تازگی گردآوری
تا حدی تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-12 04:25 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
شامل تلاوتهای تصویری،mp3,پیامهای قرآنی و...💿کپی حلال https://t.me/joinchat/AAAAAEJrDFOb_x1e43AQDQ
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 38 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
#یوم_الحسرهابْنُ الْمُبَارَكِ، عَنْ مَعْمَرٍ، أَنَّ النَّخَعِيَّ، بَكَى عِنْدَ مَوْتِهِ، فَقِيلَ لَهُ : مَا يُبْكِيكَ؟قَالَ : (أَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ رَسُولًا يُبَشِّرُنِي بِالْجَنَّةِ أَوْ النَّارِ)هنگامی که امام ابراهیم النخعي رحمه الله در نزدیکی وفاتش شروع کردند به گریه کردن.از ایشان پرسیدن چه چیزی شما را به گریه انداخت؟!فرمودند : چشم به راه و منتظر، پیکی از جانب الله هستم.و نمیدانم مرا مژده میدهد به بهشت یا به آتش جهنم 😔ابْنُ الْمُبَارَكِ قَالَ : أَخْبَرَنَا أَبُو بَكْرِ بْنُ أَبِي مَرْيَمَ الْغَسَّانِيُّ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ سَعِيدِ بْنِ أَبِي عَطِيَّةَ الْمَذْبُوحِ قَالَ : لَمَّا حَضَرَ أَبَا عَطِيَّةَ الْمَوْتُ جَزِعَ مِنْهُ .فَقِيلَ لَهُ : أَتَجْزَعُ مِنَ الْمَوْتِ؟فَقَالَ : (وَمَا لِي لَا أَجْزَعُ مِنَ الْمَوْتِ! فَإِنَّمَا هِيَ سَاعَةٌ، ثُمَّ لَا أَدْرِي أَيْنَ يُسْلَكُ بِي) حماد بن سعيد بن أبي عطيه فرمود : هنگامی که امام ابو عطيه رحمهم الله مرگش فرا رسید. بر چهره ایشان ترس و غم و دلهره نشست.از ایشان پرسیدن. آیا از مرگ میترسی؟!فرمودند : چرا از مردن نترسم. مرگ یک لحظه هست و تمام میشود.اما نمیدانم بعد از آن مرا به کجا میبرند 😔ابنُ الْمُبَارَكِ قَالَ : أَخْبَرَنَا الْأَسْوَدُ بْنُ شَيْبَانَ، عَنْ أَبِي نَوْفَلِ بْنِ أَبِي الْعَقْرَبِ قَالَ : لَمَّا حَضَرَتْ عَمْرَو بْنَ الْعَاصِ الْوَفَاةُ، وَضَعَ يَدَهُ مَوْضِعَ الْغُلِّ مِنْ ذَقَنِهِ، ثُمَّ قَالَ : (اللَّهُمَّ أَمَرْتَنَا فَتَرَكْنَا، وَنَهَيْتَنَا فَرَكِبْنَا، وَلَا يَسَعُنَا إِلَّا مَغْفِرَتُكَ) .وَكَانَتْ تِلْكَ هِجِّيرَاهُ حَتَّى مَاتَ رَحِمَهُ اللههنگامی که عمرو بن العاص رضي الله عنه مرگ شان فرار رسید. دست شان بر روی گردنشان گذاشتند. بر گلویشان ( هنگامی که روح به آنجا میرسد و توبه پذیرفته نیست و ملائکه گرفتن روح را انسان میبیند)سپس میفرمودند : پروردگارا تو ما را به نیکی امر کردی. و ما آن را ترک کردیم.و ما را نهی کردی، ولی آن را انجام دادیم.و هیچ چیزی ما را نجات نمیدهد. تنها عفو و بخشش تو نباشد.و این عمل و سخن #دعا ایشان بود تا وفات کردند. رحمه الله📗 الزهد والرقائق✏️ امام سلف شيخ الإسلام ابن مبارک رحمه الله
#احادیثضعیفوموضوعاهمیت دانستن احادیث دروغ🔸قال یحیۍ بن مندة : وبلغني بٳسنادٍ هو لي مسمو؏ ٲنّ ٲَبا زُرْعَةُ قال : ٲنا ٲحفظُ سِتَّمائة ٲَلفِ حدیثٍ صَحیحٍ ، وٲَربعةَ عشرَ ٲلفَ ٳسنادٍ في التفسیرِ والقراءات ، وعشرة آلافِ حدیثٍ مزوَّرة! قیل لە : ما بالُ الْمزَوَّرَة تحفظُ؟! قال : ٳِذا مَرَّ بِي منھا حَدیثُ عَرَفْتُە.📚 شرح علل الترمذﻱ، ابن رجب رحمهما الله امام ابو زرعة رازی میفرمایند : من 600 هزار حدیث صحیح حفظ هستم.و همچنین 14 هزار سند و روایت در تفسیر و قرائت.و 10 هزار حدیث جعلی و موضوع (دروغ) را حفظ هستم از ایشان پرسیدن چرا احادیث باطل و موضوع (دروغ) را حفظ میکنید ⁉️فرمودند : برای اینکه اگر به یکی از آن احادیث رسیدم و دیدم. بدانم صحیح نیست ( و از آن دوری گیرم)🔸ٲخبرنا ٲبو بڪر البرقاني ، قال : قرٲت علۍ ٲبي حامد ٲحمد بن عمر بن حفص المروزي بھا ، سمعت ٲبا یزید محمد یحیۍ بن خالد ، یقول : سمعت ٳسحاق بن ٳبراهیم الحنظلي ، یقول : ٲعرف مڪان مائة ٲلف حدیث ڪٲني ٲنظر ٳلیھا ، وٲحفظ سبعین ٲلف حدیث عن ظھر قلبي ، وٲحفظ ٲربعة آلاف حدیث مزورة. قیل لە : ما معنۍ حفظ مزورة؟ قال : ٳذا مرّ بي منھا حدیث في الٲحادیث الصحیحة فلیتە منھا فلیا.📚 تاریخ بغداد، خطیب رحمه الله امام إسحاق بن راهویه رحمه الله میفرمایند : جای 100 هزار حدیث را ( در کتب) میدانم. به صورتی که انگار الان دارم آنان را نگاه میکنم ( یعنی میدانم کدام حدیث در کدام کتاب و صفحه هست کامل حفظ هستم)و 70 هزار حدیث را حفظ هستم.و 4 هزار حدیث باطل و موضوع را هم حفظ هستم. از ایشان سوال شد. چرا احادیث جعلی و باطل حفظ میکنید ( وقت تان را در آن صرف میکنید؟!)فرمودند : تا هر گاه یکی از آنان را دیدم و خواندم. بشناسم و آن را از احادیث صحیح جدا گردانم 🔸ٲخبرنا ٲبو سعید المالیني قراءة ، قال : ٲنبٲنا عبداللە بن عدي الحافظ ، قال : حدثني محمد بن ٲحمد القومسي ، قال : سمعت محمد بن حمدویة ، یقول : سمعت محمد بن ٳسماعیل ، یقول : ٲحفظ مائة ٲلف حدیث صحیح ، وٲحفظ مائتي ٲلف حدیث غیر صحیح.📚 تاریخ بغداد، خطیب رحمه الله امام بخاری رحمه الله میفرمایند : 100 هزار حدیث صحیح را حفظ هستم.و 200 هزار حدیث غیر صحیح ( ضعيف و موضوع) ♻️ منظور از حفظ نزد این امامان، این نیست فقط یک متن حفظ کرد باشند. مثلا بگن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : حيا، بخشی از ایمان هست.نه حفظ نزد آنان یعنی بیان سند با متن. این را حفظ میگفتندپس اگر حدیث ضعيف یا موضوعی را دیدیم. هیچگاه ساده از کنارش رد نشویم. بلکه آن را بخوانیم و بدانیم که دروغ هست. چون اکثر گمراهان، دست اویزهایشان همین احادیث ضعيف هست. که بدون دانستن آن، آن را به عنوان صحیح و عقیده بهشون قالب کردند.
#اخلاق_مومن هشام بن عروة عن أبيه قال أخبرت أنه مكتوب في الحكمة يا بني ليكن وجهك بسطا ولتكن كلمتك طيبة تكن أحب إلى الناس من أن تعطيهم العطاءهشام از پدرشان عروه بن زبیر رضی الله عنهم روایت میکند که فرمودند : که در کتب نوشتن و سخنان علما خواندم.ای فرزندم با چهره ای شاد و سخنانی نیکو با مردم رو به رو شدن. دوست داشتنی تر است از اینکه به آنان هدیه دهیالبته در حد که سبب سبکی و از بین رفتن وقار و عزت شخص نگردد.زیرا امیر المومنین عمر رضی الله عنه میفرمایند : شخصی که زیاد بخندد هیبت و شکوه اش را از دست میدهدپس گشاده روی را به معنا، خندیدن و شوخی های الکی نگیریم📚 روضة العقلاء ونزهة الفضلاءباب 📜 ذكر استحباب إفشاء السلام وإظهار البشر والتبسم✏️ امام ابن حبان رحمه الله
#مساوی_اخلاق#باب_استراق_سمعباب ما جاء فيما يكره من الاستماع إلى حديث قوم وهم له كارهونباب آنچه آمد است در مورد کراهت گوش دادن به سخن دو نفر یا چند نفر که دوست ندارند ابن عباس قال: قال رسول ﷲﷺ: «من تسمع حديث قوم، ولم يحبوا أن يسمع حديثهم، صب في أذنه الآنك»رسول ﷲﷺفرمودند : هر شخصی که گوش دهد ( به صورت مخفی) سخنان مردم را، و آنان هم دوست نداشت باشند. که او سخنان شان را گوش کنند. در گوشش سرب داغ ریخت میشود. (در قیامت داخل گوشش سرب مذاب ریخته خواهد شد. یا الله به تو پناه میبریم از عذابت) ابن عباس، أن النبي قال: «من استمع حديث قوم وهم له كارهون , صب في أذنه الآنكرسول ﷲﷺفرمودند : هر شخصی به سخنان مردم گوش دهد. (مخفیانه) و آنان هم دوست نداشت باشند که او سخنان آنان را بشنود. در گوشش سرب ذوب شد میریزند▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱در مورد این احادیث چند بار چنین مطالبی خواندیم ایات و احادیث، اینان عام هست. برای زندگی عادی مردم.اما برای امنیت، گوش دادن حرف کسانی که مظنون هستند. که جای خود باید شخص از تعداد نفس های آنان هم مطلع باشد. زیرا بحث امنیت و مسلمین از همه چیز مهمتر هست.احادیث در مورد عمد گوش دادن هست به سخنان دیگران، نه اینکه اگر یهویی رد شدی یا نشستی سخنی را شنیدی اینان شامل حدیث نمیشود. زیرا حدیث میفرماید : اگر گوش فرا داد، به صورت عمدی.و باید به شدت از این امور دوری کرد.و قبلا در #باب_وارد_شدن_بدون_اجازه_نزد_دونفر خواندیم بر هیچ احدی جایز نیست بدون اجازه نزد دو نفر وارد شد.حال که این گناه و نهی شد در اسلام، حساب کنید مخفیانه گوش دادن به سخنان آنان چه گناه بزرگ تری باشد.و متاسفانه بیشتر دعواها، کینه ها، دشمنی ها، فتنه ها از این گناه سر چشمه میگیرد که شخص فال گوش وایمیستد و بعدا سخنی را که شنیده سبب دعوا میگرداند و فتنه.📛در قرآن و احادیث و آثار داریمشخص بدون اجازه حق داخل شدن بر والدين خود را ندارد.🛑مرد بدون اجازه و خبر دادن حق وارد شدن به خانه و همسرش را ندارد و باید خبر دهد و تق لباب، کند. زیرا ممکن است همسرش با دوست یا کسی مشغول سخن و درد دل و سخنانی میان خودشان باشد. و زن هم بر مرد.⭕️حتی بدون اجازه حق ورود بر فرزندان هم نداریم. چه برسد مخفیانه به آنان گوش فرا دهیم.❌متاسفانه برخی از ما فرزندان را رها میکنیم. بعد که آب از سر گذشت میخواهیم با مخفیانه گوش دادن و... از زندگی فرزندمان باخبر گردیم.🚫حتی مرد هنگامی که در سفر هست و شب برسد شهر، بدون خبر و اجازه حق ورود به خانه را ندارد (گمانم در کتاب بابی در این مورد هست میخوانیم ان شاءالله)پس وقتی چنین موارد جایز نیست. چگونه گوش دادن به سخنان جایز باشد.الله میفرماید ﴿إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسئولا﴾ يسأل السمع عما سمع، والبصر عما أبصر، والقلب عما عزم عليهامام ابن ابی زمنین رحمه الله در تفسیر آیه میفرمایند : از گوش سوال میشود در مورد چیزی که شنیده. و از چشم در مورد چیزی که دید و از قلب در مورد عزم و تصمیم که گرفتهمچنین امام قتاده رحمه الله میفرمایند : : لا تقل رأيت ولم تر، وسمعت ولم تسمع، وعلمت ولم تعلم.یعنی چیزی را که ندیدی نگو دیدم، و چیزی را که نشنیدی نگو شنیدم، و چیزی را که به آن علم نداری نگو میدانم ( و در آن سخن مگو #نمیدانم )در قیامت هیچ راه فراری نیست. هیچ راه فراری، آن هنگام که گوش به سخن می آید و شهادت میدهد به استراق سمع که کردیم. و زبان اعتراف میکند به باز پخش آن سخنان و قلب به سخن می آید به عزم پخش کینه و نفرت و تهمت، و با اعتراف هر کدام آتش جهنم نزدیک و نزدیک و پرحرارت تر، به کجا خواهیم گریخت؟!والله قسم هیچ راهی نیست. تنها راه پیش رو جهنم هست و ملائکه عذاب و سرب داغدر حالی که الان هزاران راه فرار از عذاب الله هست. امروز راه های فرار را یاد بگیریم و گوش و چشم و زبان و قلب مان را حفظ کنیم. که یک گوش دادن تمام اینان را شامل میشود. گناه آنان به جای خود، اگر سبب اذیت و آزار مسلمانی گردیم. حق الناس را چه کنیم؟ آن هنگام باید بار گناهان آنان را هم به دوش بکشیم.از چنین گناهی دوری گیریم. و اگر چنین چیزی اتفاق افتاد به الله پناه ببریم. به راستی گناهی بزرگ هست و عذابی بزرگ خواهد داشت.این عذاب فقط بخاطر گوش دادن هست.حال اگر آن را جایی بیان کنیم یا سبب فتنه و دعوا و جدایی و کینه ای.... گردیم والله عذاب مان را چندین چندین چند برابر کردیم.و خشم الله را بر خود بیشتر کردیم.و در راه خوشحالی ابليس و مسرور کردن ابليس گام بر داشتیم.واقعا چرا ما اینقدر بدبخت میگردیم . که با سخن و اعمال مون سخت ترین، دشمن مون را شاد کنیم و مایه خوشحالی او گردیم!؟پایان این باب🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
#حدیث #تبعیت_سلف حدثنا علي بن نصر، ومحمد بن يونس النسائي المعنى، قالا: حدثنا عبد الله بن يزيد المقرئ، حدثنا حرملة يعني ابن عمران، حدثني أبو يونس سليم بن جبير مولى أبي هريرة، قال: سمعت أبا هريرة يقرأ هذه الآية {إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها} [النساء:…ادامه پست بالا 👆👆پست ریپلی شد از امام ابو داود بخوانید امام ابو داود رحمه الله ( مولف کتاب سنن ابوداود) راجب حدیث میفرمایند : این حدیث که رسول الله ﷺدستشان را بر گوش و چشم قرار دادند. رد هست بر تمام جهمیه ها ( از اول تا آخرشان)یک نکته رو به یاد داشته باشید همیشه در سخنان امامان اهل حدیث ( اهل سنت و جماعت)چون جهم و جعد و... اولین کسانی بودند در کلام سخن گفتند.در بیشتر موارد وقتی یک امام میفرماید : رد هست بر جهمیه، يعني تمام گروه های که صفات را تأویل کردند و تعطیل و تحریف و تشبیه و... زیرا همه از جهمیه سر چشمه گرفتند.یک معتزلی یا کلابی بیاد بگه نه امام ابو داود رحمه الله يا فلان امام ما را نگفته چون جهمیه این میگند و ما به اینصورت خلاف اونا میگم ( تأویل کردیم صفت) .در سخنان شان هست این نوع نیرنگفریب این کفار نخورید آیاتی راجب شنیدن، ( دیدن چون صفت چشم ثابت کردیم در باب قبلی بیان نمیکنیم و راجب شنیدن بیان میکنیم) الله به موسی علیه السلام میفرماید : من با شما هستم میبینم و میشنوم (طه 46)ابراهیم عليه السلام به پدرش گفت : چرا چیزی را میپرستی که نه میتواند بشنود و نه میتواند ببیند؟! (مریم 42)و سوره مجادله : الله شنید، سخن زنی را....همین آیه بالا که ابوهریره رضی الله عنه تلاوت کردند و صدها آیه دیگر یعنی تصور کنید کفار زمان ابراهیم علیه السلام، چقدر وضعشان از کفار الان بهتر بود.و چنین تاویل های کفری نیاوردن و فهمیدن شنیدن و دیدن رووگرنه میگفتند نه این یعنی علم بت هایمان، نه این یعنی آنان آنچه ما میبینیم و میشنویم هست و آگاه به آنان و.... قبلا سخنی خواندیم از سلف که فرمود بودندانسان ها در قدیم میرفتند نزد شیاطین جن تا از آنان بیاموزند. ولی الان شیاطین جن میان پیش انسان ها تا از آنان بیاموزند ( مفهوم سخن)امام دارمی رحمه الله وقتی به این سخنان المريسي رد میزند راجب شنیدن و دیدن میفرمایند :الله حلیم و صبور هست. وگرنه باید بخاطر چنین کفر های بر تو عذاب نازل میشد. ولی الله در عذاب بر کسی که ادعا کرد خداست عجله نکرد و بر کسانی که گفتند الله، پسر دارد...دیگر خود تدبر کنید چقدر این کفر بزرگیا در دعا ذکریا عليه السلام داریم{إنك سميع الدعآء} أي تجيب الدعاء , لأن إجابة الدعاء بعد سماعهدر مورد ذکریا عليه السلام وقتی دعا کرد و فرمود : همانا تو شنوند دعا هستی ماوردی در تفسیر آیه میفرماید : تو اجابت کننده دعا هستی، 👈و اجابت دعا بعد از شنیدن دعا هست👉یعنی الله میشنود دعا ما را و اجابت میکند ( حالا يا عطا میکند یا ذخیره قیامت و...)در تفسیر این سخن ذکریا عليه السلام تفاسیر نگاه کنید. فرمودند الله دعا را شنید و اجابت کرد.پس الله علم دارد به آینده ما و حتی به قیامت هم. و سخنان اهل بهشت و جهنم را میشنود وقتی سخن میگویند. در آن زمان سبحان الله برخی از آنان که در کفر فرو رفته اند. چنان الله را در ذهن خویش حقیر جلوه دادند و تشبیه به مخلوقاتمیگویند اگر اینگونه باشد پس الله اول باید صبر کند تا شخص دعا کند سپس فکر کند که چکار کند؟!یعنی تصور کنید. مخالفت با الله و رسولش و رد و تأویل صفات، تا چه اندازه اشخاص را در کفر فرو میبرد و تشبیه به مخلوقاتی ناتوان. که باید بشنوند و فکر کنند و سبک سنگین کنند تا سخنی بگویند تازه اگر سخن و تصمیم درست باشد.و اینان چنین کفری را به الله نسبت میدهند. و قالب میکنند که ما چنین نمیگیم نتیجه گرفتیم ( توجیه کفرشان)ما داریم بارها میگویم در #دعا یا سمیع الدعاءای شنونده دعا هایمانپس الله دعا ما را میشنود با شنیدن، در همان لحظه ای که دعا میکنیم به درگاهش. و با علیم بودنش به حال ما و آینده ما اجابت میکند. یا عطا میفرماید، یا در آینده، یا ذخیره قیامتپس خواهران و برادرانم هر شخصی، صفات شنیدن و دیدن را برای الله تأویل کرد بدانید او از جهمیه و نوادگان جهمیه است.و هدفش رد کردن این دو صفت برای الله بودو فریب برخی را نخورید میگویند ما شنیدن و دیدن ثابت میکنیم اما وقتی باطن آنان و سخنان شان را نگاه میکنید. کذاب و درغگویانی بیش نیستند که گرگ در لباس بره هستند.بلکه سخنان باطنی آنان سراسر کفر با روکشی به ظاهر موافق قرآن و سنت
