دکستر سول انسل فیلمبرداری فصل دوم «شوالیهای از هفت پادشاهی» را به پایان رساند! 🥚دکستر سول انسل،…
انتشار: 2026/08/05 05:31 UTCدریافت: 2026/08/07 05:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 05:15 UTC
دکستر سول انسل فیلمبرداری فصل دوم «شوالیهای از هفت پادشاهی» را به پایان رساند! 🥚دکستر سول انسل، بازیگر نقش اِگ، با انتشار استوری اینستاگرام اعلام کرد که فیلمبرداری تمام صحنههای خود در فصل دوم شوالیه هفت پادشاهی را به پایان رسانده است.#اخبار#شوالیهای_از_هفت_پادشاهی#AKOTSK@Westerosir
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 17 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — Westeros #GOT
اولین کاری که هلینا بعد از مرگش انجام داد… این بود که مادرش رو پیدا کنه.بعد از مرگ تراژیک هلینا در قلعه سرخ، سریال کات میزنه به الیسنت که در جنگله.بعد… پروانههای آبی ظاهر میشن. 🦋💙و ناگهان، این صحنه دیگه فقط یک تصویر زیبا به نظر نمیاد؛ انگار چیزی فراتر از یک قاب زیباست.انگار هلینا برای آخرین بار داره دستش رو به سمت مادرش دراز میکنه.هلینا همیشه بین دو دنیا زندگی میکرد؛ بین واقعیت و پیشگویی، زندگی و رویاها، کلمات و نشانههای خاموش. ارتباط خاصش با حشرات و خوابها باعث میشد حضور پروانهها معنایی عمیقن شخصی پیدا کنه.الیسنت نتونست از هلینا در برابر وحشتهای «رقص اژدهایان» محافظت کنه. نتونست جلوی جنگ رو بگیره. نتونست دخترش رو نجات بده.اما شاید هلینا در آخرین لحظات زندگیاش دیگه نیازی به نجات نداشت.چون بالاخره آزاد شده بود.آزاد از تاج.آزاد از پیشگویی.آزاد از جنگ.آزاد از رنج.و پروانههای آبی که اطراف الیسنت ظاهر میشن، انگار صدای هلینا هستن.برای زنی که تمام عمرش چیزهایی رو میدید که دیگران قادر به دیدنشون نبودن، خداحافظی نهایی هلینا شاید ساکتترین و زیباترین رویایی بود که از همهی رویاهاش داشت.اون زندگیاش رو از دست داد…اما شاید بالاخره به آرامش رسید.#خاندان_اژدها #تحلیل #HOTD @Westerosir
خب به نظر میرسه مسئول نگهداری ردکیپ، هر چه سریعتر باید این پنجره رو پلمپ کنه، تا کس دیگهای خودش رو پرت نکرده پایین! البته یه دریچهای، شکافی، چیزی هم برای اگان بذارن بد نیست! #فان #خاندان_اژدها #سریال #Fun#Meme#HOTD @Westerosir
بدون زنان تارگرین، اژدهایان هم نیستند؟وقتی تاریخ تارگرینها رو کنار هم میذاریم، یک الگوی جالب دیده میشه: شاید اژدهایان فقط با خون تارگرینها پیوند نداشتن؛ شاید زنان تارگرین نقش مهمتری در این رابطه داشتن.در تاریخ جانشینی، زنان این خاندان بارها از مرکز قدرت کنار گذاشته شدن. رینیس در شورای بزرگ سال ۱۰۱ از ویسریس شکست خورد و چند نسل بعد، رینیرا با وجود معرفی شدن به عنوان وارث، در برابر اِگان دوم قرار گرفت. در نسلهای بعد هم زنانی مثل دینا، رینا و الینا از مسیر مستقیم جانشینی کنار رفتن.جالب اینجاست که در نخستین نسلهای حکومت تارگرینها، ویسنیا و رینیس فقط همسران اِگان فاتح نبودن؛ هر دو اژدهاسوار و از پایههای اصلی قدرت او بودن. ویسنیا با ویگار و رینیس با مِراکسس در فتح وستروس نقش مستقیم داشتن. بعدها هم زنانی مثل رینا، آلیسان و رینیرا در پیوند نزدیک با اژدهایان قرار گرفتن.این تکرارها این تصور رو ایجاد میکنن که رابطهی زنان تارگرین و اژدهایان عمیقتر از یک پیوند خونی سادهست؛ انگار حضور زنان این خاندان با تولد، بازگشت و قدرت گرفتن اژدهایان گره خورده. در دورههایی که زنان تارگرین در مرکز قدرت و داستان قرار میگیرن، اژدهایان هم دوباره به مهمترین نیروی جهان تبدیل میشن.شاید حتی مسئله فقط زنان نباشه؛ شاید مسئله تعادل قدرت باشه. اِگان فاتح بهتنهایی حکومت نمیکرد؛ ویسنیا و رینیس هم اژدها و قدرت سیاسی خودشون رو داشتن. اما هرچه تارگرینها بیشتر با ساختار آندالی و مردسالارانه وستروس درآمیختن، نقش زنان در جانشینی محدودتر شد.بعد میرسیم به رقص اژدهایان؛ دورهای که اژدهایان دوباره به مرکز درگیریهای تارگرینها برمیگردن و رابطهی این خاندان با اژدهایان وارد مرحله مهمی میشه. بدون اینکه وارد جزئیات و اسپویل بشیم، همینقدر مهمه که بعد از این دوره، اژدهایان کمکم از تاریخ تارگرینها فاصله میگیرن.قرنها بعد، وقتی همه فکر میکردن دوران اژدهایان برای همیشه تموم شده، دوباره یک زن تارگرین وارد داستان شد: دنریس. سه تخم سنگشده، آتش و جادویی که انگار قرنها خاموش شده بود؛ و ناگهان اژدهایان دوباره به دنیا برگشتن.انگار در تاریخ تارگرینها، زن فقط بخشی از قدرت خاندان نیست؛ نقطهایه که تعادل رو دوباره برقرار میکنه. وقتی اژدهایان از جهان ناپدید شدن، بازگشتشون هم از مسیر یک زن تارگرین اتفاق افتاد. شاید به همین دلیله که باید رابطه زنان تارگرین و اژدهایان رو جدیتر نگاه کنیم؛ شاید چیزی که تارگرینها قرنها تصور میکردن صرفاً میراث خونی و ابزار قدرت خودشونه، در واقع به حضور زنان این خاندان و تعادلی که ایجاد میکنن وابسته باشه.و یک پا فراتر برداشت این هست انگار در منطق این جهان، تعادل زمانی شکل میگیره که زن و مرد کنار هم قرار بگیرن، نه وقتی یکی جای دیگری رو بگیره. از ویسنیا و رینیس در کنار اِگان فاتح گرفته تا رینیرا و دنریس، هر بار که این تعادل به هم میخوره، چیزی در نظم تارگرینها هم فرو میریزه.قدرت نه در حذف زن از مرد است و نه در حذف مرد از زن؛ قدرت واقعی زمانی شکل میگیرد که این دو در کنار یکدیگر قرار بگیرند و هرکدام جایگاه خود را پیدا کنند. اژدهایان هم میتوانند نماد همین تعادل باشند؛ نیرویی که زمانی به اوج میرسد که زن و مرد، نه در برابر یکدیگر، بلکه در کنار هم قرار بگیرند.#خاندان_اژدها #مقاله #تحلیل #HOTD @Westerosir
قسمت پایانی فصل سوم خاندان اژدها به ۲۱ میلیون بیننده رسید!قسمت پایانی فصل سوم خاندان اژدها در سه روز نخست انتشار، ۲۱ میلیون بیننده در سراسر جهان جذب کرد که بیش از ۱۱ میلیون نفر از آنها در آمریکا بودند.#اخبار #خاندان_اژدها #آمار #HOTD @Westerosir
چرا یک دوئل مهم به جریان نبرد تامبلتون اضافه شد؟نویسندگان خاندان اژدها در مقایسه با کتاب آتش و خون جرج آر. آر. مارتین، تغییرات زیادی در نبرد تامبلتون ایجاد کردند. تی میکل، یکی از نویسندگان سریال، توضیح داد که چرا او و رایان کُندال، تصمیم گرفتند دوئلی میان دیمون تارگرین و جان راکستون را به نبرد اضافه کنند: زیرا این دو نفر که از طرفداران نغمهی یخ و آتش هستند، نتوانستند در برابر این فرصت که دو شمشیر فولاد والریایی افسانهای را، بهخصوص در دستان دو جنگجوی برجسته، در برابر یکدیگر قرار دهند؛ مقاومت کنند.سریال تا به حال کار چندانی با جان راکستون دلیر، یا شمشیر اجدادیاش، اورفنمیکر (یتیمساز) انجام نداده بود، اما این دوئل شاید حق مطلب را ادا کرده باشد.چرا دوئل دیمون تارگرین و جان راکستون به سریال اضافه شد؟در کتاب آتش و خون، شاهزاده دیمون در نبرد تامبلتون حضور ندارد، اما تغییراتی که در اقتباس تلویزیونی ایجاد شد باعث شد او در این نبرد حضور داشته باشد. میکل توضیح داد که وقتی او و کُندال متوجه شدند دیمون قرار است در این نبرد شرکت کند، هر دو مشتاق شدند او را در برابر راکستون قرار دهند.او به یاد میآورد: «رایان و من اول کار با هم نشستیم و گفتیم: "خب، دیمون قرار است در این نبرد باشد. این یعنی شمشیر دارکسیستر (خواهر تاریک) هم در این نبرد خواهد بود. جان راکستون هم اینجاست و او هم یک شمشیر فولاد والریایی به نام اورفنمیکر دارد.»میکل ادامه داد: «ما بهعنوان طرفدار، میخواستیم آن مبارزه را ببینیم. دو جنگجوی باتجربه، دو شمشیر فولاد والریایی، مبارزهی دو تا از شخصیتهای محبوبمان.»روی صفحهی نمایش چندین دقیقه زمان به دوئل میان جان دلیر و شاهزادهی سرکش اختصاص داده شده است؛ اما میکل اشاره کرد، اهمیت این رویارویی ممکن است برای طرفدارانی که کتاب را خواندهاند بیشتر باشد.جان راکستون دلیر کیست؟سر راکستون تقریباً در تمام قسمتهای فصل سوم خاندان اژدها ظاهر میشود و معمولاً در کنار لرد اورموند هایتاور است. سریال او را با یک مدل موی کاسهای مشخص به تصویر میکشد. او در تامبلتون بازوی قابلاعتماد و قدرتمند اورموند است. در کتاب مارتین، راکستون در میان سبزها بهعنوان فرماندهای افسانهای، تندخو و هراسانگیز شناخته میشود. او همچنین مسئول چندین مرگ مهم در جریان جنگ است؛ از جمله کشتن لرد اوون کاستین در نبرد هانیواین.خاندان راکستون خاندان کوچکی از ریچ است که قلمرو آن در نزدیکی مرز با سرزمینهای تاجوتخت قرار دارد. طبق کتاب دنیای یخ و آتش، خاندان راکستون ادعا میکند که خاندانی باستانی است و تبار خود را به یک ماجراجوی اندال میرساند که هزاران سال پیش از ورود تارگرینها به وستروس زندگی میکرد. مشخص نیست این خاندان واقعاً تا چه اندازه بانفوذ و قدرتمند است، اما در زمان داستان اصلی، هیچ شخصیت شناختهشدهای از خاندان راکستون وجود ندارد.احتمالاً اورفنمیکر در همان دورهای که بیشتر خاندانهای وستروسی شمشیرهای فولاد والریایی خود را به دست آوردند به خاندان راکستون رسیده باشد؛ یعنی از طریق تجارت، در طول دو قرن پیش از نابودی والریا. در آن زمان، اژدهاسالاران پایگاه خود را در دراگوناستون بنا کرده و فروش فولاد والریایی را با قیمتهای گزاف آغاز کردند. خاندان تارگرین حدود دوازده سال پیش از نابودی والریا، این پایگاه را به اقامتگاهی واقعی تبدیل کرد و این تجارت سرانجام از رونق افتاد.البته اورفنمیکر به هیچ وجه به اندازه شمشیر دیمون، دارکسیستر، یکی از دو شمشیر فولاد والریایی متعلق به خاندان تارگرین، نمادین نیست. در خاندان تارگرین، شمشیر بلکفایر بهعنوان شمشیر نمادین پادشاه شناخته میشود و دارکسیستر معمولاً به ماهرترین و مورداعتمادترین جنگجوی خاندان سپرده میشود که دیمون کاملاً با این توصیف مطابقت دارد. او از پیش از آغاز داستان خاندان اژدها، دارکسیستر را با خود حمل میکرده و در جوانی، زمانی که پادشاه جهریس تارگرین اول هنوز بر تخت آهنین نشسته بود، آن را به دست آورده است.