حواسم هست که بحث خوشآمدن از فهمیدن جداست.خواب مژههات، از مجموعه داستان سمت تاریک کلمات، حسین سناپور. صص ۸-۱۰. داستانی نوشتهشده در تاریخ ۱۸ خرداد ۸۳.T.me/tarjomanak
سعدی وقتی میخواد بگه تو نسخهای از من رو دیدی، که بقیه حتا نمیدونستند که وجود داره، وقتی میخواد بگه تو با همه برای من فرق داری: با تو برآمیختنم آرزوست وز همهکس وحشت و بیگانگی#ادبیاتدانی
سیتیزن دل پاکتم من، برای شما نسل جدیده. من هنوز همونجام که شجریان از دیوان شمس میخونه، در دل و جان خانه کردی عاقبت.یادش بهخیر اون عتیقهی عزیز که وقتی ازش پرسیدم خوانندهی محبوبت کیه؟ جواب داد که من که سنتیکارم، شجریان،.... یهجوری حرفهاش رو حفظم، انگار قراره توی امتحان بیاد. شاید هم الان در محضر آزمون الهی باشم. :)
سرشارم از دلشورههای قوری چینیبر صورتم چسباندهام گُلخند تزیینیدمنوشها از اضطراب من نمیکاهندآنقدر بد دیدم که بدبینم به خوشبینیدست و دلم میلرزد و کو آن که برداردبا دستمالش لکهها را از دل سینیعصر است و کمکم میرسد از راه تنهاییمهمان هرروزه، نه گل دارد، نه شیرینیمیبوسدم، هرچند میدانم که میپایداز لای در، همسایهی دلتنگ پایینیتنهاییام مردیست شاید سیچهلساله(کاری ندارد غم به این ارقام تخمینی)عطرِ خوشِ آوازِ او در خانه میپیچدزیر صدایش تکنوازیهای لاچینیدر آشپزخانه، پذیرایی، اتاق خوابهمپای من بودهست در یک سیر تکوینیهرشب برایم حافظانه شعر میخواندبا تکیه روی نسخهی علامه قزوینی*هرصبح دل کندن از آن تنهایی معصومهرصبح گیجی در تجمعهای ماشینیتا عصر با سرگیجه سگدو میزنم در خودراحت نخواهم شد از این دوهای تمرینیعصر است، پس کی میرسد از راه تنهایی؟آرامشم را پس بده، دنیای نفرینی!کبری موسوی قهفرخیاولین باری که با این شعر روبهرو شدم، گمان کردم که شعری از سید مهدی موسوی است. یادآور سبک او در برخی اشعار بود.
I’m hooked on چطور مستقل فکر کنیم؟ تفکر انتقادی و هنر پرسشگری (۶۴) on Castbox. Check out this episode! castbox.fm/vd/868713542%D8%A7%DB%8C%D9%86 پادکست امروز از بهاره به سمانه رسیده و از سمانه به من و از من به شما. بهقول جهان با من برقص، این قرض توئه به نفر بعدی. اگر بودی، فقط به تو میرسید. پس ببین که نبودت، چقدر برکت داره. :)دلم میخواست دربارهی این موضوع با هم حرف بزنیم و سرشار بشیم. T.me/tarjomanak