دی به میز محکمه گسترده دفتر های زرد داوری بی درد و شاعر با هزاران داغ و درد در کفی زنجیر دیوان بود…
انتشار: 2026/07/26 16:27 UTCدریافت: 2026/08/13 09:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 09:15 UTC
دی به میز محکمه گسترده دفتر های زرد داوری بی درد و شاعر با هزاران داغ و درد در کفی زنجیر دیوان بود و خشم اهل زور در کفی دیگر قلم روشنگر شب های گور از چه بر دفتر نوشتی آتشی افروخته ای حرمت این مسند و آیین ما را سوخته ای چیست تیغ و تیر تو در فتنه و آشوب و…ادامه...دست شاعر گر در این پیکار در زنجیر شد نقش شعرش بر تن دیوار عالم گیر شدقصه کوته لیکن این افسانه می ماند به جا نام شاعر در دل آیندگان گیرد صفاشب گذشت و بامداد روشنی آمد پدید مرغ حق از ناله های خلوت شب سر کشیداز مزار شاعر آزاده بوی گل وزیدبر درخت کهنه میهن بهار آمد پدیدای قفس سازان شب کاخ شما ویرانه شدنام او در خطه های بوم ما افسانه شدزنده تر گردید آن واژه که خونین گشته بود آن که از جور قفس دل تنگ و غمگین گشته بودجام خونین قلم لبریز شد از باورشتا بشوید ننگ تاریکی ز نام دفترشگر بریزند استخوان ما به پیش پای دهر بانگ ما پیچد به هر برزن به هر کوی و به شهر#Atin #نیما_آتین
