بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هشتاد و چ…
انتشار: 2026/08/15 09:12 UTCدریافت: 2026/08/17 07:19 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 07:19 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هشتاد و چهارمتهدیگ شهادتروزهای آخر جنگ بود. خبر پذیرش قطعنامه، دهانبهدهان میچرخید و همه گمان میکردند دفتر دفاع بسته شده است. بچهها دور هم نشسته بودند و از پایان جنگ میگفتند. یکی با لبخند رو به غلامعلی کرد و گفت:«غلامعلی! دیگر از شهادت حرف نزن. جنگ تمام شده، دیگر خبری از جبهه نیست. کفگیر شهادت خورده تهِ دیگ!»همه خندیدند.اما غلامعلی، با همان آرامش همیشگی و لبخند شیرینش، نگاهی به دوستان انداخت؛ نگاهی که انگار افقهای دورتر را میدید. آرام گفت:«اتفاقاً... تهدیگش از همه خوشمزهتره.»لبخندش، لبخند کسی بود که دلش جای دیگری بود؛ کسی که باور داشت اگر خدا بخواهد، راه آسمان هیچوقت بسته نمیشود. برای او، شهادت پایان جنگ نبود؛ دعوتی بود که زمانش را تنها صاحبِ دعوت میدانست.چند روزی بیشتر نگذشت که دشمن، با خیال خام، از مرزهای غربی هجوم آورد و عملیات مرصاد آغاز شد. همان روزهایی که خیلیها پایان راه میپنداشتند، برای غلامعلی آغاز وعدهای بود که سالها در انتظارش مانده بود.او رفت؛ با همان یقین، با همان لبخند و با همان جملهای که حالا در خاطر دوستانش جاودانه شده است:«اتفاقاً... تهدیگش از همه خوشمزهتره.»آن روز همه فهمیدند که بعضی دلها، پیش از آنکه حادثهای رخ دهد، بوی آسمان را حس میکنند؛ و غلامعلی از همان دلهایی بود که پایان جنگ را نه پایان راه، بلکه آغاز پرواز میدید. عملیات مرصاد، آخرین برگ دفتر زندگی زمینی او شد و نامش برای همیشه در شمار عاشقان شهادت ماند.برگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷



