بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هشتاد و س…
انتشار: 2026/08/14 12:02 UTCدریافت: 2026/08/17 07:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 07:19 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هشتاد و سومشرمندۀ نگاه پدران و مادران شهدادیوارهای مسجد، آینهای از آسمان شده بود. قابِ عکسِ جوانهایی که روزی با خنده و شور، در همین مسجد قد کشیده بودند، حالا از هر سو به آدم نگاه میکردند؛ همان بچههایی که با عشق اهلبیت علیهمالسلام راهی جبهه شدند و به قافله شهدا پیوستند.شهید غلامعلی رجبی هر بار که نگاهش به آن عکسها میافتاد، آهی از دل میکشید و با صدایی آمیخته به بغض میگفت:«من از پدر و مادرهای این بچهها خجالت میکشم. من بچههایشان را هیئتی و جبههای کردم، اما آنها شهید شدند و من هنوز دارم راستراست جلوی چشم پدر و مادرهایشان راه میروم.»این سخن از سر اندوه نبود؛ از شوق جا ماندن بود. دلی که دیگر تاب ماندن در این دنیا را نداشت و آرزویش پیوستن به یاران شهیدش بود.در آخرین ماه رمضان عمرش، حال و هوایش رنگ دیگری گرفته بود. بارها با التماس میگفت:«دعا کنید شهید بشوم.»بیقراریاش وصفناشدنی بود؛ گویی پرندهای در قفس، لحظهای آرام نمیگرفت و مدام بال بر در و دیوار میزد تا شاید درِ قفس گشوده شود و راهی آسمان گردد.سرانجام همان دعایی که با اشک بر زبان میآورد، مستجاب شد و پرنده روحش از قفس خاک رها گشت؛ تا در کنار همان جوانهایی که روزی دستشان را گرفته بود، میهمان سفره بیکران شهدا شود.برگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷


