تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 16:40 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
فلسفه-عرفان-ادبیات-سینما محور اصلی گفتگوها در این کانال می باشد. اعضای این گروه نیز می توانند مطالب خود را با استفاده از این لینک به کانال ارسال نمایند.@TheopensocietyBot
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 23 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-10 تا 2026-08-16 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
Oriental Despotism: A Comparative Study of Total Power — Karl A. Wittfogel Oriental Despotism، منتشرشده در سال ۱۹۵۷ توسط Yale University Press، یکی از بحثبرانگیزترین تلاشهای قرن بیستم برای توضیح خاستگاه و ساختار استبداد در جوامع آسیایی است. ویتفوگل، که…اگر دولت همه منابع را در اختیار داشته باشد، احزاب مستقل نداشته باشیم، رسانه مستقل وجود نداشته باشد، اقتصاد وابسته باشد، نهادهای مدنی نتوانند مستقل عمل کنند و فرد برای اشتغال، مجوز، اطلاعات و امنیت خود به دولت وابسته باشد، حتی اگر روی کاغذ قانون و انتخابات وجود داشته باشد، توازن واقعی قدرت میان دولت و جامعه از بین رفته است.پس جامعه باز در برابر «قدرت کل» قرار میگیرد.جامعه باز یعنی جامعهای که در آن هیچ مرکز قدرتی آنقدر بزرگ نیست که بتواند تمام فرمهای زندگی اجتماعی را تعیین کند.و اینجا ویتفوگل به سنتی بسیار بزرگتر وصل میشود: از مونتسکیو و توکویل تا وبر، پوپر، آرنت و فوکو، یک پرسش مشترک وجود دارد:چگونه میتوان قدرت را چنان سازمان داد که هیچ قدرتی نتواند تمام جامعه را در خود ببلعد؟این، به نظرم، خوانش امروزی و قابل دفاع Oriental Despotism است؛ نه نظریهای درباره «ذات شرق»، بلکه هشداری درباره تمرکز قدرت.@theopensociety
Oriental Despotism: A Comparative Study of Total Power — Karl A. Wittfogel Oriental Despotism، منتشرشده در سال ۱۹۵۷ توسط Yale University Press، یکی از بحثبرانگیزترین تلاشهای قرن بیستم برای توضیح خاستگاه و ساختار استبداد در جوامع آسیایی است. ویتفوگل، که…هسته اصلی استدلال ویتفوگل مفهوم Hydraulic Society یا «جامعه آبی/آبیاری» است. استدلال او بهطور ساده چنین است: در مناطقی که کشاورزی به شبکههای عظیم آبیاری، سدسازی، کنترل سیلاب و کانالکشی وابسته است، مدیریت آب به سازمانی مرکزی و گسترده نیاز پیدا میکند. این سازمان بهتدریج به یک بوروکراسی قدرتمند تبدیل میشود و همان بوروکراسی میتواند کنترل اقتصادی، سیاسی، نظامی و اجتماعی را در دست بگیرد. بنابراین، از نگاه ویتفوگل، مسئله فقط آب نیست؛ مسئله آن است که یک نیاز مادی چگونه میتواند به تمرکز سازمانی و سپس تمرکز قدرت سیاسی منجر شود. مفهوم مهم دیگر کتاب Hydraulic Despotism یا «استبداد آبی» است. در این مدل، دولت فقط یکی از نهادهای جامعه نیست؛ بلکه به سازمانی تبدیل میشود که بخش بزرگی از منابع حیاتی، نیروی کار، اقتصاد و دستگاه اداری را در اختیار دارد. ویتفوگل از اینجا به مفهوم بسیار مهم Total Power میرسد: قدرتی که نمیخواهد صرفاً حکومت کند، بلکه میتواند بخشهای گوناگون زندگی اجتماعی را در یک دستگاه واحد ادغام کند. در متن کتاب، او تأکید میکند که در جوامع هیدرولیک، ارتش و دین نیز میتوانند در ساختار بوروکراتیک