شاید ما بدبخت نیستیم،فقط زیادی لوس شده ایم..گفتاری از دکتر آذرخش مُکری شاید مشکل این نیست که زندگی بشر بدتر شده؛ مشکل اینه که به خوب شدنش عادت کردهایم.برای انسان چند قرن پیش، اینکه بچهاش از دیفتری نمیمرد، همسرش سر زایمان جانش رو از دست نمیداد، زمستون از سرما و تابستون از گرما تلف نمیشد و هر روز غذای کافی و آب سالم داشت، یک موهبت بزرگ بود.اما برای ما؟اینها دیگه «خوشبختی» نیستن؛ کفِ انتظارات زندگیان.ذهن انسان خیلی سریع به شرایط خوب عادت میکنه. چیزی که دیروز معجزه بود، امروز تبدیل میشه به چیزی که فکر میکنیم «حق طبیعی ماست».و اینجاست که یک پارادوکس عجیب شکل میگیره:ممکنه انسان امروز از نظر بسیاری از شاخصهای عینی، در بهترین شرایط تاریخ بشر زندگی کنه؛ اما از زندگیاش ناراضیتر از چیزی باشه که انتظار داریم.نه لزوماً چون زندگی بدتر شده؛بلکه چون استانداردِ «زندگی خوب» برای ما بالاتر رفته.شاید نسلهای گذشته برای داشتن چیزهایی که ما بدیهی میدونیم دعا میکردن؛و ما برای نداشتن چیزهایی که اصلاً وجود نداشت، احساس بدبختی میکنیم.اسمش رو میتونیم بذاریم: سازگاری انسان با خوشبختی.