بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هفتاد و پ…
انتشار: 2026/08/06 11:54 UTCدریافت: 2026/08/11 09:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 09:55 UTC
بسم الله الرحمن الرحیمشهید غلامعلی رجبی (جندقی)تولد: ۱۳۳۳/۰۴/۱۰شهادت: ۱۳۶۷/۰۵/۰۶بسیجیقسمت هفتاد و پنجم«آقا... هیبتت ما را گرفته»آن شب، حال و هوای مجلس با شبهای دیگر فرق داشت. سکوتی سنگین روی دلها نشسته بود؛ انگار همه، بیآنکه چیزی بگویند، در غمی مشترک فرو رفته بودند. صدای روضه هم نمیتوانست آن سکوت عجیب را بشکند. پایینپای حضرت، گوشهای از صحن نشسته بودیم و هر کس در دنیای خودش اشک میریخت.غلامعلی آرام سرش را بالا آورد. نگاهش روی گنبد طلایی حرم ثابت ماند. چند لحظه فقط نگاه کرد؛ نگاهی که انگار از عمق جان با صاحب این بارگاه سخن میگفت. بعد با صدایی آرام، اما لبریز از عشق و ادب، زمزمه کرد:«آقا... هیبتت ما را گرفته...»همین یک جمله کافی بود.گویی پردهای از روی دلها کنار رفت. فضای سنگین مجلس ناگهان رنگ دیگری گرفت. اشکها روانتر شد و دلهای خسته، دوباره جان گرفتند. همه فهمیدند این سخن از زبان نبود؛ از قلبی برخاسته بود که سالها با محبت اهلبیت(ع) زندگی کرده بود.حاج سعید حدادیان بعدها میگفت:«گاهی مجلس آنقدر قبض است که هیچکس نمیتواند حالش را عوض کند. آن شب برایم عجیب بود که غلامعلی چگونه با یک جمله، همه فضا را دگرگون کرد. گفت: "آقا... هیبتت ما را گرفته." همین یک جمله از دلش برخاست و مستقیم بر دل همه نشست.»غلامعلی خوب میدانست که روضه، پیش از آنکه بر زبان جاری شود، باید در دل شعله بکشد. هرگاه دل به صاحب حرم گره میخورد، کلمات دیگر زمینی نبودند؛ رنگ آسمان میگرفتند و بیاجازه، راه خود را به قلبها باز میکردند.شاید راز ماندگاری نام شهدا نیز همین باشد؛ آنان پیش از آنکه برای مردم سخن بگویند، با خدا و اولیای او سخن گفته بودند. از همین رو، حتی یک جمله کوتاهشان، سالها بعد نیز دلها را میلرزاند و اشک را بر گونه عاشقان جاری میکند.برگرفته از کتاب:یادگاران ۲۴؛ شهید غلامعلی رجبینویسنده: سیداحمد معصومینژادتهیه و تدوین: ف. عباسی @shahidgholamali🍃🌷


