در سکوت سرد و سنگین شبممهر خاموشی نشسته بر لبمسایهای تنها میان غربتمزخمی خنجر به دست الفتمتن ندادم…
انتشار: 2026/07/24 16:58 UTCدریافت: 2026/08/06 09:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 09:12 UTC
در سکوت سرد و سنگین شبممهر خاموشی نشسته بر لبمسایهای تنها میان غربتمزخمی خنجر به دست الفتمتن ندادم بر تملق های دونتا نگردد گوهر وجدان زبونآبروی خود ندادم پای نامتا نباشم بنده جاه و مقامکوه تنهایم در این دشت بلندکی سپارم سر به دام هر کمندزیر خاکستر نهانم آتش استسینه ام لبریز سوز سرکش استگرچه بال من شکست از دست دهرکی بریزم شهد عزت پای زهرراست قامت میروم در این مسیرکی شوم در بند دنیایی اسیرسینه ام گنجینه ای از راز شبنغمه ام همساز با آواز شبسینه ام را کرده ام بر غم سپرکی هراسم باشد از زخم تبرگرچه تنها زیستم در این جهانسرفرازم تا ابد در هر زماندر سکوت سرد این کنج نهاندور ماندم از حدیث این و آنسر فرود کی آرد این طبع بلندپیش پای صاحب جاه و کمندکوه تنهایم در این دشت کهنکی سپارم سر به بند اهرمنشاخه ای خشکم میان این خزانقائمم در پیش طوفان گراناز محافل گر جدایم گو چه باکسایه ام افتاده بر دامان خاکمرغ شب پیمای دشت انزواکی نهد سر بر در هر بی وفاسنگ کین بارید بر بال و پرمکس ندید اما غباری بر سرمحرمت اندیشه را نفروختمگرچه در سوز سکوتم سوختمتاج خار است این کلاه افتخارخلوتم خوش تر ز بزم شهریارمن قلم را وقف ایمان داده امدل به دست خاک ایران داده امبس جفا دیدم ز یاران کهنکس نمانده محرم راز سخنشاخه صبرم اگرچه بی بر استریشه ام در عمق خاکی دیگر استسایه ام پا می کشد در راه شبغیر حق حرفی نمی آید به لباین سکوت سخت فریاد من استغربت این کنج بنیاد من استسینه ام دریا و موجش التهابمی خرامم بی هراس و بی نقابتا نفس باقی است پرچمدار حقمی نگارم بر جبین شب فلقزهر تلخم گر بسوزاند جگربهتر از شهد خیانت بر بشر#Atin #نیما_آتین
