به نام یزدان پاکنبردی سترگ و به رنگ غروبز دریای مازندران و جنوبز مغرب ز مشرق ز هر سوی و رویز قومی د…
انتشار: 2026/08/04 04:46 UTCدریافت: 2026/08/13 09:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:15 UTC
به نام یزدان پاکنبردی سترگ و به رنگ غروبز دریای مازندران و جنوبز مغرب ز مشرق ز هر سوی و رویز قومی دلیر و بسی جنگجویبه هر دم چو موجی خروشان رسدفروزنده خورشیدِ سوزان رسدکه غرّان و درّان و پاینده عزمبه کف بیرق است و به تن رختِ رزمنه دیگر امانی بُوَد در میاننه خصمی بماند ز چشمی نهانچو مشتی که جنسش ز پولاد سختببارد به دشمن ز مردانِ زَفتکه تیغِ دلیران بُوَد پُر گزندبه ضحاکیانِ پلشت و نژندهرآنکس که دارد چنین آرزوکه بیند قیامت به چشم و به روضمانت ز جان ، میدهم مژده ایبه اندک شکیبایی آن دیده اینه افسانه گویم نه خوانم رجزکه باطل نگویم روایت به هرزیکی شاهِ خوش قلب و خوش هیبت استکه چون جانِ شیرین بر او بیعت استچو ققنوس ، ایران ز خاکسترشبپا خیزد از حکم شاهنشه اشمهیا شوَد دوزخی بهرشانکه وصفش نگنجد به نطق زبانصبا این خبر را به ضحاکیانبه شومی رسان همچو فرجامشانکه هنگامه سخت جان کندن استفرشته رسد دیو را رفتن استز آئین تازی نیابی فروغبجز جنگ و تزویر و قهر و دروغز خاک گُهر بار ایران زمینرَوَد دین ِ آهرمنِ آز و کینکه تابد دگر باره نورِ امیدزحرمان تهی پُر ز عشق و نُویدپناه ایزد پاک باشد بماز تازی نخواهیم دین و خداخدایش یقین دان که اهریمن استکه چون هُرم آتش به هر خرمن استچو زرتشت پاک است و یزدان بمانه احمد رسول و نه اَلَّه خدا#صادق_مبارکی
