کاش این تیره شبِ غمزده فردا بشودباز خورشیدِ لبِ پنجره پیدا بشودوای بر عاشق بیچاره ی بیخوابی کهشب به…
انتشار: 2026/07/26 22:17 UTCدریافت: 2026/08/15 02:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:59 UTC
کاش این تیره شبِ غمزده فردا بشودباز خورشیدِ لبِ پنجره پیدا بشودوای بر عاشق بیچاره ی بیخوابی کهشب به شب غرقِ شبیخونِ غزلها بشودمنم آن رود که شد سهمِ بیابان اماآرزویش همه این بود که دریا بشودترسم اینست که آنقدر دلم تنگ شودکه غمِ هرشبِ تو سخت در آن جا بشودحالِ من حالِ غزالیست که در حمله ی گرگگلّه رم کرده به یک لحظه و تنها بشودسالها ریخته ام خونِ جگر را در دلبدتر از درد ؛ عذابیست که حاشا بشودنیستی دفترِ شعرم شده غمنامه و کاشناگهان با خبرِ آمدَنت تا بشودکاش میشد که بیایی ، نگرانم نکُندکارِ مردم پس از این گفتنِ از ما بشود#منصورپیکانپور@sheroshuor