يک قطعه خيلی مشهوری در شاهنامه هست در ضديت با اعراب که :« ز شير شتر خوردن و سوسمار/ عرب را بدانجا…
انتشار: 2026/08/10 14:35 UTCدریافت: 2026/08/13 15:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 15:00 UTC
يک قطعه خيلی مشهوری در شاهنامه هست در ضديت با اعراب که :« ز شير شتر خوردن و سوسمار/ عرب را بدانجا رسيده است کار/ که تاج کيانی کند آرزو/ تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...» اينها مال شاهنامه نيست. اينها را کسان ديگری از شعوبيه و ايرانيان خيلی وطندوست تحتتاثير شاهنامه سرودهاند و وارد شاهنامه کردهاند. از سوي ديگری در شاهنامه ابيات ضد عرب هست که چند بيتش را خواندم. در نامه رستم فرخزاد به برادرش، اعراب شديدا مورد تهاجم قرار ميگيرند و اين از خود فردوسی نيست، بلکه در ماخذ فردوسی بوده، ولي فردوسی اينها را با علاقه سروده، وگرنه میتوانست اينها را کنار بزند و به شاهنامه منتقل نکند. از خود کلام معلوم است که فردوسی اينها را با احساس سروده، يعنی به آنها اعتقاد داشته. در زمان ساسانيان اعراب به ايران حمله کردند و ايران را گرفتند و پيروز شدند. بنابراين چيز آشکار و روشنی است که مردمي که از وطنشان دفاع می کنند، به دشمن حمله میکنند. اين ارتباطی به نژادپرستی ندارد. معلوم است که در ميان دعوا حلوا قسمت نمیکنند. اينکه ما اين را امروز مطرح کنيم و بپرسيم آيا فردوسی عربستيز بوده يا نه، ابلهانه است. معلوم است که عربستيز بوده. براي اينکه عرب در آن زمان دشمن مملکتش بوده. اگر عربستيز نبود که اصلا شاعر ملی نبود. ايرانيان بهتر است امروز عربستيز نباشند و به زمان فردوسی کاری نداشته باشند. @shahnamehpajohan #جلال_خالقی_مطلق (گفتگو با جلال خالقی مطلق : اگر ما بخواهیم بینش سیاسی امروزمان را وارد متون کهن کنیم، آنها را تحریف کردهایم) 🔸متن کامل گفتگو در تارنمای #باشگاه_شاهنامه_پژوهان بخش #گفتگو www.shahnamehpajohan.ir


