تازگی گردآوری
تازه- آخرین مشاهده موفق
- 2026-08-15 00:42 UTC
- وضعیت گردآوری
- ok
- نسخه تجزیهگر
- web-v3
رمزی و کلیدی به در و منزل ماستبر هر که بخواند این خط راز سلامانتشار مطالب بدون ذکر نام و منبع نقض قانون مالکیت مادی و معنویست و پیگرد به همراه دارد.snhelmi.blog.irinstagram.com/snhelmiyoutube.com/@navidhelmiدونیت hamibash.com/helmi
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 30 نمونه پست
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. (channel-v1)
هفت روز اخیر
این بخش آنچه دایرکتوری واقعاً مشاهده کرده نشان میدهد و امتیاز ترکیبی اعتبار یا کیفیت تولید نمیکند.
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود.
بازه 2026-08-09 تا 2026-08-15 · ذخیره موقت ۱۵ دقیقه · channel-evidence-7d-v2
به قلب خواهم نگریستو به گامهای آهستهی زمان.و آنگاه که وقت رفتن استبه درون نظر خواهم کردنه به مردمان میل و هوا.به خورشید خواهم نگریستو آنگاه که شب به آخرین دقیقه استکولهبار خویش خواهم بست و رخت خواهم بست.*نه دیر است و نه زود.تاریخ به شمّاطهی مقدّر است.بادهای طوفانی به وقت وزیده میشوندچنان داس خرمن دشت سرنوشتکه بهگاه به درویدن است.سرداران و سربازاندلداران و دلباختگانخاموشان و سخنگویانستارگان و سیاهچالگانهمه چون وقت فرارسدآتش میگیرند و هیچ میشوندو همهچون نیک بنگریخویش مبارک تواند.حلمی * کتاب هیوتاژ#شماطهی_مقدر❤️🔥 @SNHELMI 🦅
🎧
بهتر آن است تلخ بیدارت کندتا که شیرینی جگرخوارت کندآسمان عشق بس توفانی استدشمنت در خویشتن بس جانی استوقت رفتن گشت و ترک ناز کنمرگ یعنی راه نو آغاز کنمیکند عقلت چو آواز روالتیز کن شمشیر تشویش و قتالگو منم ققنوس منزلباختهقلّهای دیگر شوم افراختهکورهای دیگر بسوزم از عدمشعله گیرم در خود و برپا شومزایم از خورشیدِ مهگونِ وصال مینگنجم در دی و فردا و حالآنسوی طاق زمانم، وقت کو؟چون ورای خیر و شرّم، بخت کو؟نسیهی عشقم ز نقد عقل بِهفصل هجرانم ز عقد عقل بِهنیستم در دورِ چرخِ سختکُشچون بخواند نام من را عقل، هُش!صورتی دیگر گرفتم در خدایروحِ رخشانِ دوانِ نیستپای!ساکنِ چرخانِ در خود قائمامدر گذاری جاودانی دائمامعارف کوی خداپروردگانبیزمان سویم بیا در لامکان!راحتی کشتم که در تو خوش شومعاشق دریایی خامش شومتا برستم از دمِ چرخِ فلکبس شکستم پرّه و دیوار و فکتا ز جهدم نور آزادی رسیداز دم تسلیم، آبادی رسید*تلخ و زهرت از دم دل نوش بادظلمتت از دست دل، آغوش بادتو مجو نور و شب تاریک جوراه را در روزن باریک جوآن دیگر عشق را یابندهایتو میابی نور، خود تابندهایحلمی#مثنوی#آسمان_عشق❤️🔥 @SNHELMI 🦅
خوش به حالت ای فلک با بخت سرگردان منمن بچرخم تو بچرخی در ره پنهان منمیکشم بر دوش چون این بار بیانجام رازخمه زن، پیکار کن، هرگز مشو آسان منخوش به حالت ای زمین دامان مردان میکشیهستیات رقصان شده در دامن رقصان منای دل بیخود شده سرمستیات بسیار شدخوش بنوش این بادهها از ساغر جانان منخوش به حالت عقل تو در بند دانایی نهایبیچراغان میبری در دوزخ گردان منای تو ایمان بر سرت محض خدا یک چشم نیستمیبری آن بندگان در گردش بیآن منگوشها ای گوشها این پردهها را بشنوید؟ای شب لاینقطع بینی دم الوان من؟ای شب بیانتها تا کی شبی محض خداهیچ آیا صبح خیزد از گِل تابان من؟هیچ آیا زور دارد دل پی آن وصل دور؟تن تواند روز دیگر درکشد این جان من؟من ندانم تا کیام ای ماه سوزان تاب هست ای قدمها همّتی در راه بیپایان منیک شب دیگر اگر با اینچنین غم صبح شدبیشکی سامان شود این حال خونباران منگفت حلمی سرخ دیدی تا به سبزی صبر کنتا شوی روز دگر در بزم سرسبزان من❤️🔥 @SNHELMI 🦅