#الاربعین_الهروی#باب_اثبات_شنیدن_دیدن(٢٠) باب إثبات السمع والبصر لله عز وجلأبا هريرة رضي الله عنه يقرأ هذه الآية (إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها) إلى قوله تعالى (إن الله كان سميعا بصيرا) ووضع إبهامه على أذنه والتي تليها على عينيه ثم قال هكذا سمعت رسول الله صلى الله عليه وسلم يقرؤها ويضع اصبعيه عليهما لفظ ابن خزيمباب إثبات شنیدن و دیدن برای الله عز وجلابوهریره رضی الله عنه این آیه را تلاوت کردند.(إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها) تا به این سخن الله تعالى رسیدن (إن الله كان سميعا بصيرا)در این هنگام یک انگشت شان را بر گوش شان قرار میدادند. و انگشت دیگرشان را بر روی چشم شان و فرمود.رسول الله ﷺرا دیدم، هنگام که این آیه را تلاوت میکردند ( قسمت الله شنوا و بینا هست) دو انگشت ( مبارک شان) را بر آنان ( گوش و چشم مبارک شان) قرار میداد▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱در مورد این سخن قبلا چند پست در کانال گذاشتیم اگر اشتباه نکنم یکی از آنان #اصبع_الرب بود.در مورد اشاره کردن به اعضای بدن در هنگام بیان صفات از زبان رسول الله ﷺو صحابه و سلف، که مثلا هنگام بیان صفت انگشت برای الله، به تک تک انگشتان دست شان اشاره میکردند.و یا همچون این حدیث، که خود رسول اللهﷺ به چشم و گوش مبارک شان اشاره کردند.وقتی آیه را تلاوت کردند. الله شنوا هست. دست شان را بر گوشو هنگام که تلاوت کردند. الله بينا هست. دست شان را بر چشم هایشان گذاشتند.این کار جهت اثبات حقیقی صفت شنیدن و دیدن و انگشت و مشت و... برای الله عز وجل هست.نه برای تشبیه، صفات به انسان نعوذبالله، زیرا از امام سلف نعیم بن حماد رحمه الله خواندیم. هر شخصی الله را به مخلوقی تشبیه کند. کافر شد. و در کفرش شکی نیست.اما اثبات صفات الله، تشبیه نیست.و از امام ابن راهویه رحمه الله خواندیم در سنن ترمذی که فرمودند : تشبیه وقتی هست بگویی شنیدن الله مثل شنیدن من هست. دست الله همچون دست من هست.و اگر بگویم الله میشنود و میبیند و دست دارد. و به هیچ مخلوقی تشبیه نگردد و فقط صفت ثابت کنیم. آنچه الله و رسولشﷺ خبر دادن و ثابت کردند. این تشبیه نیست ( پایان سخن امام در باب های قبلی کامل بیان شد هشتگ کتاب دنبال کنید و سخن امام ترمذی هم قبل سخن ابن راهویه هست از سلف)اما چرا امام این باب رو آوردند.جهمیه، و نوادگان جهمیه آمدند و این دو صفت رد کردند که الله میشنود یا میبیند.و جهمیه گفتند، دیدن و شنیدن، يعني علم و عليم بودن الله ( مثلا گفتند در علم الله از اول بود. که تو فلان سخن یا عمل رو میگویی یا انجام میدی ، پس چون از اول بود این دو صفت الله منظور علم هست)و اصل این عقیده از جهمیه سر چشمه گرفت و بقیه پیرو جهمیه شدند و سلف را رها کردندبرخی دیگر میگویند : منظور از سمیع و علیم بودن.یعنی آنچه افراد آن را میشنوند و میبینند. الله از آنان آگاه هستبرخی دیگر تفویض کردند معنا را و گفتند ما اصلا نمیدانیم شنیدن و دیدن يعني چیبرخی فقط صفات نسبت دادند. مثلا شخص میگوید. این درخت ما را میبیند الان. ولی صفت دیدن نداردو...یعنی کفر های به الله نسبت دادند. که ابليس خود تعجب میکند. چنین کفر های را از کجا میآورند این انسان هاما در باب قبل خواندیم الله متعال چشم دارد. و میبیند.و در آیات زیادی داریم الله میشنود و شنوا هست.پس دو صفت جدا از هم هستند. و دیگر صفات الله همچون علم و... و الله در هر لحظه هم میبیند تمام مخلوقاتش را و هم میشود تمام صدا هایشان راامام ابن بطة رحمه الله در 📖 الإبانة الکبری میفرمایند:( خلاصه وار) قسمتی از متن : إنما معنى نعلم هاهنا: حتى نرى المجاهدين، ألا ترى أنه قد علم المجاهدين بالعلم السابق منهم قبل أن جاهدوا... الله مجاهدان را قبل از اینکه جهاد کنند میشناخت. زیرا این از علم الله هست ( عالم الغيب هست الله #قضاوقدر مراجعه کنید)و برای الله علم جدید نیست که قبلا به آن غافل بود باشد. و الله بسیار والاتر هست.و زمانی که جهاد کردند آنان را به عنوان مجاهدین راهش میبیند. و تا زمانی که جهاد نکنند آنان را مجاهد نمیبیند.پس هر کس بگوید دیدن يعني علم، یک کذاب و دروغگو هست.زیرا بین عليم و شنيدن فرق گذاشته(همچون آیه 244 بقره) و میفرماید : آیا نمیدانید که الله قبل از اینکه نماز بخوانید میداند شما نماز میخوانیدو...اما تا زمانی که نماز نخوانید شما را نماز خوان نمیبیند.....( چند عمل یاد میکنند امام)حتی همین نماز که امام فرمود یک ذکر بی نهایت زیبا دارد.ما در هر رکوع که بلند میشیم چی میگیم؟سَمِعَ اللهُ لِـمَنْ حَمِدَهُالله شنید ذکر و ستایش بنده اش رایعنی فقط کافی به کلمات نماز مان دقت کنیم. زیرا ما همان لحظه ذکر و ستایش الله را میکنیم و فورا بعد از ذکر رکوع در حال آمدن به اعتدال میگویم الله شنید ذکر و ستایش بنده اش را👇👇 ادامه
#نظامیکلیپ جالبی از عملیات ترکیبی بدون سرنشین زمینی (UGV) و مولتی روتورهای انتحاری (FPV) اوکراینی علیه نیروهای روس در منطقه زاپوریژیا،در حقیقت آینده میدان نبرد را در کلیپ فوق میبینید بدون هیچی نیروی در میدان نبرد.ربات های زمینی مجهز به مسلسل های سنگین و نارنجک انداز گاهیو پهپاد های کوچک و انتحاریقبلا هم گفتم، اگر میتوانید پهباد های کوچک تهیه و با آنان تمرین کنید.و تسلط بر آنان را تمرین کنید در اوقات فراغت.تا برای مقابل با دشمن آماده بود. و آینده جنگ اینگونه هست.هر چند در هر جنگی، نیروی زمینی اتمام کننده کار هست.و تسلط آنان به معنا اتمام و تصرف هستو بارها و بارها و بارها و بارها گفته ایماینان با علم، ساخت میشود نه خواب و خیال. پس فرزندان مان را به سلاح علم مجهز کنیمالله میفرماید : خود را در مقابل آنان مجهز کنید.آیا با خواب و خیال، میشود مقابل کفار مجهز شد یا با علم و صنعت و دانشپس فرزندان مان را با دانش آشنا کنیم نه علافی و ولگردی و....و مشوق آنان باشیم.
🎥خطرناکترین موج فکری که امت اسلامی را تهدید میکند...توضیحات دکتر هیثم طلعت در مورد افراد و افکاری که در امت اسلام مانند گرگ در پوستین گوسفند هستند و به اسلام و اصول آن حمله میکنند و خود را مسلمان و اصلاحگر و روشنفکر و نواندیش دینی معرفی میکنند. افکاری که در هدف کمرنگ کردن و از میان برداشتن اصطلاحات کفر و ایمان، کافر و مسلمان هستند و هیچ فکری به اندازه اینها به کفر، ملحدین و اسلامستیزان خدمت نکرده است.شیخ احمد دیدات میگوید: «افرادی به پیروی از غربیان مشغول شدند، به طوری که از غربیها غربیتر اند، خطر افکار این افراد برای اسلام، از خودِ غرب بیشتر است و لازم است که این تفکرات را از ریشه بخشکانیم.»📚(نیرنگ جدید مبلغین مسیحیت، ص۹)✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾@no_atheism(رد شبهات ملحدین)
#آموزشپلیس فتا: اگه توی پیام رسان ها فایلی رو براتون فرستادن که نوشته بود «این عکس یادگاری رو ببین» یا «این عکس رو ببین توام توش هستی»؛ به هیچ عنوان بازش نکنید. چون تمام اطلاعات گوشیتون؛ اطلاعات بانکی و.... هک میشه. اصلا فایل هایی که منبع ناشناس دارن رو باز نکنیدقبلا هم بارها بیان کردیم. در این شرایط خواهشا حواستون باش.با یک لینک یا عکس و فایل الکی، زندگی و فشار روانی که الان بر جامعه هست رو برای خودمون چندین برابر نکنیم.چون یک سری آدم بی دین و وجدان و شرف، تنها چیزی که براشون مهم نیست. حال پدران که حسرت ماندن کنار بچه هاشون دارند و تفریحی سادهیا کودکان که در این شرایط چشم به راه لباس و...
#مساوی_اخلاق#باب_کراهت_بازی_تاس 3نافع، أن ابن عمر: «رأى مع بعض أهله أربع عشرة، فكسرها على رأسه»نافع میفرمایند : ابن عمر رضي ﷲ عنهم : 14(مهره تخته نرد) را همراه یکی از اعضای خانواده اش يافت، آنان را برداشت و شكست ▰▱▰▱▰▱▰▱در این مورد یک نکته خیلی مهم هست. که متاسفانه بیشتر افراد جامعه در آن گرفتار هستند.چیزی که حرام هست. برای همه مواقع حرام هست به صورت کلی.متاسفانه برخی چنین فکر میکنند. اگر ازدواج کردند. بعدا میتوانند با همسرش مثلا برخی فیلم های رقص و عاشقانه و... را بشیند نگاه کند. یا برخی چیزهای دیگر را پس این موارد با ازدواج حلال نمیشود و با مجردی حرام.بلکه با ازدواج حتی حرام تر میگردد. چرا ⁉️زیرا در مجردی تو فقط خودت را دور میگیری، اما در متاهلی و ازدواج تو مسول خانواده هم هستی. و رسول الله میفرمایند : از شما در مورد زیر دستان تان سوال میشود. و مرد در مقابل خانواده اش و زن هم در مقابل فرزندان و...و الله میفرماید : خودتان و خانواده یتان را از آتش به دور گیرید.پس در ازدواج فکر های باطل و بیهوده نکنید. بلکه حرام، حرام هست و حتی بیشتر حرام، زیرا گناه آنان هم بخاطر ما میسر میگردد. و جلوگیری نمیکنیم. پس بارگناهان ما بیشترإسماعيل بن أبي أويس قال: كان مالك بن أنس «يكره اللعب بالنرد والشطرنج»إسماعيل بن أبي أويس رحمه ﷲ میفرماید : امام مالک بن انس رحمه ﷲ کراهت و تنفر داشت از بازی شطرنج و تاس ( تخت نرد) ▰▱▰▱▰▱▰▱امام مالک میفرماید : میسر( قمار) دو گونه هستمیسر که شامل بازی کردن هست و میسر و قمار که شخص مال و دارایش را شرکت میدهدهمچنین در 📖 ذم الملاهي امام ابن ابی دنیا داریم که امام مالک میفرماید از ابن عباس رضي الله عنه به ما رسید ایشان نزد یک یتیم تخت نرد و تاس یافت و آن را شکستدر مورد کار ابن عباس راجب یتیم قبلا در 👈 #آموزشکودکان گذاشتیم حتی زدن یتیم جهت تربیت او جایز و توضیح دادیم. از سخن ام المؤمنين عائشه رضي ﷲ عنهاأم قثم، قالت: دخل علينا علي بن أبي طالب رضي الله عنه، ونحن نلعب بالأربع عشرة، فقال: «ما هذا؟» ، فقلنا: كنا صياما، فأحببنا أن نتلهى بهذه. فقال رضي الله عنه: «ألا أشتري لكم جوزا بدرهم تلعبون به، وتتركون هذا؟» ، قلنا: نعم. فاشترى لنا جوزا وتركناهاأم قثم میفرماید : امیر المومنین علی رضی ﷲ عنه نزد ما آمدند. و ما هم مشغول بازی با مهره ها بودیم.امام علی فرمودند : چکار میکنید. اینان چی هستند⁉️ما هم در جواب گفتیم : #روزه هستیم و دوست داشتیم با اینان بازی کنیم ( جهت گذراندن وقت، در روزه داری)امام فرمودند : آیا با یک درهم برای شما گردو نخرم تا با آن بازی کنید و این ها را ترک کنید؟ما هم گفتیم : بله پس برای ما گردو خریدند و ما هم مهره ها را رها کردیم ▰▱▰▱▰▱▰▱تا جایی که نگاه کردم این اثر از نظر سند صحیح نیست. ولی در متن اثر یک نکته بسیار مهم و آموزشی نهفته است.👈 پر کردن اوقات کودکان و نوجوانان، با ورزش ها و برنامه های صحیح وقتی ما چیزی را از کودکی منع میکنیم. باید گزینه بهتری را برایش جایگزین کنیم مالك بن أنس يقول: «أول من جاء بالكتاب العربي، والشطرنج، والنرد عمرو بن العاص، تعلم ذلك في الحيرة»امام مالک رحمه ﷲ میفرمایند : اولین شخصی که نوشتن عربی را یاد گرفت و نوشت. و شطرنج و تخت نرد را آورد ( در میان اعراب) عمرو بن العاص رضي ﷲ عنه بود. و ایشان آن را حیره آموخت بود ▰▱▰▱▰▱▰▱در مورد این سخن ﷲ اعلم، اما سخن صحیح نیست زیرا قبل از عمرو بن العاص رضي ﷲ عنه، اعراب زبان و نوشتن داشتند.و در مورد بازی ها، امام ابن قيم در کتاب الفروسية ميفرمايد : (خلاصه وار) و با هیچی سند صحیح نیامد که یکی از صحابه چنین بازی های کرد باشند. و حتی چنین بازی های را حلال دانست باشند. و هر شخصی آگاه به زندگی اصحاب و آثار میداند که آنان از چنین بازی های بری بودند. و آنچه از انواع بازی که به آن بازی ها نزدیک هست. و چگونه بهترین مخلوقات ﷲ بعد از رسول ﷲ بازی میکنند. که از یاد الله و نماز غافل میکند. حتی بیشتر از شراب، برای کسانی که در این بازی ها زیاد داخل شدنو میفرماید : شدید ترین تحریم و نهی ها از پیامبر و صحابه در این مورد آمد.در پایان دوباره میگیم نباید سخن یک عالم را دین قرار دهیم. بعد از بیان حجت و فهم آنامام اوزاعی رحمه ﷲ سخنی دارند که باید بر قلب ها حک شود در این مورد.((من أخذ بنوادر العلماء خرج عن الإسلام)) هر شخصی دست بگیرد به سخن شاذ و اشتباه علما، از اسلام خارج میگردد.وﷲ سخنی حق هستهمچنین شاطبی میفرماید : فعلى كل تقدير لا يتبع أحد من العلماء... (قسمت از متن)از هیچ عالمی جایز نیست پیروی شود مگر اینکه سخنش موافق شریعت باشد سخن و عملش و اگر در هر قسمتی از دین مخالف شریعت سخن و عمل کرد. در آن از مسیر شریعت منحرف شد و پیروی از او در آن جز اصلا جایز نیستپایان باب
#اخلاق_مومنحَدَّثَنَا عَبَّاسُ بْنُ مُحَمَّدٍ الدُّورِيُّ، قَالَ: حَدَّثَنَا عَبْدُ اللهِ بْنُ يَزِيدَ الْمُقْرِئُ، قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ أَبِي أَيُّوبَ، عَنْ أَبِي مَرْحُومٍ عَبْدِ الرَّحِيمِ بْنِ مَيْمُونٍ، عَنْ سَهْلِ بْنِ مُعَاذِ بْنِ أَنَسٍ الْجُهَنِيِّ، عَنْ أَبِيهِ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ ﷺ قَالَ: (مَنْ تَرَكَ اللِّبَاسَ تَوَاضُعًا لِلهِ وَهُوَ يَقْدِرُ عَلَيْهِ، دَعَاهُ اللهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُؤُوسِ الْخَلَائِقِ، حَتَّى يُخَيِّرَهُ مِنْ أَيِّ حُلَلِ الْإِيمَانِ شَاءَ يَلْبَسُهَا) (٢٤٨١).- قَالَ أَبُو عِيسَى: هَذَا حَدِيثٌ حَسَنٌ.- وَمَعْنَى قَوْلِهِ: (حُلَلِ الْإِيمَانِ)، يَعْنِي مَا يُعْطَى أَهْلُ الْإِيمَانِ مِنْ حُلَلِ الْجَنَّةِ.رسول الله ﷺ فرمودند : هر شخصی در حالی که توان و قدرت خرید لباسی را دارد. اما بخاطر خشوع و تواضع از الله، آن را نمیخرد. و نمیپوشد.الله در روز قیامت، جلو چشم تمام مردم، آن شخص را صدا میزند. و او را مختار میکند. در انتخاب پوشاک اهل ایمان، کدام را میخواهد بپوشد.امام ترمذی رحمه الله فرمودند : حدیث حسن هستو معنا، پوشاک اهل ایمان، آن هست، که از پوشاک اهل بهشت به اهل ایمان داد میشود[[ مثلا شما در جمعی قرار میگیرید که افراد از طبقه فقیر یا متوسط جامعه هستند. در حالی که توان لباسی فاخر و زیبا داریم. اما بخاطر الله، لباسی میپوشیم در حد آنان.و یا اگر دعوت کردیم غذایی که اگر آنان ما را دعوت کردند بر آنان سخت نگردد. و....راجب مهمانی از امام میمون بن مهران رحمه الله بود گمانم شیوه غذا و مهمانی گذاشتیم به صورت کلی حدیث بیان میکند طوری باشیم در رفت و آمد با بقیه مردم، که حسرت بر دل آنان نباشد. و یا چنان که فکر کنند ما بر آنان فخر و والاتر هستیم. و بسته به موقعیت افراد رفتار کنیم]]
#مساوی_اخلاق#باب_کراهت_بازی_تاس 2ابن مسعود قال:«إياكم وهذه الكعبات الموسومة التي تزجر زجرا، فإنها من ميسر العجم»ابن مسعود رضي ﷲ عنه میفرمایند : بر حذر باشید و پناه بگیرد از تاس های که آن را پرت میکنید. همانا این قمار برای غیر عرب هست. ▰▱▰▱▰▱نه اینکه اگر بازی عرب باشد حلال هست. نعوذبالله نهمنظور این هست این نوع قمار و بازی برای اقوام دیگر بود و وارد ما هم شد.ابن عمر قال: «لأن أضع يدي في دم الخنزير، أحب إلي من أن ألعب بالنردشير»ابن عمر رضي ﷲ عنه میفرمایند : اگر دستانم را در خون، خوک قرار بدم. برایم خیلی بهتر است. از اینکه با تاس و تخته نرد، بازی کنم قال رسول ﷲﷺ:«من لعب بالنردشير فكأنما غمس يده في لحم خنزير أو دمه»رسول ﷲﷺ فرمودند : هر شخصی تخته نرد بازی کند. همچون این هست دستش را در خون و گوشت، خوک قرار داد است علي بن أبي طالب رضي ﷲ عنه قال: " ستة لا يسلم عليهم: اليهود، والنصارى، والمجوس،والذين بين أيديهم الخمر والريحان، والمتفكهين بالأمهات، وأصحاب الشطرنجامیر المومنین علی رضيﷲ عنه میفرمایند : به 6 گروه از مردم سلام نمیشود. یهود، مسیحیان، مجوس، و آنان که در دستشان شراب و ریحان هست.(شراب خواران) و آنان که والدین و مردم، را به سخره گرفته اند(هي براشون حرف در میارن و سبک تماشا میکنند و تمسخر مردم و...)و آنان که سرگرم بازی شطرنج هستند ▰▱▰▱▰▱در مورد سلام کردن یک نکته رو بگیم خیلی اهمیت دارهسلام کردن به کفار و اهل بدعت، (بدعت مکفره)جایز نیست و نهی شدیم. و بارها بیان شد سخنان سلف در این مورد.اما سلام کردن به شراب خوار یا کسان دیگر، علت نهی از سلام کردن به اینان از جهت کفر نیست بر خلاف کفار و مبتدعین، بلکه به سبب بزرگی گناهانشان هست تا برگردند از آن گناهمثلا در همین کتاب خواندیم، رسول ﷲﷺبر جنازه شخص که قرض داشت نماز نخواندند، ولی اصحاب بر جنازه آنان نماز خواندند. و این کار از جهت این بود مردم متوجه گرداند بر اینکه آن گناه چقدر بزرگ هست و حق الناسو بر جنازه منافقان نماز نخواند و اصحاب هم نخوانندزیرا اولی گناه کار بوددومی منافق بود و بر کفرسلام نکردن از کفار را در این گونه احادیث با سلام نکردن بر گنهکاران را یکی نگیریم ابن سيرين، قال:«الشرب من الميسر، والصياح من الميسر، والريش من الميسر، والقيام من الميسر» قال أبو سعيد:«أهو أن يلاعب على شرب الماء، وغرز الريش في الرأس واللحية، والقيام حتى يلعب، ويصيح صياح الحمار، وصياح الديك وغير ذلك»ابن سيرين رحمه ﷲ میفرمایند : نوشیدن از قمار هست. داد و فریاد از قمار هست. و مو، قمار هست. و ایستادن هم قمار هست.ابو سعيد رحمه ﷲ فرمودند : و این زمانی که بازی بخاطر خوردن آب بازی کنند(خوردن و نوشیدن در بازی)و فرو کردن دست در موی سر و ریش (فکر کردن در بازی)و بلند و نشستن در آن، و داد و فریاد، همچون الاغ و خروس، تمام این موارد جز قمار حساب میشود. ▰▱▰▱▰▱چه شخص خودش بازی کند. یا ایستاده باشد و نگاه کند و فکر کند. و...چون همراه آنان هست و وقتش را در آن تلف میکند. برایش همان حکم قمار را دارد.امیر المومنین علی رضی ﷲ عنه میفرمایند : هر کس کنار آنان باشد و نگاه کند همچون کسی است به گوشت و خون، خوک نگاه کند و دست بزند امام قاسم بن محمد رحمه ﷲ میفرماید : هر چیزی سبب شود از یاد الله و نماز غافل گردی، نوعی قمار هست(هدر دادن وقت، نه کار و فعالیت حلال)امام آجری رحمه ﷲ در کتاب تحریم النرد و الشطرنج و الملاهي، بعد از آوردن نزدیک به 70 حدیث پیامبر و اثر از صحابه و تابعین میفرمایند : اگر برخی دلیل آوردند به اینکه فلانی شطرنج و تخته نرد بازی کرد(موسیقی گوش داد و گفت جایز و...)که به اهل علم مشهور هستند.به او گفته میشود : آیا بخاطر شخصی که دچار اشتباه گردید و خطا رفته، تو علم(یعنی آیات قرآن و دها حدیث صحیح و کلی آثار صحابه و تابعین رضی الله عنهم)را رها میکنی؟!؟! برای هیچ احد جاي نیست. در مورد کسانی که به اهل علم مشهور هستند. هنگامی که دچار خطا گردیدند و اشتباه، از آنان تبعیت شود. در آن خطا و اشتباه آنان. و همانا ما از این کار(تبعیت از خطا علما)نهی شدیم(در قرآن و احادیث)ما انسان ها، بی نهایت عجیب هستیم. فقط دوست داریم چیزی رو قبول کنیم که کمی برامون راحت تر باش دنیا، از نظرمونمثلا شخص میاد میگه ابن حزم گفته موسیقی اشکال نداره و عالم هست. از اون طرف احادیث صحیح و صدها اثر از صحابه و تابعین به صورت صحیح نمیپذیرد بخاطر سخن ابن حزم، میگه عالم بود.خب یعنی آن همه صحابه و تابعین جاهل بودند نعوذبالله، اگر بر علم بگیریم که عالم ترین امت صحابه بودند و تابعین، خب اگر سخن عالم میخواهی از این افراد عالم تر هست؟قبلا در این مورد مختصر سخن گفتیم گمانم در پستی،کلمه موسیقی جستجو کنید🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
#المحنةاخبرنا المخلدي قال اخبرنا الاسفرايني قال حدثنا صالح قال حدثني أبي قال حدثنا زيد بن الحباب قال اخبرني حميد بن عبيدة قال جئت إلى المسجد يوم الجمعة فوجدت الناس قد صلوا وجاء اياس وهو يومئذ قاضي البصرة قال فصلى بنا في المسجد في الزاوية فتقدم فصلى بنا في جماعةوقال أبي وصلى سويد بن غفلة وقد فاتته الجمعة فصلى الظهر في جماعةوقال صالح فحدثنيه به أبي قال حدثنا عبد الرحمن بن مهدي عن أبي عوانه عن بعض أصحابه أن سويد بن غفلة فاتته الجمعة فصنع مثل ذلكسمعت صالح يقول وحضرت مع أبي عند إبراهيم بن الليث صاحب الاشجعي وحضر علي بن المديني وعباس العنبري وجماعة وكثير من أهل الحديث فنودي بصلاة الظهر فسمعوا النداء فقال له يا أبا عبد الله تخرج من المسجد أو نصلي ها هنافقال نحن جماعة نصلي ها هنا فصلواورأيت أبي وقد توفي عم له يقال له عبد الله بن حنبل فلما حنط وكفن قبل جبهته قبل أن يغطى وجهه وكان إذا شهد جنازة يقدم أمامها أو يكون قريبا منها وقال يتقدمها احب اليحدثنا صالح قال حدثني أبي قال حدثنا عبد الرزاق قال حدثنا معمر عن الزهري أن رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبا بكر وعمر كانوا يمشون بين يدي الجنازةقال الزهري واخبرني سالم أن أباه كان يمشي بين يديها حدثنا صالح قال حدثنا حجاج قال حدثنا ليث قال حدثني عقيل بن خالد عن شهاب أن سالم بن عبد الله اخبره أن عبد الله بن عمر كان يمشي بين يدي الجنازة وأن رسول الله صلى الله عليه وسلم كان يمشى بين يدي الجنازة وأبو بكر وعمر وعثمان رضوان الله عليهمحدثنا صالح قال وحدثني أبي قال حدثنا حجاج قال قرأت على بن جريح قال اخبرني أن أبن شهاب حدثه قال حدثني سالم عن عبد الله ابن عمرانه كان يمشي بين يدي الجنازة وقد كان رسول الله صلى الله عليه وسلم وأبو بكر وعمر وعثمان يمشون أمامها وقال أبي يرى انه مرسلمخلدی برای ما روایت کرد که اسفرایینی برای او نقل کرده و او از صالح شنیده و صالح از پدر خود (امام احمد) روایت کرده و پدر صالح از زید بن الحباب و او از حمید بن عبیده نقل کرده و فرمود: روز #جمعه به مسجد آمدم و دیدم مردم نماز را خوانده اند. سپس ایاس آمد- که در آن زمان قاضی بصره بود - و درگوشهای از مسجد با ما نماز خواند. او جلو ایستاد و با ما به صورت جماعت نماز گزارد. و پدرم گوید: »سوید بن غفله نیز هنگامی که نماز جمعه از او فوت شد، نماز ظهر را به صورت جماعت خواند. « صالح گوید: پدرم این حدیث را برای من نقل کرد و گفت: »عبدالرحمن بن مهدی از ابوعوانه و او از برخی اصحابش برای ما روایت کرد که سوید بن غفله هنگامی که نماز جمعه از او فوت شد، همین کار را انجام داد. « صالح گوید: همراه پدرم(امام احمد) نزد ابراهیم بن لیث (صاحب اشجعی) حاضر شدم و علی بن مدینی، عباس عنبری و جمعی دیگر از اهل حدیث نیز حاضر بودند. وقتی اذان ظهر داده شد، آن ها اذان را شنیدند. به او (ابراهیم) گفتند: ای اباعبدالله ! آیا از مسجد خارج می شوی یا اینجا نماز می خوانیم؟ او گفت: »ما جماعت هستیم، همینجا نماز می خوانیم.« پس آنها (همانجا) نماز خواندند.#احکامجنائز وقتی عموی پدرم عبدالله بن حنبل درگذشت و او را کفن کردند و خوشبویی زدند، پدرم را دیدم که پیش از پوشاندن صورتش، پیشانی او را بوسید. (پدرم) همیشه در تشییع جنازه جلوتر از آن (جنازه شخص) یا نزدیک به آن حرکت می کرد و میگفت: »این روش را بیشتر دوست دارم.«صالح برای ما روایت کرد که از پدر خود (امام احمد) شنیده و پدرش از عبدالرزاق و او از معمر و او از زهری نقل کرد که ایشان فرمود: »پیامبر ، ابوبکر ، عمر و عثمان پیشاپیش جنازه راه می رفتند.« زهری گوید: »سالم به من خبر داد که پدرش (عبدالله بن عمر) پیشاپیش آن(جنازه) راه می رفت. « صالح برای ما روایت کرد که از حجاج شنیده و حجاج از لیث و او از عقیل بن خالد و او از ابن شهاب نقل کرده که سالم بن عبدالله، این مطلب را به او خبر داد که عبدالله بن عمر پیشاپیش جنازه راه می رفت، و اینکه رسول الله و ابوبکر ، عمر و عثمان پیشاپیش جنازه راه می رفتند. صالح برای ما روایت کرد و پدرش (امام احمد) نیز برای او نقل کرده که حجاج می گفت: مطالب را بر ابن جریح خواندم. او بیان کرد که زیاد برایش نقل کرده که ابن شهاب برایش روایت کرده و گفته: سالم از عبدالله بن عمر برایم نقل کرد که او پیشاپیش جنازه راه می رفت و همانا رسول الله و ابوبکر ، عمر و عثمان پیشاپیش آن راه می رفتند .و پدرم گفت: »به نظر می رسد که حدیث، مرسل است. «مولف کتاب 👈 صالح پسر امام احمد رحمهما الله هستندمترجم 👈 ابو ذکر الله ایرجکتاب 👈 زندگی نامه و عقیده امام احمد بن حنبل
#سخن_علما٩٠ - حدثني الحسن بن الصباح قال : حدثنا إسحاق بن منصور، قال : حدثنا مندل، عن الاعمش، عن عمرو بن مرة، عن أبي البختري، عن زاذان، عن أبي سعيد الخدري ، قال: « ياتي على الناس زمان خيرهم لا يأمر بالمعروف ولا ينهي عن المنكر»📜 الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر✏️ امام ابن أبي الدنياابو سعيد الخدري رضي الله عنه میفرمایند : روزگاری بر مردم خواهد رسید.که بهترین آنان، کسی است.که امر نمیکند به نیکی و خير.و از منکر و گناه هم جلوگیری نمیکندچقدر روزگاري که این صحابی جلیل القدر بیان کردند. آشنا هستو هر روز داریم میبینیم.الان بهترین مردمان چه کسانی هستند؟ آنان که میگویند به ما چه، به تو چه، میل خودش، کاری به کسی ندارم و...شد بهترین مردمو کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند. حتی فرزندانش را شد. بدترین مردمچرا نمیزاری بچه زندگیش بکن، چرا شدی زندانبان براش.اصلا تو چه کاری من نصیحت میکنی و...والله حق را بیان کرد. امروز بهترین مردمان نزد انسان ها شدن. کسانی که حتی برای خود و خانواده یشان هم خیری در وجودشان نیست چه رسد دیگراناین سخن ایشان يعني از نظر مردم بهترین افراد اینان هستند. نه از نظر دین
#حدیث ( البته سند حدیث ضعيف هست)قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: من تعلم العلم ليباهي [العلماء] ، أو يماري به السفهاء، أو يصرف إليه تَوَجُّهَ الناس، أدخله الله النار.رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : هر شخصی علم را یاد بگیرد تا به وسیله آن با علما مجادله کند.و یا با آن علم، با افراد جاهل و نادان، ستیز کند.یا علم یاد بگیرد تا توجه مردم را به خود جلب کند.داخل میشود در آتش جهنمدر حدیث داریم سخت ترین عذاب برای شخصی هست که علمش به آن سود نرساند. و کسی که با علمش مردم دعوت میکند ولی خودش عمل نمیکند.مجادله با اهل علم گناه هست. اهل علم منظور عالم بر عقیده صحیح هست. زیرا حتی از سلام کردن به میتدعین هم نهی شدیم چه رسد سخن با آنانو یا چند نفر جاهل را دور خود کنیم و با آنان به ستیز و جدال بپردازیم با چند سخن یاد گرفته ایم. به جای دعوت صحیح و سخن صحیح برای آنانو یا برای جلب توجه مردم باشد. بیایم شروع کنیم هر جا رسیدیم سخن گفتن و الان یه پست میذارم همه متحیر شوند. یه شبهه و سخن یاد گرفتن از این مجلس به آن مجلس از این گروه به آن گروه رفتن.24 ساعت در حال سخن گفتن، تا شاید دو نفر بگویند به به چه علمی دارد. و در نیت هم بدانیم هدف از آن سخن چیست. همان ریا در علم میشودتمام اینان در آتش هست و دوزخبه پست های #نمیدانم مراجعه کنید
مساجد ما کجا مساجد آنان کجا 💔😔دخلت جامع طرطوس، وجلست بسارية من سواريه، فجاءني رجل فقال لى: إن كنت تقرأ، فهذه حلقة قرآن، وإن كنت مقرئا، فاجلس يقرأ عليك، وإن كنت فقيها. فاجلس يحلق عليك، وإن كنت متفقها، فهذه مجالس الفقه قم إليها، فإن أحدا لا يجلس في جامعنا دون شغل.ابوبکر الابهري مالکی رحمه الله ( متوفای 375 هجری) میفرماید:به مسجد شهر طرطوس، رفتم و کنار یکی از ستون های مسجد نشستم.شخصی به من نزدیک شد و گفت.اگر قرآن میخوانی، این حلقه تلاوت کنندگان قرآن هست.اگر میخواهی یاد بگیری. اینجا بشین بر تو قرآن میخوانند.اگر فقیه و عالم هستی، بنشین و برای تو حلقه درسی تشکیل میدهیم.و اگر میخواهی فقه یاد بگیری، این ( اشاره به مجالس داخل مسجد) برای آموزش فقه هست برو آنجا بنشین.زیرا در این مسجد ما هیچ شخصی بیکار و بیهوده، نمیماندحالا مساجد ما، اگر الله آن را از شرک و بدعت حفظ کرد باشد، هر کسی در جایی مشغول گوشی و سخن دنیا و خنده و بگو مگو هست
اما صحابه میدانستند اصل در شناخت صفات، تفسیر (معنا) آن هست.نه تشبیه و تمثیل آنان ( در فکر و خیال اشخاص)و این افراد و امامان گمراه کننده، وقتی مقبولیت و جایگاه علما را نداشتند. ( تا مردم به آنان گوش دهند) تا صفات الله را رد و تعطیل کنند ( بگویند هیچی از صفات الله را نمیفهمیم و تعطیل کنند، اهل تعطیل)پس آمدند و صفات را تأویل کردند.و در میان مردم جاهل و نادان رفتند. کسانی که نه میدانستند حق چی هست و نه باطل چی هست.پس روایت ( ساختگی و تأويلات صفات را) به اصحاب و تابعین نسبت دادند[[ امام دارمی در کتاب نقض، میفرمایند : شما که ادعا چنین تفاسیر میکنید. سندش را بیارید. آنگونه که علما اهل حدیث، از بزرگان تابعین و صحابه سند صحیح می آورند]]و آنان چنین ادعا کردند که صحابه و تابعین، این تشبیه و سخنان (دروغ) را از پیامبر نقل کردند.پس با فکر نجس و کثیف خود، صفات را برای مردم جاهل تفسیر کردند.و هدف آنان از این کار، تکفیر صحابه وتابعين بود. [[چون چنین سخنانی کفر هست. و اگر چنین گفته باشند. آنان در کفر بودند. و بعدا وقتی مردم حق میشنیدند. میگفتند تو صحابه تکفیر کردی يعني، این یکیاز شیوه های کثیف متکلمین الان هم فورا میگن فلانی تکفیر کردی و...]]در حالی که پیامبر اصحاب را از تفکر در صفات نهی کرد بودند....بعد آنان این کفریات را در کتاب هایشان بیان کردند.#احادیثضعیفوموضوع و گفتند الله اسب ها را به حرکت در آورد تا عرق کردند. و نفس خود را از عرق اسب ها خلق کرد ( حدیث دروغ)و ساق الله در قیامت پر از مو هست ( حدیث دروغ)و بسیاری از احادیث و سخنان دروغ دیگرو آنان این سخنان را به صحابه و تابعین نسبت میداندبه امید این که اسلام را نابود کنند و باطل.و الله متعال جز این نمیخواهد. که دینش را آشکار و نور خود را به همه دنیا برساند.و سخن و عقیده اهل حدیث ( اهل سنت و جماعت، سلف صالح) از صحابه و تابعین را برترین و والاترین قرار داد.و سخنان آنان را پست و پوچ.و این نعمت و فضل، ولطفی از جانب اللهشما رو به الله کامل بخوانید این سخن را و تفکر کنید در جمله به جمله آندر دو پست قرار گرفتترجمه تقریبا کمی خلاصه شد
#الاربعین_الهروی #تبعیت_سلف#یدالله#باب_اثبات_دو_چشم#نزولالله#ایناللهاین سخن امام ابن منده رحمه الله را باید با طلا نوشت👈 تقريبا 3 📜 صفحه هست🌐 قسمتی از متن میزاریم فقطوذكر النبي هﷺ الصدقة فقال يقع في كف الرحمن وإنه ليس بأعور، وإنه صمد، وإنه ينزل لفصل القضاء، وإنه استوى على عرشه وإنه يغضب ويرضى ويحب ويبغض في سائر ما ذكر في صفاته وكانت هذه الصفات مفهومة عند العرب رواه الخلف العدول عن السلف المختار للبلاغ والإبلاغ عن (غير واضح بالأصل ويحتمل نيتهم) من الصحابة والتابعين لا يطعن فيها إلا ملحد ورووا مع هذه الصفات فهم النبي ﷺ عن التفكر في كيفيتها فقال صلى الله عليه وسلم لا تفكروا في ذات الله فإنكم لا تقدرون قدره وأعلمهمامام ابن منده رحمه الله بعد از بیان برخی صفات از قرآن میفرمایند💠 و رسول اللهﷺ بیان فرمودند : صدقه در کف دست رحمان می افتد. و الله یک چشمش کور نیست. و او بی نیاز هست. و در قیامت نزول میکند و می آید برای محاکم بندگان،و بر عرش خویش استقرار یافت.و همانا الله خشمگین و راضي میگردد. دوست میدارد و دشمن.و دیگر صفات ( که در قرآن و سنت آمده اند)و عرب به معنا این صفات آگاه بودند. و معنا آن را میدانستند.و خلف عادل آنان را از سلف صالح، انتخاب شد و برگزیده گرفتند که ابلاغ کردند، و ابلاغ کردند و رساندند آن را از صحابه و تابعین.و هیچ کسی جز ملحدين با آنان به مخالفت بر نخواست.و آنان ( سلف صالح) همراه با بیان صفات الله، فهم و عقیده، رسول اللهﷺرا هم در مورد آن بیان کردند. و تفکر در کیفیت این صفات را(بیایی وقتی یک صفت شنیدی بشینی فکر کنی و دچار توهم، این یعنی جسم، این یعنی تشبیه و...)رسول اللهﷺ فرمودند : در مورد ذات الله( صفات مربوط به ذات هست، يعني وقتی راجب صفتی سخن میگویم در مورد ذات الله سخن میگویم) تفکر نکنید. چون شما نمیتوانید. عظمت و ذات الله را درک کنید. و رسول الله ﷺانان ( و امت) رو تعلیم دادند و آگاه کردند.که شما نمیتوانید، کیفیت صفات الله را با تمثيل و تشبیه و تأویل غلط، درک کنید و بفهمید.پس صحابه رضی الله عنهم اجمعین دانستند که سوال کردن در مورد ماهیت و کیفیت، ذات و صفات الله، ممکن نیست. و فقط ایمان به صفات بر آنان واجب گشته(از هزاران هزار صحابه حتی یک مورد نداریم. در کیفیت صفات سوال کرد باشد. فقط ایمان داشتند به تمام صفات)و صحابه آن صفات را ابلاغ کردند. و تفکر در آن را ممنوع(یعنی همان گونه که رسول اللهﷺ به آنان رساند و از تفکر در آن معکنع و آنان ایمان آوردند. آنان هم رساندند و تابعین را منع کردند از تفکر و تابعین هم ایمان آوردند)تا زمانی که امامان گمراهی و کفر، در میان مردم هویدا شدند.این امامان گمراهی ( و دعوت به گمراهی و کفر) نه در میان عالمان قرآن و علوم قرآن ( همچون قرائت و تفسیر) و نه در میان عالمان حدیث( علوم حدیث)و نه در میان عالمان فقه و علوم آن.هیچ جایگاه نداشتند و هیچ علمی. و هیچ اسمي از آنان در این علوم نبود.آنان هر گونه صفت الله را که تشبیه میدانستند. از الله نفی کردند(میگویند چون يد، تشبیه میشود پس نفی کردند. چشم، نزول و...)اینان تشبیه کردند وجه الله را به وجه گاو و امر گفتند.و خندیدن الله را به دانه ای تشبیه کردند که میروید.و دو دست الله را به دو نعمت، تأویل کردند.و همچنین سایر صفات الله را( تأويل کردند و احادیث دروغ نسبت دادند) ، که پیامبر و صحابه و سلف صالح رضی الله عنهم، ما را از تفکر و توقف در آنان منع کردند. [[ تعجب نکنید از این سخنان، امام ابن البناء الحنبلي در کتاب 📖 الرد علي مبتدع، یک باب به این نوع احادیث اختصاص دادند. و از امام ابن قتیبه رحمه الله، جواب میآوردند. حتما بخوانید بی نهایت زیباست.میفرماید : هدف آنان از درست کردن چنین سخنانی برای دور کردن مردم از احادیث صحیح صفات بود. ان شاءالله فرصت باشد براتون قسمتی از سخنان امام بعدا میزارم]]چون کیفیت و ماهیت صفات (ذات الله) به هیچ وجه قابل درک نیست.و اگر سوال و صحبت در مورد ماهیت و کیفیت آنان (صفات) جایز بود.شایسته ترین افراد به اینکه در صفات سوال بپرسند. صحابه رضی الله عنهم بودند.زیرا انان عالم ترین بودند به زبان عربی، و باید در این مورد از پیامبر سوال میکردند {اشاره به اینکه در زمان پیامبر شعر و نحو و صرف، در میان اعراب در بالاترین درجه خود بود. و بارها شنیدیم اعراب جاهلیت سخنوری و شعر سرآمد بودند}همان طور که از ایشان راجب سلام و #صلوات بر ایشان سوال کردند.و در مورد سپیده صبح و سیاهی شب ( 187 بقره) سوال پرسیدن[[ صحابه راجب خون #حیض جنب شدن، رابطه جنسی زن و شوهر، و... سوال کردند. و پرسیدنرسول الله ﷺحتی حکم رابطه با حیوانات بیان کردند خواندیم]]امام میفرمایند : آیا شناخت ماهیت و کیفیت صفات الله اهمیت بیشتر داشت. (یا سوال جنسی و حیض و...)
#سرود#جهاد📚 الجهاد🖌 امام سلف عبدالله بن مبارک رحمهما ﷲدر این کتاب در اثر 154 و 155 میخوانیم. شیوه شهادت تابعی امت صلة و فرزندش و شیوه برخورد همسرش( ترجمه هر دو اثر رو در هم داخل کردیم)هلال الباهلي میفرمایند : شخصی از اقوام صله نزدشان آمد و گفت. در خواب دیدم که من شهید شدم و تو دوبار شهید شدی.صله فرمود : آنچه دیدی خير است. تو شهید میشوی. و من و پسرمم شهید.پس در سجستان مقابل ترک ها (آن هنگام کافر بودند) قرار گرفتند.معاذة رحمها ﷲ، صله و پسرش را کنار خود نشاند و فرمود من تو را قربانی کردم ( من تو را در راه ﷲ میدهم)پس به جنگ رفتندسپاه اسلام در هم شکست.صله به پسرش فرمود : پسرم نزد مادرت برگرد.پسرش گفت : پدر جان، تو برای خودت اجر و ثواب میخواهی و به من امر میکنی برگردم؟!قسم به ﷲ، تو برای من بهتر هستی، برای مادرمصله فرمود : حال که چنین است. تو جلو بروپس پیش رفت تا شهید شد. و صله جنگید تا بر جنازه پسرش رسید برایش دعا کرد و او هم جنگید و شهید شد.هنگامی که خبر کشت شدن، پدر و فرزندش را برای معاذة آوردند. زنان نزدش آمدند.ایشان فرمود : اگر برای تبریک آمده اید بیاید والا اگر غیر از این هست برگردید.
#مساوی_اخلاق#باب_کراهت_بازی_تاسباب ما جاء فيما يكره من اللعب بالنرد، والشطرنج وغيرهاباب آنچه آمد است در مورد کراهت و نهی راجب بازی تاس و تخته و شطرنج و غیرهمعمر بن راشد قال: " بلغني أن الصبيان، قالوا ليحيى بن زكريا: اذهب بنا نلعب، قال: ما للعب خلقت. قال: فهو قوله تعالى: {وآتيناه الحكم صبيا} [مريم: ١٢] امام مهم بن راشد رحمه الله میفرمایند : به من رسیده، که کودکان به یحیی بن زکریا عليهما السلام گفتند : بیا با ما تا برویم بازی کنیم.یحیی عليه السلام فرمودند : من برای بازی کردن خلق نشدم.و این معنا و تفسیر این آیه هست{ یَـٰیَحۡیَىٰ خُذِ ٱلۡكِتَـٰبَ بِقُوَّةࣲۖ وَءَاتَیۡنَـٰهُ ٱلۡحُكۡمَ صَبِیࣰّا }[مَرۡيَمَ: ١٢]ابن عمر، أن رسول الله صلى الله عليه وسلم افتقد رجلا، فقال: «أين فلان؟» ، فقال قائل: ذهب يلعب. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «ما لنا وللعب»ابن عمر رضي الله عنهما میفرمایند : رسول اللهﷺ به دنبال شخصی میگشتند.فرمودند : فلان شخص کجا هست؟شخصی جواب داد و گفت : رفته است بازی بکند.رسول اللهﷺ فرمودند : ما کجا و بازی کردن کجا؟ ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱شاید بالای صدبار آیات و احادیث و آثار، گذاشتیم.بزرگ ترین و فتنه ترین، بلا و مصیبتی که امروز امت و همه دنیا به کلی گرفتار اون شدیم.❌ هدر دادن وقت و زمان هست.به راستی ما کجا و هدر دادن وقت با بازی های الکی کجا ⁉️ما کجا و استرس و اضطراب و طپش قلب بخاطر یک کافر در بازیش کجا ⁉️وقت را هدر ندهیم. بجای بازی های الکی و هیچ و پوچ در دنیا و گوشی، کتابی را مطالعه کنیم در رشته که هستیم.کتابی را مطالعه کنیم در مورد کارمونایاتی از قرآن و احادیث و عقیده را بخوانیم.کودکان مان را نگاه کنیم و وضعیت افتضاح و مزخرف و گند، سیستم آموزشی را، نسلی که حتی فهم کمترین مطالب را ندارد و چند وقت دیگر هر جاهل و احمقی بر آنان مسلط، فرزندان مان را به مطالعه تشویق کنیم.به الله قسم، هیچ احدی از مطالعه و دانش بی خير نمیماند.کمی به زندگی خودمان نگاه کنیم. به فرزندان مان که امانت های الله هستند. و به امتی که تک تک ما در مقابلش بازخواست خواهیم شد. چه کردیم برای امت اسلامی؟پس برای این امت مفید باشیم و فرزندانی دلیر و شجاع و دانا، پرورش بدیم.نه چند جاهل نادان، که 24 ساعت سرشون کرد باشند درگوشی و مشغول هدر دادن وقت باشند.ابن المسيب، عن أبي موسى قال: «من لعب بالكعبين فقد عصى رسول الله صلى الله عليه وسلم»ابو موسی اشعري رضی الله عنه میفرمایند : هر شخصی که با تاس، بازی کند. بداند سرپیچی رسول اللهﷺ را کرد استأبي موسى الأشعري قال: قال رسول الله صلى الله عليه وسلم: «من لعب بالنرد فقد عصى الله ورسوله صلى الله عليه وسلم»رسول اللهﷺ فرمودند : هر شخصی با تاس، بازی کند. سرپیچی کرد است از الله و رسولشأبو موسى الأشعري، أنه سمع النبي صلى الله عليه وسلم يقول: «لا يلعب بكعبيها أحد ينتظر ما تأتي به إلا عصى الله ورسوله صلى الله عليه وسلم»رسول اللهﷺ فرمودند : هیچ شخصی نیست که منتظر و نگاه میکند. تا ببیند تاس هایش، چه چیزی را نشان میدهند. پس بدانید او در سرپیچی الله و رسولش هستأنس بن مالك قال: «نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن الكعبين»انس بن مالک رضي الله عنه میفرمایند : رسول الله ﷺمنع کردند. از بازی کردن و سرگرم شدن با تاس ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱در مورد بازی کردن امام آجری رحمه الله کتابی دارند. به نام تحریم النرد و شطرنج و ملاهي که به آوردن أحاديث و شرح آن پرداختند. قبلا از این کتاب آثاری گذاشتیمسخنی بس زیبا دارند در کتاب شان که مفهومش این هست، ان شاءالله میگذارم کاملش رومیفرمایند : مسلمان باید به بازی های روی بیاورد. که سبب آمادگی بدنش باشد. و آمادگی برای مقابله با کفارهمین سخن از سلف هم داریم که کودکان را با ورزش های بزرگ کنید. که برای جهاد آنان و دفاع، بهترین هست.راجب تحریم این نوع بازی ها و موسیقی، میتوانید به همین کتاب امام آجری، و کتاب دیگرشان المسألة في تحریم الغناء و الرقص، النهي عن القص و السماع، امام دشتی، یا ذم الملاهي امام ابن دنيا و... مراجعه کنید.وقت خودمان را هدر ندهیم. و تن پرور و تنی شکم گنده و بیمار و رنجور و تنبل، نداشت باشیم🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
#قرآن_کریم #باب_اثبات_دو_چشم اثبات چشم برای الله وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلَا تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ۚ إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ { هود 37} و به ساختن کشتی در حضور و مشاهده ما، مشغول شو و درباره ستمکاران که البته باید…#الاربعین_الهروی#باب_اثبات_دو_چشم (١٩) باب إثبات العينين له تعالى وتقدسأنس ابن مالك رضي ﷲ عنه يقول قال رسول ﷲ ﷺ(ما من نبي إلا وقد حذر أمته الأعور الكذاب ألا إنه أعور وإن ربكم عز وجل ليس بأعور مكتوب بين عينيه ك ف ر لفظ غندر)باب إثبات دو چشم برای ﷲ تعالیرسول ﷲﷺفرمودند : هیچ پیامبری نبود. مگر اینکه امتش را از کذاب، یک چشم بر حذر داشته.و بدانید دجال کور است. و پروردگار شما یک چشمش کور نیست.و در میان چشمان دجال(پیشانیش) نوشته شد ک ف ر▰▱▰▱▰▱▰▱❌قبل از هر سخنی پست ریپلی شد بخونید. که بیشتر سخنان در آنجا بیان شد.در پست ریپلی شد امام ابن خزيمه رحمه ﷲ میفرمایند : مسلمان کسی هست. که آنچه را ﷲ برای خود ثابت کرد است از ﷲ نفی نکندو در #اصول_السنه_ابن_ابی_زمنین خواندیم #باب_ایمان_اسما_صفات_الله 1ﷲ صادق ترین هست در سخن، (بعد از این، امام آیات صفات را میگذارد){فانك باعيننا﴾[الطور٤۸]﴿ولتصنع على عيني﴾[طه۳۹]دو چشم برای الله را امام بیان میکند.و رسول ﷲﷺ هم در احادیث بسیاری اثبات کردند.همین احادیث راجب دجالکه میفرمایند : همانا پرودگار شما کور نیست. و دجال یک چشمش کور هستأن العور في اللغة معناه أن يكون الرجل له عينان إحداهما معيبة والأخرى صحيحة، فيقال: هذا أعور، يعني: له عينان: عين منهما معيبة والأخرى صحيحة، ولذلك قال النبيﷺ(إن ربكم ليس بأعور)إذا فله عينان، والأولى ليست معيبة والثانية أيضا ليست معيبةبه صورت خلاصه : به شخصی که دو چشم دارد. و یک چشم آن کور هست.و دیگری سالم میگوند. اعور.پس رسول ﷲﷺفرمودند ﷲ کور نیست. و دو چشم ﷲ، بر خلاف دجالهمچنين امام دارمی در کتاب، نقض میفرمایند : تأويل رسول ﷲﷺ: "إن ﷲ ليس بأعور"بيان أنه بصير ذو عينين خلاف الأعور.معنا سخن رسول ﷲﷺاین هست که ﷲ بینا هست با دو چشمش بر خلاف اعور(که يعني یک چشمش کور هست)👈👈 حتما بر هر مسلمان واجب کتاب نقض امام دارمی بخواند 👉👉🔰 در این قسمت در اثبات چشم، امام میفرمایند(مفهمومی خلاصه): جهمیه آمدند و شروع کردند داد و بیدا و هیاهو و وای اینان جسم اثبات میکنند. چشمی در سر و تشبيه و... تا با این نادانان را پیرو خود کنند. و ما را از این دور کنند صفات را اثبات و بیان کنیم. ولی ما آنچه را ﷲ و رسولش بیان کردند. بیان میکنیم به کوری چشم شما و...💠 و امام شافعی رحمه ﷲ در بیان اثبات صفات ﷲ هنگامی که از ایشان سوال شد راجب صفات به این حدیث استناد کردند.[[بذلك وأنه ليس بأعور بقول النبي : إذ ذكر الدجال فقال: إنه أعور وإن ربكم ليس بأعور]] طبقات حنابلههمچنین صحابه و تابعین،صفت چشم را بیان کردند.ریپلی شدپس ﷲ دو چشم دارد نه بیشتر و کسانی که بیشتر گفته اند. بر گمراهی آشکار و ظلالت هستندبه 👈الصواعق المرسلة👉امام ابن قيم رحمه ﷲ مراجعه کنندحتی باقلانی و ابوالحسن اشعري هم ثابت میکند دو چشم رو.[وأن له عينين بلا كيف، كما قال: {تجري بأعيننا}] ابوالحسن اشعریاما بیایم نگاه کنیم به اینکه برخی فرمودند : زیر نظر ما(بأعيننا)را اینگونه تفسیر کردند. آیا این به معنا رد چشم هست برای ﷲامام دارمی رحمه ﷲ به این جواب میدهند در کتاب نقض علی مریسیمیفرمایند : زیر نظر و دیدن ما، يعني اثبات همان چشمایا شخص کور میتواند چیزی را زیر نظر بگیرد؟ قطعا خيرو شخص با چشم، چیزی را زیر نظر میگیرددر آخر از سلف نمونه می آوریم📛شاید این پیروان جهم بگویند. خب شنیدن هم برای ﷲ بیان شد. گوش را ثابت کنید.همانگونه که زیر نظر را چشم بیان میکنید.بر ما واجب گشته👈اثبات آنچه ﷲ و رسولشﷺ👉اثبات کردند.و واجب گشته👈سکوت در آنچه ﷲ و رسولشﷺ👉برای ما بیان نکردند.پس دو چشم،در قرآن و سنت و سخن سلف ثابت هست. و ما با قلب مان ایمان داریم و با زبان اقرار میکنیمو راجب گوش، ﷲ و رسولشﷺ، چیزی بیان نکردند. پس بر ما فرض هست سکوت در آن و فقط اثبات شنیدن، بر ما واجب گشته و ایمان به آننه رد یا اثبات گوشامام سلف سفيان رحمه ﷲ چشم رو ثابت کردند میفرمایند : {ولتصنع على عيني}فذلك مثل قوله:{واصنع الفلك بأعيننا ووحينا}ومثل قوله:{بل يداه مبسوطتان}و امام سفیان فرموند:﴿تجري بأعيننا﴾ يقول: بأمرنا🚫یعنی : امر ﷲاین سخن هیچ اشکالی در آن نیست زیرا موافق سخن ابن عباس رضي ﷲ عنهما هم هست و نفی چشم نیست زیرا امام ثابت کردن صفت چشم رو. پس امر در اینجا چیست؟ابن عباس میفرمایند : واصنع الفلك بأعيننا قال: بعين ﷲ ووحيهزیر نظر چشم ﷲ و وحی و امر ﷲ، کشتی را بسازو این تفسیر امامان مجاهد و قتادة و عطا خراسانی رحمهم الله هم هستزیرا الله میفرماید : بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَاپس امام سفيان ربطی به نفی صفت ندارد. و بامرنا، برای وحی هست نه چشم. هر چند دو آیه در دو جا متفاوت، ولی سخن یکی هست♻️جهمیه به کل منکر صفت هستند. پس فریب نخوریمکسی که به کل منکر صفت هست با کسی که معنایی موافق صفت و اثبات صفات دارد فرق دارن
