علیرغم نقدهای بینندهها به سکانس «موعود بودن»، این صحنهی زیبا در نهایت تأییدی بر برگزیده بودن رینی…
انتشار: 2026/08/12 20:42 UTCدریافت: 2026/08/15 09:41 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 09:41 UTC
علیرغم نقدهای بینندهها به سکانس «موعود بودن»، این صحنهی زیبا در نهایت تأییدی بر برگزیده بودن رینیرا در آن جهان بود؛ برگزیدهای که مردمش او را از دست دادند.رونق و شکوفایی اژدهایان از همان ابتدا به رینیرا گره خورده بود و بهنوعی او و دیمون، «برگزیدهشدهها» در دوران رقص اژدهایان بودند. وقتی رینیرا به دنیا آمد و یک تخم اژدها داخل گهوارهاش گذاشتند، همه فکر میکردند مثل بعضی از تخمهای دیگر سرد میشود و از تخم بیرون نمیآید؛ اما این تخم خیلی سریع، مخصوصاً برای رینیرا، از تخم درآمد. اتفاقی که گفته میشود از زمان تولد جهیریس و آلیسان نمونهای شبیه به آن رخ نداده بود. رینیرا هم در تنها ۷ سالگی سوار سیراکس شد و به جوانترین اژدهاسوار شناختهشده در تاریخ خاندان تارگرین تبدیل شد؛ اتفاقی که نه خواهر و برادرهایش و نه حتی فرزندان خودش نتوانستند آن را تکرار کنند. از طرف دیگر، تخمهای اژدهای فرزندان رینیرا هم داخل گهوارهشان از تخم بیرون آمدند و این اتفاق بهعنوان نشانهای بسیار خوب از طرف خدایان والیریایی در نظر گرفته میشد. در تمام سالهایی که رینیرا زنده بود و زندگی نسبتاً آرامی داشت، تعداد اژدهایان هم زیاد بود و اژدهایان همچنان در وستروس حضور داشتند.اما همهچیز بعد از غصب تاجوتخت رینیرا تغییر کرد. رینیرا از تاجوتختش کنار زده شد و اتفاقاتی که برای او افتاد، همراه با از دست دادن فرزندان و عزیزانش، او را به سمت جنون و فروپاشی بر اثر غم و اندوه کشاند.و بعد رسیدیم(اسپویل کامل کتاب⚠️)به مرگ رینیرا…سانفایر در ابتدا از دستور اگان برای کشتن رینیرا اطاعت نکرد. حتی وقتی رینیرا را مقابل او آوردند، ظاهراً علاقهای به کشتنش نشان نداد؛ اما وقتی شروع به تحقیر رینیرا کردند و سینههای او را بریدند، سانفایر ناگهان واکنش نشان داد و به او حمله کرد. در کتاب هم اشاره شده که در آن لحظه اشتها و میل سانفایر دوباره بیدار شد.سانفایر تحقیر «ملکه اژدهایان» را دید. و به همین دلیل به رینیرا اجازه داد مرگی تارگرینی داشته باشد؛ مرگ با آتش و خون. بعد هم بدن رینیرا را بلعید؛ به این دلیل که نمیخواست اجازه دهد بدن او به دست دشمنان بیفتد، مورد هتک حرمت قرار بگیرد یا در شهر به نمایش گذاشته شود. به نوعی، سانفایر آخرین چیزی را که از رینیرا باقی مانده بود هم در خود فرو برد و اجازه نداد دشمنانش با جسد او هر کاری که میخواهند انجام دهند.سرنوشت رینیرا گاهی با سرنوشت امپراتریس آمتیست مقایسه میشود؛ زنی که او هم توسط برادرش از قدرت کنار زده شد و در نهایت به دست او کشته شد. مرگ آمتیست آغازگر اولین شب طولانی بود. و مرگ رینیرا هم میتواند بهعنوان آغاز زنجیرهای از اتفاقاتی دیده شود که در نهایت به دومین شب طولانی منتهی شدند. اما چیزی که بعد از مرگ رینیرا اتفاق افتاد، حتی عجیبتر بود: اژدهایان باقیمانده هم یکییکی شروع به مردن کردند. سانفایر تنها یک ماه بعد از مرگ رینیرا مرد. کنیبال، شیپاستیلر و سیلور وینگ ناپدید شدند. تخمهای اژدهایان شروع کردند به سرد و بیجان شدن. و در نهایت، تنها مورنینگ باقی مانده بود؛ اژدهایی که او هم بیشتر از سال ۱۵۳ پس از فتح اگان دوام نیاورد. بعد از آن، برای بیش از ۱۵۰ سال اژدهایان از جهان ناپدید شدند. تا اینکه یکی از نوادگان مستقیم رینیرا، یک ملکه تارگرینِ برحق دیگر، توانست دوباره آنها را به جهان برگرداند. دنریس تارگرین. تلاشهای زیادی برای بازگرداندن اژدهایان انجام شده بود، اما در نهایت فقط دنریس موفق شد. و به همین دلیل اگر به داستان از این زاویه نگاه کنیم، یک ارتباط عجیب بین رینیرا و اژدهایان دیده میشود:رینیرا در آغاز دوران شکوفایی اژدهایان قرار داشت(اسپویل کتاب⚠️)، مرگش با فروپاشی عصر اژدهایان همراه شد، و قرنها بعد، یکی از نوادگان مستقیم او دوباره اژدهایان را به جهان بازگرداند. رینیرا فقط یک ملکه در میان تاریخ تارگرینها نبود. سرنوشت او و اژدهایان از همان ابتدا به هم گره خورده بود.#خاندان_اژدها #مقاله #تحلیل #HOTD @Westerosir