دولت ادغام شوند و همین تمرکز چند کارکرد حیاتی، امکان قدرت «تمامگرا» را فراهم میکند. اما اهمیت واقعی کتاب در مقایسه میان شرق و غرب است. ویتفوگل معتقد است در بخش مهمی از تجربه اروپایی، قدرت میان نیروهای رقیب ــ اشراف، کلیسا، شهرها، اصناف، مالکان و بعدها طبقات اجتماعی ــ توزیع شده بود. بنابراین هیچ قدرت واحدی بهسادگی نمیتوانست تمام جامعه را در خود ادغام کند. در مقابل، در مدل هیدرولیک، دولت میتواند چنان قدرتمند شود که جامعه در برابر آن فاقد مراکز مستقل کافی برای مقاومت باشد.اینجا ویتفوگل از یک مسئله تاریخی به یک پرسش بزرگ سیاسی میرسد:چه زمانی دولت از «دولتِ جامعه» به «دولت بر جامعه» تبدیل میشود؟این پرسش، شاید از خود نظریه «استبداد شرقی» مهمتر باشد.از این منظر، Oriental Despotism را نباید صرفاً کتابی درباره «شرق» دانست. اتفاقاً بخش مهمی از اهمیت امروزی آن در این است که میپرسد چه شرایطی امکان تبدیل شدن دولت به قدرتی فراتر از جامعه را فراهم میکند.یک نکته انتقادی بسیار مهمبا این حال، نظریه ویتفوگل را نباید امروز بهعنوان یک توضیح قطعی برای تاریخ آسیا پذیرفت.این نظریه بهشدت جبرگرایانه است؛ یعنی گاهی رابطه میان آبیاری، بوروکراسی و استبداد را بیش از حد مستقیم و ضروری فرض میکند. بسیاری از مورخان و متخصصان چین و جوامع آسیایی استدلال او را به دلیل سادهسازی تاریخ، کمتوجهی به نهادهای مستقل و نادیده گرفتن تنوع اشکال مالکیت و قدرت مورد انتقاد قرار دادهاند. حتی در ادبیات تخصصی درباره نظریه او، مشکل اصلی در روششناسی، تمایز ناکافی میان دادههای نهادی و کارکردی و ارزیابی ناقص تعامل آنها در زمان و مکان دانسته شده است. بنابراین اگر بخواهیم امروز از ویتفوگل استفاده کنیم، بهتر است مکانیزم او را بگیریم، نه طبقهبندی تمدنی او را.یعنی به جای اینکه بگوییم:«شرق ذاتاً استبدادی است»،بپرسیم:چه زمانی تمرکز منابع حیاتی در دست یک مرکز سیاسی، امکان تمرکز قدرت و تضعیف جامعه مدنی را ایجاد میکند؟این صورتبندی بسیار دقیقتر و قابل دفاعتر است.نسبت کتاب با ایراناینجا Oriental Despotism برای مطالعه ایران جذاب میشود، اما باید با احتیاط از آن استفاده کرد.ایران تاریخی دقیقاً نمونه ساده یک «جامعه هیدرولیک» نیست و نمیتوان تمام تاریخ سیاسی ایران را به آبیاری و قنات تقلیل داد. دولتهای ایرانی در دورههای مختلف با قبایل، مالکان، روحانیون، اصناف، شهرها و نیروهای محلی وارد تعامل و کشمکش بودهاند.اما یک ایده ویتفوگلی همچنان ارزش تحلیلی دارد:هرچه منابع حیاتی و ابزارهای سازماندهی جامعه بیشتر در مرکز قدرت متمرکز شوند، امکان استقلال جامعه کاهش مییابد.اگر این را از آب به حوزههای جدید گسترش دهیم، «آب» تنها یک مثال تاریخی خواهد بود. در جهان مدرن، منابع حیاتی میتوانند شامل انرژی، نفت، اطلاعات، رسانه، پول، مجوزهای اقتصادی، شبکههای ارتباطی و ابزارهای قهر باشند.بنابراین سؤال مدرن این نیست که:چه کسی آب را کنترل میکند؟بلکه:چه کسی زیرساختهای حیاتی جامعه را کنترل میکند؟و این پرسش برای فهم دولتهای اقتدارگرا بسیار مهمتر از مفهوم مبهم «شرق» است.نسبت کتاب با مباحث جامعه بازبرای «جامعه باز»، مهمترین درس Oriental Despotism شاید این باشد:آزادی فقط به وجود قانون وابسته نیست؛ به وجود مراکز مستقل قدرت در جامعه نیز وابسته است.
Oriental Despotism: A Comparative Study of Total Power — Karl A. WittfogelOriental Despotism، منتشرشده در سال ۱۹۵۷ توسط Yale University Press، یکی از بحثبرانگیزترین تلاشهای قرن بیستم برای توضیح خاستگاه و ساختار استبداد در جوامع آسیایی است. ویتفوگل، که از مارکس و ماکس وبر تأثیر گرفته بود، میکوشد نشان دهد که چگونه شرایط مادی تولید و سازمان اجتماعی میتوانند به شکلگیری ساختارهای سیاسی بسیار متمرکز منجر شوند. کتاب بیش از ۵۵۰ صفحه دارد و دامنه مقایسه آن از چین و هند و مصر و بینالنهرین تا امپراتوریهای اسلامی، عثمانی و حتی برخی جوامع خارج از آسیا امتداد مییابد. @theopensociety
✨در هوای بوستان جلسه چهلمدکتر سروش دباغ
Live stream finished (2 hours)
Live stream started
https://t.me/theopensociety?livestream=39e0285a19bc617e54✨ “در هوای بوستان” جلسه چهلم بازخوانى هرمنوتيكى بوستان سعدىامروز یکشنبه ساعت ۴ عصر بوقت آمریکای شمالی و ۲۳:۳۰ بوقت تهران
Live stream scheduled for Aug 9 at 20:00
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای…فرم سیاسی چگونه ماده سیاسی را شکل می دهد؟یکی از ارزشهای اصلی Stenarna i själen این است که «فرم» را چیزی تزئینی و بیرونی نمیداند. فرم، نحوه سازمانیافتن ماده است؛ و همین ایده وقتی وارد سیاست میشود، بسیار جدی میشود. Liedman اساساً میپرسد چگونه عادتهای فکری و مفهومی ما تعیین میکنند چه چیزی در جهان ممکن یا ناممکن به نظر برسد. اگر این را به ایران امروز بیاوریم، پرسش دیگر فقط این نیست که:چه کسی قدرت را در اختیار دارد؟پرسش عمیقتر این است:قدرت، چه «فرمی» به جامعه داده است؟جامعه ایرانی ماده خامی نیست که یک حکومت بتواند هر شکلی به آن بدهد. جامعه از میلیونها فرد، خاطره، زبان، سنت، تجربه تاریخی، نهاد، شبکه اجتماعی و خواست فردی تشکیل شده است. اما ساختار سیاسی تلاش میکند این کثرت را در یک فرم واحد قرار دهد: یک تعریف واحد از هویت، اخلاق، دین، شهروند خوب، خانواده مطلوب، زن مطلوب، سیاست مجاز و حتی سخن مجاز.اینجاست که مفهوم فرم/ماده به مسئله آزادی تبدیل میشود.اگر قدرت سیاسی بگوید:«جامعه باید اینگونه باشد»،در واقع فقط یک قانون وضع نکرده؛ دارد فرم انسان اجتماعی را طراحی میکند.و در مقابل، جامعه باز دقیقاً از جایی آغاز میشود که انسان حق پیدا میکند در شکل دادن به خودش مشارکت کند.این نکته را میتوان به وضعیت کنونی ایران بسیار جدیتر بسط داد:مسئله فقط تغییر حاکمان نیست؛ مسئله تغییر فرم رابطه میان قدرت و جامعه است.اگر فرم عوض نشود، حتی تغییر افراد هم میتواند همان ساختار را بازتولید کند.این همان جایی است که خوانش Liedman از هگل و مارکس نیز اهمیت پیدا میکند. منتقدان کتاب تأکید کردهاند که پروژه Liedman عمیقاً تحت تأثیر اندیشه دیالکتیکی هگل و مارکس است و دوگانههایی مثل ماده/فرم، ایدئولوژی/علم و بدن/اندیشه را نقطه شروع میگیرد، نه پایان بحث. بنابراین برای ایران امروز، من این سؤال را بسیار جدیتر از سؤال «چه کسی باید حکومت کند؟» میدانم:چه فرم سیاسیای میتواند کثرت واقعی جامعه ایران را تحمل کند، بدون اینکه دوباره آن را به یک شکل واحد فروبکاهد؟و این دقیقاً جایی است که Stenarna i själen میتواند به بحث «جامعه باز» وصل شود: آزادی فقط رهایی از یک قدرت نیست؛ توانایی مشارکت در شکل دادن به فرم زندگی جمعی است. @theopensociety
