای پریودی ؛ دیگه دلیلش هورمون و پیش قاعدگی نمیتونه باشه من مطمئنم ابلفضل زده کمرم /هانی
آدم های بالغ معمولا کمتر با حرف قانع میشن؛بیشتر به رفتارها، الگوها و تکرارها اهمیت می دن.
پسرا اینجوریین که وای زندگیم خیلی داره سخت پیش میره بیا اول از دست دختری که صادقانه و عمیق دوستم داره خلاص شیم.
دیوید برنز میگه؛ اضطراب، بیماری آدم خوباست.زیادی خوبها...
هر آدمی یه نقطهی «دیگه به درک، هر چی میخواد بشه، بشه» داره و وقتی به اون نقطه برسه، با یه تصمیم، یکشبه روی تموم ترسهاش که نتیجهی مدتها سکوت، تحمل و نادیدهگرفتهشدنه خط میکشه.کسانی رو که دوستشون دارید، به این نقطه نرسونید.فکر نکنید چون تا امروز کنارتون مونده، همیشه خواهد ماند، یا چون هنوز نرفته، هیچوقت نخواهد رفت.اینو روزی متوجه میشید که شاید دیگه خیلی خیلی دیر شده باشه.》روانشناسِ ایرانی《
حفظ آبرو یعنی قربانی کردن خود واقعیات، برای نگهداشتن یک تصویر در ذهن آدمهایی که هرگز نخواستند و نتوانستند تو را بشنوند و بشناسند.
بیاصالتها در سایهی بااصالتهای خاموش رشد میکننپس اگر ماهر هستید فروتنی بیش از اندازهی شما فقط باعث پرورش آدمای سواستفادهگر و نالایق میشهلطفا این ظلم رو در حق خودتون و دیگران نکنید
زندگی همینطوریش هم خیلی سخته و خیلی باید تلاش کنیم تا زنده بمونیم، حداقل تو رابطههاتون آدم امنی باشید و رابطهها رو انقدر پیچیده و سخت نکنید، به جای خیانت کردن و اذیت کردن هم کنار هم باشید، متعهد باشید، به هم عشق بدید، حداقل اینطوری یکم زندگی قابل تحملتر میشه.
کمالگرایی تلاش برای رسیدن به بهترینها نیست، بلکه ترسی پنهان از رو شدن معمولیبودن ماست. رشد واقعی زمانی آغاز میشود که بپذیریم یک قدم ناقص اما واقعی در دنیای بیرون، بهمراتب باارزشتر و اصیلتر از یک طرح کامل اما دستنخورده در ذهن ماست.
دوستم طلاق گرفت راحت تر از من مووان کرد که دوس پسر داشتم.هانی
خالم خیاط ماهری بود، وقتی مشتری پارچه می آورد پیشش اولین سوالش این بود از کجا خریدی؟که اگر یوقت مشکلی پیش اومد برای پارچه بپره بره بیصدا بخره جایگزین کنه!!
اتفاقا توقع داشته باشید وقتی سالمید، وقتی هر جایی نمیرید، وقتی خانواده دارید، وقتی حد و حدود دارید، وقتی احترام سرتون میشه، وقتی تو هر شرایطی موندنی هستید، وقتی دنبال تیغ زدن نیستید، باید توقع داشته باشید از طرف مقابلتون که آدم درستی باشه، خانواده دار باشه، آینده دار باشه و هیچوقت شما رو ناراحت نکنه.
رنج های زیادی را تاب آوردم...اما مرگ توتمام وجودم را از ریشه سوزاند...هانی
دوستان عزیز، لازمه یادآور باشمافسردگی برای زمانی هست که همه چیز توی زندگیفراهم و رو به راهه ولی تو بازم حالت بدهاینی که ما تا گردن تو باتلاق گیر کردیماسمش افسردگی نیست!!!این آگاهی محیطیه
همهچیز را نمیتوان به زخمهای کودکی نسبت داد. هر رفتار آسیبزنندهای محصول تروما نیست. گاهی افراد، با وجود آگاهی از پیامدهای رفتارشان، انتخاب میکنند که غیراخلاقی، خودخواهانه یا آسیبزننده رفتار کنند.