#یدالله#نزولاللهوقال الترمذي في سننه، في كتاب الزكاة بعد روايته لحديث الله يقبل الصدقة ويأخذها بيمينه... قال رحمه الله: وقد قال غير واحد من أهل العلم في هذا الحديث وما يشبه هذا من الروايات من الصفات ونزول الرب تبارك وتعالى كل ليلة إلى السماء الدنيا، قالوا: قد تثبت الروايات في هذا ويؤمن بها ولا يتوهم ولا يقال كيف. هكذا روي عن مالك وسفيان بن عيينة وعبد الله بن المبارك أنهم قالوا في هذه الأحاديث أمروها بلا كيف. وهكذا قول أهل العلم من أهل السنة والجماعة. وأما الجهمية فأنكرت هذه الروايات وقالوا: هذا تشبيه، وقد ذكر الله عز وجل في غير موضع من كتابه اليد والسمع والبصر فتأولت الجهمية هذه الآيات ففسروها على غير ما فسر أهل العلم، وقالوا: إن الله لم يخلق آدم بيده، وقالوا: إن معنى اليد ههنا القوة، وقال إسحاق بن إبراهيم: إنما يكون التشبيه إذا قال: يد كيد أو مثل يد أو سمع كسمع أو مثل سمع، فإذا قال سمع كسمع أو مثل سمع فهذا التشبيه، وأما إذا قال كما قال الله تعالى يد وسمع وبصر ولا يقول كيف ولا يقول مثل سمع ولا كسمع، فهذا لا يكون تشبيها وهو كما قال الله تعالى في كتابه: ليس كمثله شيء وهو السميع البصير. انتهى.امام ترمذی رحمه الله در کتاب سنن ترمذی، در کتاب زکات بعد از آوردن حديت.الله صدقات را قبول میکند و آن را با دست راستش میگیرد ( این قبلا کامل آوردیم يد الله دنبال کنید)امام همچون شرح حديث و بيان عقیده صحیح سلف، بعد این حدیث میفرمایند : بیشتر از یک عالم، از علما ( یعنی فقط سخن یک عالم نیست، این عقیده سخن کل سلف) در مورد این حدیث ( که الله صدقات با دستش میگیرد)و همچنین احادیث شبیه به این حدیث، از احادیث صفات.همچون نزول الله تبارک و تعالی به آسمان دنیا در هر شب ( یک سوم آخر شب)علما سلف فرمودهاند : این احادیث صحیح و ثابت هستند. و ایمان به آنان داریم.و در آنان دچار فکر و خیال و توهم نمیشویم.و در مورد این ( آیات و احادیث صفات) نمیگویم : چگونه( و سوال و تشبیه در فکر)؟!و این سخن و عقیده، مالک بن أنس، سفيان بن عيينة، ابن مبارک رحمهم الله است که آنان راجب این احادیث گفته اند : آن ( آیات و احادیث صفات) را بپذیرید و قبول کنید. بدون سوال و تعیین کیفیت برای آنان (بیایی آن صفات را در ذهن تجسیم کنی بعد راجبش سوال بپرسی و تعیین کیفیت)و این سخن و عقیده، اهل علم هست. از اهل سنت و جماعت ( اهل حدیث و اثر، سلف صالح امت)اما جهمیه آمدند و این روایت ها را انکار کردند.و گفتند : اثبات صفات برای الله، يعني تشبیه ( الله به مخلوقاتش)و الله نه در یک آیه بلکه در چندین آيات از کتابش، دست و شنیدن و دیدن را بیان فرمود.و جهمیه این آیات را تفسیر کردند. به تفسیری غیر از آنچه اهل علم ( سلف صالح) بیان کرد بودند.و جهمیه گفتند : همانا الله، آدم را با دو دستش خلق کرد.منظور از، يد، در اینجا قدرت هست. ( تفسیر يد در آیه به قدرت و نعمت، سخن جهمیه هست نه سلف صالح)و امام اسحاق بن راهویه رحمه الله میفرمایند : تشبیه اینگونه است بگویی : دست الله، همچون دست من است. و شنیدن الله، همچون شنیدن من است. و این تشبیه هست.اما اگر شخص بگوید : همانگونه که الله تعالی فرمود دست و شنیدن و دیدن دارد.و نگوید چگونه ( چگونه دست دارد، چقدر و حد تعیین کردن، جسم یا نیست، هیچ نگويد و در فکرش نیاید)و نگوید : مثل شنیدن و شبیه شنیدن من( فقط صفت ثابت کند برای الله، بدون این خیال و توهمات دیگر)پس این تشبیه نیست.زیرا الله تعالی در کتابش فرمود است : هیچ شيء مثل الله نیست و او شنوا و بینا هستاین سخن سلف و عقیده سلف امت، که امام ترمذی رحمه الله در کتاب سنن شان بیان کردن برای هدایت امت و بر آن بودند.متاسفانه گاهی این نوادگان جهم و جعد میان فقط یک قسمت کلام امام بیان میکنند. و میگویند نباید معنا کرد و تفسیر و... در حالی که امام وقتی در دو جا در سنن شبیه همین سخن بیان میکنند.دست اثبات میکنند. نزول اثبات میکنند و صفت پا روپس برای بار هزارم خواهران و برادرانم، از یک جمله عقیده گرفته نمیشود. به کل عقیده آن امام نگاه میشود.و شک نکنید هرگاه شخصی جهمی، سخن از علما سلف آورد.یا قیچی کرد. یا برداشت غلط خودش رو در آن قالب میکند. یا سخن ضعيف هست. و یا ممکن صفت ثابت کرد امام و معنا دیگر هم بیان در کنار اثبات صفت و یا امور اختلافی هست بین علما سلف، که میخوانیم راجبش ان شاءاللهپس فریب نخورید و کل سخنان آن امام و سلف، بر فهم سلف نگاه کنیم
#حدیث#علماسوء حَدَّثَنَا عُمَيْرُ بْنُ مِرْدَاسٍ، عَنِ الْوَلِيدِ بْنِ صَالِحٍ، نَا عُثْمَانُ بْنُ مِقْسَمٍ، عَنْ المقبري، عن أَبِي هُرَيْرَةَ؛ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: (إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَذَابًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَالِمٌ لَمْ يَنْفَعْهُ اللهُ عَزَّ وَجَلَّ بِعِلْمِهِ).رسول اللّٰه ﷺ فرمودند : همانا سخت ترین عذاب مردم، در روز قیامت برای عالمی است که الله عز وجل به او علم داد است. اما علمش به آن سودی نرساند
#المحنة ما ذكر من أخلاق أبي عبد الله رضي الله عنهسمعت صالح يقول كان أبي إذا أراد الوضوء للصلاة لم يدع أحدا يستقي له الماء كان هو يستقي بيدهوكنت اسمعه كثيرا يتلو سورة الكهفوكنت ربما اعتللت فيأخذ قدحا فيه ماء فيقرأ فيه ثم يقول لي اشرب منه واغسل وجهك ويديك- وكان ربما خرج إلى البقال يشتري الحزمه من الحطب والشيء فيحملهوجاء يوما ليتنور وعندي رجل ضرير يقرأ فأخبرت أنه قعد هنيهة يستمعوكان يبيت عندي كثيرا قوم فيهم من يقرأ ويغير فيبلغه ذلك فلا يقول شيئاقال ورأيته يوم الجمعة والإمام يخطب وسائل يسأل وكان إلى جنب أبي رجل وكان السائل مما يلي أبي فأومأ الرجل وفي يده قطعة إلى أبي ليأخذها ويعطيها السائل فلم يأخذها من الرجلوكان ربما ركع في المسجد يوم الجمعة وربما انصرف فيصلي في بعض المساجدومضيت معه يوم جمعة إلى مسجد الجامع فوافقت الناس وانصرفوافدخل أبي المسجد وكان معنا إبراهيم بن هاني النيسأبوري فتقدم أبي فصلى بنا الظهر أربعاقال قد فعله بن مسعود بعلقمه والاسودأخبرنا المخلدي قال أخبرنا الاسفرايني الاسفراني قال حدثنا صالحقال حدثني أبي قال حدثنا عبد الرحمن بن مهدى عن سفيان عن الحسن بن عبيد الله قال فاتتنى الجمعة وأنا وذر فصلينا في جماعة قال فذكرت ذاك لإبراهيم فقال قد فعله ابن مسعود بعلقمة والأسود يوم الجمعةقال المخلدي قال أبو بكر الاسفرايني سألت إبراهيم بن هاني عن هذا فقلت فاتتكم الجمعة مع احمد فصلى بكم أربعا قال نعمواخبرنا الاسفرايني قال حدثنا صالح قال حدثني أبي قال حدثنا عبد الرزاق قال اخبرنا سفيان عن الحسن بن عبيد الله قال صليت أنا وذر فأمنى وفاتتنا الجمعة فسألت إبراهيم فقال قد فعل ذلك عبد الله بعلقمة والأسودقال سفيان وانما فعلته أنا والأعمشقال أبي وقد فعله اياس بن معاوية وهو قاضيبخشی از اخلاق و رفتارهای أبو عبد ﷲ احمد بن حنبل رحمه ﷲ صالح (پسر احمد بن حنبل) نقل میکند: هرگاه پدرم برای وضو آب نیاز داشت، اجازه نمیداد کسی برایش آب بیاورد؛ خودش از چاه آب می کشید. و بسیار می شنیدم که سوره ی کهف را تلاوت می کرد.( #رقیهشرعیه ) زمانی که بیمار می شدم، ظرف آبی می گرفت، روی آن آیاتی میخواند و به من می گفت: »بنوش و دست و صورت ت را با آن بشوی.«گاهی خودش به بقالی می رفت و هیزم یا چیزهای دیگر میخرید و به دوش خود حمل میکرد. روزی برای حمام کردن به خانهام آمد. مرد نابینایی نزدم در حال تلاوت قرآن بود، پدرم کمی نشست و به او گوش داد. بسیاری از شب ها مهمانانی نزد ما میماندند که برخی قرآن میخواندند و آواز تغییر میدادند. وقتی به پدرم خبر میرسید، چیزی نمی گفت. صالح میگوید: یک #جمعه دیدم که امام در حال خطبه خواندن بود و گدایی از مردم کمک میخواست. مردی کنار پدرم با اشاره سکه ای به او داد تا به گدا بدهد، اما پدرم آن را نگرفت.[[یه نکته بگیم، در روز جمعه امام که شروع به خطبه کرد. بر تک تک افراد لازم تنها حواس شان به خطبه باشد. و از سخن و رفتار حواس پرتی و سرگرم شدن به چیزی خودشون کاملا به دور گیرند هشتگ جمعه دنبال کنید]]گاهی در مسجد روز جمعه نماز ظهر را ادا می کرد و یا باز میگشت و به مسجد دیگری نماز می خواند. یک بار همراه او به مسجد جامع رفتیم و مردم نماز (جمعه) را تمام کرده بودند و بازگشته بودند. پدرم به مسجد وارد شد و به همراه ابراهیم بن هانی نیشابوری برای ما (چهار رکعت) نماز ظهر خواند و گفت: »ابن مسعود با علقمه و اسود چنین کرد.« مخلدی برای ما روایت کرد که اسفرایینی برای او نقل کرده و او از صالح شنیده و صالح از پدر خود(امام احمد) روایت کرده و پدر صالح از عبدالرحمن بن مهدی و او از سفیان و او از حسن بن عبید ﷲ روایت کرده و فرموده: »نماز جمعه از من و ذر فوت شد، پس به صورت جماعت(به جای جمعه، ظهر) خواندیم. سپس این موضوع را به ابراهیم یادآور شدم و او گفت: پیش از این، عبدالله بن مسعود نیز با علقمه و اسود در روز جمعه چنین کرد.« مخلدی گوید: ابوبکر اسفراینی فرمود: از ابراهیم بن هانیء دربارۀ این موضوع پرسیدم و گفتم: آیا نماز جمعه از شما و احمد فوت شد و او با شما چهار رکعت(نماز ظهر) خواند؟ گفت: »آری. « هم چنین اسفرایینی برای ما نقل کرده که از صالح شنیده و صالح از پدر خود (امام احمد) روایت کرده و پدرش از عبدالرازق و او از سفیان و او از حسن بن عبيدﷲ نقل کرده که ایشان فرمود: »من و ذر نماز خواندیم و او به من اقتدا کرد، در حالی که نماز جمعه از ما فوت شده بود. « از ابراهیم پرسیدم و او گفت:»عبدﷲ با علقمه و اسود چنین کرد.« سفیان گفت: »من و اعمش نیز چنین کردیم.پدرم گوید:»ایاس بن معاویه نیز چنین کرد، در حالی که او قاضی بصره بود.«مولف کتاب👈صالح پسر امام احمد رحمهما الله هستندمترجم👈ابو ذکر الله ایرجکتاب👈زندگی نامه و عقیده امام احمد بن حنبل
#مساوی_اخلاق#باب_تهمت_زناباب ما يذكر من قذف المحصناتباب آنچه روایت شد از کراهت و نهی، در مورد تهمت زنا، به زنان پاک دامنقبل از شروع باب یه نکته ای رو یادآوری کنیم، اگر همین هشتگ در کانال یا #باب_فحاشی_سخن_راجب_ناموس دنبال کنید. چند اثر گذاشتیم و آثار بیشتر هست و آیات و احادیث، جامع هستند. تهمت زنا به هر زنی با هر عقیده ای، حکم قذف بر آن جاری هست.زیرا در اسلام حکم بر پاکی و طهارت تمام افراد هست از زنا مگر خلافش ثابت گردد طبق شرع.و اگر هم زنا را دیدیم. حکم بر پوشاندن آن هست نه نشر آن، که در مورد، گناه، نشر گناه آثار زیادی را بیان کردیم.و بدانیم این شامل تهمت برای مردان هم هست. و در #باب_آنچه_راجب_زنا_آمد 3 به این موضوع پرداختیم چرا در یک موضوع خاص، زن یا مرد مخاطب آن گناه هستند.أبي هريرة قال: سمعت أبا القاسم صلى الله عليه وسلم يقول: «من قذف مملوكه، وهو برئ مما قال، ضرب له يوم القيامة»ابوهریره رضی الله عنه میفرمایند : رسول الله ﷺ فرمودند : هر شخصی به کنیزی تهمت زنا بزند. و آن کنیز از آن تهمت و گناه بری باشد. در روز قیامت آن شخص عذاب آن را میچشد.▰▱▰▱▰▱▰▱یه نکته مختصر راجب این حدیث بگیم. ما در آیات و احادیث کامل از تهمت به همه زنان و مردان، منع شدیم.ولی چرا کنیز، خاص قرار گرفت است.یک کنیز، ممکن شرایط ازدواج برای او سخت باشد. و یا بخاطر جایگاه پایین که دارد. سخن راجبش رو ساده بگیرند. در حالی که در حدیث داریم. شخص سخنی را ساده میپندارد اما الله بخاطر آن سخن او را 70 سال در جهنم فرو میبرد.گاهی اشخاص هنگام که زن بیوه ای را میبینند. که ازدواج نکرد است. و کنار بچه هاش، میگویند. این حتما یه کاری میکنه. و یا دختری که سنش بالا رفته، و یا همسرش در سفر هست و... در شرایط سخت قرار دارند.همین جمله بگویی مثلا، حتما یه کاری میکنه، و منظور زنا باشتو نزد الله باید پاسخگوی این تهمت زنا باشی.و یا زن و دختری بخاطر پوشش که دارد. بهش تهمت زنا زد بشه.هیچگاه راجب هیچ زنی و هیچ دختری، جز به نیکی سخن نگویم👈 در باب سخن راجب ناموس هشتگ بالا خواندیمالله در قیامت تمام گناهان را عفو میکند بجز شرک، ولی عذاب را بر کسی که راجب ناموس دیگران سخن گفته بر نمیدارد. و عذاب میدهد.(الله اعلم)عبد الله بن عمرو، امرأة زنت وليدة لها، فقال: «والله لئن لم يجلدها في الدنيا، لتجلدن بها في يوم الجلد عليها أشد يوم القيامة» . قال: فسمعت بذلك فأعتقتها، فقال: «لعل عتقها يكفر عنها ذلك»امام ابراهيم النخعی رحمه الله میفرماید : عبدالله بن عمرو بن العاص رضي الله عنهما، شنیدن که (شخصی) میگوید.کنیزی زنا کرد است.عبدالله بن عمرو رضي الله عنهما فرمودند : والله اگر ما او را در این روز (دنیا) شلاق نزنیم (حد قذف)، در روزی (آخرت) او را شلاق خواهند زد که بسیار سخت تر از دنیا هست. و آن هم در آخرت هست.زن (که تهمت را زد) وقتی این را شنید. کنیز را آزاد کرد.و گفت : امیدواریم این آزاد کردنش، کفاره تهمتی باشد که به او نسبت دادطيسلة بن علي، قال: سألت ابن عمر قلت: حدثني عن الكبائر، فقال: قال رسول اللهﷺ : الكبائر: الإشراك بالله، وقذف المحصنة ". فقلت: أقبل الدم؟ قال: نعم، وزعمنا: «وقتل النفس المؤمنة، والفرار من الزحف، وأكل الربا، وأكل مال اليتيم، وعقوق الوالدين المسلمين»طيسله بن علی رحمه الله میفرمایند : از عبدالله بن عمر رضي الله عنهما سوال کردم و گفتم.از رسول الله ﷺ در مورد گناهان کبیره حدیثی را برایم بیان کنید.فرمود : (رسول الله ﷺ فرمودند : گناهان کبیره شامل، شرک قرار دادن برای الله هست. و تهمت برای زنان پاکدامن)به ایشان گفتم : آیا این قبل از کشتن او هم هست؟ (یعنی این گناه، از کشتن زن هم بزرگ تر هست)فرمودند : بله. ( از آن هم بزرگ تر)سپس ابن عمر فرمودند : بله از کشتن زن مسلمان، و فرار از جنگ، و خوردن مال ربا، و خوردن مال یتیم، و از اذیت و آزار والدین هم این گناه بزرگ تر هست▰▱▰▱▰▱▰▱پناه بر الله، سبحان الله، يعني شما رو به الله بیایم زبان هایمان را ببریم. تا راجب زنان سخن بگویمحذيفة، عن النبي ﷺ قال: «قذف المحصنة يهدم عمل مائة سنة»رسول الله ﷺ فرمودند : تهمت به زن پاکدامن، از بین برنده 100 سال عبادت هست و آن را باطل میکند و نابودأبي ذر قال: سمعت رسول الله ﷺ يقول: «من زنى أمة ولم يرها تزني، جلده الله يوم القيامة بسوط من نار»رسول الله ﷺ فرمودند : هر شخصی به زنی تهمت زنا بزند. و آن را ندید باشد. در روز قیامت با شلاقی از آتش، شلاق زد میشود▰▱▰▱▰▱▰▱اگر هم دید باشد. حق بازگو کردن آن را ندارد و در صورت اثبات نشدن در دنیا حد قذف بر او جاری میگرددپایان این باب از کتاب🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
#الاربعین_الهروی #باب_اثبات_الصوره باب إثبات الصورة له عز وجل ١٨ - أبو هرير رضي ﷲ عنه قال قال رسول ﷲﷺخلق الله آدم عليه السلام على صورته طوله ستون ذراعا باب اثبات صوره براي ﷲ عز وجل ابوهریره رضی ﷲ عنه میفرمایند : رسول ﷲ ﷺ فرمودند : ﷲ، آدم عليه السلام…#الاربعین_الهروی#باب_اثبات_الصوره...فيقول: من كان يعبد شيئا فليتبعه. فيتبع من كان يعبد الشمس الشمس. ويتبع من كان يعبد القمر القمر. ويتبع من كان يعبد الطواغيت الطواغيت. وتبقى هذه الأمة فيها منافقوها. فيأتيهم الله، تبارك وتعالى، في صورة غير صورته التي يعرفون. فيقول: أنا ربكم. فيقولون: نعوذ بالله منك. هذا مكاننا حتى يأتينا ربنا. فإذا جاء ربنا عرفناه. فيأتيهم الله تعالى في صورته التي يعرفون. فيقول: أنا ربكم. فيقولون: أنت ربنا. فيتبعونه..خلاصه وار چون قبلا گذاشتیم.گفتند آیا ما الله را میبینیم رسول الله ﷺفرمودند بلههمان گونه در آسمان صاف شب، ماه کامل را میبینید و در روز صاف خورشید را.بعد فرمودند : هر کس هر چیزی را پرستید باشد. دنبال آن میرود کسی خورشید را پرستید باشد دنبال خورشید میرود.کسی طاغوتی را پرستید باشد دنبال او میرود.سپس مسلمانان میمانند و منافقان، پس الله در شکلی غیر از شکل خویش، نزد آنان می آید و میگوید من پروردگار شما هستم.مومنان میگویند. خير سپس الله در شکل واقعی نزد آنان می آید و میفرماید من پرودگار شما هستم. و مؤمنان میگویند بله ( و ساق هویدا میگردد و مؤمنان به سجده می افتند و منافقان نمیتوانند. و بین مسلمانان و منافقان جدایی می افتد که منافقان از مسلمین طلب نور میکنند) ❌❌ این حدیث خوب بخاطر بسپارید. در باب دیدن الله، سخن راجبش زیاد و مهم، ان شاءالله حدیث بالا کاملا صحیح هست. و متن از صحیح امام مسلم رحمهدر اثبات صفت صوره#دیدنالله در این هشتگ قبلا حدیث گذاشتیم.که از رسول اللهﷺ سوال میکنند آیا ما در قیامت الله را میبینیم.میفرمایند : همان گونه که ماه را میبینید بدون هیچ مشکلی، آنگونه الله را میبیند. ( قبلا گذاشتیم و ترجمه)حتما به کتاب نقض امام دارمی مراجعه کنید جواب شبهات جهمیه رو داد. که این آمدن الله، و سخن مؤمنان، جهت شک و کفر نبود. بحث این نیست الاندر این حدیث 👈 دیدن الله، ثابت هست با چشم سر، و الله در بالا هستدر این حدیث 👈 آمدن الله، ثابت هست به #نزولالله مراجعه کنید. بیان کردیم#قرآنکلامالله در این حدیث 👈 صفت کلام برای الله ثابت هست. و سخن گفتن الله با اهل ایمان در قیامت، میفرماید : 🌹 انا ربکم، من پروردگارا شما هستم و اهل ایمان میگویند بله تو پروردگارا ما هستی و سخن الله را میشنوند در این حدیث 👈 صفت صورة برای الله ثابت هست.اما هدف از آوردن حدیث، رسول اللهﷺ فرمودند : الله در شکلی غیر از شکل خویش می آیند.امام دارمی رحمه الله در کتاب نقض خویش وقتی بر جهمیه رد میدهند. و آنان میگویند. ذات الله تغییر میکند از شکل خویش، میفرماید : تغییر در ذات الله نیست.بلکه تغییر را الله در چشم و قلب، انسان ها نمایان میکند.یعنی انسان چیزی را میبیند که حقیقی نیست. و برای بار دوم ذات حقیقی الله را میبیندبه این سخن امام سلف نگاه کنیم و بدانیم عقیده سلف در مورد این حدیثإسحاق بن عيسى الطباع قال : أتينا عبد العزيز بن أبي سلمة الماجشون برجل ينكر حديث يوم القيامة وأن الله تعالى يأتيهم في صورته فقلنا : يا أبا عبد الله ! إن هذا ينكر حديث عبد الله في صفة يوم القيامة ، وما يأتيهم الله عز وجل فيه ، فقال : يا بني ما تنكر من هذا ؟ فقال : إن الله أجل وأعظم من أن يرى في هذه الصفة ، فقال : يا أحمق إن الله ليس يتغير عن عظمته ولكن عيناك يغيرهما حتى تراه كيف شاء. [التوحيد لابن منده - ت الفقيهي ٣/١٢٣ ]🔰ترجمه( به نقل از کانال عقیده اهل حدیث) : اسحاق بن عیسی الطباع گفت: به نزد عبد العزيز بن أبي سلمة الماجشون آمدیم با مردی که حدیث مربوط به اینکه الله تعالی در روز قیامت به صورتش نزد آنها می آید را انکار می کرد ، گفتیم: ای اباعبدالله! این مرد حدیث عبدالله در مورد وصف قیامت و آنچه در باره آمدن الله تعالی به سویشان در آن (حدیث آمده است) را انکار می کند، فرمود: ای پسرم، چه چیزی را انکار می کنی؟ فرمود: خداوند بزرگتر از آن است که در چنین صفتی دیده شود، (عبد العزيز بن أبي سلمة ) گفت : ای احمق، خداوند عظمت خود را تغییر نمی دهد، اما چشمانت را به گونه ای تغییر می دهد ، تا اینکه او را به همان صورتی که می خواهد ببینیپس صوره الله، تغییر نمیکند.هر چند امام ابن تیمه رحمه الله، در شرحی بر کتاب دیدم که با استناد به برخی احادیث فرمود بودند. امکان دارد تغییر در خود صوره الله باشد. و دلایل بر آن.اما قول سلف، حق تر هست نزد اهل سنت و جماعت.و قول صحابه بر قول تابعین و قول تابعین بر تبع آنان، افصل تر و ارجع تر هست.حالا چه برسد به قول سلف، بر خلف رحمهم الله جميعا
#الاربعین_الهروی#باب_اثبات_الصورهباب إثبات الصورة له عز وجل١٨ - أبو هرير رضي ﷲ عنه قال قال رسول ﷲﷺخلق الله آدم عليه السلام على صورته طوله ستون ذراعاباب اثبات صوره براي ﷲ عز وجلابوهریره رضی ﷲ عنه میفرمایند : رسول ﷲ ﷺ فرمودند : ﷲ، آدم عليه السلام را بر صورت خویش، خلق فرمود. و قد آدم عليه السلام 60ذراع بود▰▱▰▱▰▱▰▱حدیث کاملا صحیح هست.دو آیه را یادآوری کنیم.ﷲمانند هیچ چیزی نیست.و ﷲ پاک و منزه هست از آنچه مشرکان وصف کنند.امام آجری رحمه ﷲ در کتاب الشريعة بعد از آوردن احادیث صورة برای ﷲعز وجل میفرماید : هذه من السنن التي يجب على المسلمين الإيمان بها , ولا يقال فيها: كيف؟ ولم؟ بل تستقبل بالتسليم والتصديق , وترك النظر , كما قال من تقدم من أئمة المسلميناین احادیث از سنت هست. و بر هر مسلمانی واجب هست ایمان به آنان.و در آن نباید بگوید چرا؟ و چگونه؟بلکه آنان را میگیریم و ایمان میآوریم به آنان و تصدیق میکنم. و از توقف در آنان خوداری میکنیم( یعنی نمیآیم در آن فکر و خیال کنیم یعنی چرا، اگر اینجوری باش پس ﷲ شبیه من هست و جسم و گوشت و...در آن توقف نمیکنیم و خیال)همان گونه که امامان مسلمین(سلف صالح)چنین کردند. سخن امام کامل و جامع و قابل فهم بود. بخصوص اگر باب های قبلی دنبال کرد باشیداما راجب اینکه، ﷲ تبارک و تعالی، آدم را بر شکل ﷲ خلق فرمود.در مورد این حدیث دو سخن هست.1👈 عقیده اهل سنت و جماعت ( سلف صالح) که ﷲ؛ آدم را بر صورت ﷲ خلق فرمودو ما فقط مکلف به اثبات اسما و صفات و اخبار هستیم که ﷲ و رسولش خبر دادند. نه یک کلمه بیشتر یا کمتررسول ﷲ ﷺ فرمودند : ﷲ آدم را بر صورت خود ﷲ خلق فرمود. تمامهمان گونه که امام آجری رحمه الله بعد از سخن شان چند سخن از امامان سلف می آورند : همان گونه که روایت شد. بیان میکنیم و تمامزیرا ﷲ و رسولش، فقط به این خبر دادند.و فریب جهمیه و نوادگان شان را نخوریم. بگویند اگر بر شکل ﷲ بود. خب ﷲ مثلا گوش دارد؟ اگر اینگونه هست.میگویم : ما فقط آنچه را ﷲ و رسولش بیان کردن. بیان میکنیم و ایمان داریم و آنچه را سکوت کردن. سکوت میکنیم. پس گوش را نه ثابت یا رد نمیکنیم زیرا از آن خبری نیست. و ما تسلیم ﷲ و رسولش هستیم. نه عقل ناقص و کفری شماو چه سخنی زشت تر از این بیایی برای رد صفاتﷲ، مردم را به سخنی وا داری که ﷲ و رسولش، بیان نکردند.( طولانی نکنیم)امام احمد رحمه ﷲ میفرماید : ان ﷲ خلق آدم علي صورة آدم فهو جهمی هر کس بگوید ﷲ آدم را بر صورت خود آدم عليه السلام خلق کرد. جهمی هست.همچنین امام عبدالوهاب وراق رحمه ﷲ میفرماید : هر شخصی نگوید. ﷲ، آدم عليه السلام را بر صورت رحمان، خلق کرد. جهمی هستو دیگر امامان از سلف. پس عقیده اهل سنت و جماعت، سلف صالح.این هست. ﷲ، آدم را بر صورت خود ﷲ خلق فرمود. و مثل دیگر صفات همچون دیدن و شنیدن و دست و حیات و علم و... آن را ثابت و ایمان دارند. بدون هیچ سوال و تفکر و وهم در آن2👈دسته دوم که مشخص چه کسانی هستند. از دو سخن بالا، از امام احمد و عبدالوهاب رحمهما ﷲ، جهمیه و نوادگان شان، که میگویند، ﷲ آدم را بر صورت آدم خلق کرد. نه خود ﷲ، این عقیده جهم و هر کسی پیرو جهم باشداما راجب امام ابن خزيمهمیفرمایند : ضمیر صورت (شکل) به آدم برمیگردد. نه ﷲکه در این امام به خطا رفته اند. و قول ایشان را به دیوار میکوبیم و هیچ ارزشی ندارد سخن شان نزد ما در این مورد.زیرا امام مالک رحمه ﷲ میفرمایند : قول هر شخصی رد هست. بجز رسول ﷲﷺ(و امام ابن تیمه به این سخن امام مالک استناد میکند راجب امام ابن خزيمه)و حذيفه رضي ﷲ عنه فرمودند : گاهی عالم سخنی اشتباه بر زبان جاری میکند. پس از آن سخن دوری گیرید.(قبلا خوانديم)و امام سفيان ثوري میفرماید : اگر دیدید ما بر حق بودیم پیروی کنید.و کلی سخن دیگر از سلف، و امام ابن خزيمه بعد ذکر احادیث و سخن شان جهمیه لعن میکنند بخاطر رد کردن صفاتﷲ، و برای این میگویم ایشان امام هستند. زیرا در صفات با سلف هم عقیده بودند. و در این مورد اشتباه کردند. بر خلاف جهمیه که دین و اله دگر دارند.پس فرق هست بین یک امام که عقیده سلف دارد و دچار خطا گردید باشد. با کسانی که دشمن سلف هستند.و ما تابع حق هستیم و نه اشخاص.ﷲ از گناه و خطا ما و امام بگذرد آمينو طول آدم عليه السلام 60 ذراع بود. به ﷲ بر نگردانید#احادیثضعیفوموضوع و حدیث که راجب این که عرض آدم چقدر هست در کتب، صحیح نیستامام احمد میفرمایند«وزعم جهم بن صفوان أن من وصف الله بشيء مما وصف به نفسه في كتابه أو حدّث عن رسوله كان كافرًا وكان من المشبهة»👈 «جهم بن صفوان گمان کرد که هر کس ﷲ تعالی را به[صفاتی]که خودش خود را به آن[صفات]در کتابش وصف کرده یا پیامبرش ﷺ از آن خبر داده، وصف کند، کافر است واز مشبهه میباشد»📚«الرد على الجهمية» کتاب در کانال موجود #کتبسلف
#مساوی_اخلاق #باب_کراهت_سرپیچی_کردنباب ما يكره للعبيد من الإباق، وما في ذلك من الإثمباب کراهت و گناه، سرپیچی بردگان و فرار آنانجرير، عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «أيما عبد أبق برئت منه الذمة»رسول الله ﷺ فرمودند : هر برده ای که فرار کنند. پس از عهد و پیمان الله و رسولش خارج گردید. ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱البته این به صورت عام هست. که برده نباید به صورت کلی و بدون هیچ عذری فرار کند. وقتی صاحبش با او درست هست اخلاقش به دور از شرک و گناه خواستن از اوبرای نمونه در #باب_زشتی_وسختی_عذاب_لواط خواندیم که برده ای به امام سلف سفيان بن ثوری رحمه الله گفت : که اربابانم از من طلب کار زشتی میکنند. امام فرمود تو آزاد هستی.و در زمین برودر آنجا نمان فرار کن و آنان ترک کن. پس در شرایط که شخص به گناه بزرگ یا شرک کشید شود. فرار و نماندن بهتر هست. و حتی شکنجه شدن بهتر است. همان گونه که یوسف عليه السلام، زندان و شکنجه را به قصر و پادشاهی افضل تر بیان کرد. به سبب دعوت ایشان به گناهجرير، عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «العبد إذا أبق لم يقبل له صلاة حتى يرجع»رسول الله ﷺ فرمودند : هر برده ای که فرار کند. نمازش قبول نیست تا هنگامی که نزد صاحبش برگردد ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱راجب نماز، در صورتی بدون هیچ عذری فرار کرد باش و قبول نشدن نماز مثل همان حدیث هست که میفرمایند : شخصی که شراب بنوشد. تا چهل روز نمازش قبول نمیگردد.به معنا ترک نماز نیست. زیرا ترک کند کافر میگردد. یعنی اجر و ثواب نماز را نمیاد و فقط وظیفه اش را انجام داد.یه مثال ساده ساده، مثلا کارمندی بخاطر تخلفی، بگویند باید یک هفته کار کنی بدون هیچ دستمزدی، بخاطر فلان تخلف.جرير، عن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «أيما عبد أبق إلى الشرك فقد حل دمه»رسول الله ﷺ فرمودند : هر برده ای که از دین برگردد. و مشرک گردد. ( مرتد) خونش حلال هست. ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱در مورد ارتداد، چه برده باشد یا شخص آزاد. مرتد گردید. خونش حلال هست و کشته میشود. فرقی بین برده و آزاد نیست. و هر کس بعد از قبول اسلام به شرک برگردد حکمش کشتن هست.جرير، أن النبي صلى الله عليه وسلم قال: «إذا أبق العبد لم يقبل له صلاة حتى يرجع»رسول الله ﷺ فرمودند : برده اگر فرار کند. تا هنگامی که نزد صاحبش برنگردد. نمازش قبول نمیگرددپایان این باب از کتاب🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
#سخن_علما٢١٨ - حَدَّثَنِي أَبُو عَلِيٍّ الْمَرْوَزِيُّ، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدَانُ بْنُ عُثْمَانَ، قَالَ: أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ قَالَ: أَخْبَرَنَا سَعِيدُ بْنُ أَبِي أَيُّوبَ، قَالَ: حَدَّثَنِي بَكْرُ بْنُ عَمْرٍو، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ سُلَيْمٍ، قَالَ: «لَيَأْتِيَنَّ عَلَى النَّاسِ زَمَانُ، تَكُونُ هِمَّةُ أَحَدِهِمْ فِيهِ بَطْنَهُ، وَدِينُهُ هَوَاهُ».📗 الجوع🖍امام ابن ابی دنیا رحمه الله صفوان بن سليم رحمه الله میفرمایند : زمانی بر مردم خواهد آمد.که غم و ناراحتی هر کدام از آنان شکمش( دنیایش) هست.و دین شان آرزویش▰▱▰▱▰▱▰▱صفوان بن سليم رحمه الله تابعي و امام بودند. که نزد بزرگان صحابه و تابعین بزرگ امت رضي الله عنهم کسب علم کردند.والله تمام دين نزد ما شد آرزوکاش حافظ قرآن بودمکاش هر ماه ختم میکردمکاش عربی بلد بودم چند کتاب میخواندمکاش در راه جهاد بودمکاش میتوانستم قرآن یاد بدمکاش کاش کاش، بدون هیچ تلاشیولی تمام غم و تلاش ما شد دنیا با تمام تلاش برای آنپس آنچه برای آن تلاش میشود نزد ما والاتر هست.و انسان تلاشش بر اساس اهمیت، چیزها نزدشتلاش ما و سعی ما بیشتر و خالصانه در کدام هست؟
