🌴🕋🕌امام أحمد شاكر - رحمه الله - فرموده است:"إنّ الأمم التي تفقد الغيرة على دينها وأعراضها ليس لها إ…
انتشار: 2026/08/23 09:05 UTCدریافت: 2026/08/23 18:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 18:15 UTC
🌴🕋🕌امام أحمد شاكر - رحمه الله - فرموده است:"إنّ الأمم التي تفقد الغيرة على دينها وأعراضها ليس لها إلّا الدمار"«امتهایی که غیرت بر دین و ناموس خود را از دست میدهند فقط نابودی در انتظارشان است.»@siratalrasool
پستهای تلگرام — سيرة الرسول(مولوی عبدالرحمن خوافی)
🌺اگر به محتوای اسلامی علاقهمندید، کانالهای زیر رو از دست ندید. ━━━━━━━━━••━┅┄l لیستی از بهترین نشریات اسلامی🌺 @Tab_sunnah_noor 🌺 @Motakhallefin_channel━━━━━━━━━••━┅┄
🌴🕋🕌روزی درمییابید که... نماز بهتر از خواب بود؛اما شما خوابیدید!قرآن به شما آرامش میرساند؛اما شما ترکش کردید!ذکر الهی به روزتان برکت میداد؛اما شما تنبلی کردید!استغفار روزیتان را میافزود؛اما شما غفلت ورزیدید!شبزندهداری به قلبتان آرامش میداد؛ اما شما رهایش کردید!دروازۀ توبه همواره باز بود؛اما شما به تأخیر انداختید!اینها را سریع دریابید و در پیشان باشید! @siratalrasool
🌴🕋🕌از لابلای سيرت اگر مطعم بن عدی زنده بود!چقدر روز طائف سخت بود. پیامبرﷺبهشت را بر دوش نهاد و به طائف رفت تا بلکه مردم طائف به او ایمان آورند و وارد بهشت شوند؛ اما ابن عبد یالیل که سرور قوم بود به او گفت: خدا کسی غیر از تو پیدا نکرد که به عنوان پیامبر بفرستد. سپس کودکان و دیوانگان را فرستاد تا ایشان را با سنگ بدرقه کنند. دعوتش را دروغ انگاشتند جسمش را آزردند خون مبارکش را جاری کردند چقدر نسبت به الله گستاخ بودند و چقدر الله نسبت به آنها بردبار بود.از آنجا که پيامبران ،بیش از همه مبتلا میشوند و از آنجا که رسول خداﷺسرور پیامبران بود و از آنجایی که مصیبت، یکی دوتا نیست، هنوز زخم پاهای مبارکش خوب نشده بود که قلبش را جریحهدار کردند، آنگاه که قریش از ورودش به مکه جلوگیری کردند. بین دو آتش گیر کرده بود؛ نه بیگانه دعوتش را پذیرفته بود و نه خویشاوند بازگشتش را پذیرا بود.ناگزیر باید به دنبال فردی میگشت که او را حمایت نماید و تحت حمایت و امان او وارد مکه شود. نزد مطعم بن عدی رفت. مطعم، امان خواهی او را پذیرفت. شبانگاه نزدش رفت و چون صبح شد، مطعم و فرزندانش با شمشیرهای برهنه خارج شدند. تا اینکه به کعبه رسیدند. وی به پیامبرﷺ گفت: هر چقدر میخواهی بیت الله را طواف کن! ابوسفیان آمد و گفت: به او پناه دادهای یا پیرو او شدهای؟ گفت: پناهش دادهام. ابوسفیان گفت: پناهت را قبول میکنیم.پیامبرﷺمدتی در مکه بود تا اینکه اجازه هجرت صادر شد. پس از مدتی مطعم بن عدی وفات کرد. پس از اینکه غزوه بدر با پیروزی مسلمانان پایان یافت و اسیران قریش را نزد پیامبرﷺآوردند، فرمود: اگر مطعم بن عدی زنده بود و در مورد رهایی این اسیران با من صحبت میکرد، آنها را رها میکردم.با اینکه آنها اسیران جنگی بودند و اگر توان داشتند در کشتنش لحظهای هم درنگ نمیکردند، او هنوز کار نیک مطعم بن عدی را به یاد دارد و به آنها خبر میدهد که اگر مطعم زنده بود و شفاعت اینان را میکرد، درخواستش را رد نمیکرد و آنها را به خاطر کار نیکی که مطعم در حقش کرده بود رها میکرد.خردمندان نیکیهای دیگران را از یاد نمیبرند؛ حتی اگر نژادشان و دینشان یکی نباشد. آیا ما هم نیکیهای مردم را به خاطر میسپاریم و منتظر فرصت میمانیم تا بتوانیم کار نیکشان را جبران کنیم؟ یا اینکه نیکی آنها را دریافت نموده و پشت کرده و میرویم؟ برده را زنجیر بسته است و آزاده را نیکی. پس آزاده باش و نیکی را از یاد مبر! درست است که نیکوکار غالباً منتظر جبران نیست؛ اما ننگ و عار است که تو نیکی را از یاد ببری.مردی به خواستگاری زنی رفت. پدرش گفت: من دخترم را به خاطر خرج و مخارج زیادش به ازدواجت در نمیآورم، بلکه این سنت خدا در میان مردم است. آنچه از مهر و خانه و جهاز برایت ممکن بود، فراهم کن بقیه را من کامل میکنم. ازدواج کردهاند و بعد از آن، مرد میگفت: ما ۲۰ سال است که با هم هستیم، حتی یک روز هم بر او خشم نگرفتم و هرگاه با من مشاجره میکرد، کار نیک پدرش را به خاطر میآوردم و با او آشتی میکردم، حتی اگر او اشتباه کرده بود.کار نیک هرگز ضایع نمیشود. اگر نزد مردم ضایع شود نزد الله ضایع نمیشود پس نیکی کن اما منتظر جبران نباش! ولی چون دیگری به تو نیکی کرد آن را دینی بر خویش بدان و همیشه منتظر فرصتی باش که نیکیاش را جبران کنی که این خوی پیامبران است.@siratalrasool
🌴🕋🕌🎙سخنران :مولوی عبدالرحمن خوافی#۳۶۵_روز_با_پیامبر 5⃣6⃣قسمت شصت و پنجم موضوع :علل بازگشت مهاجرین از حبشه ورجوع دوباره به آنجا ( نشر کلیب های سيرت صدقه جاریه هست)
🌴🕋🕌 1⃣7⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿٧۱﴾ اسرار و رموز اسراء و معراج و اهداف بلند آن: واقعه اسراء تنها یک رویداد و پیشامد فردی و معمولی نبود که صرفاً رسول اکرم ﷺ به رؤیت نشانههای بزرگ و مشاهده عینی ملکوت آسمان و زمین مشرف شده باشند ۔ بلکه علاوه بر اینها این مسافرت…🌴🕋🕌2⃣7⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿٧۲﴾گشت و گذار در میان قبایلو دعوت آنان به اسلام: آنحضرت ﷺ شخصاً در موسم حج که قبایل عرب جمع میشدند نزد آنها میرفت و هر قبیله را جداگانه صدا زده و به اسلام دعوت میکرد و از آنان میخواست که از وی در مقابل دشمنان حمایت نمایند، میفرمود: «ای بنی فلان! من فرستاده حق تعالی به سوی شما هستم ۔خدا به شما دستور میدهد که فقط او را بپرستید و با وی احدی را شریک نسازید و از عبادت کلیه شریکان دست بکشید و به او ایمان آورید و سخنش را باور نمایید، مرا مورد حمایت قرار دهید تا پیام خداوند را به مردم برسانم»(¹)مشکلات در راه اسلام: کسی که میخواست راه رسول اکرم ﷺ و آیین اسلام را طی کند، این راه را بسیار پُر از خار و همراه با ترسها و خطرها میدید، بنابراین تنها کسی میتوانست در این راه قدم بگذارد که از زندگی و جان خود دست بر دارد ۔ گواه مطلب فوق، داستان آمدن «ابو ذر غفاریؓ» به «مکه» و اسلام آوردن و ملاقاتش با رسول اکرم ﷺ است ۔«ابن عباسؓ» این داستان را چنین حکایت میکند: «وقتی خبر بعثت رسول اکرم ﷺ به گوش «ابوذرؓ» رسید، به برادرش گفت: از شما خواهش میکنم به وادی «مکه» بروی و درباره این مردی که میگوید خبرها از آسمان به سویش میآید تحقیقاتی انجام دهی، سخنش را گوش کنی، آنگاه مرا در جریان امر قرار دهی ۔ برادر «ابوذرؓ» حرکت کرد ۔ خدمت رسول اکرم ﷺ رسیده، و به سخنانش را گوش داد ۔ سپس به سوی «ابوذرؓ» برگشت و چنین گزارش داد: «او را دیدم که مردم را به مکارم اخلاق فرا میخواند و سخنی ایراد میفرمود که از قبیل شعر نیست» ۔ «ابوذرؓ» گفت: مرا درباره آنچه میخواستم مطمئن نکردی؟ اینجا بود که خودش توشهای تهیه کرده و مشکی آب بر دوش گذاشت و به سوی «مکه» رهسپار شد ۔ برای جستجوی رسول اکرم ﷺ وارد «مسجد الحرام» گردید ۔ آنحضرت ﷺ را نمیشناخت و دوست هم نداشت که از کسی بپرسد، تا این که شب فرا رسید حضرت «علیؓ» او را دید، و متوجه شد که مردی تازه وارد است، «ابوذرؓ» وقتی حضرت «علیؓ» را دید، به دنبال او راه افتاد، اما هیچکدام از دیگری چیزی نپرسیدند ۔ تا این که صبح شد ۔ «ابوذرؓ» دوباره مشک آب و توشهاش را برداشت و به مسجد آمده، روز را آنجا گذرانید، امّا به زیارت حضرت رسول اکرم ﷺ مشرف نشد، و بعد از ظهر به محل استراحت خود برگشت ۔حضرت «علیؓ» از کنار وی گذر کرد و چنین گفت: آیا هنوز این شخص جایگاه خود را پیدا نکرده است، سپس او را بلند کرد، «ابوذرؓ» همراه حضرت «علیؓ» به راه افتاد ۔ هیچکدام از دیگری چیزی نپرسید ۔ تا این که روز سوّم شد ۔ حضرت «علیؓ» مانند قبل او را از جایش بلند کرد و از وی علت آمدنش را پرسید، «ابوذرؓ» گفت: بشرطی میگویم که به من قول بدهی مرا راهنمایی کنی! حضرت «علیؓ» به وی قول داد تا او را راهنمایی کند ۔ حضرت «ابوذرؓ» هدف آمدن خود را بیان کرد ۔ حضرت «علی» (کرم اللّٰه وجهه) گفت: بدون تردید او رسول خداست؛ وقتی صبح شد، دنبال من بیا، اگر احیاناً خطری برای شما احساس کنم، میایستم گویی حاجتی دارم ۔ همین که حرکت کردم دوباره شما پشت سر من بیایید تا این که به منزل برسیم ۔طبق قرار، صبح روز بعد حضرت «ابوذرؓ» پشت سر حضرت «علیؓ» به راه افتاد تا این که به محضر رسول اکرم ﷺ شرفیاب گردید ۔ «ابوذرؓ» به سخنان رسول اللّٰه ﷺ گوش فرا داد؛ و همانجا اسلام آورد ۔ حضرت رسول اکرم ﷺ به او فرمود: اکنون نزد قوم خود برگرد و این دعوت را به آنها ابلاغ کن و منتظر باش تا امر من به شما برسد ۔ «ابوذرؓ» گفت قسم به آنکه جانم در دست اوست، من علناً این دعوت را به آنها عرضه خواهم کرد ۔ سپس بیرون رفت و با صدای بلند فریاد بر آورد: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللّٰهِ!» مردم با شنیدن این صدا برخاستند و به قدری او را کتک زدند که بر زمین افتاد ۔ در همین حال حضرت «عباسؓ» سر رسید و خود را روی او انداخت و به مردم گفت: آیا میدانید که این شخص از قبیله «غفار» است، بازرگانان شما هنگام رفتن به سرزمین «شام» از محل آنها میگذرند، بدین طریق حضرت «عباسؓ» او را نجات داد، روز دوّم نیز همین ماجرا تکرار شد و دوباره حضرت «عباسؓ» او را نجات داد۔»(²) منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۴۲۲-۴۲۳، أخرجه أحمد مزيدا من التفصيل في مسنده (۴۹۱/۳-۴۹۲)، والحاكم في المستدرك (۱۵/۱)، والطبراني في المعجم الكبير (۵۵/۵) من حديث ربيعة بن عباد الديلي ۔(²) - أخرجه البخاريّ في: كِتَابُ مَنَاقِبِ الأَنصَارِ؛ بَابُ إِسْلامِ أَبِيْ ذَرٍّ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ، برقم: (۳۸۶۱)، ومسلم في: كِتَابُ فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ رَضِيَ اللّٰهُ تَعَالَى عَنْهُمْ؛ بَابُ مِنْ فَضَائِلِ أَبِيْ ذَرٍّ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ، برقم: (۲۴۷۴) ۔t.me/siratalrasool
🌴🕋🕌تلاوت زیبا از استاد محمود شحات انورسوره مبارکه مریم اجرا شده در مصر، استان منیامورخ 30.07.2026 میلادی (8 مرداد 1405)(کانال سیرة الرسول باخرز مولوی عبدالرحمن خوافی)@siratalrasool