در مواجهه با سخن عشق،هر که هر گونه است آن خود واقعی اوست.*در قلب عاشق، آفتاب میورزند. گلوش، کشتزار روشنیهاست،و از دستانش، خوشههای نور میریزد.*اینکه چرا حقیقت کم-خواهان است؛چشمان آدمی بر صحنهها به دنبال شیّادان است.*در جستجوی آن،آن بر تو نازل نخواهد شد.تو تا آن بالا خواهی رفت.*جانِ مجرا توفانیِ تکلیفهاست. به آنکه دنیا را دوست میدارد،در حقیقت خوش نمیگذرد. *تنها سادگان و بیپیرایگاندوستداران حقیقتاندو خدمتگزاران آن.*و سخن را چون میخوانیاحتکار مکن؛ببخش!حلمی * کتاب هیوتاژ#آن#ببخش❤️🔥 @SNHELMI 🦅
میشود از خندهات چشم بد از عشق دورمیکند آن عشوهها آتش سودا به گورخانهی رویا روم شب به شب از خامشیاز دم این خامشی نور نمایی صدوراین دل خوش را بگو خوشتر از اینها شودچون که تو خوش میکنی دل به دو صد چشمه نورروح عیانتر شود، حلقهی دیگر روددایرهای در میان، جمعیتی در عبورسایه ببازد عنان، یار نماید رخیماه تمنّا کند، نعره زند از حضورشهد دهی کام را، نام به یاد آوریآه چه سان بودهام زان همه صوت بلورشاهد معنا تویی، از خردم بازگوزان خرد معنوی با نفس روح جور حلمی رویانشین حق به کلام آوریراست شود زین سبب چشم بد از عشق دور❤️🔥 @SNHELMI 🦅میشود از خندهات چشم بد از عشق دورمیکند آن عشوهها آتش سودا به گورخانهی رویا روم شب به شب از خامشیاز دم این خامشی نور نمایی صدوراین دل خوش را بگو خوشتر از اینها شودچون که تو خوش میکنی دل به دو صد چشمه نورروح عیانتر شود، حلقهی دیگر روددایرهای در میان، جمعیتی در عبورسایه ببازد عنان، یار نماید رخیماه تمنّا کند، نعره زند از حضورشهد دهی کام را، نام به یاد آوریآه چه سان بودهام زان همه صوت بلورشاهد معنا تویی، از خردم بازگوزان خرد معنوی با نفس روح جور حلمی رویانشین حق به کلام آوریراست شود زین سبب چشم بد از عشق دور❤️🔥 @SNHELMI 🦅
خوش آمدی به لامکان عزیز دل عزیز جانخوش آمدی به کاخهای بیزمان و بیمکانخوش آمدی به شهر دل، به روزگار روشنیخوش آمدی به معبد هزار قرنهی نهانخوش آمدی به آفتاب، به رازهای ماهتاببه نورها و نوشها، به دشتهای بیکرانخوش آمدی به رودها، به مذهب سرودهابه دودها و عودها رسیده زان سوی جهانبه ساعتی که دود شد گشود ساحت غزلشهنشهِ همارهی خدایگان بینشانگذشت حلمی از زمان که بیزمان شکار کردگرفت زیر خاکی و گشود چاک آسمان❤️🔥 @SNHELMI 🦅
🎧
آنچه که از درون نشود، از بیرون نخواهد شد.عهدِ در آسمان منعقد نشدهبر زمین جاری نخواهد شد؛حتّی اگر آبها بیاشوبندخاکها پراکنده شوندخوابها مشوّش گردندو آدمی به خاک و خون کشیده شود. صدای بلند و عواطف تند گویای حقیقت نیستند.همواره آنچه دلخواه ماست نخواهد شدبلکه آنچه در خمیرهی ماست،به رنج بسیار و به عَرَق روح.پس بایست گوهر فردی شناسایی شودو تلاش بیرونی به فرآوری محصول درونی باشد. آن سر که به پیشگاه خرد فرو آورده نشود،به زندان مستبدان افکنده خواهد شد.آن قلب که برای دوستداشتن تپیده نشود،در آزمون زیستن شَربنده خواهد ماند.و آن جان که برای خدمت خیمه نیفرازد،در تندباد بیمروّت زمان بر باد خواهد رفت.حلمی * کتاب هیوتاژ#از_درون#گوهر_فردی#برای_خدمت❤️🔥 @SNHELMI 🦅