🔻 ادامه متن:از منظری دیگر، آیا معیاری که فردوسیپور را برای همیشه در گذشتهاش حبس میکند، اگر منصفا…
انتشار: 2026/07/22 21:28 UTCویرایش: 2026/08/01 00:05 UTCدریافت: 2026/08/14 05:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 05:25 UTC
🔻 ادامه متن:از منظری دیگر، آیا معیاری که فردوسیپور را برای همیشه در گذشتهاش حبس میکند، اگر منصفانه و عمومی به کار رود، نباید درباره خود بسیاری از منتقدین او نیز همین کار را انجام دهد؟! آیا این افراد روزگاری در صف مدرسه شعار «مرگ بر آمریکا» یا «اللهاکبر، خمینی رهبر» ندادهاند؟! در میان آنها کسانی نیستند که در روزگاری در دهه هفتاد اصلاحطلب بودند و شعار «درود بر سه سید فاطمی، خمینی و خامنهای، خاتمی» را تکرار میکردند؟ یا بسیاری از آنها به خاتمی و موسوی رأی ندادهاند؟! (البته شعار دادن یک نوجوان در مدرسه با سخن گفتن آزادانه یک چهره بزرگسال از تریبونی عمومی هموزن نیست. تفکر نقادانه دقیقاً برای حفظ همین تفاوتهاست، نه پاککردن همه مسئولیتها و نه یکسانکردن همه آدمها. این را گفتم که بگویم سخن گفتن بدون منطق راحتترین کار دنیاست.)به بحت اصلی بازگردم. اگر داشتن شغل دولتی، پروانه کسب، سابقه تحصیل در نهاد رسمی، رأیدادن در انتخابات یا کارکردن در صداوسیما بهتنهایی برای «حکومتی» بودن کافی باشد، از دایره مردم و یا اکثریتی که در دموکراسی از آن صحبت میشود، چقدر باقی میماند؟ در جامعهای که حکومت دههها در مدرسه، دانشگاه، اقتصاد، ورزش و زندگی حرفهای حضور داشته، بیرونماندن کامل از همه مناسبات آن برای بسیاری از مردم ممکن نبوده است. با چنین تعریفی، کمکم نه فقط فردوسیپور، بلکه معلم، پرستار، استاد دانشگاه، کارمند، صاحب مغازه و حتی بخش بزرگی از مخالفان امروز نیز حکومتی خواهند شد.جامعه آینده ایران ناچار است میان آمر سرکوب، مجری آن، مروج آگاه روایت رسمی، بهرهمند از رانت، کارمند عادی، منتقد درون ساختار و انسانی که در طول زمان تغییر کرده است فرق بگذارد. اگر امروز زبان این تمایزها را از دست بدهیم، فردا ابزار لازم برای عدالت را نیز نخواهیم داشت. میتوان از فردوسیپور توضیح خواست و بخشی از گذشتهاش را نقد کرد؛ اما جامعهای که حق تغییر را از آدم ها میگیرد، سرانجام فقط دایره کوچکی از «پاکان» خواهد داشت که هر روز یکی، دیگری را از میان خود بیرون میاندازد.t.me/tanhaatarazyekbarg