#الاربعین_الهروی #باب_اثبات_وجه باب إثبات الوجه لله عز وجل عبد الله رضي الله عنه قال رسول ﷲﷺ(من قال بسم ﷲ وقال مرة من قال سبحان ﷲ والحمد لله ولا إله إلا ﷲ وﷲ أكبر ولا حول ولا قوة إلا بالله وتبارك ﷲ تلقاهن ملك فضم عليهن جناحه وقال مرة تلقاهن فكتبهن ثم ضمهن…#تبعیت_سلف #الاربعین_الهروی ( در مورد پست بالا که گفتم میگذارم سخن امام ابن قيم رحمه الله ) وقال ابن القيم: "إن العقل قد يئس من تعرف كنه صفات الله وكيفيتها، فإنه لا يعلم كيف الله إلا الله. وهذا معنى قول السلف (بلا كيف) ، أي: بلا كيف يعقله البشر، فإنه من لا تعلم حقيقة ذاته وماهيته، كيف تعرف كيفية نعوته وصفاته؟ ولا يقدح ذلك في الإيمان بها، ومعرفة معانيها، فالكيفية وراء ذلك. كما أنا نعرف معاني ما أخبر الله به من حقائق ما في اليوم الآخر، ولا نعرف كيفيتها مع قرب ما بين المخلوق والمخلوق، فعجزنا من معرفة كيفية الخالق وصفاته أعظم وأعظم"📖 مدارج السالكينامام ابن قيم رحمه الله میفرمایند : همانا عقل انسان، از شناخت ذات الله و کیفیت صفات الله عاجز هست.زیرا کیفیت ذات الله را هیچ احدی بجز الله نمیداند.و این معنی قول سلف هست که میفرمایند : بلا کیف.( برخی از بدبخت های جهمی میگویند یعنی ذات الله هیچ چیزی نیست و کیفیت ندارد و وجود خارجی ندارد معنا سخنشان)یعنی عقل بشر، توان درک کیفیت آن را ندارد.پس وقتی هیچ علم و شناختی، به حقيقت ذات و ماهیت آن نداری، چگونه میخواهی، ویژگی ها و کیفیت آن ذات و صفات را بدانی؟و این ناآگاهی به کیفیت صفات، هیچ لطمه ای به ایمان به آنان نمیزند. و شناخت و معانی آنان، زیرا کیفیت جدا از آنان هست ( زیرا ما مکلف به آن نشدیم کیفیت تعیین کنیم یا بیان، تا لطمه بزند به عقیده، بلکه بر ما فقط ایمان به آن صفات واجب گردید است و بس، و شناخت معنا و ایمان به صفات، جدا هست از کیفیت آنان و تعیین کیفیت برایشان و اصلا لازم نیست)در ادامه میفرماید : همان طور که ما معنا آنچه الله راجب قیامت خبر دا است را میدانیم. ولی کیفیت آنان را نمیدانیم ( معنا را میدانیم، اینجا رد هست بر اهل تفویض در معنا، آنان که میگویند ما معنا را نمیدانیم. امام میفرمایند : معنا مشخص هست. مثلا پل صراط، معنا پل مشخص، اما کیفیت آن ابدا مشخص نیست بر ما،یا در #باب_ایمان_به_دو_ملائکه_سوال_کننده 1 خواندیم بلا کیف، بدون تعیین کیفیت زیرا جاهل هستیم به آن ولی معنا کاملا مشخص 👈 این باب حتما بخوانید دوباره)امام در ادامه میفرمایند : با وجود که بهم نزدیک هستیم و هر دو مخلوق( ولی کیفیت آن را نمیدانیم، کیفیت نوشتن دو ملائکه روی شانه هایمان را نمیدانیم، کیفیت یک متر پایین زیر پایمان در قبر را نمیدانیم. منظور سخن امام)پس عجز و نا آگاهی و شناخت ما به کیفیت خالق و صفاتش، بس بزرگ تر هست.( تا بیایم با عقل آنان رد کنیم و چون عقل مون داخل شد تحریف و تأویل و تعطیل کنیم پس بر ما فقط اثبات صفات و معنا آنان واجب گشته است. نه تعیین کیفیت و سخن راجب آن، و تشبیه درست کردن در مغز معیوب بشری)
#الاربعین_الهروی #باب_ایمان_به_حجاب باب ذكر حجاب الله عز وجل أبي موسى رضي الله عنه أن رسول ﷲ ﷺ قال حجابه تعالى النار لو كشفها لأحرقت سبحات وجهه كل شيء أدركه بصره باب بیان حجاب برای الله عز وجل رسول الله ﷺ فرمودند : حجاب الله تعالی از آتش هست. اگر آن…#الاربعین_الهروی#باب_اثبات_وجه باب إثبات الوجه لله عز وجلعبد الله رضي الله عنه قال رسول ﷲﷺ(من قال بسم ﷲ وقال مرة من قال سبحان ﷲ والحمد لله ولا إله إلا ﷲ وﷲ أكبر ولا حول ولا قوة إلا بالله وتبارك ﷲ تلقاهن ملك فضم عليهن جناحه وقال مرة تلقاهن فكتبهن ثم ضمهن إلى جناحه حتى يحي وجه رب العالمين تبارك وتعالى)عبدﷲ رضي ﷲ عنه میفرمایند: رسول ﷲﷺ فرمودند : هر شخصی بگوید بسم ﷲ.و یک بار بگوید : سبحان ﷲ والحمد لله ولا اله الا ﷲ وﷲ اكبر ولا حول ولا قوة الا بالله وتبارك ﷲ.پس ملائکه ای آن را میگیرد و بال هایش را بر آن باز میکند.و یک بار( بعد از ذکر دعا) فرمودند : ملائکه ای آن میبیند و مینویسد. سپس آنان را در بال های خویش نگه میدارد. تا به وجه، رب العالمين تبارک و تعالی میرسد.▰▱▰▱▰▱▰▱متن ریپلی شد رو حتما بخوانید. حتما بخوانید 🌹🌹ﷲ در کلامش صفت وجه،(يعني صورت)را برای خود در چندین ایات اثبات کردند.و رسول ﷲﷺ هم در احادیث بسیار آن را ثابت کردند.خواهران و برادرانم،قبل از هر آیه و حدیث و اثری، در باب صفات ﷲ تبارک و تعالیاین دو آیه را به یاد داشته باشیماو مانند هیچ چیزی نیست.ﷲ پاک و منزه است از آنچه کفار وصف میکنند.پس ایمان داريم اسما و صفات و اخبار، راجب ﷲ، راولى هیچگاه در ذهن و فکر وصفش را نیاوریم. چه برسد همچون نوادگان جهمیه و معتزله و روافض و کلابی ها و...آنان را بر زبان جاری کنیمزیرا اگر برای الله چیزی را تصور کنیم و یا بیان کنیم. ما شامل در آن آیه خواهیم شد. که میفرماید.ﷲ پاک و منزه است از آنچه مشرکان بیان میکنند.ما به آنچه ﷲ از ذات خویش خبر داد و یا بر زبان رسولش به ما رساند. ایمان داریم و همان را بیان میکنیم.بدون تشبیه و تعیین کیفیت و حد و تعطیل و تحریف و تأویلبارها گفتیم : ﷲ به ذات خویش آگاه ترین هست. تا عقل ناقص مخلوق که حتی توان درک مخلوقات غیبی را هم ندارد.و رسول ﷲ ﷺعالم ترین به ﷲ در آنچه بیان کرد راجب ﷲ.پس بر ما ایمان لازم هست بر آنان، نه بیایم شروع کنیم به نظر دادن راجب صفات ﷲ. و تحریف آنان.بر ما فقط ایمان به آنان واجب گشته است و بس، نه بیایم تشبیه تأويل و تعطیل کنیم و...در حالی که ما جاهل هستیم به ذات رب العالمين، و حتی امور غیب مخلوقات، همچون نوشتن ملائکه و..گمانم قبلا سخنی از امام ابن قيم رحمه ﷲ در این مورد گذاشتیم : فرمود بود. انسان به عالم غیب مخلوقات جاهل هست. و نمیتواند در آن سخن بگوید. حال چگونه راجب ﷲ که غیب ترین، غیب ها هست میتواند نظر دهد. ( چیزی را رد یا تحریف کند خلاصه سخنان، اگر بود ریپلی میکنم یا دوباره زیر پست میزارم)اما راجب وجه ﷲما این صفت را همچون دیگر صفات ایمان داریم. و ﷲ آن را برای خود اثبات کرد است. در قرآنو رسول ﷲﷺدر احادیث بسیاریو سلف هم به آن ایمان داشتند و بیان کردند.و ما هم بیان میکنیم و ایمان داریم.و میگویم. آنگونه لایق ذات پاکش هست.نه تشبیه میکنیم نه تاویل نه تعطیل نه جسم میگیریم از آن نه هیچ چیز دیگری، اثبات و ردفقط ایمان داریم ﷲ و رسولش، برای الله صفت وجه اثبات کردند و تمامامام ابن خزيمه رحمه ﷲ درکتاب توحید 👈 باب اثبات وجه برای الله👉 بعد از آوردن آیات 27الرحمن، 88 قصص و...احادیث(معذرت چون یک پست نمیشود آورد) میفرمایندپس ﷲ برای نفس خویش وجه، را ثابت کرد و آن را به جلال و اکرام وصف فرمود، و بقا آن همیشگی هست، ما ( اهل حدیث) و تمام علما از اهل حجاز، و تهامه، يمن، عراق، شام و مصر، این هست که آنچه را ﷲ برای خود اثبات کرد. اثبات میکنیم. با زبان هایمان به آن اقرار و با دل هایمان آن را تصدیق میکنیم.بدون اینکه ﷲ را به هیچ مخلوقی تشبیه کنیمهمچنین امام شافعی رحمه ﷲ (در طبقات حنابله) هنگامی که راجب صفات از ایشان سوال شد میفرمایند : برای ﷲ صفات هست که ﷲ در قرآن یا بر زبان رسولش بیان کرد. پس بر هیچ احدی رد کردن آنان جایز نیست. و اگر بعد از اثبات آن و تمام شدن حجت بر او، آن را ردکند. پس کافر هست به ﷲ عز وجل، و اگر جهل داشت باشد معذور هست زیرا اینان با عقل و خواب و خیال فهمیده نمیشوند ( بلکه با ایات و احادیث هست)ویکی از آن صفات که امام بیان میکند. وجه برای ﷲهست میفرمایند : وأن له وجها بقوله " كُلُّ شيء هالك إلا وجهه " وقوله " وَيَبْقَى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الجلال والاکرامو جهمیه آن را به اجر و پاداش بیان میکنند. به کتاب نقض امام دارمی رحمه ﷲمراجعه کنید کامل و جامع رد دادند.کلابی ها هم وجه را به ذات بیان میکنند. و در این دقیقا شدن همان سخن جهمیه که خواندیماگر جهت ثابت کنیم. مکان باید ثابت کنیم. و اگر مکان ثابت شود جسم ثابت میشود.نوادگان کلابی هم میگویند اگر وجه ثابت شود پس چشم و دهان و... ثابت میگردد ( در ذهن شان تشبیه کردن)پس انکار میکنندما همان سخن امام شافعی و ابن خزيمه را میگویماثبات و ایمان، بدون تفکر در آن
🕋﷽ بِــــسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیــــم ﷽♥️لیستی از بهترین کانال های اسلامی تلگرامی@tabadlateazim❥══❥🩷❥══❥♥️ ندای توحيد♥️ دارالقرآن الکریم اهل سنت تهران♥️ الـمـنـهـجُ الـسَّـلَـفِـیّ♥️ ࢪیـانـ♥️ یک دقیقـہ با قــرآن♥️ فروشگاه قرآنی حسنا ♡hosna♡♥️ ⋆حُبُّالْقُرْءَانِ♡゙⋆♥️ وصال معبود♥️ اَلمُـُوِّحِـِدِين♥️ بــانـوی بـهـشـت♥️ تـنــها امـیـدم الـلّٰــه♥️ جیش سیدنا محمد ﷺ♥️ صوتهای زیبا و دلنشین قرآنی♥️ مَنْ هوَ ♡゙مُحَمَّدٌ♡゙ رَسـﷺـولُ اللّٰه...؟♥️ الـحَمْـدُللّـه♡♥️ سوال وجواب سیرت النبی♥️ السنة ( ترجمه کتب و مطالب دینی)
#مساوی_اخلاق#باب_نهی_از_داغ_مشت_به_صورت 5#حقوقحیوانات #احکامجنائزحكيم بن معاوية عن أبيه أن رجلا سأل النبي صلى الله عليه وسلم : ما حق المرأة على الزوج ؟ قال : " أن يطعمها إذا طعم ،ويكسوها إذا اكتسى ، ولا يضرب الوجه ولا يقبح ، ولا يهجر إلا في البيت حکیم بن معاویه از پدرشان ( معاویه بن حیده رضی الله عنهما) روایت میکند. که شخصی از رسول الله ﷺ پرسیدند. حق زن، بر مرد چیست؟ایشان ﷺ فرمودند : برایش غذا و لباس تهیه کند. و آنچه که لازم دارد. و اصلا به صورتش ضربه نزند. و زشت نگرداند صورتش را(با ضربه زدن، یا بریدن مو و... هر گونه که سبب کم شدن زیبایی زن گردد).و اگر او را هجر کرد. بجز از تختخواب حق ندارد او را هجر کند. ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱باهاش سخن نگوید. نفقه ندهد. از خونه برای چند روز خارج شود خبر نگیرد و..... عن أبي الزبير ، عن جابر : أن النبي صلى الله عليه وسلم رأى حمارا قد وسم في وجهه فقال : " ألم أنه عن هذا ولعن الله من فعل هذا " ، ونهى عن الضرب للوجهجابر رضي الله عنه میفرمایند : رسول الله ﷺ الاغی را دیدند که صورتش را داغ کرد بودند.فرمودند : آیا من شما را از این کار نهی نکردهام. لعنت الله بر شخصی که چنین عملی را مرتکب شد. و نهی از ضربه زدن به صورتسالم عن أبيه قال : " نهى رسول الله صلى الله عليه وسلم عن ضرب الصورةعبد الله بن عمر رضي الله عنهما میفرمایند : رسول الله ﷺ : نهی کردند از زدن ضربه به صورت ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱مشت، سیلی، شلاق و.... هر نوع ضربه زدن به سر و صورت بخصوص برای زنان و کودکان، که بر آن تاکید شد زیرا زیبایی یک زن تمام حرمت و شخصیت زن هست جابر قال : رأى رسول الله صلى الله عليه وسلم حمارا قد وسم في وجهه يدحر بمنخريه فقال : " لعن الله من فعل هذا ، ألم أنه أن يوسم الوجه ؟ " وقال : " لا يضرب الوجهجابر رضي الله عنه میفرمایند : رسول الله ﷺ الاغی را دیدند که صورتش را داغ کرده بودند. به عنوان نشانه. بر پیشانیش ( برخی قسمت از بدن حیوان داغ میکردند تا در میان حیوانات دیگر بشناسند و یا رنگ میکردن و...)رسول الله ﷺ فرمودند : لعنت الله بر شخصی که چنین کاری کرد ( و میکند) آیا من شما را از این کار نهی نکردم. مگر من شما را از ضربه زدن به صورت نهی نکردم.و فرمودند : به صورت ضربه نزنید أبي هريرة قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إذا قاتل أحدكم فليتجنب الوجهابوهریره رضی الله عنه میفرمایند رسول الله ﷺ فرمودند : اگر یکی از شما دعوا کرد. به صورت ضربه نزند740 - حدثنا إبراهيم بن الجنيد ، ثنا أبو سلمة التبوذكي ، ثنا حماد بن سلمة ، عن سهيل بن أبي صالح ، عن أبيه ، عن أبي هريرة بمثلهحديث بالا با سند دیگر ▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱▰▱قبلا مفصل بیام کردیم ضربه به صورت برای زندگی عادی هست که نهی شد. وگرنه در جنگ الله فرمود گردن هایشان را بزنید.پس این دو مورد اشتباه نگیریم.(جهت یادآوری)ضربه به صورت، منع هست چه شخص به صورت دیگران بزند.👈 چه شخص خودزنی کند. در مراسم ختم بخصوص زیاد دید میشود. که اشخاص به سر و صورت خود میزنند. بدانید مورد لعنت رسول الله ﷺ قرار میگردید بخاطر این کار.صورت مهم ترین قسمت بدن هست.اولین قسمتی هست که هر شخص با آن شناخت میشود. در برخورد با افراد. ما فورا صورت نگاه میکنیم.تمام اعضای مهم در صورت هست.چشم، گوش، دهان، مغز، گردن و نخاع، بینی و تنفسکه ضربه دیدن هر کدام از اینان باعث نقص در کل بدن میگردد.در مورد ورزش های هم که ضربه به سر و صورت، برخی به صورت کلی نهی کردن. و برخی فرمودند : جهت آمادگی لازم ولی با احتیاط و جلوگیری از ضربه شدید.و مسلمان باید همیشه آماده جنگ باشد. و آمادگی جسمانینه شکم پروریپایان این باب از کتاب🪷ما فقط احادیث و آثار کتاب را روایت میکنیم و ترجمه🌾اگر جداگانه نشر دادید، تحقیق آن با خودتان
#سخن_علماقال سلمان الفارسي يا جرير: أتدري ما ظلمة النار؟ قلت: لا قال: ظلم الناس .سلمان فارسی فرمود ای جریر (رضی الله عنهما) آیا میدانی ظلمات آتش چی هست؟گفتم : خیر فرمودند : ظلم به مردم هست 📖سير أعلام النبلاءاشاره به آیه 113 سوره هود
#نظامی#آموزشخواهران و برادرانم سایه جنگ کل دنیا رو در بر گرفته، بخصوص مناطق ما را.متاسفانه یکی از بدبختی ها جامعه ما نداشتن آموزش صحیح در زمان جنگ و نبود اماکن امن.در زمان جنگ برخی از مردم به خیابان میرفتند آسمان نگاه میکردند. به پشت بام و.... یعنی باید برای این فهم خون گریه کرد.👈 و یا مثلا مردم اسرائیل مسخره میکردند که به پناهگاه میرفتند و با آنان جوک میساختند گاهی، ولی اصل جوک ساختن از زندگی ما هست نه آنان.چرا ⁉️چون حتی اگر 2000 سال پیش نگاه کنیم. در داخل قلعه و شهرها آن زمان هم، پناهگاه های برای محافظت از زنان و کودکان و سالمندان و.... وجود داشت. ولی حیف که فهم افراد مملکت و برخی از ملت، به اندازه مردم 2000 سال پیش هم نیست.پس بدانیم داشتن پناهگاه و رفتن به پناهگاه، يعني درست استفاده کردن از عقل و نعمت که الله در دنیا قرار داد. و حیف برای مسلمان که آن را نمیداند و کافران به آن پایبند.هر چند حکام برای خود محکم ترین جان پناه ها را دارند. ولی بیچاره مردم و ملت و بدانیم پناهگاه محکم آنان را از مرگ نجات نمیدهد. همانگونه که الله میفرماید : اگر در محکم ترین برج ها هم باشید. مرگ شما را در بر میگیرد. ولی اینان اسباب دنیا هستند که الله آنان را در اختیار ما گذاشت است.همچون انبیا و صحابه ها یشان عليهم سلام، که در جنگ ها، زره و سپر و کلاه میگذاشتند. زیرا الله این اسباب را وسیله محافظت گذاشته است. و آنان بهترین افراد بودند در شناخت الله و توکل به الله و ایمان به قدراگر الله یاری کند. قبلا کتب و مطالب زیادی گذاشتیم و دوباره مطالبی نشر دهیم در این موردمورد اول 👈 نزدیک بودن خانه و محل کار به اماکن نظامی هست 🧨 💣🚀معمولا با شروع درگیری، ارگان های نظامی به ساکنان دستور تخلیه میدهند.اما اگر چنین نکردند👈 با شروع جنگ، فورا محله را ترک کنید و به مکان دور تر بروید. حداقل 500 متر دور شوید از محل اماکن نظامی👈 وسایل و مدارک ضروری را با خود داشته باشید. از جعبه کمک های اولیه 🩺🩹و یک کپسول کوچک آتش نشانی در ماشین و یا خانه👈 اگر نتوانستید و نرسیدید محل زندگی تان را ترک کنید. در آن لحظه،فورا به زیر زمین و محلی مستحکم بروید به دور از پنجره و مکان باز با آرامش نه هیاهو و ترس در خانواده#آموزشکودکان 👈👈 خواهران و برادرانم، در چندین پست راجب تاثیرات روانی جنگ بر افراد سخن گفتیم.❌ آسیب پذیر ترین افراد در جنگ، حتی قبل از سربازان در میدان جنگ، که به شدت از نظر روحی و روانی، دچار آسیب میگردند( پست های نظامی دوباره نگاه کنید)👈 کودکان مان هستند. که وقتی چهره و ترس والدین و نزدیکان را میبینند. که برایشان مظهر امنیت هستند. به شدت دچار مشکلات روحی میگردند.پس در هنگام ترک محل یا رفتن به محلی امن یا سخن در مورد جنگ،مواظب سخنان و حرکات مان باشیم. برای کودکان مانو اگر کودکان مان در سن 10 و 12 هستند یا بالاتر، کم کم آنگونه که نه بترسند و نه جنگ را بازی ببینند. برایشان با فهم شان، توضیح دهیم.
