🌴🕋🕌 1⃣7⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿٧۱﴾ اسرار و رموز اسراء و معراج و اهداف بلند آن: واقعه اسراء تنها یک…
انتشار: 2026/08/23 07:40 UTCدریافت: 2026/08/23 18:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 18:15 UTC
🌴🕋🕌 1⃣7⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿٧۱﴾ اسرار و رموز اسراء و معراج و اهداف بلند آن: واقعه اسراء تنها یک رویداد و پیشامد فردی و معمولی نبود که صرفاً رسول اکرم ﷺ به رؤیت نشانههای بزرگ و مشاهده عینی ملکوت آسمان و زمین مشرف شده باشند ۔ بلکه علاوه بر اینها این مسافرت…🌴🕋🕌2⃣7⃣زندگانی پیامبر اسلامﷺ ﴿٧۲﴾گشت و گذار در میان قبایلو دعوت آنان به اسلام: آنحضرت ﷺ شخصاً در موسم حج که قبایل عرب جمع میشدند نزد آنها میرفت و هر قبیله را جداگانه صدا زده و به اسلام دعوت میکرد و از آنان میخواست که از وی در مقابل دشمنان حمایت نمایند، میفرمود: «ای بنی فلان! من فرستاده حق تعالی به سوی شما هستم ۔خدا به شما دستور میدهد که فقط او را بپرستید و با وی احدی را شریک نسازید و از عبادت کلیه شریکان دست بکشید و به او ایمان آورید و سخنش را باور نمایید، مرا مورد حمایت قرار دهید تا پیام خداوند را به مردم برسانم»(¹)مشکلات در راه اسلام: کسی که میخواست راه رسول اکرم ﷺ و آیین اسلام را طی کند، این راه را بسیار پُر از خار و همراه با ترسها و خطرها میدید، بنابراین تنها کسی میتوانست در این راه قدم بگذارد که از زندگی و جان خود دست بر دارد ۔ گواه مطلب فوق، داستان آمدن «ابو ذر غفاریؓ» به «مکه» و اسلام آوردن و ملاقاتش با رسول اکرم ﷺ است ۔«ابن عباسؓ» این داستان را چنین حکایت میکند: «وقتی خبر بعثت رسول اکرم ﷺ به گوش «ابوذرؓ» رسید، به برادرش گفت: از شما خواهش میکنم به وادی «مکه» بروی و درباره این مردی که میگوید خبرها از آسمان به سویش میآید تحقیقاتی انجام دهی، سخنش را گوش کنی، آنگاه مرا در جریان امر قرار دهی ۔ برادر «ابوذرؓ» حرکت کرد ۔ خدمت رسول اکرم ﷺ رسیده، و به سخنانش را گوش داد ۔ سپس به سوی «ابوذرؓ» برگشت و چنین گزارش داد: «او را دیدم که مردم را به مکارم اخلاق فرا میخواند و سخنی ایراد میفرمود که از قبیل شعر نیست» ۔ «ابوذرؓ» گفت: مرا درباره آنچه میخواستم مطمئن نکردی؟ اینجا بود که خودش توشهای تهیه کرده و مشکی آب بر دوش گذاشت و به سوی «مکه» رهسپار شد ۔ برای جستجوی رسول اکرم ﷺ وارد «مسجد الحرام» گردید ۔ آنحضرت ﷺ را نمیشناخت و دوست هم نداشت که از کسی بپرسد، تا این که شب فرا رسید حضرت «علیؓ» او را دید، و متوجه شد که مردی تازه وارد است، «ابوذرؓ» وقتی حضرت «علیؓ» را دید، به دنبال او راه افتاد، اما هیچکدام از دیگری چیزی نپرسیدند ۔ تا این که صبح شد ۔ «ابوذرؓ» دوباره مشک آب و توشهاش را برداشت و به مسجد آمده، روز را آنجا گذرانید، امّا به زیارت حضرت رسول اکرم ﷺ مشرف نشد، و بعد از ظهر به محل استراحت خود برگشت ۔حضرت «علیؓ» از کنار وی گذر کرد و چنین گفت: آیا هنوز این شخص جایگاه خود را پیدا نکرده است، سپس او را بلند کرد، «ابوذرؓ» همراه حضرت «علیؓ» به راه افتاد ۔ هیچکدام از دیگری چیزی نپرسید ۔ تا این که روز سوّم شد ۔ حضرت «علیؓ» مانند قبل او را از جایش بلند کرد و از وی علت آمدنش را پرسید، «ابوذرؓ» گفت: بشرطی میگویم که به من قول بدهی مرا راهنمایی کنی! حضرت «علیؓ» به وی قول داد تا او را راهنمایی کند ۔ حضرت «ابوذرؓ» هدف آمدن خود را بیان کرد ۔ حضرت «علی» (کرم اللّٰه وجهه) گفت: بدون تردید او رسول خداست؛ وقتی صبح شد، دنبال من بیا، اگر احیاناً خطری برای شما احساس کنم، میایستم گویی حاجتی دارم ۔ همین که حرکت کردم دوباره شما پشت سر من بیایید تا این که به منزل برسیم ۔طبق قرار، صبح روز بعد حضرت «ابوذرؓ» پشت سر حضرت «علیؓ» به راه افتاد تا این که به محضر رسول اکرم ﷺ شرفیاب گردید ۔ «ابوذرؓ» به سخنان رسول اللّٰه ﷺ گوش فرا داد؛ و همانجا اسلام آورد ۔ حضرت رسول اکرم ﷺ به او فرمود: اکنون نزد قوم خود برگرد و این دعوت را به آنها ابلاغ کن و منتظر باش تا امر من به شما برسد ۔ «ابوذرؓ» گفت قسم به آنکه جانم در دست اوست، من علناً این دعوت را به آنها عرضه خواهم کرد ۔ سپس بیرون رفت و با صدای بلند فریاد بر آورد: «أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللّٰهُ وَأَنَّ مُحَمَّدًا رَسُولُ اللّٰهِ!» مردم با شنیدن این صدا برخاستند و به قدری او را کتک زدند که بر زمین افتاد ۔ در همین حال حضرت «عباسؓ» سر رسید و خود را روی او انداخت و به مردم گفت: آیا میدانید که این شخص از قبیله «غفار» است، بازرگانان شما هنگام رفتن به سرزمین «شام» از محل آنها میگذرند، بدین طریق حضرت «عباسؓ» او را نجات داد، روز دوّم نیز همین ماجرا تکرار شد و دوباره حضرت «عباسؓ» او را نجات داد۔»(²) منابع:(¹) - سيرة ابن هشام، ج: ۱ ص: ۴۲۲-۴۲۳، أخرجه أحمد مزيدا من التفصيل في مسنده (۴۹۱/۳-۴۹۲)، والحاكم في المستدرك (۱۵/۱)، والطبراني في المعجم الكبير (۵۵/۵) من حديث ربيعة بن عباد الديلي ۔(²) - أخرجه البخاريّ في: كِتَابُ مَنَاقِبِ الأَنصَارِ؛ بَابُ إِسْلامِ أَبِيْ ذَرٍّ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ، برقم: (۳۸۶۱)، ومسلم في: كِتَابُ فَضَائِلِ الصَّحَابَةِ رَضِيَ اللّٰهُ تَعَالَى عَنْهُمْ؛ بَابُ مِنْ فَضَائِلِ أَبِيْ ذَرٍّ رَضِيَ اللّٰهُ عَنْهُ، برقم: (۲۴۷۴) ۔t.me/siratalrasool