نسخه تلویزیونی تامبلتوننویسندگان خاندان اژدها در این فصل تغییرات زیادی ایجاد کردند که به گفتهی خودشان «اثر پروانهای» داشتند و به نظر میرسد دوئل دیمون و جان راکستون نیز یک تصادف خوشایند بوده است. طبق توضیح میکل، او و کُندال از این فرصت استفاده کردند تا این دو جنگجو را در برابر یکدیگر قرار دهند؛ تا نشان دهند دلیل اصلی حضور دیمون در تامبلتون چیز دیگری بوده است. به گفتهی کندال، دیمون باید به عنوان بخشی از قوس داستانیاش در این فصل، در مرکز [این نبرد] قرار میگرفت.#خاندان_اژدها #HOTD @Westerosir
تفاوت اولین نبرد تامبلتون در کتاب و سریال «بخش سوم» «مطلب زیر حاوی اسپویل کتاب و سریال است.» همان اندازهای که نمیدانیم چه چیزی آن دو خائن را به انجام این خیانت وا داشت، در عوض از نبرد تامبلتون اطلاعات بسیاری میدانیم... شش هزار نفر از سربازان ملکه…تفاوت اولین نبرد تامبلتون در کتاب و سریال«بخش چهارم و پایانی» «مطلب زیر حاوی اسپویل کتاب و سریال است.» استاد اعظم مونکان نوشت: این نبرد، نمونهای کوچکشده از نبرد دشت آتش بود.تامبلتون در آتش سوخت و تمام مغازهها، خانهها، سپتها و همچنین مردم آن سوختند. نگهبانان از دروازهها و باروها در حالی که آتش گرفته بودند سقوط میکردند، یا در خیابانها، فریادزنان و چون مشعلهایی زنده، تلوتلو میخوردند. بیرون دیوار پرنس دیرون با تزاریون بر سرشان فرود آمد. پِیت لانگلیف از اسب به زیر کشیده و لگدمال شد، سر سِر گاریبالد گری با تیری از کمان زنبورکی از پا درآمد و سپس توسط شعلهی اژدها بلعیده شد. دو خائن شهر را با تازیانههای آتش از یک سو به سوی دیگر به آتش کشیدند. همانطور که قبلا اشاره کردیم متاسفانه در سریال، پرنس دیرون دلیر و تزاریون از قدرتنمایی در این نبرد حذف شدند.سر راجر کورن و مردانش آن زمان را انتخاب کردند تا رنگ حقیقی خود را نشان دهند و مدافعان دروازههای شهر را از دم تیغ گذراندند و آنها را به سوی مهاجمین پرتاب کردند. لرد اووین بورنی نیز درون قلعه همین کار را کرد و نیزهای از پشت در سینهٔ سر مرل دلیر فرو کرد.غارتی که در پی آن صورت گرفت، به اندازهی هر غارتی در تاریخ وستروس وحشیانه بود. تامبلتون، آن شهر بازرگانی پر رونق به خاکستر و اخگر نشست. هزاران نفر سوختند و به همان اندازه و در حالی که سعی میکردند تا در رودخانه شنا کنند، غرق شدند. بعدها بعضی گفتند که آنها خوششانس بودند، چون رحمی به نجاتیافتگان نشان داده نشد.مردان لرد فوتلی شمشیرهایشان را به زمین انداختند و تسلیم شدند، اما در عوض دستگیر شده و سرشان را از دست دادند. زنانی که از آتش در امان مانده بودند، حتی دختران هشت و ده ساله، بارها مورد تجاوز قرار گرفتند. پیرمردان و پسر بچهها از دم تیغ، گذرانده شدند، در حالی که اژدهایان از اجساد بدترکیب و در حال دود قربانیانشان تغذیه میکردند. تامبلتون هیچگاه به وضع سابق خود بازنگشت. با این که بعدها فوتلیها تلاش کردند بر روی ویرانهها «شهر جدید» را بنا کنند، اما شهر جدیدشان حتی یک دهم شهر قبلی نشد، زیرا عامهی مردم میگفتند که این زمینها نفرین شده است.کتاب آتش و خونپایان#خاندان_اژدها#کتاب#سریال #HOTD @westerosir