#احادیثضعیفوموضوع ( سخنی از امام احمد بن حنبل رحمه الله)امام أحمد بن حنبل (164-241هـ)رحمهالله میفرماید:✔️ وهما صفة له فى ذاته، ليستا بجارحتين، وليستا بمركبتين ولا جسم، ولا من جنس الأجسام ولا من جنس المحدود، والتركيب ولا الأبعاض والجوارح، ولا يقاس على ذلك، ولا له مرفق، ولا عضد، ولا فيما يقتضى ذلك من إطلاق قولهم «يد» إلا ما نطق القرآن به، أو صحت عن رسول الله ﷺ السنة فيه. قال الله تعالى ﴿بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ﴾ وقال رسول الله ﷺ «كلتا يديه يمين» وقال الله عز وجل ﴿ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ؟﴾ وقال ﴿وَالسَّماواتُ مَطْوِيّاتٌ بِيَمِينِهِ﴾ ويفسد أن تكون يده القوة والنعمة والتفضل. لأن جمع يد: أيد. وجمع تلك أياد.ولو كانت اليد عنده القوة لسقطت فضيلة آدم. وثبتت حجة إبليس.ترجمه: بیگمان خداوند متعال دارای دو «ید» است، و این دو، صفتی برای ذات او هستند، نه دو عضو (جوارح) مادّی، و نه مرکّب، و نه جسم، و نه از جنس اجسام، و نه از سنخ چیزهای محدود و مرکّب، و نه اجزاء و اعضا و جوارح، و قیاسپذیر نیز نیستند. او دارای آرنج و بازو (مانند مخلوق) نیست، و هیچیک از معانی جسمانی که از واژه «ید» (دست) به ذهن میآید، مراد نیست؛ مگر آنچه قرآن بدان تصریح کرده یا سنت صحیح پیامبر صلیاللهعلیهوآله در آن وارد شده است.خداوند فرموده: «بل یداه مبسوطتان» ؛ و پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله فرموده: «كلتا يديه يمين». و خداوند عزوجل فرموده: «ما منعك أن تسجد لما خلقت بيدي» و نیز فرموده: «والسماوات مطويات بيمينه».و این معنا که «ید» به معنای قدرت، نعمت یا بخشش باشد، فاسد (نادرست) است؛ زیرا جمع «ید» در این معنا «أید» میشود، و جمع آنگونه نعمتها «أیاد». اگر مراد از «ید» تنها قدرت بود، در آن صورت فضیلت حضرت آدم از بین میرفت و حجت ابلیس ثابت میماند.العقيدة التي حكاها أبو الفضل التميمي عن الإمام أحمد - ت السيروان ١/١٠٤ — أبو الفضل التميمي (ت ٤١٠)▰▱▰▱▰▱▰▱این کتاب را به امام امت و اهل حدیث، امام خلال رحمه الله نسبت میدهند.و اگر برای ابوالفضل التميمي هست. امام احمد متوفی 241 در کتاب المحنة خواندیم. و التميمي متوفي 410 و نزدیک 160 سال اختلاف. و التميمي خود یکی از همنشین ها متکلمین بود. نه اهل حدیث، که بخواهیم از کتابش عقیده بگیریم و اون رو هم به امام بزرگ سلف و اهل حدیث، احمد بن حنبل رحمه الله نسبت دهیمهمین قدر بدانید. این کتاب اصلا و ابدا، برای امام خلال رحمه الله نیست. پس فریب نخورید.اگر میخواهید کتاب عقیده اهل حدیث را بخوانید. و سخنان امام احمد بن حنبل رحمه الله و دیگر سلفبسم الله📚 کتاب السنة، امام خلال را بخوانید📚 السنة، عبدالله بن احمد را بخوانید( ترجمه اش در کانال موجود) 📚 السنة، امام حرب کرمانی را بخوانید(ترجمه اش در کانال موجود) 📚 المحنة، امام صالح بن احمد را بخوانید( داریم میخوانیم کم کم در کانال) و.... که دو مورد از این کتب، از خود فرزندان امام احمد بن حنبل رحمهم الله هستند.دیگر چرا میروید از کتب که به امامان دیگر نسبت داد شد سخن می آورید.در حالی که امام احمد بن حنبل صریحا از چنین کلمات دوری گرفته اند و بیان آنان. که بیاید جسم و... را نفی یا اثبات کند. برای نمونه در المحنة خواهیم خواهند توکل به اللهوقتی روز دوم فرا رسید، نزد او برده شدم و او گفت: با او مناظره کنید و سخن بگویید. آن ها شروع به سخن گفتن کردند. یکی از این سو، و آن دیگری از آن سو، و من به این و آن پاسخ می دادم . و وقتی سخنی می آوردند که نه در کتاب الله و نه در سنت پیامبرش و نه در هیچ خبر یا اثری موجود نبود، می گفتم: نمی دانم این چیست!. پس می گفتند: ای امیرالمؤمنین، وقتی دلیل بر او وارد می شود {وقتی حجت بر او تمام می شود} بر ما می جهد و وقتی با او دربار ۀ چیزی سخن می گوییم، می گوید: نمی دانم این چیست. ( المحنة به روایت صالح)امام احمد بن حنبل رحمه الله خود میفرماید : در هیچ چیزی از سخنان معتزله که با ایشان سخن گفتند و مناظره، هیچ چیزی نگفته ام مگر اینکه دلیلی از کتاب یا سنت یا سلف در آن بود باشد.بعد ایشان جسم را نفی یا اثبات میکنند؟؟؟؟!!!!و ما هم همچون امام احمد در آنچه هیچ ايه و حدیث و اثر نیامد باشد. سکوت میکنیم و میگویم #نمیدانمنه نفی و نه اثبات میکنیم چیزی را برای ذات الله. زیرا ذات او جز خود کسی به آن عالم نیست. و الله مانند هیچ چیزی نیست.و الله پاک و منزه هست از آنچه مشرکان وصف میکنند
#الاربعین_الهروی#باب_اثبات_جهاتباب إثبات الجهات لله عز وجلعبد ﷲ بن عمرو رضي ﷲ عنه يقول قال رسول ﷲﷺ إن المقسطين على منابر من نور عن يمين الرحمن عز وجل وكلتا يديه يمينباب اثبات جهات برای ﷲ عز وجلعبدالله بن عمرو بن العاص رضي ﷲ عنهما میفرمایند : رسول ﷲ ﷺ فرمودند : همانا افراد داد پرور و عادل، بر منابر از نور هستند. در سمت راست ﷲ و هر دو دست ﷲ راست هست▰▱▰▱▰▱▰▱#یدالله این باب در خبر راجب ﷲ.در هشتگ يد ﷲ خواندیم که ﷲ دست دارد. و از قرآن و احادیث و آثار سلف رضی ﷲ عنهم، بیان گردید.امام در این باب خبر از جهات میدهد.چون یک پست هست خیلی خيلى خلاصه کنيمقبل از هر چیزی بدانیم. جهت یک مفهوم انتزاعی هست. که ما بسته به موقعیت استفاده میکنیم. نه حقیقی.مثلاالان رو به رو من یک جعبه هست و کنارش یک گلدان.از سمت من گلدان در جهت، راست جعبهو از طرف شخص مقابل در جهت چپو اگر کسی سمت گلدان باشد. گلدان در سمت رو به روی او جلو جعبهو اگر شخصی در مقابلش، گلدان پشت، جعبه هستو اگر جعبه و گلدان را 180 درجه بچرخانیم و افراد تکان نخورند. جهت آنان نسبت به ما کامل تغییر کرد و تعریف ما از جهت گلدان نسبت به جعبه متفاوت میگردد.بدون اینکه جعبه و گلدان نیازمند هم باشند.پس جهت مفهومی انتزاعی هست. بین دو شيء نسبت به هم.ما به صورت کلی 👈 دو شئ 👉 داریم👈 خالق👈 مخلوقپس وقتی سخن از جهت برای خالق بیان میگردد.به معنا این نیست خالق محتاج جهت هست. بلکه به این معنا هست.که شئ 👈 خالقنسبت به شئ👈 مخلوقدر جهت بالا و بالاتر از تمام مخلوقاتپس وقتی میگویم ﷲ در جهت بالا هست. به معنا نیاز ﷲ به جهت نیست. بلکه به این معنا هست. که ﷲ نسبت به ما در جهت بالا قرار دارد.همان گونه که وقتی میگویم : ﷲ بر عرش خویش هست. به معنا نیاز ﷲ به عرش نیست. بلکه به این معنا هست که ﷲ، بر عرش هست. نه در همه جا یا همچون معتزله که میگویند در هیچ جا نیست.پس بیان اینان به عنوان نیاز خالق به آنان نیست. بلکه داریم نسبت؛ شی به شي دیگر ميگویمهمان گونه که در باب قبل خواندیم : امام طبری رحمه ﷲ فرمودند : ﷲ، اول بود. بدون حدپس براى ﷲ نه جهت و نه مکانی بود و نه حد قبل از خلقتزیرا جهت و حد برای دو شیء، بیان میگردددر عقیده طحاویه میخوانیم(لا تحويه الجهات الست كسائر المبتدعات)یعنی جهات آنگونه که مخلوقات را در بر میگیرند. ﷲ را در بر نمیگیرند و از ﷲ تمام جهات منزه هست. که محصور در جهات باشدزیرا ﷲ خالق هست و بالاتر از تمام مخلوقات.و مخلوقات محصور هستند در جهات نسبت بهم.ولی چیزی برتر از ﷲ نیست.و جهات هم نسبت به مخلوقات مطلق نیستند. نسبی هستندیا مثلا شخص در طبقه دوم نسبت به طبقه سوم در پایین هستو نسبت به طبقه اول در بالا هست.و با تغییر اشخاص، جهت ها تغییر میکند.و ﷲ در جهت بالا هست نسبت به تمام مخلوقات به صورت مطلق، زیرا هیچ مخلوقی بالاتر از ﷲ نیست.و در هیچ چیزی، ﷲ را به مخلوقات تشبیه نکنیم زیرا ﷲ کامل و بری از هر چیزی است که در ذهن انسان جایی میگیرد ( این قسمت از سخن کتاب طحاویه تا اینجا ترجمه خلاصه وار شرح کتاب بود.)#اینالله و خواندیم تمام انبیا و کتب شان، و تمام سلف رضی ﷲ عنهمجهت و مکان ثابت کردند برای ﷲ.به این سخن تفتازی ( تفتازی از اهل حدیث نیست. جهت الزام) نگاه کنیمفإن قيل: إذا كان الدين الحق نفي الحيز والجهة فما بال الكتب السماوية والأحاديث النبوية مشعرة في مواضع لا تحصى بثبوت ذلك من غير أن يقع في موضع واحد تصريح بنفي ذلك.اگر سوال کردن در مورد اینکه چرا تمام کتب آسمانی( انجیل تورات قرآن و...) و تمام احادیث پیامبر، در جاهای زیادی اثبات کردن جهت و مکان برای ﷲ و در هیچ جایی نیامد آن را نفی کنند.پس جهمیه آمدند گفتند : اگر جهت ثابت کنیم باید مکان ثابت کنیم و مکان ثابت کنیم باید. جسم بودن ثابت کنیم. پس گفتند ﷲ در همه جا هست.و معتزله اومدن گفتند : قال قائلون: الله لا في مكان بل هو على ما لم يزل عليه، وهو قول هشام الفوطي وعباد بن سليمان وأبي زفر وغيرهم من المعتزلة...( ابوالحسن اشعري) معتزله گفتند : الله در جهت و مکان نیست. بلکه در اول کجا بود. الان هم بر همان حالت هست.پس ﷲ ما را به پیروی از انبیا و رسولان عليم سلام و کتب آسمانی امر فرمود.نه عقل ناقص فلاسفه، متکلمین، جهمی و معتزلی( انتخاب با خودتان هست)و ﷲ دو دست دارد.(در هشتگ يد الله بیان کردیم منظور از دو دست ﷲ راست هست یعنی چی)در قیامت، داد پروران، بر منابر از نور و سمت راست ﷲ هستند. شاید بگویند شما میگوید هیچ چیزی با الله نیست.حدیث از اخبار راجب ﷲ هست و قیامت. همچون #دیدنالله که در این جهان هیچ احدی ﷲ را نمیبیند.و اگر پرده حجاب کنار برود همه چی نابود میگردد.اما در آخرت با چشم سر ﷲ را خواهیم دید. ان شاءﷲو این حدیث همان گونه آمد بیان میکنیم و ایمان داریم.بدون یک حرف اضافه یا کم
#سخن_علما (توکل به الله) عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ : (مَا أُبَالِي عَلَى أَيِّ حَالٍ أَصْبَحْتُ، عَلَى مَا أُحِبُّ أَوْ عَلَى مَا أَكْرَهُ، لِأَنِّي لَا أَدْرِي الْخَيْرَ فِيمَا أُحِبُّ أَوْ فِيمَا أَكْرَهُ)📜الزهد✏️ امام ابن مبارک رحمه الله امیر المومنین عمر رضی الله عنه میفرمایند : برایم مهم نیست در چه وضعیتی روزم را شروع کنم.بر وضعیت باشد که دوست دارم یا بر وضعیت که از آن خوشم نمی آید.زیرا من نمیدانم. خير، در آن حالتی هست که دوست دارم یا در آن حالتی که دوست ندارم