بزرگسالی خیلی طاقت فرساست، وسط فروپاشی روانی باید پاشی خودتو جمع و جور کنی و ادامه بدی. بابا ولم کن میخوام برم زیر پتو گریه کنم.
و یادتون باشه اگه میدونستید مردها واقعا چطور فکر میکنن، هیچوقت بابت خودخواه بودن عذاب وجدان نمیگرفتید!》Eileen《
این فقط یک برداشت شخصی از نگاه منه و دوست دارم بدونم شما هم چنین حسی دارین یا نه.به نظرم تو این چند سال، هم ظاهر دخترها و هم ظاهر پسرها، به لطف ورزش،رسیدگی به خود، آرایش، عملهای زیبایی و عوامل دیگه، جذابتر و آراستهتر شده؛ اما احساس میکنم اخلاق، پختگی، شخصیت و محتوای درونی به همون اندازه رشد نکرده و شاید بعضی جاها حتی کمرنگتر هم شده باشه.گاهی آدمها از دور دل میبرن، اما وقتی نزدیکتر میشی، پشت این ظاهر جذاب با دنیایی متفاوت روبهرو میشی؛ گاهی پر از نمایش، تصویرسازی و فاصله گرفتن از واقعیت. آدمهایی که ظاهرشان خیلی پررنگ است، اما پشت آن ممکن است عمق، محتوا و صداقت کمتری دیده شود؛ تضادی عجیب بین چیزی که نشان داده میشود و چیزی که واقعاً هست.انگار در بخشی از جامعه، ظاهر هر روز جذابتر و پررنگتر شده، اما باطن و ارزشهای انسانی کمتر دیده میشوند.این فقط برداشت منه؛ نه قضاوت و نه توهین. به نظرتون این نگاه درسته یا من زیادی حساس شدم؟
فکر کنید همین الان، ده تا کار نیمهتموم توی ذهنتون معلقه، یه ایمیل که باید جواب بدید، یه قرار ملاقات که باید هماهنگ کنید، یه پروژه که باید پیگیریش کنید و...حتی اگه الان مشغول هیچکدومشون نباشید، ذهنتون، بهطور مداوم و خستهکننده، بهشون فکر میکنه. نه چون دارید روشون کار میکنید، بلکه چون ذهن، نگران فراموش کردنشونه.ذهن شما برای نگهداشتن کارها ساخته نشده؛ برای فکر کردن دربارهشون ساخته شده. وقتی از ذهنتون میخواید هم نقش «حافظه» و هم نقش «پردازشگر» رو بازی کنه، هر دو کار رو بد انجام میده.کارهاتون را یادداشت کنید و از ذهن خارج کنید و خیالتون رو راحت کنید که یادش نمیره.
واقعا آدم همه چیز تمومی هستم. همه چیم تموم شده.
من آدم حسودی نیستم. یعنی امیدوارم نباشم. ولی آدم حسرتبخوری هستم. مثلا وقتی میبینم چیزی که من خودمو کشتم تا داشته باشمش چقد ساده برای خیلی از آدما پیش اومده.هیچ فضیلتی در رنج کشیدن نیست. هیچ جاییم بهت بابتش پاداش نمیدن، همه این گوگولی کردن رنج واسه اینه که تحملش راحتتر شه.
