بهتر آن است تلخ بیدارت کندتا که شیرینی جگرخوارت کندآسمان عشق بس توفانی استدشمنت در خویشتن بس جانی ا…
انتشار: 2026/08/12 14:04 UTCدریافت: 2026/08/15 00:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:42 UTC
بهتر آن است تلخ بیدارت کندتا که شیرینی جگرخوارت کندآسمان عشق بس توفانی استدشمنت در خویشتن بس جانی استوقت رفتن گشت و ترک ناز کنمرگ یعنی راه نو آغاز کنمیکند عقلت چو آواز روالتیز کن شمشیر تشویش و قتالگو منم ققنوس منزلباختهقلّهای دیگر شوم افراختهکورهای دیگر بسوزم از عدمشعله گیرم در خود و برپا شومزایم از خورشیدِ مهگونِ وصال مینگنجم در دی و فردا و حالآنسوی طاق زمانم، وقت کو؟چون ورای خیر و شرّم، بخت کو؟نسیهی عشقم ز نقد عقل بِهفصل هجرانم ز عقد عقل بِهنیستم در دورِ چرخِ سختکُشچون بخواند نام من را عقل، هُش!صورتی دیگر گرفتم در خدایروحِ رخشانِ دوانِ نیستپای!ساکنِ چرخانِ در خود قائمامدر گذاری جاودانی دائمامعارف کوی خداپروردگانبیزمان سویم بیا در لامکان!راحتی کشتم که در تو خوش شومعاشق دریایی خامش شومتا برستم از دمِ چرخِ فلکبس شکستم پرّه و دیوار و فکتا ز جهدم نور آزادی رسیداز دم تسلیم، آبادی رسید*تلخ و زهرت از دم دل نوش بادظلمتت از دست دل، آغوش بادتو مجو نور و شب تاریک جوراه را در روزن باریک جوآن دیگر عشق را یابندهایتو میابی نور، خود تابندهایحلمی#مثنوی#آسمان_عشق❤️🔥 @SNHELMI 🦅