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric Liedman Stenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای…کتاب از افلاطون و بهویژه ارسطو آغاز میکند؛ جایی که مسئله فرم و ماده به یکی از پایههای متافیزیک غرب تبدیل میشود. سپس مسیر خود را از متفکرانی چون دکارت و هابز تا کانت، هگل و مارکس ادامه میدهد. در ادامه، Liedman ترتیب صرفاً تاریخی را میشکند و از زاویههای دیگری به مسئله نگاه میکند: نظریههای ماده در علوم طبیعی معاصر، طراحی بهعنوان یکی از مهمترین صورتهای جدید مفهوم فرم، و کشمکش فیلسوفان و هنرمندان بر سر نسبت سطح و عمق. اهمیت کتاب دقیقاً در همین جاست: Liedman نمیخواهد فقط تاریخ دو اصطلاح فلسفی را بنویسد. او میخواهد نشان دهد که مفاهیمی که معمولاً بدیهی میپنداریم، چگونه بهصورت پنهان، نحوه دیدن جهان را برای ما تعیین میکنند. ما دائماً میان شکل و محتوا، ظاهر و باطن، ماده و معنا، جسم و ذهن و واقعیت و تفسیر تمایز میگذاریم؛ اما کمتر میپرسیم این دوگانهها از کجا آمدهاند و چه پیشفرضهایی را با خود حمل میکنند.در این مسیر، افلاطون و ارسطو، دکارت و هابز، کانت و هگل، و در دوره معاصر دریدا و دلوز به نقاط مهم این تاریخ تبدیل میشوند. این فهرست نشان میدهد که مسئله فرم و ماده محدود به متافیزیک نیست؛ این مفاهیم بر تحول علوم طبیعی، نظریههای ماده، هنر، موسیقی و ادبیات نیز اثر گذاشتهاند. یکی از جذابترین بخشهای پروژه Liedman، رسیدن به مارکس است. در اینجا ماده دیگر صرفاً ماده طبیعی نیست؛ ماده با کار، تولید، مناسبات اجتماعی و تاریخ انسانی پیوند میخورد. انسان فقط جهانی را که در اختیار دارد تفسیر نمیکند؛ با کار و تولید، به ماده شکل میدهد و در همان فرایند، خود نیز شکل میگیرد. بنابراین رابطه فرم و ماده به رابطه انسان و جهان اجتماعی تبدیل میشود.از این منظر، عنوان Stenarna i själen بسیار معنادار است: «سنگها» فقط سنگهای بیرون از ما نیستند؛ آنچه جهان به ما تحمیل کرده، آنچه ما به جهان شکل دادهایم و ساختارهایی که در ذهن و زندگی ما رسوب کردهاند نیز میتوانند به «سنگهایی در روح» تبدیل شوند.کتاب در ادامه به علم معاصر میرسد و نشان میدهد که حتی مفهوم «ماده» نیز دیگر آن معنای ساده و بدیهی گذشته را ندارد. فیزیک جدید، ماده را به مسئلهای بسیار پیچیدهتر تبدیل کرده است. در کنار آن، Liedman به طراحی توجه میکند؛ زیرا طراحی شاید یکی از روشنترین عرصههایی باشد که در آن ماده و فرم بهصورت مستقیم با یکدیگر ملاقات میکنند: چیزی از ماده ساخته میشود تا شکل خاصی پیدا کند و برای هدفی انسانی به کار رود. در نهایت، مسئله کتاب به خود انسان بازمیگردد. انسان نیز موجودی است که هم «ماده» است و هم «فرم»؛ هم بدن دارد و هم خود را از طریق زبان، فرهنگ، هنر، نهادها و تاریخ شکل میدهد.جملهای که روح کتاب را بازتاب میدهد:«آنچه واقعیت را برای ما قابل فهم میکند، فقط مادهای نیست که جهان از آن ساخته شده؛ فرمهایی است که به کمک آنها جهان را میاندیشیم.»نسبت کتاب با مباحث جامعه بازبرای «جامعه باز»، اهمیت Stenarna i själen در این است که نشان میدهد حتی نحوه اندیشیدن ما پیش از آنکه وارد عرصه سیاست شویم، از فرمهایی تاریخی و فرهنگی ساخته شده است. ما فقط در یک جامعه زندگی نمیکنیم؛ درون مفاهیمی زندگی میکنیم که جامعه در اختیارمان گذاشته است.