برای تو مینویسم، عزیز از دست رفتهام...از روزی که رفتی، دنیا برای من دو قسمت شد؛قسمتی که تو در آن بودی...و قسمتی که من مجبور شدم بدون تو ادامهاش بدهم.نمیدانی چند بار خواستم خبرهای خوب زندگیام را برایت تعریف کنم،چند بار دلم شکست و دنبال شانهای گشتم که...دیگر وجود نداشت.چند بار میان شلوغی آدمها فقط نبودن تو را شمردم،رفتن تو، فقط کم شدن یک نفر از زندگیام نبود...انگار بخشی از خودم را با تو به خاک سپردم.من هنوز هم گاهی بیاختیار برمیگردم،انگار قرار است تو را همانجا ببینم.هنوز هم بعضی لحظهها فراموش میکنم که...دیگر هیچ راهی برای رسیدن به تو نیست.اگر دلتنگی صدا داشت،تمام این سالها جهان فقط نام تو را میشنید.و اگر روزی دوباره دیدمت،نه از گلههایم میگویم،نه از تمام اشکهایی که بعد از تو ریختم...فقط محکم در آغوشت میگیرم تامرگ یک بار هم طعم شکست را هانی
خدایا مرا ببخش بابت تمام زمانهایی که میشد به بخشهای خوب جهانم فکر کنم و من متمرکز شدم روی همان تکههای غمگین و سیاهی که میتوانستم بیتفاوت از کنارشان عبور کنم.مرا ببخش که میشد سرم را به نشانهی شکرگزاری و لبخند بالا بگیرم، اما برای گلایه سراغت آمدم.مرا ببخش که گاهی بیش از چیزی که باید رنجیدم و غمگین شدم، ببخش که همیشه حق را به خودم دادم، ببخش که گاهی آدمِ بدِ داستان، من بودم و در ذهنم از خودم قربانی ساختهبودم...کمک کن قوی باشم و جسورانه در مقابل رنجهای روزگار بایستم و اگر زخم کوچکی برداشتم، به حرمت تکههای سلامتِ وجودم، نادیدهاش بگیرم.کمک کن صبور باشم و کلیت آدمها را با جزئیات حرفها و رفتارهاشان زیر سوال نبرم.کمک کن پس از هر رنجشی، به پذیرش و آرامش برسم و آرامش را تکثیر کنم و کسی نباشم که از غمهای کوچک میرنجد و شادیهای بزرگ را نادیده میگیرد.
رابطه با ایدهآلگراها دشوار و در معرض شکست!نتایج پژوهشی نشان میدهد مدت دوام رابطه با افرادی که کمالگرا هستند ۴۷درصد کمتر از افرادیست که نگاه ایدهآل به رابطه ندارند. از طرفی آمار طلاق بین افراد ایده آلگرا بالاست و شانس ازدواج آنها تقریبا نصف افرادیست که نگاه ایده آلگرایانه ندارند و سختگیر نیستند.زیاد انتقاد کردن، زود ناامید شدن، نظم وسواسی و بی اعتمادی به شریک زندگی از رایج ترین مشخصه های رابطه با انسانهای کمالگراست. این رفتارها باعث میشود رابطه با این افراد دشوار و بیش از رابطه انسانهای عادی در معرض شکست باشد.- یک آدمِ ایدهآل ناگرا برای خودتون پیدا کنید و از غم جهان آسوده بشید، فقط بعد غر نزنید که شریک زندگیم چقدر بیغم و بیخیال و فارغه. خدا و خرما همزمان در یک رابطه خیرات نمیکنند :)
در هر خانواده، گرگی به دنیا خواهد آمد که برای خانواده، با زندگی بجنگد...
خدا نکند کسی نتواند تو را ببیند! خدا نکند حسادتِ کسی را برانگیختهباشی! میبینی که به همه چیزِ تو بند میکند و به پر و پای تمام آدمهای نزدیک به تو میپیچد تا حرصِ خودش از هر آنچیزی که تو داری و او نمیتواند تحمل کند؛ خالی کند و ثابت کند تو آدمِ درستِ ماجرا نیستی! که هر کاری میکند و به هر دری میزند و باز هم آرام نمیگیرد! و بازهم دست برنمیدارد!که آرامشِ تو، دستاوردهای تو، موفقیتهای تو و حتی عزیز بودنِ تو و هرچیز که مربوط به توست، او را دیوانهوار بههممیریزد و به دخالت و قضاوت و عداوت وا میدارد.با آدمِ حسود که در بیفتی تازه میفهمی رقیب و دشمن، آنقدرها بد نیستند.اما حسود!!! امان از آدمِ حسود!!!#نرگس_صرافیان_طوفان
و یهو تبدیل شدم به کسی که اگر احساس خوبی داشته باشه جواب میده، تنهایی رو ترجیح میده، اگر انرژی منفی حس کنه، ناپدید میشه و اگر دیگه کسی بی دلیل باهاش در ارتباط نباشه، براش اهمیتی نداره.@
دل کوچکی داری و غمهایی بزرگ.چارهای نداری جز اینکه غمت را جاهای دیگر پنهان کنی؛ مثلاً تهِ چشمهایت، پشتِ خندههایت، در سکوتِ ناگهانت، در گریههای دور از چشم.عیبی ندارد اگر آغشته به اندوهی. کسی ابر را سرزنش نمیکند اگر تیره باشد و نبارد.
شمارو نمیدونم ولى من اگه برگردمعقب، هر متن بلندی که برای کسی فرستاده بودم یا توضیحی داده بودم روباك میکنم و به جاش مینویسم باشه هیچ چیز و هیچ کس ارزش اون اعصاب خردی رو ندارد
شما اخیرا خرید واسه خونه رفتید؟ مثلا شوینده و میوه و اینا بخرید؟ موقع کارت کشیدن یخ نکردید؟ عرق سرد؟
درخواست کردن خیلی بد فازم میکنه، یا خودت انجامش بده یا من هیچوقت ازت نمیخوامهانی
سه روز بود کمتر زنگ میزد کمتر پیام میدادباید یه پروژه تحویل میداد حس کردم رفتارش فرق کردهولی چیزی نگفتم روز چهارم حدودای ظهر بود زنگ زد و گفت: میای پایین؟ ده دقیقه ببینمت با دو تا قهوه تو ماشین منتظرم بود. گفتم مگه سر پروژه نبودی؟گفت چرا ولی دیگه تحملم تموم شد واقعاً دلم برات تنگ شده بود.خیلی ذوق کردم.اون روز فهمیدم آدمی که دلش با تو باشه شده اندازه یه قهوه برات جا باز میکنهاگه آدم رابطه باشی پارتنرت سهمش از تو فقط نبودنت نیست
اگه يه دختر رو خوشبخت كنى، اون خوشبخت ترت ميكنهو اينو فقط مرداى واقعى ميفهمن!
اینکه همش باید متغیر «اگر جنگ بشه، چی؟» رو توی تصمیمگیریهام در نظر بگیرم، داره کلافهم میکنه.
ولی من حس میکنم تو این روزا شرافت یه اسکم بزرگه. تو این دوران هیچ چیز در دنیا شما رو بیشتر از مهربانی عقب نمیندازه. نهایتش وقتی مردی همین مردم ریاکار در حال دولپی خوردن پلو مرغت بگن مرحوم بسیار مهربان بود.
یه روز از خواب بیدار میشی و میبینی اون آدمی که بدون هیچ منتی همیشه حضور داشت و همیشه سرش غر میزدی و از حرفا و کاراش ایراد میگرفتی ولی خبر نداشتی که همیشه خیر تورو میخواست و دوست نداشت آسیبی بهت برسه دیگه حضور نداره چون رفته نونوایی نون بگیره برات صبحونه بخوری که تو بیشتر سرش غر بزنی و بیشتر قدرشو ندونی :)
دوستان مجدد میخوام یادآوری کنم تا خیالم راحت شه مطمئن باشم همگی باهم بی پولیم یا نه؟
امروز یه جمله خواندم که خیلی خوب بود،«دوست داشته شدن، یعنی آنقدر عزیز باشی که کسی، رنجِ همراهی با تو را نه باری بر دوش، که بهایی شیرین برای حضورت بداند.»|دیکتاتور حانیه|
در غیاب آن که دوستش داری یتیم میمانی حتی اگر تمام دنیا تو را در آغوش بگیرند.هانی
هیچکس به اندازهی ذهن مضطرب ما بلد نیست آیندهای بسازه که هنوز اتفاق نیفتاده و بعد مجبورمون کنه برای نجات پیدا کردن ازش بجنگیم، مستاصل بشیم و جا بزنیم..هانی
چی بگم والا، شاید توعم دلایل خودتو داشتی ،مثلا بی عرضِگی.
