خاکی غریب بر سر و رویش نشسته بودسروی که زیر ضربه ی غمها شکسته بوداز موج انفجار به غیر از عذاب و درد…
انتشار: 2026/08/02 22:28 UTCدریافت: 2026/08/15 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:59 UTC
خاکی غریب بر سر و رویش نشسته بودسروی که زیر ضربه ی غمها شکسته بوداز موج انفجار به غیر از عذاب و دردافسوس راهها همه تاریک و بسته بودمیخواست انقلاب بزرگی کند، ولیدل از تمام عالم و آدم گسسته بوددنبال بخت خویش هزار بار رفت و رفتشاید که مرگ با همه تلخی خجسته بودیک شب به خواب رفت و سحرگاه برنخاستآری پدر از این همه تکرار خسته بود#منصورپیکانپور@sheroshuor