اگر جامعهای انسان را به «ماده»ای قابل شکلدهی تقلیل دهد، قدرت میتواند ادعا کند که حق دارد فرم مطلوب خود را بر او تحمیل کند. اینجاست که مسئله فلسفی فرم و ماده به مسئله آزادی تبدیل میشود: چه کسی حق دارد به انسان شکل بدهد؟ و انسان تا چه اندازه میتواند در شکل دادن به خویشتن مشارکت کند؟این پرسش Liedman را به سنتی میرساند که برای «جامعه باز» اهمیت اساسی دارد: از نقد افلاطونیِ جهان و مفهوم صورت، تا کانت و استقلال عقل، هگل و تاریخ، مارکس و کار و تولید، و سرانجام دریدا و دلوز که خودِ دوگانههای تثبیتشده فرم/ماده، حضور/غیاب و عمق/سطح را زیر سؤال میبرند.از این زاویه، Stenarna i själen کتابی درباره گذشته نیست؛ درباره عادتهای فکری اکنون ما است. خود ناشر نیز تأکید میکند که هدف کتاب تنها بازسازی اندیشههای گذشته نیست، بلکه رسیدن به ریشههای عمیقتر عادتهای فکری معاصر درباره آن چیزی است که «میتوان» یا «نمیتوان» انجام داد. منابعSven-Eric Liedman, Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag, Albert Bonniers Förlag, 2006. Sven-Eric Liedman, شرح و معرفی آثار در وبسایت رسمی نویسنده. Albert Bonniers Förlag، معرفی رسمی کتاب. Svenska Dagbladet، نقد کتاب و بررسی جایگاه آن در پروژه فکری Liedman. @theopensociety
Stenarna i själen: Form och materia från antiken till idag — Sven-Eric LiedmanStenarna i själen، به معنای «سنگهای روح»، سومین بخش از پروژه بزرگ تاریخ اندیشه Sven-Eric Liedman است؛ کتابی که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد و در حدود ۶۳۸ صفحه، یکی از بنیادیترین دوگانههای اندیشه غرب، یعنی فرم و ماده، را از جهان باستان تا جهان معاصر دنبال میکند. نقطه عزیمت کتاب پرسشی است که در ظاهر ساده به نظر میرسد: جهان از چه ساخته شده و چه چیزی به آن شکل میدهد؟ اما Liedman نشان میدهد که پاسخ به همین پرسش، بخش بزرگی از تاریخ فلسفه، علم، هنر و حتی تصور ما از انسان را شکل داده است. «ماده» آن چیزی است که از آن ساخته میشویم و «فرم» چیزی است که به آن ساختار و معنا میدهد؛ اما نسبت این دو در طول تاریخ بارها دگرگون شده است. @theopensociety
.زمزمۀ 7. « زندگی یعنی : یک سار پرید/از چه دلتنگ شدی ؟/دلخوشی ها کم نیست : مثلا این خورشید/کودک پس فردا/کفتر آن هفته/یک نفر دیشب مرد/ و هنوز، نان گندم خوب است/و هنوز، آب می ریزد پایین اسب ها می نوشند/قطره ها در جریان/برف بر دوش سکوت.» روزگاری که مشغول درس و مشق فلسفی بودم و رسالۀ دکتری خود درحوزۀ فلسفۀ اخلاق و فلسفۀ زبان را می نوشتم، روی آراء دیوید راس، فیلسوف انگلیسی معاصر و مکتبِ « اخلاق در نظر اولِ» اش و بصیرت هایی که در آن موج می زد،کار می کردم. به روایت او « سپاسگزاری»، یکی از وظایف اخلاقیِ در نظر اولِ( prima facie) من و توست؛ که اگر مانع و رادعی در میان نباشد و با وظیفۀ اخلاقی در نظر اول دیگری تعارض نداشته باشد، بدل به « وظیفۀ واقعی( actual duties) می گردد و قوام بخش داوری و کنش اخلاقیِ موجه. دو دهه گذشت و مجددا با مفهوم سپاسگزاری ( gratitude) مواجه گشتم، اما این بار در حوزۀ روان درمانی و سلامت روان. « سپاسگزاری از خود»، « سپاسگزاری از دیگران» و « سپاسگزاری از هستی»، به رغم همۀ کژیها، کمبودها و کاستی هایی که من و تو در زندگی داریم و به رغم تمام بادهای ناموافق و تلخی که در پیرامون می وزد، بر حجم سلامت روان ما می افزاید. ثبت کردن و نگاشتنِ آنها برای خود، در قالب نامۀ سپاسگزاری (gratitude journal)، چنانکه روان درمانگران توصیه می کنند، در جای خود روحنواز است و بر میزان هیجانات مثبت می افزاید؛ سپاسگزاری های واقع بینانه ای که داشته ها و برخورداریهای خرد و درشت را در خود، دیگران و هستی می بیند، برجسته می کند و فرا یاد می آورد. سهراب، در فقراتی از شعرِ « پاکی خوشۀ زیست» که در پیشانیِ این زمزمه قرار گرفته، با یاد کردن از خورشید، کودک پس فردا، کفتر آن هفته، نان گندمِ خوب، آب نوشیدنِ اسبان، «سپاسگزاری از هستی» را به تصویر کشیده؛ همچنان که در دفترهای «صدای پای آب» و «حجم سبز»، «سپاسگزاری از خود» را با خویش زمزمه کرده و بر صفحۀ کاغذ آورده؛ سپاسگزاری هایی که بر میزان سلامت روان و « آرمیدگی» او البته افزوده:« روزگارم بد نیست/تکه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی/ مادری دارم، بهتر از برگ درخت» و « من چه سبزم امروز/ و چه اندازه تنم هوشیار است! نکند اندوهی سر رسد از پس کوه...» روزگاری که دلمشغول مفهوم «سپاسگزاری» در حوزۀ اخلاق بودم؛ هیچ تصور نمی کردم که دفتر روزگار ورق آشکاری می خورد و در حوزۀ روان پژوهی و روان درمانی، مجددا با مقولۀ «سپاسگزاری» مواجه می شوم و سر و کار پیدا می کنم. زندگی و تجربۀ زیستۀ آدمیان، بسان طوماری است که رفته رفته باز میشود و متضمنِ نادیده ها، ناشنیده ها، ناخوانده ها، ناگفته ها و شگفتی های فراوانی است؛ ناشنیده ها و ناخوانده هایی که گاه من و تو را غافلگیر میکند، در کام میکشد و لبخندی بر لبانمان می نشاند.» نقل از : کتاب « زمزمه های مخملین»، جلد دومنویسنده: سروش دباغ https://www.instagram.com/reel/Dbtac_aK_sa/?igsh=MWFwdGMxZmIxdWRkNQ==
همچنین بخاطر می آورم سخن داریوش شایگان فقید را، در یکی از دیدارهایی که به اتفاق دوست نازنینم محمد منصور هاشمی با او داشتیم و مهمانش بودیم. وقتی صحبتمان گل انداخته بود، دکتر شایگان که از انس عمیق من با زیست-جهان سپهری با خبر بود، ما را به یکی ازاتاقهای منزلش برد و تابلوی نقاشی ای را که سهراب کشیده و به او یادگاری داده بود، به من و منصور نشان داد. خوب خاطرم هست برای لحظاتی سکوتی عمیق در اتاق برقرار شد. پس از آن شایگان نگاهی به ما کرد و گفت: به قول هندوها، این دنیا از جنس عالم « مایا» است؛ بسان خواب خیال انگیز بلندی که داریم می بینیم و وقتی روی در نقاب خاک می کشیم، از این خواب بلند بیدار می شویم. سپهری در دفتر « شرق اندوه» با خود زمزمه می کرد: « و شکستم آویز فریب/ و دویدم تا هیچ/ و دویدم تا چهرۀ مرگ/ تا هستۀ هوش». شعر سهراب برایم تداعی کنندۀ رباعی خیام و خاطرۀ منزل شایگان است و سخت بر دلم می نشیند. این روزها، مشغول بسامان کردنِ فرزند معنوی جدیدم «روایت های رنج و جنگ» به اتفاق ویراستار محترم هستیم. کتاب متضمنِ جستارها و نوشتارهایی است که طی سیزده ماه گذشته طی دورانِ جنگ دوازده روزه، کشتار دیماه، جنگ چهل روزه و پس از آن، بر قلم ام جاری گشته است. وقتی به سالیان سپری شده نظر می کنم؛ از منظری جزئیاتِ تتبعات و تاملات و جدّ و جهد و اوقاتی که صرف نوشتن، ویرایش و نهایی شدن کتابهای سی و سه گانه ام طی بیست و دو سال گذشته شده را بخاطر می آورم. در عین حال، از منظری دیگر، تو گویی این سالیان بسرعت باران بهاری رعد آسایی که می بارد و زود بند می آید، سپری گشته و بخشی از یک خواب خیال انگیز بوده است. احوال غریبی است و طرفه موجودی ست آدمیزاد!...