ابتدا ما به غلط دل به تو بستیم و کنونبه تو برگشتنِ این دل، غلط اندر غلط است👤 محدثه محمودلو
چیزی که تو خلوت میکنی، آخرش تو جمع معلوم میشه.کتاب خوندنت تو حرف زدنت مشخصهورزشت تو هیکلت معلومهغذات تو انرژی و حالت دیده میشهتمرکزت تو نتیجههات خودش رو نشون میده.تو همون چیزی هستی که وقتی کسی نیست، داری روش کار میکنی.
خر شرک حداقل بامزه بود، خرای دور من فقط نفهمن.
حالمان خوب بود، تا اینکه وابسته چیز هایی شدیم که به ما تعلق نداشتند...هانی
➕ چطوری خودم حالم رو بهتر کنم؟ :خشم = ورزش کن حسادت = روی منحصر به فرد بودنت تمرکز کن.اضطراب = ذهن آگاهی رو تمرین کن. دلخوری = دیدگاه منطقیت رو گسترش بده.خستگی = گوشی رو خاموش کن و بخواب.بی انگیزگی = دوش بگیر؛ تمام حواست رو درگیر کن. شک به خود = بنویس؛ بذار احساست بیاد روی کاغذ. افسردگی = در طبیعت قدم بزن و با دوستان وقت بگذرون.
يه حقیقتی تو دهه ۴۰ زندگی هست که باید بدونین خوش اندام بودن در ٢٠ سالگی چیز عجیبی نيست متابوليسم وهورمون هات سرجاشن، ولى اينكه توى ۴۰ سالگی هنوز فيت بمونى يعنی با وجود كار ،فشار زندگی خستگی و شلوغى روزمره، بازم رسيدگی به خودت و بدنت رو رها نكردى.توى ۴۰ سالگی هم هنوز جوونى اگه حس ميكنی بدنت فرسوده شده يا حال خوبى ندارى،دليلش بالا رفتن سن نيست سبک زندگی و انتخابهات بوده.بعد از ۴۰ سالگی ،به دو دسته تقسيم ميشيم: اونايى كه به بدنشون رسيدن عضله ساختن مراقب ورودى هاى بدنشون بودن و اونايى كه به بدنشون بى توجه بودن. پوكى استخوانى كه توى ٧٠ سالگی مياد،از زمانى شروع شده كه ٢٠ سالگی عضله نساختی و ورزش قدرتى روجدى نگرفتیاون ناتوانى و وابستكى در ٨٠ سالگی از همونوقتی شروع شده که سلامتی و پشت گوش انداختی ! خوب پیر شدن از انتخابهای امروزت شروع میشه
بچه که بودم ؛آنقدر از خدا می ترسیدم ،که بعد از هربار شیطنت ، کابوس می دیدم ...می ترسیدم به آسمان نگاه کنم ...من حتی ناراحت می شدم که می گفتند خدا همه جا هست !با خودم می گفتم :"یک نفر چطور می تواند تمام جاهای دنیا کشیک بدهد و تا کسی کارهایِ بدی کرد ، او را بردارد ببرد جهنم؟! "من حتی وقتی می گفتند ؛ خداپشت و پناهت ، در دلم می گفتم کاش اینطور نباشد ...می دانید؟!چون خدایی که در ذهنم ساخته بودند ، مهربان نبود ،فقط خدایِ آدمهایِ خوب بود و برای منی که کودک بودم و شیطنت هایم را هم گناه می دیدم ، خدایِ ترسناکی بود ...اما من ، کودکم را از خدا نخواهم ترساند ...به او می گویم "خدا بخشنده است" ...اگر خطایی کرد می گویم ؛ خدا بخشیده اما من نمی بخشم ،تا بداند خدا از پدر و مادرش هم مهربان تر است ...من به کودکم خواهم گفت خدا ، خدایِ آدم های بد هم هست ، تا با کوچکترین گناهی ، از خوب بودنش نا امید نشود ...می گویم خدا همه جا هست تا کمکش کند ، تا اگر در مشکلی گرفتار شد ، نجاتش دهد ...من خشم و بی کفایتیِ خودم را گردنِ خدا نخواهم انداخت ...من برایش از جهنم نخواهم گفت ...اجازه می دهم بدونِ ترس از تنبیه و عقوبت ، خوب باشد ،و می دانم که این خوب بودن ارزش دارد ...من نمی گذارم خدایِ کودکم خدایِ ترسناکی باشد ...کاش همه این را می فهمیدیم ...باورکنید خدا مهربان تر از تصوراتِ ماست !اگر باور نکرده اید ؛لطفاً در مقابلِ کودکان سکوت کنید ...خداترسناکنیست !!!!!!!!#نرگس_صرافیان_طوفان|