.یادش بخیر! همین روزها بود، در یکی از روزهای گرم مردادماه سال 1381 خورشیدی. گیوه ها را برکشیدم، رخت سفر به تن کردم و برای ادامۀ تحصیل در رشتۀ فلسفه عازم انگلستان شدم. « این قافله عمر عجب می گذرد!». طی قریب به ربع قرن گذشته، چه زیر و زبرها و بالا و پایین هایی که در زندگی ام رخ نداده؛ افزون بر تحولات و تلاطم های بسیاری که فضای اجتماع و سیاست کشورمان طی این سالیان را تحت تاثیر خود قرار داد. پس از اتمام تحصیل در دانشگاه واریک به ایران برگشتم و پنج سالی عضو هیئت علمی موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران بودم. در ادامه، پس از طوفان سیاسی ای که در آسمان خانوادۀ ما وزید و از قضای روزگار ساکن امریکای شمالی گشتم، پنج سالی در دپارتمان «مطالعات تاریخیِ» دانشگاه تورنتو، دورۀ پسا- دکترا را سپری کردم. پس از آن، همزمان با تدریس در «بنیاد سهروردیِ» تورنتو، دوباره لباس دانشجویی به تن کردم و سه سال در دانشگاه یورک ویل مشغول درس و مشق شدم و فوق لیسانسِ « روانشناسی مشاوره ای» را دریافت کردم. در حال حاضر، بیش از پنج سال است که در کسوتِ روان درمانگر ثبت شده ( Registered Psyhotherapist)، مشغول به کار و بار تراپی و روان درمانی در کانادا هستم. اکنون که در 52 سالگی این سطور را می نویسم و به نظارۀ سالهای سپری شده نشسته ام، تو گویی در حال دیدنِ خواب خیال انگیزِ بلندی هستم که به سرعت باد گذشته و تنها خاکستری از خود بر جای نهاده است. این روزها این رباعیِ پر مغز خیام را با خود زمزمه می کنم: « شادی بطلب که حاصل عمر دمی است هر ذره ز خاک کیقبادی و جمی است احوال جهان و اصلِ این عمر که هست خوابی و خیالی و فریبی و دمی است».👇👇👇 https://www.instagram.com/p/DboZl96qgqp/?igsh=MW52ZG9vaWF2bDA5Mg==
Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International — Jacques Derrida Specters of Marx یکی از مهمترین آثار متأخر ژاک دریدا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه سیاسی پس از پایان جنگ سرد است. این کتاب در سال ۱۹۹۳ و در…Hauntology (شبحشناسی یا شبحزدگی) یکی از مفاهیم کلیدی ژاک دریدا، فیلسوف پساساختارگرای فرانسوی است که برای نخستین بار در سال ۱۹۹۳ در کتاب «اشباح مارکس» (Specters of Marx) مطرح شد. این مفهوم از ترکیب دو واژه Haunt (به معنای شبحزدگی یا آمد و شد اشباح) و Ontology (هستشناسی) ساخته شده است و از نظر تلفظ در زبان فرانسوی کاملاً با واژه هستشناسی همآواست.دریدا با این بازی زبانی میخواهد بگوید که «هستشناسی» (مطالعه آنچه هست) دیگر برای درک وضعیت جهان کافی نیست و ما باید به سراغ «شبحشناسی» (مطالعه آنچه که حضور فیزیکی ندارد اما اثرش باقی است) برویم.یکی از بهترین و دقیقترین نمونههای سینمایی برای تحلیل بر اساس نظریه شبحشناسی (Hauntology) دریدا و مارک فیشر، فیلم شاهکار «درخشش» (The Shining - 1980) به کارگردانی استنلی کوبریک است.این فیلم صرفاً یک داستان ترسناک درباره کلبهای جنزده نیست؛ بلکه بازنمایی تمامعیاری از گیر افتادن انسان در تکرار تاریخ، زیر سایه اشباح گذشته و آیندههای از دست رفته است.در ادامه، فیلم The Shining را بر اساس مؤلفههای اصلی Hauntology تحلیل میکنیم. تحلیل این فیلم بر اساس نظریه “شبح شناسی” دریدا بزودی در جامعه باز! @theopensociety
Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International — Jacques Derrida Specters of Marx یکی از مهمترین آثار متأخر ژاک دریدا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه سیاسی پس از پایان جنگ سرد است. این کتاب در سال ۱۹۹۳ و در…کتاب همچنین نقدی جدی بر سرمایهداری جهانی پس از جنگ سرد است. دریدا معتقد است که پیروزی ظاهری لیبرالیسم، بحرانهایی چون فقر، نابرابری، مهاجرت، بیکاری، خشونت و حذف را از میان نبرده است. این مسائل همان «اشباح» جهان مدرناند؛ واقعیتهایی که اگرچه نادیده گرفته میشوند، اما همچنان زندگی سیاسی و اجتماعی را شکل میدهند.از منظر فلسفی، Specters of Marx فقط درباره مارکس نیست؛ بلکه گفتوگویی میان مارکس، هگل، شکسپیر، فروید، هایدگر و خودِ دریداست. کتاب نشان میدهد که فلسفه، ادبیات و سیاست را نمیتوان از یکدیگر جدا کرد، زیرا هر سه با مسئله حافظه، زمان، عدالت و آینده سروکار دارند.جملهای که روح کتاب را بازتاب میدهد:«عدالت همیشه متعلق به آینده است، اما صدای آن از گذشته به گوش میرسد.»نسبت کتاب با مباحث جامعه بازبرای پروژه «جامعه باز»، این کتاب اهمیت بنیادی دارد، زیرا نشان میدهد جامعه آزاد تنها با انتخابات، قانون یا نهادهای دموکراتیک تعریف نمیشود. جامعه باز زمانی معنا پیدا میکند که بتواند با اشباح خود روبهرو شود؛ با گذشتهای که هنوز حلوفصل نشده، با قربانیانی که فراموش شدهاند و با بیعدالتیهایی که همچنان در اکنون حضور دارند. دریدا هشدار میدهد که جامعهای که گذشته خود را انکار میکند، نه از آن رها میشود و نه به آیندهای آزاد دست مییابد. آزادی بدون حافظه، و عدالت بدون مسئولیت تاریخی، صرفاً توهمی سیاسی است.از این منظر، Specters of Marx پلی میان فلسفه و ادبیات میسازد. مفاهیمی که در این کتاب طرح میشوند، در آثار نویسندگانی چون ساموئل بکت، هارولد پینتر، سارا کین، مارک ریونهیل و مایک بارتلت نیز به شکلی هنری بازتاب مییابند؛ جایی که گذشته، سکوت، حافظه و قدرت همچنان بهصورت «شبح» در زندگی انسان معاصر حضور دارند.منابعJacques Derrida, Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International.William Shakespeare, Hamlet.Karl Marx & Friedrich Engels, The Communist Manifesto.Francis Fukuyama, The End of History and the Last Man.Martin Hägglund, Radical Atheism: Derrida and the Time of Life.@theopensociety
Specters of Marx: The State of the Debt, the Work of Mourning and the New International — Jacques DerridaSpecters of Marx یکی از مهمترین آثار متأخر ژاک دریدا و یکی از تأثیرگذارترین کتابهای فلسفه سیاسی پس از پایان جنگ سرد است. این کتاب در سال ۱۹۹۳ و در واکنش به فضای فکری پس از فروپاشی اتحاد شوروی و اعلام «پایان تاریخ» توسط فرانسیس فوکویاما نوشته شد. در زمانی که بسیاری مارکسیسم را پایانیافته میدانستند، دریدا استدلال کرد که اندیشه مارکس نهتنها نمرده، بلکه همچون «شبح» همچنان در جهان مدرن حضور دارد@theopensociety
✨ "در هوای بوستان" جلسه سی و نهمدکتر سروش دباغ @theopensociety
Live stream finished (2 hours)
Live stream started
https://youtu.be/wVgLxHek8NMمارک ریونهیل این نمایشنامه را در دورهای نوشت که آثارش بیش از پیش به پرسشهای وجودی و فلسفی گرایش پیدا کرده بود. او بهجای آنکه از «شبح» بهعنوان عنصری ترسناک استفاده کند، آن را استعارهای برای گذشتهای میداند که همچنان در زندگی انسان حضور دارد. Ghost Story تلاشی است برای فهم این حقیقت که حافظه، فقدان و سوگواری، صرفاً تجربههایی شخصی نیستند؛ بلکه بخشی از هویت فردی و حتی هویت جمعی را شکل میدهند. نمایش از مخاطب میخواهد بپرسد آیا میتوان بدون رویارویی با گذشته، واقعاً آزاد شد؟ و آیا فراموشی، درمان است یا صرفاً تعویق حقیقت؟ @theopensociety
https://t.me/theopensociety?livestream=0862fcda232cba9561✨ “در هوای بوستان” جلسه سی نهم
Live stream scheduled for Aug 3 at 20:00