رنجیدهام از آدمها و بد دیدهام از مهربانی و خوب بودنها ولی هنوز هم مهربانی که میکنم، سبک میشوم و برای لحظاتی فراموش میکنم چقدر غمگینم!هنوز هم بیشترین چیزی که حالم را بهبود میبخشد، مهربانی کردن و خوب بودن است. هنوز هم بزرگترین دلخوشیام، دلخوش کردنِ آدمهاست. هنوز هم به منتهای اندوههای فرساینده و حلنشوندهی جهانم که رسیدم و آدمها که به قدر کفایت ناامیدم کردند، پناه میبرم به حیوانات، به پرندهها، به گیاهان، به سادگیها، به بیتوقع دوستداشتنها، بخشیدنها، لبخند زدنها...هنوز هم امید دارم که همه چیز درست خواهدشد و ما خوب خواهیمشد و امید دارم که بالآخره روزی "مهربانی و عشق"، سیارهی غمگینمان را نجات خواهد داد.#نرگس_صرافیان_طوفان
خدایا تو به آنان بگو نباید رنجم میدادند، نباید غمگینم میکردند و نباید چوب لای چرخ روانم میگذاشتند...تو که میدانی من چقدر آسیب دیدهبودم و چه جانی کندهبودم تا دوباره به حال خوب برگردم! تو که میدانی چه مسیر سختی پشتسر گذاشتهبودم و چقدر خستهبودم! تو که میدانی من پدرم در آمدهبود که طبیعی رفتار کنم و وسط خیابان نزنم زیر گریه... تو که میدانی من جنگهای جهانیام را کردهبودم و حوصلهای برای جنگیدن بر سرِ مسائل بیهوده نداشتم!تو که میدانی ...
عزیزم تو اونقدر مهم نیستی که بخوام برات توضیح بدم، اشتباه برداشت کن بره.
گفتم: مامان! اگر تمام آن افتادنها برای این بودند که من الآن اینجا ایستادهباشم چه؟ اگر باید تمام آن رنجها را میکشیدم و تمام آن شکستها و شکستنها را تجربه میکردم و تمام آن اشکها را میریختم تا زودتر بزرگ شوم چه؟ اگر باید تمام آن تجربههای دردناک را پشتسر میگذاشتم تا عمق پیدا کنم؟! بیشتر بفهمم؟! عاقلتر شوم؟!اگر لازم بوده با آن اتفاقات و آدمهای ناخوشایند مواجه شوم تا دنیا را بهتر بشناسم و محتاطتر باشم و پختهتر رفتار کنم چه؟!گفتم: مامان! هیچچیز در دنیای هیچکس بیحکمت نیست! من ممنونم از تمام رنجها و سختیها و حتی ممنونم از آنان که مرا شکستند یا آزار دادند. تو بابتشان غمگین نباش عزیزم، همه چیز لازم بوده و مثل پازلی کنار هم چیده شده تا من به نما و بنای نیمهکارهی امروز برسم. آدم شاید از چند تکهی پازل خوشش نیاید، اما تمام تکهها در کنار هم تصویر محکم و بینقصی را میسازند که اگر همان تکههای نخواستنی نبودند، ایجاد نمیشد!گفتم: غصه نخور مامان، هرکس به شکلی در جهان درس پس میدهد و رشد میکند و بالاتر میرود. هرکس به شکلی تاوانِ آرزوهایش را میدهد. نمیشود که بدون رنج و تاوان به مقصد رسید! نمیشود که آسوده و راحت بود و رشد کرد! تمام اشتباهات و مشکلات لازم بودهاند تا من امروز اینجا و در این نقطه ایستادهباشم، شبیه به ظرفی که با ضربههای تیشه، عیار پیدا کرده و حالت گرفته و کامل شده...هانی
اونایی که دوست دارن طلاهای ممدو ببینن لایک کنن . اونایی که نمی خوان دیسلایک .
بعضی شبها انگار در ذهنم ۱۴۹ صفحه، همزمان باز است...
پروردگارا! تو را سپاس برای قوتم، قدرتم، سلامتم، همتم...تو را سپاس برای اطرافیانم، کسانم، عزیزانم، رفیقانم، دوستانم...تو را سپاس برای درایتم، جراتم، جسارتم، شجاعتم...تو را سپاس برای هر آنچه که دارم، هر آنچه که میکارم و هرآنچه که بر میدارم...تو را سپاس برای رزقی که میفرستی و روزی و برکت و رونقی که برای ما مقدر کردهای.شکر برای بودنت، برای دیدنت و برای هر آن گرهی که جز به دستان تو باز نمیشود و بیهیچ منتی باز میکنی.تویی رفیقترین و عزیزترین و دلسوزترین!تویی همراهترین و تکیهگاهترین!ما را ببین و در امان بدار از هر بلا و مصیبتِ رسیده و نارسیده.پروردگارا! ما و عزیزانمان را در پناه خودت سلامت و در برکت نگاهدار؛ مباد که جز تو مقابل کسی ابراز رنج و اندوه کنیم! مباد که جز تو از کسی بخواهیم! مباد که جز تو کسی حلال مشکلاتمان باشد.خودمان را و عزیزانمان را به خودت میسپاریم، ای رفیقترین و ای پناهترین و ای تکیهگاهترین!
به اندازه یک قرن آرزو داریاما حوصله یک لحظه بیشتر زیستن را نداری.
واقعا اگر ناز کشیدن بلد نیستید گِی شید وقت مارم نگیرید
یه مدل صمیمیت هست که میرین خونهی هم، نه قراره کاری بکنین، نه برنامهای دارین؛ فقط هرکی سرش گرم خودشه و کنار هم بودن کافیه.
كصخلم برم بیرون پول ساندویچ بدم ۸۰۰ تومن؟ وسايلشو ميخرم یکی تو خونه درست میکنم تخمی تر با ۲ میلیون تومن
اینکه همه پولا تو خرج لباس گرفتن میکنی عیب نداره عزیزم. بعضیا پولاشونو خرج دوس پسرشون میکنن😂😂
حالا تو 04/04/04 چه غلطی کردی که بخوای تو 05/05/05 بکنیهانی
موفقیتی رو براتون آرزو دارم که توش اکست به گوه خوردن بیفته
از زیادی ریزبین بودنم حالم بهم میخوره. کوچکترین تغییر توی انرژی، لحن یا زبان بدن رو میفهمم. حتی از روی تکست هم میتونم بفهمم طرف چه لحنی داره و واقعاً از این قابلیت متنفرم.هانی
با آدمهاى جسور وارد رابطه بشيدآدمهايى كه اختيار زندگى و انتخابهاشوندست خودشونه و سر رابطهشون با كسی تعارف ندارن..هانی
یکی از افتخاراتم اینه که زندگی هر سازی زد من جق خودمو زدمعلی بلوچ